تبليغاتX
خرابات

خرابات

16

در سکانس پایانی "خامنه‌ای نامه" "آقا" تنها نیست

  "مختارنامه" هم مثل "امام علی" وقت تمام شدن "اشک" محبین "علی(ع)" را درآورد و باز هم کوفه بود که ترجمه‌ی «نامرد» به همه زبان‌ها است، آن جا که اردک‌های درب خانه مولا هم التماسش می‌کردند راه مسجد را ادامه ندهد... .

"مختارنامه" هم مثل "تنهاترین سردار"، گریه‌ی غربت و تنهایی از چشم‌های پاک گرفت، از دل‌های صاف گرفت، و عجب بددلانی بوده‌اند مردم کوفه، خونشان به قِرانی نمی‌ارزد!

 "مختارنامه" هم مثل "ولایت عشق"، زیر باران اشک خدا را نشان مردم داد که ای داد، منتقم خون حسین(ع) مثل آقایش سرش بر دار "عشق" رفت و عجب داغدار است "شیعه"... .
شاید بسیاری از بینندگان مجموعه تلویزیونی "مختارنامه" روز شنبه هفته‌ی جاری را با ناراحتی عمیق از دست دادن "مختار" گذرانده باشند، این ناراحتی شاید مخصوص آدم‌های خوب یا به زبان دینی‌تر "عارف" و "عالم" نیست، بلکه ناراحتی از دست دادن مختار به مانند نگرانی عمیق فطرت عدالت جو و حق محور آدمیزادی است.

"مختار" اگر چه فقط چند ماه میهمان جمعه شب‌های میلیون‌ها ایرانی بود ولی تا عمق جان و قلب مردم محب اهل بیت‌(ع) جا گرفت که البته قطعا این دلدادگی به سرباز دستگاه آل الله(ع) به میمنت وجود اهل بیت است.

حساب کنید شهادت دردناک و تنها ماندن "مختار ثقفی" آن هم با در قاب تلویزیون اینچنین قلب مردم را جریحه دار می‌کند و اشک از چشم‌ها می‌گیرد.
"خامنه‌ای" حالا پرچمدار کاروان حسین بن علی(ع) است، آقای ما میلیون‌ها "کیان" ایرانی دارد که بدجور دلشان برایش می لرزد وقتی حرف از جان دادن می‌زند.

مولای ما 2 بار به وضوح و صراحت فرمود که جانش را فدا می کند برای انقلاب، ولوله‌ای افتاد میان ایرانی‌ها که مگر ما مرده‌ایم که شما بخواهی جان بدهی...

دیشب این طبع، بی‌قرار شما
خواست عرض ارادتی بکند
دست کم از دل شکسته‌تان
واژه‌هایم عیادتی بکند

***

چشم بد دور، عمرتان بسیار
کس نبیند ملالتان آقا!
ما نمردیم خون دل بخوری
تخت باشد خیالتان آقا!

***

چیست روباه در مصاف شیر؟!
چه نیازی به امر یا گفته؟!
تو فقط ابرویی به هم آور
می‌شود خواب دشمن آشفته

***

هست خاموشی‌ات پر از فریاد
در تو آرامشی است طوفانی
«الذی انزل السکینه» تو را
کرده سرشار از فراوانی

***

واژه‌ها از لبت تراویدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفریدند در دل مردم
عزت، آمادگی، حماسه، حضور

***

این حماسه همه ز یمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندی
رهبرا! تا ابد ولی محبوب
در دل عاشقان خود ماندی

***

سهم دلدادگان تو سلوی
قسمتِ دشمنان تو سجیل
رهبری نیست در جهان جز تو
که ز امت چنین کند تجلیل

***

نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاری است انقلاب چون کوثر
هان! «فصل لربک وانحر»

***

گرچه در باغ سینه‌ات داری
لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها
گفتی اما نمی‌روی چو حسین
تا ابد زیر بار بدعت‌ها!

***

ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمکران گل کرد
بغض تو تا شکست بر لب‌ها
ذکر یا صاحب الزمان (عج) گل کرد

***

جان ایران! چه شد که جانت را
جان ناقابلی گمان کردی؟!
آبروی همه مسلمانان
اشک ما را چرا درآوردی؟!

***

جسم تو کامل است، ناقص نیست
می‌دهد عطر یک بغل گل یاس
دستت اما حکایتی دارد ...
رَحِمَ اللهُ عَمِی العباس!


9 دی 88 میلیون ها ایرانی "خامنه‌ای" را مثل گوهر گرانبهای آسمانی در بر گرفتند تا تارمویی به حضرتش جسارت نشود، مردم کوفه یاد می گرفتند کاش تا مختار را تنها نگذارند.

22 سال از زعامت رهبر انقلاب می گذرد و ایشان بارها با کیاست علوی، فتنه های مختلف را تدبیر کرده است اما شاید بتوان اینگونه ادعا کرد که بنا به آنچه پیر و مراد ما حضرت روح الله که فرمود: "من با جراءت مدّعى هستم كه ملت ايران و توده ميليونى آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول اللّه (ص) و كوفه و عراق در عهد اميرالمؤ منين و حسين بن على صلوات اللّه و سلامه عليهما مى باشند. آن حجاز كه در عهد رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله مسلمانان نيز اطاعت از ايشان نمى كردند و با بهانه هايى به جبهه نمى رفتند كه خداوند تعالى در سوره توبه با آياتى آنها را توبيخ فرموده و وعده عذاب داده است و آن قدر به ايشان دروغ بستند كه به حسب نقل در منبر به آنان نفرين فرمودند و آن اهل عراق و كوفه كه با اميرالمؤ منين آنقدر بدرفتارى كردند و از اطاعتش سرباز زدند كه شكايات آن حضرت از آنان در كتب نقل و تاريخ معروف است ، و آن مسلمانان عراق و كوفه كه با سيدالشهداء عليه السلام آن شد كه شد و آنان كه در شهادت دست آلوده نكردند يا گريختند از معركه و يا نشستند تا آن جنايت تاريخ واقع شد."
هر چند فتنه گران و فتنه جویان تلاش می کردند تا نائب امام زمان را در فتنه های پیاپی به مقتل بکشانند امّا امروز مى بينيم كه ملت ايران از با كمال شوق و اشتياق چه فداكاريها مى كنند و چه حماسه ها مى آفرينند؛ آنان که با چهره هاى حماسه آفرين و گفتار و كردارى مشتاقانه و اطمينان بخش نخواهند گذاشت که مولا و مقتدایشان  تنها بماند.
هر چند که همیشه هستند کسانی که ا تزویرهای خود نقشه می کشند تا ولایت کم فروغ کنند اما هنگامی که "خامنه ای نامه" را بنویسند دیگر "خون" سهم "آل علی" نیست چون گردن چون مایی برای دفاع از مردامان زده می شود تا "آقایمان" بر "تزویر" غلبه کند.

كشف جريان انحرافي در فتنه سبز!

مواضع پرنوسان شوراي هماهنگي سبز باعث ترديد بيشتر نسبت به هويت گردانندگان آن در ميان رسانه هاي وابسته به اپوزيسيون شده است.

سايت راديو زمانه در مطلبي با عنوان پروژه تطهير اصلاح طلبان نوشت: هيچ گاه مشخص نشد اعضاي شوراي هماهنگي سبز چه كساني هستند. بيانيه اخير اين شورا نشان مي دهد اصلاح طلبان همچنان به افق تيره انتخابات چشم دوخته اند و رويا در سر مي پرورانند.

