تبليغاتX
سوخته

سوخته

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

آیا عملم هست ...

 

دستورالعمل پنجم
بسمه تعالی
كسی كه به خالق و مخلوق، متيقن و معتقد باشد، و با انبياء و اوصياء صلوات‌الله عليهم، جميعاً مرتبط و معتقد باشد، و توسل اعتقادی و عملی به آنها داشته باشد، و مطابق دستور آنها حركت و سكون نمايد، و در عبادات، «قلب» را از غير خدا، خالی نمايد، و فارق‌القلب، نماز را كه همه چيز تابع آن است انجام دهد، و با مشكوك‌ها، تابع امام عصر عجل الله له الفرج باشد، و هر كه را امام، مخالف خود می‌داند با او مخالف باشد، و هر كه را موافق می‌داند با او موافق، [و] لعن نمايد ملعون او را، و ترحم نمايد بر مرحوم او و لو علی سبيل الاجمالی؛ هيچ كمالی را فاقد نخواهد بود و هيچ وِزر و بالی را واجد نخواهد بود.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 23:37  توسط سالک  | 

دستوری دیگر ...

*به نامش و یاریش*

دستور العمل چهارم

بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله وحده، و الصلاة علی سيد انبياء و علی آله الطيبين، و اللعن أعدائهم اجمعين.
جماعتی از مؤمنين و مؤمنات، طالب نصيحت هستند؛ بر اين مطالبه، اشكالاتی وارد است، از آن جمله:
۱.
نصيحت در جزييات است، و موعظه، اعمّ است از كليات و جزييات؛ ناشناس‌ها و همديگر را نصيحت نمی‌كنند.
۲. «
من‌عمل بما علم ورثه الله علم ما لم يعلم»؛ «[من عمل بما علم] كفی ما لم يعلم»؛ (والذين جاهدوا فينا، لنهدينهم سبلنا).
۳.
آنچه می‌دانيد، عمل كنيد؛ و در آنچه نمی‌دانيد؛ احتياط كنيد تا روشن شود؛ و اگر روشن شد، بدانيد كه بعض معلومات را زير پا گذاشته‌ايد؛ طلب موعظه از غير عامل، محل اعتراض است؛ و قطعاً مواعظی را شنيده‌ايد و می‌دانيد، عمل نكرديد، و گرنه روشن بوديد.
۴.
همه می‌دانند كه «رساله عمليه» را بايد بگيرند و بخوانند و بفهمند، و تطبيق عمل بر آن نمايند، و حلال و حرام را با آن تشخيص بدهند؛ و همچنين مدارك شرعيه [را] اگر اهل استنباط باشند؛ پس نمی‌توانند بگويند:
۵. «
ما نمی‌دانيم چه بكنيم و چه نكنيم. »
۶.
كسانی‌كه به آنها عقيده داريد، نظر به اعمال آنها نماييد، آنچه می‌كنند از روی اختيار، بكنيد، و آنچه نمی‌كنند از روی اختيار، نكنيد؛ و اين، از بهترين راه‌های وصول به مقاصد عاليه است؛ «كونوا دعاة إلی الله بغير ألسنتكم»؛
مواعظ عمليه، بالاتر و مؤثرتر از مواعظ قوليه است.
۷.
از واضحات است كه خواندن قرآن در هر روز، و ادعيه مناسبه اوقات و امكنه، در تعقيبات وغيرآنها؛ و كثرت تردد در مساجد و مشاهد مشرفه؛ و زيارت علما و صلحاء و همنشينی با آنها، از مرضيات خدا و رسول(ص) است و بايد روز به روز، مراقب زيادتی بصيرت و انس به عبادت و تلاوت و زيارت باشد.
۸.
و بر عكس، كثرت مجالست با اهل غفلت، مزيد قساوت و تاريكی قلب و استيحاش از عبادت و زيارات است؛ از اين جهت است كه احوال حسنه حاصله از عبادات و زيارات و تلاوتها، به سبب مجالست با ضعفا در ايمان، به سوء حال و نقصان، مبدل می‌شوند؛ پس، مجالست با ضعيف الايمان- در غير اضطرار و برای غير هدايت آنها- سبب می‌شود كه ملكات حسنه خود را از دست بدهد، بلكه اخلاق فاسده آنها را ياد بگيرد:
۹. «
جالسوا من يذكركم الله رؤيته، و يزيد فی علمكم منطقه، و يرغبكم فی الاخرة عمله. »
۱۰.
از واضحات است كه ترك معصيت در اعتقاد و عمل، بی‌نياز می‌كند از غير آن؛ يعنی غير، محتاج است به آن، و او محتاج غير نيست، بلكه مولد حسنات و دافع سیئات است:
۱۱.
(و ما خلقت الجن و الانس إلا ليعبدون.)
۱۲. عبوديت ترك معصيت در عقيده و عمل.
۱۳.
بعضی گمان می‌كنند كه ما از ترك معصيت عبور كرده‌ايم!! غافلند از اين‌كه معصيت، اختصاص به كبائر معروفه ندارد، بلكه اصرار بر صغائر هم، كبيره است؛ مثلاً نگاه تند به مطيع، برای تخويف، إيذاءِ محرم است؛ [و] تبسم به عاصی، برای تشويق، اعانت بر معصيت است.
۱۴.
محاسن اخلاق شرعيه و مفاسد اخلاق شرعيه، در كتب و رسائل عمليه، متبين شده‌اند. دوری از علما و صلحا، سبب می‌شود كه سارقين دين، فرصت را غنيمت بشمارند و ايمان و اهلش را بخرند به ثمن‌های بَخس و غير مبارك، همه اينها مجرب و ديده شده است.
۱۵.
از خدا می‌خواهيم كه عيدی ما را در اعياد شريفه اسلام و ايمان، موفقيت به
«عزم راسخ ثابت دائم بر ترك معصيت» قرار بدهد كه مفتاح سعادت دنيويه و اخرويه است، تا اين‌كه ملكه بشود ترك معصيت؛ و معصيت برای صاحب ملكه، به منزله زهر خوردن برای تشنه است، يا ميته خوردن برای گرسنه است.
البته اگر اين راه تا آخر، مشكل بود و به سهولت و رغبت، منتهی نمی‌شد، مورد تكليف و ترغيب و تشويق از خالق قادر مهربان نمی‌شد.
۱۶. «
و ما توفيقی إلا بالله، عليه توكلت، و إليه انيب».
و الحمدلله أولاً و آخراً، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرين و اللعن الدائم علی
أعدائهم أجمعين»
۱۷. ربيع المولود ۱۴۱۹

