*به نام خالق دشت نینوا*
كيست پرسد حال اين ديوانه را حال ازياران عقب افتاده را
حال غربت در ميان خانه را حال و روز شمع بي پروانه را
شمع ها از فتنه ها خاموش شد چشمها معطوف رقص نور شد
از شهيدان استخوانها بازگشت روضه هاي بي كسي سر باز گشت
راهيان سرزمين نور بين مردمي سرگرم و از دين دوربين
زائران شهر خرمشهر بين بي شهيدان اسير دهر بين
زائر كوي شهيدان سالك است قلب او را حق هميشه مالك است
بي حيايي تا كجا تفويض شد جاي عيش وعشقها تعويض شد
اي برادر داني عيب وگيرچيست آفت دين مايه تزوير چيست
موجها از تپه ها سرريز شد كار جلادان طرب انگيز شد
آفت امد عافيت اويزشد بي حجابي لاجرم تجويز شد
باد آمد عفت از ما دور شد چشم هاي دل به مي مستورشد
مي نه آن مي كز خم دلدار بود رهنماي عاشق واغيار بود
خم نه آن خم غدير يار بود مي همان مستي عثمان وار بود
گوش ها بر سازها زل مي زنند بر وراي آبها پل مي زنند
صوت قران مايه تكريم شد پس نماي مجلس ترحيم شد
حرفها سخت است پس باور كنيد رخت رزم خويش را در بر كنيد
تا به كي گويند درها بسته شد راه فتح اسمانها بسته شد
اي برادراين جهاد اكبر است سخت تر از ان جهاد اصغراست
اصغري ها خوب در آويختند بيني دشمن به خاك آميختند
ليك اينك اين جهاد اكبر است همتي خواهد كه بيش از اصغراست
دشمن اينك در پس گوش شماست لشكرش در چشم و آغوش شماست
بد حجابي ها سلاح غربي است دين فروشي مايه ويراني است
اي برادر هوش باش وتيز شو حبل ثارالله را آويز شو
سيم دل را با شهيدان وصل ساز عشق حيدر را بقاي وصل ساز
ياد مهدي(عج) باش در هر لحظه اي اوست گيرد دست هر درمانده اي
نوشته شده توسط ک . ح