اين پايگاه مجازي همچنين نوشت: با توجه به اينكه شوراي هماهنگي سبز اميد به دليل عدم شفافيت و اينكه به طرز مشكوكي عنوان مي كنند كه همه اعضاي آن در داخل ايران به سر مي برند و همچنين به گفته مجتبي واحدي، مهدي كروبي هيچ نماينده اي در اين شورا ندارد، استقبال عمومي از اين شورا ناچيز بوده است. حتي با توجه به اينكه فراخوان تظاهرات سكوت سالگرد انتخابات با استقبال روبه رو نشد، اساسا اين شورا از مشروعيت براي اظهارنظر از جانب جنبش سبز ساقط مي شود. مي توانيم يك قدم هم فراتر بگذاريم و بگوييم اينكه مواضع كنوني شوراي سبز، با سخنان پيشين سيدمحمد خاتمي هماهنگ شده و وب سايت هاي اصلاح طلب براي تطهير چهره سيد خندان قلم مي زنند (كسي كه در يك سال و نيم نخست شكل گيري جنبش سبز سكوت پيشه كرده بود)، نشانه ظهور جريان انحرافي اصلاح طلب ها در جنبش سبز و عزم آنان در فشار براي تغيير ماهيت جنبش است. فراموش نكنيم به گفته اكبر اعلمي نماينده دور ششم و هفتم مجلس، شوراي عالي امنيت ملي به رياست خاتمي، حبس خانگي آيت الله منتظري را به تصويب رساند.

 

مرگ بر قالیباف، شهردار ریاکار، گران فروش، روباه پیشه، شهردار عوام فریب. اینها متن اعلامیه ها و شب نامه‌هایی است که در مناطق جنوبی شهر تهران و همزمان با افتتاح برخی پروژه های شهرداری توزیع شده و به در و دیوار شهر چسبیده است ، با نام مجهول و هویت پنهانی !

پرده‌ها افتاده و حجاب‌ها دریده شده که این چنین بی‌محابا و لجام گسیخته ناسزا می‌گویند و شعار مرگ بر سر می‌دهند؟ اینها همه از احساس ترس است، از احساس ناتوانی در روبرو شدن با واقعیت‌ها، آنهایی که شکستی ذهنی را از همین الان باور کرده‌اند، شکست در کارزاری که هنوز چیزی از آن معلوم نیست و ...

  پس از گرد و خاک خبری و همراهی رسانه‌های حامی دولت و جریان انحرافی بر سر تخریب وجهه محمدباقر قالیباف، شهردار تهران با موضوعاتی نظیر ترویج ابتذال و بی‌بندباری در برنامه‌های فرهنگی، بی‌توجهی به ارزشها، ریخت و پاش مالی و ... این جریان توفیق در این رویکرد غیر اخلاقی را در انتشار فحش نامه‌ها، شعارنویسی، انتشار اعلامیه های در مناطق جنوبی شهر تهران دیده است که فعالیت‌ها و پروژه‌های شهری در آنها متمرکز شده است.

 


یکی از اصلی ترین رویکردهای جریان تخریبی علیه قالیباف در ایام اخیر، روبرو نشان دادن قشر مذهبی ، حزب اللهی‌ها و افراد ارزش مدار جامعه با منش، گفتار و رفتار شهردار تهران است، قرار و مدار عده‌ای جوان غافل و آب بازی مختلط در یکی از پارک‌ها، حضور عده‌ای بدحجاب در جشن‌های شعبانیه و انتشار اخبار و عکس های اغراق آمیز از آن و اینکه مدیریت شهری پایتخت و شخص شهردار مسئول همه این اتفاق‌ها است از جمله موارد از این دست بوده است.

از دید این جریان، قالیباف اصلی ترین مسئول بدحجابی و همه فعالیت‌های خلاف عفت عمومی است، در این کشور دولت و نیروی انتظامی و ده‌ها وزارت خانه و ارگان و سازمان بزرگ و کوچک وجود ندارند و هر چه هست از بدحجابی و فسادو فحشا زائیده مدیریت فرهنگی شهر است، و اینجا است که کارگران و کارمندان شهرداری باید بروند جلوی بدحجابی در پارک‌ها را بگیرند.

این جریان تخریبی که بر حسب موقعیت، ظاهری مذهبی، حزب اللهی و ارزشی به خود می گیرد با پاک کردن دولت و جریان انحرافی در ترویج لیبرالیسم فرهنگی و حمایت از جشنها و مراسم‌ها و چهره‌های بی بند و باری سعی دارد اذهان افکار عمومی را از سوال در مورد اظهارات و عملکرد مسئولین دولتی در زمینه حجاب و عفاف باز دارد ، چنانچه اگر جز این بود حتما می‌پرسیدند که چرا رئیس جمهور ارزش مدار مورد نظرشان ظاهر جوانان و حجاب را مسئله اصلی نمی‌داند؟ چرا به دفعات جلوی برخورد با پدیده بدحجابی در جامعه را گرفته است، در گفتگوی زنده تلویزیونی پلیس را به باد انتقاد می گیرد و در عصر پرچمداری فرهنگی جریان انحرافی در شاکله دولت حتی از خط قرمز های دولت‌های قبلی هم فرسخ ها عبور شده است؟

قالیباف عوام فریب است، پروژه‌ها تبلیغاتی است، این پروژه‌ها را فامیل‌هایشان اجرا می‌کنند و ... همه این حرف و حدیث ها از زمانی مطرح شده است که پروژه های شاخصی در سالهای اخیر چهره جنوب شهر تهران را از منطقه‌ای محروم و فقیر به منطقه ای برخوردار و توسعه یافته تبدیل کرده است.

اینها در شرایطی است که علیرغم هم صدایی مدیریت شهری تهران با مطالبات رهبر انقلاب در زمینه تحقق عدالت در جامعه ، پروژه هایی نظیر تونل توحید، پل جوادیه، بوستان ولایت، BRT ، بزرگراه های مختلف ، مجموعه های فرهنگی و اجتماعی و ورزشی متعدد و ... که در جنوب شهر احداث شده اند به محلی برای تخریب، تهمت و نمایشگاهی از بداخلاقی های رسانه ای جریان مذکور مبدل شده است.

این جریان که خود زمانی سابقه حضور در شهر تهران را داشته است به خوبی به محرومیت های مناطق جنوب پایتخت آگاه است، مردم جنوب شهر را می شناسند و می دانند که هرکس قدمی برای آنها بردارد چه پاسخی را دریافت می کند، مدیریت جهادی پایتخت هم در راستای خدمت به همین مردم است که پروژه های مختلف شهری را در این پهنه شهر متمرکز کرده و کارامدی در اجرای این پروژه ها ترس این جریان تخریبی را به دنبال داشته است.

با اینکه خیلی زود این جریان بازی را به آخر کشانده و از ترس از شکست از همین حالا حرف های آخر را سر داده است ولی باید گفت این تخریب‌ها پایانی ندارد، آنها از فرصتی استفاده می‌کنند و از هر مکانی برای انتشار تهمت‌ها و دروغ‌های غیر اخلاقی بهره خواهند برد حال بخواهد آنجا خیابا‌ های اطراف دانشگاه تهران و نمازجمعه باشد یا بوستان ولایت و مسجد و مترو ...

در آخر لازم به یادآوری این جریان قبل ازانتخابات سال 1388 نیز خبرسازی می‌کردند که قالیباف همه کارها را برای کاندیدا شدن انجام می‌دهد. در حالی که چنین اتفاقی روی نداد. و فقط رو سیاهی برای دروغ پردازان ماند.