التماس دعا . یازهرا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 23:11  توسط سالک  | 

اگر در خانه کس است همین ...

*به نام روشنی دل عارفان*


دستورالعمل سوم

بسمه تعالی
گفتم كه: الف، گفت: دگر؟ گفتم: هيچ در خانه اگر كس است، يك حرف بس است بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گويم: «كسی كه بداند هر كه خدا را ياد كند، خدا همنشين اوست، احتياج به هيچ وعظی ندارد، می‌داند چه بايد بكند و چه بايد نكند؛ می‌داند كه آنچه را كه می‌داند، بايد انجام دهد، و در آنچه كه نمی‌داند، بايد احتياط كند. »
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

التماس دعا . یا زهرا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 23:18  توسط سالک  | 

باز هم می نویسم تا شاید عمل کنیم ...

* به نامش و یاریش*

و اما دستور دوم ...

دستور‌العمل دوم
مشهد ربيع‌الثانی ۱۴۲۰

بسمه تعالی
كوچك و بزرگ بايد بدانيم: راه يگانه برای سعادت دنيا و آخرت، بندگی خدای بزرگ است؛ و بندگی، در ترك معصيت است در اعتقاديات و عمليات.
آنچه را كه دانستيم، عمل نماييم و آنچه را كه ندانستيم، توقف و احتياط نماييم تا معلوم شود، هرگز پشيمانی و خسارت، در ما راه نخواهد داشت؛ اين عزم اگر در بنده، ثابت و راسخ باشد، خدای بزرگ، اولی به توفيق و ياری خواهد بود.
والسلام عليكم و رحمة‌الله و بركاته، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرين، واللعن علی أعدائهم أجمعين .

التماس دعا .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 7:20  توسط سالک  | 

و باز هم دستورالعمل و آیا عمل هست ....

* الله لا اله الا هو*

سلام دوستان گرچه نبودم ولی امشب اومدم و با دستورالعمل های بسیار جالب و عالیه آیت الله بهجت از امشب هر شب یه دستورالعمل براتون می زارم امیدوارم بهره کافی رو ببرید :

7 بسمه‌تعالی الحمدلله رب‌العالمين، و‌الصلاة علی سيد الأنبياء و المرسلين، و علی آله سادة الأوصياء الطاهرين و علی جميع العترة المعصومين، واللعن الدائم علی أعدائهم أجمعين.
جماعتی از اين جانب، طلب موعظه و نصيحت می‌كنند؛ اگر مقصودشان اين است كه بگوييم و بشنوند و بار ديگر در وقت ديگر، بگوييم و بشنوند، حقير عاجزم و بر اهل اطلاع پوشيده نيست.
و اگر بگويند كلمه‌ای می‌خواهيم كه امّالكلمات باشد و كافی برای سعادت مطلقه دارين باشد، خدای تعالی قادر است كه از بيان حقير، آن را كشف فرمايد و به شما برساند.
دستورالعمل اول

پس عرض می‌كنم كه غرض از خلق، عبوديت است (و ما خلقت الجن و الانس إلا ليعبدون. سوره ذاريات/
۵۶ ) و حقيقت عبوديت؛ ترك معصيت است در اعتقاد كه عمل قلب است و در عمل جوارح.
و ترك معصيت، حاصل نمی‌شود به طوری‌كه ملكه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و ياد خدا در هر حال و زمان و مكان و در ميان مردم و در خلوت « ولا أقول سبحان الله و الحمدلله، لكنه ذكرالله عند حلاله و حرامه».
ما امام‌زمان عجل‌الله له الفرج را دوست می‌داريم، چون امير نحل است؛ امور ما مطلقاً به وسيله او به ما می‌رسد؛ و او را پيغمبر صلوات‌الله عليه برای ما امير قرار داده؛ و پيغمبر را دوست داريم، چون خدا او را واسطه بين ما و خود قرار داده؛ و خدا را دوست داريم، برای اين‌كه منبع همه خيرات است و وجود ممكنات، فيض اوست.
پس اگر خود و كمال خود را خواهانيم، بايد دوست خدا باشيم؛ و اگر دوست خداييم، بايد دوست وسائط فيوضات از نبیّ و وصیّ، باشيم؛ وگرنه يا دوست خود نيستيم، يا دوست واهب العطايا نيستيم، يا دوست وسائط فيوضات نيستيم.
پس كيميای سعادت، ياد خداست، و او محرّك عضلات به سوی موجبات سعادت مطلقه است؛ و توسل به وسائط استفاضه از منبع خيرات، به واسطه وسائل مقرره خودش است. بايد اهتدا به هدايات آنها نماييم و رهروی به رهبری آنها نماييم تا كامياب شويم.
ديگر توضيح نخواهيد و آن‌كه عرض شد، ضبط نماييد و در قلب ثبت [كنيد]، خودش توضيح خود را می‌دهد.
اگر بگوييد چرا خودت عامل نيستی؟! می‌گويم: «اگر بنا بود كه بايد بگوييم ما عامليم به هرچه عالميم، شايد حاضر به اين حضور و بيان نمی‌شديم»؛ لكن دستور، بذل نعمت است، شايد به مقصود برساند؛ « ما أخذالله علی‌العباد أن يتعلّموا حتی أخذ علی العماء أن يعلّموا».
مخفی نماند اگر ميسور شد برای كسی، نصيحت عملّيه بالاتر است از نصايح قوليه «كونوا دعاة إلی‌الله بغير أاسنتكم»
وفقّنا الله و اياكم لما يرضيه و جنبنا جميعاً عن ما يسخطه و السلام عليكم و رحمة‌الله و بركاته والحمدلله أولاً و آخراً والصلوة علی محمد و آله الطاهرين واللعن علی أعدائهم أجمعين.
مشهد، ربيع‌الثانی
۱۴۲۰

التماس دعا . یازهرا.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 21:52  توسط سالک  | 

دستور العملهاي عرفاني ...

دستور العملي كه سالك رباني حاج ميرزا جواد آقاي ملكي تبريزي به جناب آيت الله حاج شيخ محمد حسين كمپاني ارسال داشت چنين است:

                                           بسم الله الحمن الرحيم

فدايت شوم.....