سرهنگ تیبا در تشریح این ماجرا بیان داشت: حمله به ایستگاه CNG در شهرستان ماکو ساعت 2 بامداد روز شنبه و با استفاده از یک دستگاه موتورسیکلت انجام گرفته بود.

رئیس پلیس امنیت عمومی فرماندهی آذربایجان غربی از شناسایی و دستگیری عاملین پرتاب نارنجک به ایستگاه سی ان جی (CNG) در ماکو خبر داد.
سرهنگ خیبر تیبا ظهر یکشنبه در نشست هفتگی با خبرنگاران با اشاره به انفجار جایگاه سی ان جی در شهرستان ماکو افزود: عاملان این انفجار که دو نفر موتورسوار بودند به فاصله هفت ساعت بعد از پرتاب نارنجک توسط ماموران انتظامی استان، شناسایی و دستگیر شده اند.

وی با بیان اینکه این افراد در بازجویی های اولیه وابستگی خود را به گروهک غیرقانونی پژاک اعلام کرده اند اظهارداشت: افراد مذکور با تشکیل پرونده به مقامات ذیصلاح تحویل شدند.

سرهنگ تیبا در تشریح این ماجرا بیان داشت: حمله به ایستگاه CNG در شهرستان ماکو ساعت 2 بامداد روز شنبه و با استفاده از یک دستگاه موتورسیکلت انجام گرفته بود.

وی ادامه داد: این افراد نارنجک را در خارج از محوطه CNG پرتاب و منفجر کرده بودند.

رئیس پلیس امنیت عمومی فرماندهی انتظامی آذربایجان غربی گفت: با توجه به اعلام مسئولان محلی به دلیل قطع خط انتقال گاز به تاسیات و واحد CNG ماکو در این حمله هیچ آسیبی نرسیده است.

رشد 222 درصدی کشف سلاح در آذربایجان غربی

رئیس پلیس امنیت عمومی فرماندهی انتظامی آذربایجان غربی در ادامه با اشاره به کشف سلاح در چهار ماه نخست سال جاری گفت: در مدت زمان مشابه سال گذشته شاهد رشد 222 درصدی سلاح بوده ایم.

وی با بیان اینکه ورود سلاح در تیر ماه سال جاری در مقایسه به مدت زمان مشابه سال گذشته کاهش یافته است، افزود: در بحث اتباع خارجی 186 نفر اتباع خارجی کشورهای بیگانه از جمله عراق، ترکیه، بنگلادش، پاکستان و ارمنستان در حوزه استحفاظی ما دستگیر و با هماهنگی مقامات قضایی به کشورشان طرد شدند.

تیبا همچنین به اجرای طرح ارتقای امنیت اخلاقی اشاره کرد و بیان داشت: در قالب این طرح 11 هزار گیرنده ماهواره در آذربایجان غربی جمع‌آوری شده است.

نظارت بر واحدهای پذیرایی در ماه مبارک رمضان تشدید می شود


رئیس پلیس امنیت عمومی فرماندهی انتظامی آذربایجان غربی با تاکید بر حفظ حرمت ماه مبارک رمضان گفت : نظارت بر واحد های پذیرایی در ماه مبارک رمضان تشدید می شود.

سرهنگ تیبا افزود : گشت های محسوس و غیر محسوس همه صنوف و مراکز اقامتی که مجوز ارائه خدمات به مسافران ماه مبارک رمضان را نداشته باشند زیر کنترل قرار خواهند داشت و کسانیکه روزه خواری علنی کنند با آنها برخورد خواهد شد.

آقای خاتمی بالاخره آزادی اصل است یا دین؟

چند تن از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاههای تهران طی روزهای گذشته دیداری با سیدمحمد خاتمی داشتند که این دیدار بهانه‌ای شد تا رئیس دولت اصلاحات مواضعی را اتخاذ کند که برخی از آنها تکرار حرفهای گذشته ویریا، برخی از آنها متناقض با اصول رفتاری وی و برخی نیز متضاد با مواضع گذشته وی بودند


خاتمی فقط ساختارشکنان را نماینده دانشجویان می داند!
قبل از پرداختن به مواضع خاتمی درباره تشکل مذبور باید گفت دفتر تحکیم وحدت که برای انسجام بخشی به فعالیتهای انجمن های اسلامی دانشگاه‌ها در ابتدای انقلاب شکل گرفته بود در دوران دولت خاتمی به بازوی دانشجویی لایه ساختارشکن و اپوزیسیون اصلاح طلبان در دانشگاه ها تبدیل شد و انحراف این انجمن‌ها به گونه ای شد که حتی از آوردن نام اسلامی در پسوند خود اکراه داشتند و در یکی از همایشهای سالانه خود بر آن شدند تا نام اسلام را از پسوند نام خود بردارند که با مصلحت‌سنجی برخی دیگر این خواسته محقق نشد. انحرافات دفتر تحکیم باعث شد تا اکثریت دانشجویان دانشگاه ها راه خود را از دفتر تحکیم وحدت جدا سازند و تشکلی جداگانه راه بیاندازند که به نام «دفتر تحکیم وحدت شیراز» شهره شد و دفتر تحکیم سابق با مشی ساختارشکنی و تجدیدنظرطلبی تحت عنوان «دفتر تحکیم علامه» نام گرفت.
انجمن اسلامی فعلی دانشگاه تهران از معدود دانشگاه‌هایی است که برمشی ساختارشکنی خود باقی مانده و بدین خاطر وجاهت قانونی نیز ندارد و از سوی دفتر تحکیم سراسر کشور طرد شده است . جالب است که آقای خاتمی که مدعی ارتباط با قشر دانشجو است فقط این چند نفر تجدیدنظرطلب را به حضور می پذیرد و آنان را نماینده دانشجویان می خواند.
بالاخره دین در عرصه اجتماع باشد یا نباشد؟
خاتمی در بخشی از این دیدار می گوید : «تفاوتی که مابا دیگران داریم این است که بعضی‌ها می‌گویند دین در عرصه اجتماعی نباید دخالت کند ما بر عکس می‌گوییم دین دستور دارد برای جامعه بشری و نیز ناظر به زندگی جامعه بشری است و نسبت به این دنیای مردم هم نظر دارد»
به راستی این موضع را باید باور کنیم یا موضع سال 80 خاتمی در شورای عالی انقلاب فرهنگی را که سکولاریسم را تنها راه نجات کشور دانسته بود و یا دهها روزنامه و مجله زاییده دولت اصلاحاتی که تمام هجمه خود را متوجه این موضوع کرده بودند که دین مقوله ای شخصی است و باید از صحنه اجتماع حذف گردد.
هر روز ده‌ها مقاله ازامثال جهانبگلو، تاجبخش، گنجی وغیره در روزنامه‌های زنجیره‌ای حامی دولت اصلاحات به چاپ می‌رسید که مهمترین رسالتشان «زدودن دین از عرصه اجتماع» بود. اگر این مطالب مورد تایید اثال خاتمی نبود چرا یکبار حتی تلویحا به این مواضع انتقاد نکرد.

آقای خاتمی آزادی تابعی از دین است یا بالعکس؟

رئیس دولت اصلاحات در بخش دیگری از سخنان خود می گوید: «آزادی واقعی در توحید و بندگی خداست. آن گونه بندگی و توحید خالصی که در ادیان الهی و به خصوص در اسلام هست.» همانگونه که می بینیم خاتمی در این دیدار آزادی را در دل و چهارچوب دین تعریف می کند این در حالی است که وی فروردین سال گذشته در دیدارهمین تشکل می گوید: «آزادی و دین وقتی در مقابل هم قرار بگیرند هر دو زیان می‌بینند». و ادامه می دهد که «آزادی از دین سئوال می‌کند و دین باید جوابگو باشد!» یعنی اینکه دین تابعی از آزادی است وباید نسبت به آزادی پاسخگو باشد و احتملا دین در مواضع خود کوتاه بیاید. کمااینکه در همان دیدار سال گذشته جمع میان حجاب و آزادی را ناممکن می داند و می گوید: «اگر حجاب مانع آزادی زن در جامعه شود قطعا مضر است.» بالاخره مشخص نشد که خاتمی دین را اصل می داند یا آزادی را؟
ضلع سوم فتنه در بخش دیگر سخنانش می گوید: «آزادی ،استقلال و جمهوری اسلامی شعار اصلی ماست که هنوز هم شعار اصلی ماست و همواره باید شعار اصلی ما باید باشد.» آیا به راستی با رفتارهایی که از خاتمی و دوستانش طی سالیان گذشته خصوصا در ایام فتنه دیدیم می توانیم این شعار را از آنان بپذیریم . کسانی که حاضرند برای پیروزی در انتخابات و بدتر از آن برای چنگ انداختن بر صورت نظام حاضرند دست گدایی به سوی سران خائن عرب و خائنان به ملت فلسطیت دراز کنند آیا می توانند مدافع واقعی استقلال باشند.

در جمهوری اسلامی مردم صاحب حقند !
جمله دیگر خاتمی اینگونه است که: «در جمهوری اسلامی مردم صاحب حقند هیچ چیزی هیج جایی هیچ رکنی جز بر اساس رای و نظر مردم مستقر نمی شود.» که باید گفت جمله بسیار صحیحی است و بر همین اساس نظام در مقابل دوستان خاتمی کسانی که رای مردم را مشروط و در صورتی که به نفع آنان باشد می پذیرند ایستاد و نگذاشت مردم سالاری دینی نظام اسلامی خدشه ای ببیند.
می شود جامعه اینگونه باشد به شرطی که ...
وی در بخش پایانی سخنان خود می گوید: « می شود جامعه عادلانه باشد اخلاقی هم باشد؛ می شود همه آزادانه زندگی کنند اخلاقی و عادلانه هم باشد. می شود ارزش های الهی و معنوی و احکام معنوی در ان حاکم باشد و انسانها هم دارای حرمت باشند » که حرف درستی است. می شود جامعه عادلانه باشد به شرطی که عدالت تفسیر به گداپروری و صدقه دادن نشود. می شود جامعه اخلاقی باشد به شرطی که اخلاق نسبی نباشد. می شود ارزشهای الهی و معنوی در جامعه حاکم باشد به شرطی که دین تابعی از آزادی (غربی) نگردد. می شود انسانها هم دارای حرمت باشند به شرطی که منظور از انسان و افراد جامعه قشر محدودی از بالای شهر نشینان و به قول امام راحل «مرفهین بی درد» نباشد. و وقتی که صحبت از جامعه ایرانی می کنیم ایران با تمام وسعتش از شمال تا جنوب و از غرب تا شرق را مدنظر داشته باشیم.

شنيده ها حاکي از آن است که يک شبکه فساد بين المللي که به صورت کاملاً سازمان يافته در داخل کشور فعاليت مي کرد توسط دستگاه هاي اطلاعاتي - امنيتي کشور شناسايي و منهدم شد.

سران اصلي شبکه مذکور و تعداد قابل توجه اي از عناصر فعال آن همگي عضو تشکيلات بهائيت مي باشند که ضمن حضور در ضيافات و جلسات متعدد فرقه ضاله بهائيت نظامت نشست ها را بر عهده داشته و دوره هاي ويژه تبليغ فرقه را نيز گذرانده بودند.

اين شبکه از طريق شبکه هاي ماهواره اي ضد اخلاقي مبادرت به عضو گيري و اشاعه فساد و فحشا در ايران مي کرد. سران شبکه به منظور انجام اين کار، تا مبلغ ماهانه 400 دلار آمريکايي از بيگانگان دريافت مي کردند.

اعضاي اصلي شبکه در شهرهاي تهران، کرج، اصفهان، شيراز، مشهد، ياسوج و عوض لارستان بازداشت شده اند. سرکرده اين گروه خانم "مليحه.ر " ناظم ضيافت و از عناصر اصلي طرح روحي (طرح تبليغات سيستماتيک فرقه بهائيت) در استان فارس بوده است که ضمن ارتباط گيري با بيگانگان و شبکه ماهواره اي ضد اخلاقي، اهداف ضد انساني فرقه را دنبال مي کرده است.

اشاعه فساد و فحشا، ترويج و تبليغ فرقه بهائيت از طريق جاذبه هاي جنسي تأثير همجنس گرايي از جمله شيوه ها و اهداف بيت العدل و ساير سران اين فرقه صهيونيستي و ضاله مي باشد.

مستندات تاريخي مورد تأييد فرقه بهائيت نيز مؤيد اين موضوع است که فساد و فحشاء در بين سرکردگان فرقه وجود دارد و کشف حجاب، بي بند و باري و اباحه گري از آموزه هاي فرقه ضاله بهائيت مي باشد.

توهین آشکار رادیو زمانه به زنان ایرانی

بی‌بی‌سی، صدای آمریکا، سایت‌ها و شبکه‌های ماهواره‌ای ضدانقلاب و فتنه سبز همواره با دنبال کردن سیاست‌های خاص در صدد گسترش مفاسد اجتماعی بوده‌اند.
 در یکی از تازه‌ترین موارد روی داده در همین ارتباط، رادیو زمانه اقدام به مصاحبه با یک فرد منحرف جنسی و انتشار آن در چند قسمت کرده است.
وی که یک همجنسگرای مقیم کانادا بوده و با نام مستعار (س.ق) فعالیت می‌کند، طی مصاحبه خود با این رادیو سعی کرده تا سیاست‌های مورد نظر این رسانه معاند را ترویج کند.
نکته جالب در این مصاحبه که آشکارا به جنگ اصول اخلاقی حاکم بر جامعه ایرانی پرداخته شده است، ارتباط دادن پیشرفت‌های اخیر زنان مسلمان ایرانی در عرصه‌های کار و تحصیل به وجود انحرافات جنسی بود!!!
این منحرف جنسی در بخشی از سخنان خود ضمن بیان آنچه مشکلات موجود بر سر راه زندگی بی بند و بار در ایران خوانده است، ضمن استناد به ادعاهای خود می‌گوید: «با تکیه به همین دلایل بود که جامعه زنان نیاز پیدا کرد بیشتر تحصیل بکند، حتماً شاغل باشد، حتما بتواند تحرک داشته باشد. بتواند جدای از خانواده خودش را اداره بکند! اگر خانواده دیگر حاضر نشد به مهمانی دعوت‌اش کند، دیگر حاضر نشد موقعی که شب دیر می‌آید خانه، در خطرات خیابان، از او مراقبت کند، و دیگر حاضر نشد برایش پدری و مادری بکند، این زن بتواند بیرون به عنوان یک آدم تنها زندگی کند و یک محیط دیگر بسازد. یعنی شما مجبورید به عنوان یک زن روی پای خودتان بایستید و تنها باشید. انزوای تحمیل شده از سوی خانواده را تحمل کنید تا مجبور نباشید به اجباری که خانواده تحمیل می‌کند تن بدهید.»
تهمت آشکار رادیو زمانه به زنان ایرانی و مرتبط دانستن تحصیل آنان با میل به فساد در حالی صورت می‌گیرد که نهاد خانواده در ایران با وجود همه تلاش‌های غرب همواره به عنوان مهمترین نهاد جامعه علاوه بر حمایت از بانوان ایرانی، بزرگترین پشتیبان در جهت پیشرفت و اعتلای آنان بوده است.