در باب اعراض از جد و جهد رسميات و عدم وصول به واقعيات كه مرقوم شده و از اين مفلس استعلام مقدمه موصوله فرموده ايد بي رسميت بنده آنچه براي سير اين عوالم ياد گرفته و بعضي نتائجش را در خدمت شريف ابتدا خود صحبت كرده ام و از كثرت شوق آنكه با رفقاء در عوالم همرنگ بشوم ، اساس و ريشه آنچه از لوازم اين سير مي دانستم بي مضايقه عرضه داشته ام. حالا هم به اجمال آن را به يريقه ايكه ياد گرفتم مجدداً اظهار مي نمايم :

طريق مطلوب را براي راه معرفت نفس گفتند : چون نفس انساني از عالم مثال خود نگذشته به عالم عقلي نخواهد رميد و تا به عالم عقلي نرسيده حقيقت معرفت حاصل نبوده و به مطلوب نخواهد رسيد ، لذا به جهت اتمام اين مقصود مرحوم مغفور جزاه الله عنا خير الجزاء المسلمين (منظور استاد سير و سلوك و عرفان مرحوم آيت الله العظمي آخوند ملا حسينقلي همداني مي باشد) مي فرمود كه :

بايد انسان يك مقدار زياده بر معمول تقليل غذا و استراحت بكند تا جنبه حيوانيت كمتر شود و روحانيت قوت بگيرد و ميزان آن را هم چنين فرمود كه : انسان اولاً روز و شب زياده از دو مرتبه غذا نخورد حتي تنقل بين الغذائين نكند. ثانياً هر وقت غذا مي خوريد بايد مثلاً يك ساعت بعد از گرسنگي بخورد كه تمام سير نشود اين در كم غذا.

و اما كيفيتش بايد غير از آداب معروفه ، گوشت زياد نخورد ، به اين معني كه شب و روز هر دو نخورد و هر هفته دو سه دفعه هر دو را يعني هم روز و هم شب را ترك كند و يكي هم اگر بتواند للتكليف نخورد و لا محاله آجيل خور نباشد و اگر احياناً وقتي نفسش زياد مطالبه آجيل كرد استخاره كند. و اگر بتواند روزه هاي سه روز هر ماه را ترك نكند.

و اما در تقليل خواب مي فرمودند : شبانه روز شش ساعت بخوابد و البته در حفظ لسان و مجانبت اهل غفلت ( خداي تعالي در سوره روم آيه 7  كساني را غافل خوانده است كه حقيقت هستي را در نيافته اند و ظواهر حيات دنيوي آنها را به خود مشغول كرده است و در جاي ديگر غافلان را از حوزه انسانيت خارج دانسته و آنها را در زمره چهار پايان قرار داده مي دهد- سوره مباركه اعراف آيه شريف 99- البته در احاديث هم اين معني تصريح شده است) اهتام زياد نمايد. اينها در تقليل حيوانيت كفايت مي كند.

و اما تقويت روحانيت : اولاً دائماً بايد هم و حزن قلبي به جهت عدم وصول به مطلوب داشته باشد. ثانياً تا مي تواند ذكر و فكر را ترك ننمايد كه دو جناح سير آسمان معرفت است. در ذكر عمده سفارش اذكار صبح و شام اهم آنها كه در اخبار واره شده. و اهم تعقيبات صلوات و عمده تر ذكر وقت خواب كه در اخبار مأثور است. لا سيّما متطهراً در هنگام ذكر به خواب رود و شب خيزي مي فرمودند : زمستانه سه ساعت و تابستانها يك ساعت و نيم و مي فرمودند : كه در سجده ذكر يونسيه (منظور از ذكر يونسيه كه از قول حضرت يونس پيغمبر- ص-در آيه 88 سوره انبيا – ان لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين فستجبنا و نجيناه من الغم و كذالك ننجي المؤمنين - آمده است و درباره   مداومت بر آن براي رفع گرفتاري ها احاديثي از امامان معصوم رسيده است ) يعني در مداومت آن كه در شبانه روز ترك نشود هر چه بيشتر توانست كردن اثرش بيشتر است اقل اقل آن چهارصد مرتبه است خيلي اثر ها ديدم بنده خودم تجربه كرده ام و چند نفر هم مدعي تجربه اند.