 دستگيري دختر و پسرهایی که در بوستان آب و آتش جمع شده بودند

 

رييس پليس پايتخت از برخورد قاطعانه با افرادي كه با انجام اعمال غيرمتعارف و خلاف شئونات اسلامي، نظم جامعه را بر هم زده بودند خبر داد.

 

سردار پاسدار حسين ساجدي‌نيا عصر يكشنبه در خصوص مراسم غیر اسلامی آب پاشی در جمع خبرنگاران گفت‌:متاسفانه در ادامه وقايع بوستان آب و آتش شهر تهران، روز يك‌شنبه تعدادي از پسران و دختران جوان در يكي ديگر از بوستان‌هاي پايتخت اقدام به انجام اعمال خلاف شئون اسلامي كردند كه ماموران پليس پس از اطلاع از اين امر، سريعاً در محل حاضر و تمامي اين متخلفان و هنجارشكنان را دستگير و تحويل مراجع قضايي كردند.


وي افزود: قطعاً پليس تهران در صورت مشاهده اين‌گونه موارد قاطعانه با بر هم زنندگان نظم و امنيت اجتماعي و هنجارشكنان برخورد مي‌كند.

خیانت‌موسوی‌وکروبی‌مانندسامری‌است

نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران خيانت كروبي و موسوي به اصل تزلزل‌ناپذير ولايت فقيه را به خيانت سامري تشبيه كرد و گفت: كروبي و موسوي عوامل ظاهري و ساختارشكن فتنه بودند در صورتي كه عوامل اصلي و دست‌هاي پنهان، در خفا اين فتنه را هدايت مي‌كردند.

  حجت‌الاسلام علي سعيدي در مراسم توديع و معارفه نماينده ولي‌فقيه در سپاه چهارمحال و بختياري اظهار داشت: تاريخ به عنوان گنجينه‏اي گرانبها مملو از سرگذشت شخصيت‌هاي مثبت تاثيرگذار و همچنين شخصيت‌هاي منفي است كه مايه عبرت و درس‌هاي بسيار براي امروز و فرداي جامعه است.
وي با بيان اينكه تاريخ بيانگر فراز و نشيب‌هاي فراواني از سرگذشت امت‌ها، شخصيت‌ها و احزاب مختلف است، افزود: تاريخ بشري همواره شاهد رويش‌ها و ريزش‌هاي فراواني در بطن خود بوده است.
سعيدي معيار و مبناي رويش‌هاي انقلاب‌ها، احزاب، خواص و امت‌هاي مختلف را پايبندي و تقيد آنان به محور حق دانست و افزود: در طول تاريخ اجتناب از حق عامل اصلي سقوط انقلاب‌، احزاب و خواص و امت‌هاي گوناگون بوده است.
نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران گفت: مجاهدين انقلاب نيز در زماني از تاريخ ايران اسلامي با رويش و به ‌عنوان خط مقدم و سپس با گذشت زمان مسير ريزش را طي كردند.
وي بر ضرورت به‌كارگيري ابزار بصيرت و بينش در مقوله ريزش‌ها و رويش‌ها از سوي آحاد جامعه تاكيد كرد و افزود: ريزش‌ها و رويش‌ها امري فرازماني و فرامكاني هستند، نظير آيت‌الله منتظري كه در اوايل انقلاب اسلامي در اوج مسير انقلاب حركت كرده و به مرور زمان دچار ريزش شد.
سعيدي در ادامه با بيان اينكه مباحث خالقيت و شارعيت خداوند متعال امري بارز و بديهي است، گفت: بدون ترديد خالقيت و شارعيت خداوند متعال امري انفكاك‌ناپذير بوده و پذيرش تمايز بين اين دو مهم به شمار مي‌رود.
وي بيان داشت: پذيرش شارعيت خداوند متعال به معناي پذيرش اين مهم است كه خداوند در هر اصلي نمادي به منظور جانشين خود در مديريت جامعه و قانون‌گذاري حكومت گمارده است كه حجت خدا بر روي زمين محسوب مي‌شود.
سعيدي افزود: پذيرش شارعين خداوند امري فرازماني است و عصر نبوت، امامت و غيبت بر همين راستا پايه‌پذيري شده است.
سعيدي با بيان اينكه در عصر نبوت انبيا محور حق محسوب مي‌شوند، بيان كرد: در عصر امامت ائمه معصومين و در عصر غيبت امام زمان (ع) اصل ولايت فقيه نماد محور حق و سكان‌دار اسلامي و حجت‌ خدا بر روي زمين است.
اين مقام مسئول با اشاره به سير و مراحل خليفة الهي انسان در كره زمين گفت: از بدو خلقت انسان به تربيت حضرت آدم، هابيل و نوح نماد محور حق انسان‌هاي زمان خود بودند و افرادي كه پيرو اين شخصيت‌ها نبودند به ناچار در طول تاريخ بشري دچار انحراف و سقوط شدند.
سعيدي با بيان اينكه در تاريخ اسلام ملاك حقانيت و انتقال ولايت‌پذيري از پيامبر اكرم (ص) به امام علي (ع) سير شده است، افزود: بر همين اساس بزرگواري حضرت فاطمه زهرا (س) و عظمت سلمان در تاريخ اسلام بر اساس حقانيت و پذيرش ولايت‌پذيري امام علي (ع) به اوج رسيده است.
وي بر ضرورت وحدت بيش از پيش آحاد جامعه در راستاي استحكام نظام انقلاب اسلامي تاكيد كرد و گفت: برقراري وحدت همه‌جانبه آحاد جامعه مانع دستيابي به دشمنان به اهداف شوم مي‌شود.
اين مقام مسئول با بيان اينكه بقا و پايداري امت اسلامي مستلزم الزاماتي است، افزود: تقيد و پايبندي بر نماد محور حق اساسي‌ترين ابزار در بقا و پايداري امت اسلامي است.
سعيدي از امام راحل به عنوان ملاك حقانيت در عصر ولايت و زمام‌داري خود نام برد و گفت: تبعيت از فرامين و منويات ولايت فقيه امري لازم و ضروري است چرا كه هم‌اكنون نماد محور حق در نظام انقلاب اسلامي است.
وي خاطرنشان كرد: در نظام انقلاب اسلامي شخصيت‌هاي اجرايي نظير رئيس جمهور و نمايندگان مجلس براي آحاد جامعه قابل پذيرش و حقانيت هستند كه حول محور فرامين و معنويات ولايت فقيه استوار باشند.
نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران با اشاره به دوره‌ها و مقاطع مختلف تاريخ انقلاب اسلامي گفت: دوره نخست سال‌هاي پيروزي انقلاب اسلامي را شامل مي‌شود كه ميزان رويش در اين برهه بيشتر از ميزان ريزش قابل مشاهده بود.
وي بر ضرورت تمييز حق از باطل از سوي افراد جامعه تاكيد كرد و افزود: تبعيت از فرامين و دستورات ولايت فقيه مهم‌ترين ابزار در راستاي تمييز و شناسايي حق از باطل است.
سعيدي از زمان پيروزي انقلاب تا رحلت بنيانگذار جمهوري اسلامي به عنوان مرحله دوم تاريخ انقلاب اسلامي نام برد و گفت: در اين دوره از تاريخ انقلاب هم‌سويي و تعامل خواص حائز اهميت بود، به طوريكه در اين دوره ميزان ريزش‌ها بيشتر از رويش‌ها بود.
سعيدي خيانت كروبي و موسوي به اصل تزلزل‌ناپذير ولايت فقيه را به خيانت سامري تشبيه كرد و افزود: در جريان فتنه، كروبي و موسوي عوامل ظاهري و ساختارشكن فتنه بودند در صورتي كه عوامل اصلي فتنه و دست‌هاي پنهان، در خفا اين فتنه را هدايت مي‌كردند.
وي با بيان اينكه هم‌اكنون نظام انقلاب اسلامي در برهه زماني حساسي به سر مي‌برند، افزود: تبعيت از فرامين ارزنده ولايت فقيه بر تمام آحاد مردم و مسئولان اجرايي مقدم و در تركيب نمايندگان اصلح مجلس شوراي اسلامي بسيار حائز اهميت است.
در پايان اين مراسم حجت‌الاسلام كريم سرافراز به عنوان مسئول جديد حوزه نمايندگي ولي فقيه در سپاه چهارمحال و بختياري معرفي و از زحمات حجت‌الاسلام حسنعلي موذني نماينده سابق ولي فقيه در سپاه اين استان تجليل و قدرداني شد.

در پی بی توجهی مراجع عظام تقلید به فتنه گران؛ توهین فتنه گران به مراجع

احمد قابل به سؤالاتی که توسط محمد نوری زاد منتشر شده پاسخ داده است!
احمد قابل در بخشی از پاسخ نامه خود، به علما و مراجع حمله کرده که «چرا روزی که جلوی چشم همانان [مراجع عظام تقلید]، خانقاه دراویش را در قم، با خاک یکسان کردند، به مسئولان کشورمان اعتراض نکردند؟».
وی افزوده است: «علاوه بر خانقاه دراویش در قم و بروجرد، مساجد اهل سنت در مشهد (مسجد فیض) و زابل نیز تخریب شد و کسی به یاد نیاورد که این کار در شریعت محمدی (ص) مصداق «فساد فی الارض» است».
احمد قابل همچنین می نویسد: «آقایان موسوی و کروبی که تا روز 21 خرداد 88، افرادی صالح برای ریاست جمهوری شناخته شده بودند، مگر کاری جز «مخالفت با استبداد و مخالفت با سلب حقوق مردم» کردند؟!! مگر جز از راه های مسالمت آمیز و قانونی، به انتقاد و صدور بیانیه پرداختند؟!!».
وی افزوده است: «این رفتارها وظیفه ملی و شرعی آنان بوده و هست و کسی را بخاطر وظیفه شناسی نمی توان محکوم کرد، مگر آنکه «عدم انجام وظیفه» مطلوب حاکمیت باشد!!».
قابل با افتخار به همراهی خود با فتنه 88 می افزاید: «اما من به عنوان یک شهروند، برای پیشبرد اهداف آنان(دفاع از حق حاکمیت ملی) تلاش اندکی کرده ام که امیدوارم خدای رحمان حسابم را از ستم پیشه گان جدا کند و کم مرا با کرم خویش، جبران کند [!!!]».
گفتنی است حمایت احمد قابل از دراویش گنابادی در حالی است که فتنه انگیزی های این فرقه انحرافی و مزاحمت های آنها برای مردم شهر قم با اعتراض مراجع، علما و اقشار مختلف شهروندان روبرو شده و خواستار پایان دادن به این فتنه انگیزی ها شده بودند.
لازم به ذکر است، نظام جمهوری اسلامی برای تمامی اقلیتهای دینی و مذهبی احترام قائل بوده و آنها با آزادی تمام به برگزای مراسم های دینی خود می پردازند و حتی در مجلس شورای اسلامی هم نماینده دارند اما به فرض که ادعای ایشان در مورد تخریب برخی مساجد مطابق واقع باشد بدون شک این اقدام برای مقابله با اقدامات فتنه انگیزانه آنها بوده است. از ایشان سوال می کنیم که مگر حضرت رسول (ص) دستور تخریب مسجد ضرار را به علت فتنه انگیزی منافقان در آن نداند؟ نظر ایشان در مورد این اقدام حکیمانه رسول گرامی اسلام چیست؟!
از سوی دیگر در این نامه به ایجاد هشت ماه فتنه و همراهی موسوی و کروبی با غرب برای براندازی نظام اسلامی، توهین به عزای سید الشهداء در عاشورای 88، کشته و مجروح شدن برخی افراد در طول این فتنه، میلیاردها تومان خسارت به اموال عمومی و خصوصی و بازی کردن فتنه گران با آبروی نظام درعرصه بین الملی اشاره ای نشده و گفته نشده که ارتباط این کارها با «وظایف ملی و شرعی» موسوی و کروبی چه بوده است؟!!
البته کسی چون احمد قابل که ادعای دانش و فرهیختگی دارد و به قول خودش تاکنون به کشورهایی مانند ازبکستان، تاجیکستان، ترکمنستان و... سفرکرده است، توضیح نداده که دفاع از حق حاکمیت ملی و جانبداری از جریان براندازانه ای که حمایت دشمنان قسم خورده ایران اسلامی را به همراه داشته است چگونه با هم جمع می شود؟!

 

چرا اصلاح‌طلبان خبرهاي خاص را دوست دارند

 

اصلاح‌طلبان به خبرهاي خاصي مثل سوال از رئيس جمهور يا تشكيل جبهه پايداري علاقه گسترده‌اي نشان مي‌دهند. دليل اين كار آنها چيست؟

اصلاح‌طلبان طي روزهاي اخير علاقه ويژه‌اي به برخي خبرهاي منتشره از جبهه اصولگرايي نشان مي‌دهند.
علاقه‌اي كه در قالب‌ اظهارنظرها، مواضع و تحليل‌هاي مختلفي از جانب چهره‌ها و سياسيون اصلاح‌طلب متبلور مي‌شود و شايد در ظاهر اينگونه به نظر بيايد كه جزو بديهيات سياست داخلي هستند.

اما بايد دانست كه نگاهي به آن دسته از خبرها كه اصلاح‌طلبان علاقه‌ ويژه‌تري به آنها نشان مي‌دهند و در مورد آنها تحليل‌هاي داغ‌تري ارائه مي‌كنند، نشان مي‌دهد كه اين خبرها، تنها خبرهاي معمولي نيستند بلكه خصلت‌ها و پيام‌هاي مشتركي وجود دارد كه از جملگي آنها به ذهن ساطع مي‌شود.
خصلت‌هاي و پيام‌هايي مثل انشقاق احتمالي در جبهه اصولگرايان، بزرگنمايي برخي ضعف‌ها در ميان اصولگرايان، تخفيف ويترين اصولگرايي و ...

براي مثال طي هفته‌هاي اخير، دو خبر سوال از رئيس جمهور و تشكيل جبهه پايداري توانسته است بيشترين سمت توجهات چهره‌ها، گروه‌ها و رسانه‌هاي اصلاح طلب را به خود جلب كند.

*مخالفت با سوال از رئيس جمهور كارشكني است!