يكي هم قرآن كه خوانده مي شود به قصد هديه به حضرت ختمي مرتبت صلوات الله عليه و آله خوانده شود و اما فكري براي مبتدي مي فرمودند : در مرگ فكر بكن تا آن وقتي كه از حالش مي فهميدند كه از مداومت اين مراتب گيج شده في الجمله استعدادي پيدا كرده آن وقت به عالم خيالش ملتفت مي كردند يا آنكه خود ملتفت مي شد چند روزي همه روز و شب فكر در اين مي كند كه بفهمد كه هرچه بفهمد و خيال مي كند خودش است و از خودش خارج نيست. اگر اين را ملكه   مي كرد خودش را در عالم مثال مي ديد يعني حقيقت عالم مثالش را مي فهميد و اين معني را ملكه مي كرد آنوقت مي فرمود كه بايد فكر را تغيير داد و همه صورتها و موهومات را محو كرد و فكر در عدم كرد. و اگر انسان اين را ملكه نمايد لابد تجلي سلطان معرفت خواهد شد يعني تجلي حقيقت خود را به نورانيت و بي صورت و حد با كمال بهاء فائز آيد و اگر در حال جذبه ببيند بهتر است بعد از آنكه راه ترقيات عوالم عاليه را پيدا كرد هر قدر سير بكند اثرش را حاضر خواهد يافت. و به جهت ترتيب اين عوالم كه انسان از عين عوالم طبيعت اول ترقي به عالم مثال نمايد بعد به عالم ارواح و اوار حقيقيه البته براهين علميه را خودتان احضر هستيد.

دوم عجب است كه تصريحي به اين مراتب در سجده دعاي شب نيمه شعبان كه اوان وصول مراسله است شده است كه مي فرمايد : سجد لك سواديو خيالي و بياضي. اصل معرفت آن است كه هر سه فاني شوند كه حقيقت سجده عبارت از فناء است كه عند الفناء عن النفس بمراتبها بحصل البقاء بالله رزقنا و جميع اخواننا بمحمد و آله الطاهرين. باري بند از عوالم دعاگويي اخوان الحمدلله بي بهره نيستم و دعاي وجود شريف و جمعي از اخوان را براي خود ورد شبانه قرار داده ام ..... حد تكميل فكر عالم مثال كه بعد از آن وقت محو صورت است آن است كه بايد خود به خود ملتفت شده عيناً حقيقت مطلب را ببينيد يا آنقدر فكر بكنيد تا اينكه از طرف حقيقت خودش تجلي بكند.

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 22:5  توسط سالک  | 

غفلت ...

*به نام خالق دشت نینوا*

 