در ماجراي اول، مثلا اين داريوش قنبري سخنگوي فراكسيون اقليت مجلس است كه در مصاحبه با خبرگزاري ايلنا تأكيد مي‌كند كه مخالفت با سوال از رئيس جمهور، "كارشكني " است.

او همچنين در اظهار نظري؛ اميدواري به دولت را تعجب‌آور! مي‌خواند و مي‌گويد: "آنهايي كه هنوز هم در كمال تعجب گمان مي‌‌كنند، مي‌‌توان به اين دولت اميدوار بود و تحت هر شرايطي دنبال حمايت‌‌هاي غيرمنطقي هستند، به اين فكر افتاده‌‌اند كه به نوعي اين طرح مهم (سوال از رئيس جمهور) را تعليق كنند و حتي در اين راستا از تحركاتي عليه نظام صحبت مي‌‌كنند. "

*اين شاه بيت اساسي!

در واقع اصلاح‌طلبان به‌گونه‌اي راجع به اين قضايا موضع مي‌گيرند كه گويا اولويت ديگري در مباحث سياسي و اجرايي كشور وجود ندارد و پيگيري طرح سوال از رئيس جمهور شاه بيت اساسي حل تمامي مشكلات كشور است.

در همين زمينه، مصطفي كواكبيان از ديگر چهره‌هاي شاخص فراكسيون اقليت نيز به مسئله سوال از رئيس جمهور واكنش نشان مي‌دهد.

او مي‌گويد: "منتقدان دائم بر امضاي طرح‌هاي استيضاح وزرا و پس نگرفتن امضاها بعد از آن استناد مي‌كنند، از اين‌رو اسامي نمايندگاني كه از امضاي طرح سوال از رئيس جمهور منصرف شدند، اعلام شود و گرنه سوال در دستور كار صحن قرار گيرد. "

به واقع بايد تصريح كرد كه در هنگاميكه كشور اولويت‌هايي همچون مسئله جهاد اقتصادي، گذار از طرح تحول اقتصادي، پيگيري روند بيداري اسلامي و ... را دارد، اين نكته بسيار شگفت‌انگيز مي‌نمايد كه چرا بيت‌الغزل كلي جريان اصلاحات تنها معطوف به سوال از رئيس جمهور و يا تشكيل جبهه پايداري مي‌شود.

*وقتي رسانه‌هاي اصلاح‌طلب از رسانه‌هاي اصولگرا فعال‌تر مي‌شوند

اصلاح‌طلبان در ماجراي تشكيل جبهه پايداري نيز الحق والانصاف در زمينه پوشش خبري اين مسئله به هيچ وجه كم نگذاشتند و حتي شايد از رسانه‌هاي اصولگرا نيز فعال‌تر عمل كردند.

روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب صبح فرداي برگزاري همايش جبهه پايداري به‌صورتي فراگير اين مسئله را حتي به نيم تاي صفحه اول خود نيز كشاندند و براي مثال روزنامه روزگار در همين زمينه اين تيتر را برگزيد: "اصولگراياني كه نمي‌خواهند زير چتر جامعتين باشند! "

و همينطور اين روزنامه اصلاح‌طلب آفتاب يزد بود كه نوشت: "تشكيل رسمي جبهه جديد اصولگرايان. "

و تمام اين تبليغات در حالي بود كه اعضاي جبهه پايداري مكرراً تأكيد كرده‌اند كه جبهه پايداري در كنار وحدت اصولگرايان ايستاده و بر اين وحدت نيز اصرار دارد.

*دليل اين علاقه وافر به پوشش خبرهاي خاص

دليل اين علاقه وافر به برخي اخبار خاص جبهه اصولگرايي چيست؟

در كنار اين مسئله اما بايد توجه داشت كه پرونده اصلاحات نقاط مبهم ديگري را به ويژه در دو سال اخير نيز دارد.

اصلاح‌طلبان در ماجراي فتنه 88، از منظر عموم مردم ايران، موضع گيري صحيحي نداشتند. عمده چهره‌هاي مبرّز آنان يا به صورتي واضح در آرايش سياسي و فتنه‌جويانه دشمن قرار گرفتند و يا اينكه با برملا شدن اسناد و مدارك، به عنوان فتنه‌گر شناخته‌ شدند و سر از زندان و حصر درآوردند.

افكار عمومي ايران هيچگاه از ياد نخواهند برد كه چه كساني نظام جمهوري اسلامي ايران كه ثمره خون هزاران شهيد بود را "آفت زده " خواندند و يا چه كساني بودند كه نسخه "تقلب در انتخابات رياست جمهوري دولت دهم " را براي براندازي نظام مطرح كردند.

اين مسئله از سر تغافل بود يا دشمني در اينجا چندان مهم نيست. مهم آن است كه عده‌اي از روي عمد و الحاح آن را انجام دادند و همگي نيز در جرگه اصلاح‌طلبي جاي داشتند. تفكري كه هيچگاه به صورت فراگير حاضر نشد حد و مرز خود را با گروه‌هاي اپوزسيون، راديكال و جريان‌هاي مخالف نظام مشخص كند.

*وقتي در كنار مردم نبوده‌اند

تفكر اصلاح‌طلبي و اصلاح‌طلبان همچنين طي دو سال اخير به هيچ وجه خود را در كنار دغدغه‌هاي اصلي مردم و نظام قرار نداده‌اند.

جريان انحرافي، مبارزه با مفاسد اقتصادي و مديريتي، دامن نزدن به اختلافات و كمك به كشور براي گذار از طرح مهم تحول اقتصادي اولويت‌هايي بودند كه همواره اثر مهمي از اصلاح‌طلبان در كنار آنها ديده نمي‌شود.

اصلاح‌طلبان هم‌اكنون در ورطه بي‌اعتمادي مردم گرفتار آمده‌اند. ورطه‌اي كه امكان هر نوع عرضه تفكري را از اصلاحات گرفته است و از روي ناچاري، اصلاح‌طلبان را به اين سمت سوق مي‌دهد كه مترصد استفاده از برخي اخبار صرفاً خاص جبهه اصولگرايي باشند.

تفكري كه از حدود ده سال قبل و از زمان روي كار آمدن آن در شوراهاي دوره دوم و سپس مجلس و دولت تا كنون، مردم طعم خوش خدمت و پايبندي به اصول اسلام و انقلاب را چشيده و ديده‌اند.

و ضرورتاً اين مسئله را تفكر اصلاحات كه نقطه‌هاي مبهمي همچون مجلس ششم، غائله تيرماه 78 و فتنه 88 را در كارنامه خود دارد بيش از ديگران درك مي‌كند و لذا براي ماندن در صحنه اميدي غير از موج سواري و استفاده غلط از اخبار خاص جبهه اصولگرايي اميدي برايش نمي‌ماند

توطئه مشکوک در مقابل نیروهای انتظامی و امنیتی

 

حدود ۲ هفته قبل بود که رسانه ها خبر مضروب شدن یک طلبه ناهی از منکر را منتشر کردند.اشرار و اوباش، با دشنه به جان یک طلبه جوان افتاده بودند که فقط خواسته بود مانع مزاحمت برای نوامیس مردم شود.و آن طلبه هم اکنون در بیمارستان است و معلوم نیست که بتواند تا چه میزان از سلامت گذشته اش را باز یابد.