كيست پرسد حال اين ديوانه را                  حال ازياران عقب افتاده را

حال غربت در ميان خانه را                        حال و روز شمع بي پروانه را

شمع ها از فتنه ها خاموش شد                    چشمها معطوف رقص نور شد

از شهيدان استخوانها بازگشت                    روضه هاي بي كسي سر باز گشت

راهيان سرزمين نور بين                            مردمي سرگرم و از دين دوربين

زائران شهر خرمشهر بين                           بي شهيدان اسير دهر بين

زائر كوي شهيدان سالك است                      قلب او را حق هميشه مالك است

بي حيايي تا كجا تفويض شد                       جاي عيش وعشقها تعويض شد

اي برادر داني عيب وگيرچيست                  آفت دين  مايه  تزوير چيست

موجها  از تپه ها سرريز شد                           كار جلادان طرب انگيز شد

آفت امد عافيت اويزشد                             بي حجابي لاجرم تجويز شد

باد آمد عفت از ما دور شد                           چشم هاي دل به مي مستورشد

مي نه آن مي كز خم دلدار بود                    رهنماي عاشق واغيار بود

خم نه آن خم غدير يار بود                        مي همان مستي عثمان وار بود

گوش ها بر سازها  زل مي زنند                  بر وراي آبها پل مي زنند

صوت قران مايه تكريم شد                       پس نماي مجلس ترحيم شد

حرفها سخت است پس باور كنيد               رخت رزم  خويش را در بر كنيد

تا به كي گويند درها بسته شد                   راه فتح اسمانها بسته شد

اي برادراين جهاد اكبر است                    سخت تر از ان جهاد اصغراست

اصغري ها خوب در آويختند                    بيني دشمن به خاك آميختند

ليك اينك اين جهاد اكبر است                   همتي خواهد كه بيش از اصغراست

دشمن اينك در پس گوش شماست             لشكرش در چشم و آغوش شماست

بد حجابي ها سلاح غربي است                دين فروشي مايه ويراني است

اي برادر هوش باش وتيز شو                حبل ثارالله را آويز شو

سيم دل را با شهيدان وصل ساز              عشق حيدر را بقاي وصل ساز

ياد مهدي(عج) باش در هر لحظه اي           اوست گيرد دست هر درمانده اي

 

 

نوشته شده توسط  ک . ح

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی 1384ساعت 11:22  توسط سالک  | 

یاد شهیدان ...

 *به نام خالق دشت کربلا*

(( السلام علیک یا ایها الشهدا و الصدیقین و الصالحین ))

یاد شهدا کردن کمتر از شهادت نیست ما با یاد و خاطره شهدا زنده ایم . پس یاد کنید شهدا را با ذکر سلام و صلواتی

 

کاش شهادت نصیب ما هم ...  

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت 16:38  توسط سالک  | 

به نام خدا

 سلام دوستان گفتم یه شعری درباره ارباب بنویسم انشاءالله که خوشتون بیاد :

 

دلم براي پريدن بهانه مي گيرد

مسير كرببلا را شبانه ميگيرد

به سجده و به ركوع و تشهد و به سلام

هميشه در دل و غم آشيانه مي گيرد

كه آيد از همه سو بوي كربلا افسوس

به تن اسير و لجامم زمانه مي گيرد

رسيده ام به حريمت ولي فقط يك بار

از آن دلم به نسيمي بهانه مي گيرد

شنيده ام كه ميايي تو هم به ديدن من

نيا كه اين دل رسوا بهانه مي گيرد

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1384ساعت 23:21  توسط سالک  | 

سفر حج ..

به نام مقصد عاشقان

الهی ؛ خانه کجا و صاحب خانه کجا ؟ طائف آن کجا و عارف این کجا ؟

آن سفر جسمانی است و این روحانی ؛ آن برای دولتمند است و این برای درویش ؛ آن اهل و عیال را وداع کند و این ماسوا را ؛ آن ترک مال کند و این ترک جان ؛ سفر آن در ماه مخصوص است و این را همه ماه ؛ و آن را یک بار است و این را همه عمر ؛ آن سفر آفاق است و این سفر انفس ؛ راه آن را پایان است و این را نهایت نبود ؛ آن می رود که برگردد و این می رود که از او نام و نشانی نباشد ؛ آن فرش پیماید و این عرش ؛ آن مُحرم شود و این محرم ؛ آن لباس احرام پوشد و این از خود عاری شود ؛ آن لبیک می گوید و این لبیک می شنود ؛

آن تا به مسجد الحرام رسد و این از مسجد اقصی بگذرد ؛ آن استلام حجر کند و این انشاق قمر ؛ آن را کوه صفاست و این روح صفا ؛ سعی آن چند مره بین صفا و مروه هست و سعی این یک مره در کشور هستی ؛ آن هروله می کند و این پرواز ؛ آن مقام ابراهیم طلب کند و این مُقام ابراهیم ؛ آن آب زمزم نوشد و این آب حیات ؛ آن عرفات بیند و این عرصات ؛ آن را یک روز وقوف هست و این را همه روز ؛ آن از عرفات به مشعر کوچ کند و این از دنیا به محشر ؛ آن درک منا آرزو کند و این ترک تمنا ؛ آن بهیمه قربانی کند و این خویشتن را ؛ آن را رمی جمرات کند و این رجم همزات ؛ آن خلق راس کند و این ترک سر ؛ آن را (( لافسئق و لا جدال فی الحج )) است و این (( فی العمر )) ؛ آن بهشت طلبد و این بهشت آفرین ؛ لاجرم آن حاجی شود و این ناجی ؛ خنک آن حاجی که ناجی است !

استاد آیت الله حسن زاده آملی

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 8:20  توسط سالک  |