اما این همه ماجرا نبود. چند هفته قبل از آن نیز، یک طلبه ناهی از منکر دیگر نیز برای دفاع از امنیت اخلاقی جامعه آماج ضربات مرگ بار اراذل قرار گرفته بود.و تمام این اتفاقات و رخدادهای مشابه دیگر در حالی صورت پذیرفتند که چند ماه است بحث امر به معروف و نهی از منکر در کشور بیشتر در منصه افکار عمومی قرار گرفته است.

از انتقادات و صحبت های مراجع تقلید گرفته تا ورود ناجا به عرصه مأموریتی گشت های ارشاد و راهپیمایی های گسترده مردم در سراسر کشور برای حمایت از حجاب و محکوم کردن بدحجابی و مظاهر ناامنی روانی.قوه قضائیه نیز از قافله عقب نمانده و مسئولان بلندپایه این قوه مداوماً بر برخورد جدی با مظاهر ناامنی و قانونی بودن طرح امنیت اخلاقی تأکید می کنند.و این آیت الله آملی لاریجانی رئیس دستگاه قضا بود که چندی قبل این جمله را بر زبان راند: "تمام كساني كه موجب ناامني جامعه مي‌شوند، بدانند كه نمي‌توانند از فيلتر دستگاه قضايي عبور كنند.

"اما در مقابل تمام این خواست عمومی شکل گرفته توسط مردم و رسانه ها و اعلام آمادگی مسئولان ذیربط کشور برای مبارزه با مظاهر فساد و ناامنی، متاسفانه به یکباره شاهدیم که اتفاقات تلخی در دو نقطه تهران، یعنی پارک آب و آتش و یکی دیگر از پارک های تهران رخ می دهد که نه تنها مصداق بارز ترویج بی بند و باری و اباحه گری است که در واقع اگر دقیق تر نگاه کنیم، روی دیگر آن به سخره گرفتن غیرت نیروهای امنیتی و انتظامی کشور و در ادامه خواست عمومی شکل گرفته مبنی بر برخورد با ناامنی های اخلاقی است.

عده ای دختر و پسر نامحرم، درست چند روز پس از آنکه توسط مقامات رسمی کشورمان هشدار داده شد که دشمن توطئه هایی را در شبکه های اجتماعی اینترنتی تدارک دیده است؛ با قرارهایی که در همین شبکه ها می گذارند در یک روز آفتابی در پارک آب و آتش تهران گرد هم می آیند و در فضایی امن! آب بازی می کنند. جالب آنکه این اقدام هماهنگ با انتشار گسترده تصاویر باکیفیت و بدون دغدغه گرفته شده از این افراد نیز همراه می شود و در ادامه، خبر و عکس های این رخداد زشت، انعکاسی فراگیر در کشور می یابد.آیا نه این است که باید این اقدام را صرفاً یک دهن کجی سازماندهی شده به عزم مردم و دستگاه های نظام برای مبارزه با مفاسد اخلاقی ارزیابی کرد؟

و هنوز همه در تب و تاب ناراحتی های شکل گرفته از بابت این رخداد زشت هستند که اتفاقی دیگر در یکی دیگر از پارک های پایتخت رخ می دهد. پسرها و دخترهایی با قرار قبلی به پارک می روند و خود را همانند بالماسکه های خارجی به شکل شعبان بی مخ ها و کاراکترهای فیلم فارسی های سابق آرایش می کنند.و شروع می کنند دور یکدیگر رقصیدن و شعر خواندن و عکس گرفتن.آیا هنوز هم آنهایی که به توهم توطئه معتقدند باور ندارند که این اقدامات اتفاقی نیست و دست های کثیف دشمن در پشت پرده آنها قرار دارد؟در اینجا بر این نکته نیز باید تأکید کرد که دشمن همواره از نقاط تغافل ما سود می برد. 

در واقع آنجایی که قاطبه مردم از شهرداری تهران و یا از دولت انتظار داشتند که نسبت به مقوله بدحجابی و توسعه رفتارهای زشت منافی یک جامعه اسلامی مواضعی دقیق و تعیین کننده اتخاذ کنند؛ باید اذعان کرد که این اتفاق رخ نداد. و حتی مثلا شاهدیم که دولت، خود منتقد شماره یک طرح هایی مثل گشت ارشاد ناجاست.و شد آنچه که در این عکس ها می بینیم.به طور خاص هم باید از نیروی انتظامی، ارگان های امنیتی و قوه قضائیه در این زمینه توضیح خواست. 

چرا یک مسئول شهرداری باید اذعان کند که جمعیتی که در پارک آب و آتش حضور یافته بودند را حتی گشت ارشاد هم نمی توانست کنترل کند؟مسئولان امنیتی در هر ارگانی در این زمینه چه پاسخی دارند؟ آیا آنها نمی دانستند که این اتفاق زشت رخ خواهد داد و احساس امنیت شهر مختل خواهد شد؟و قوه قضائیه در این زمینه چه خواهد کرد؟افکار عمومی منتظرند تا عملکرد قاطعانه این قوه را همانگونه که در ماجرای فتنه ۸۸ مشاهده کردند، باز هم ببینند؟چشمان بیدار ملت تا کی باید شاهد پایمال شدن علنی غیرت و ارزش های خود باشد؟پاسخ این سوال را قبل از همه باید آنهایی بدهند که در مورد رخداد این اتفاقات زشت و البته مشکوک، مسئولیت مستقیم دارند.

 

مملکت اسلامی به سلاح مدرن نیاز ندارد


علی محمد دستغیب: «اگر مملکت واقعاً اسلامی باشد و مردم را با رفتار و اعمال صحیح به سوی خدا دعوت کنند، نیازی به این همه سلاح مدرن نیست[!!!">».

 

سایت کلمه در خبر 29 ژولای (7 مرداد) خود مشروح سخنان اخیر آیت الله دستغیب که در آن اتهامات عجیبی علیه جهوری اسلامی مطرح شده را منتشر کرد.
آیت اللهعلی محمد دستغیب در جلسه تفسیر قرآن خود در ادعایی کلی و بدون بیان مصداقی مشخص، نظام اسلامی را به بستن قراردادهایی بدتر از ترکمن چای متهم کرد!!! و گفت: «ذخایر عظیم نفتی، ارزشی فوق العاده از حیث تأمین رفاه دنیا و سعادت آخرت مردم ایران دارد به شرط آنکه این منابع ثروت در اختیار مردم قرار گیرد و منافع آن، طبق اصول صحیح، به دست مردم برسد اما متأسفانه غالب آنها چپاول می ‏شود[!!!"> و به دست گروهی نااهل می ‏افتد. قراردادهایی بسته می‏ شود که بعضاً از قرارداد ترکمانچای هم بدتر است. واقعاً دارند مردم را ذلیل می‏ کنند[!!!">».

وی افزود: «نمی ‏توان در مقابل این قراردادها بی‏ تفاوت بود. نمی ‏توان تحمّل کرد که ذخایر بزرگ ثروت را عده قلیلی به یغما برند[!!!">».
وی در ادامه در ادعایی مضحک افزود: «اگر مملکت واقعاً اسلامی باشد و مردم را با رفتار و اعمال صحیح به سوی خدا دعوت کنند، نیازی به این همه سلاح مدرن نیست».
آقای دستغیب در بخش دیگری از سخنان خود، فتنه گران متعرض به جان، مال و امنیت شهروندان را «مردم قانون خواه و مومن» لقب داده و با بیان اتهاماتی زننده علیه مرجعیت که همواره حامی ولایت فقیه و نظام اسلامی بوده اند، مدعی شد: «کدام یک از فقهای دلسوز امروز که همچون ائمه اطهار جان و آبرو و همه چیز خود را بر سر احکام قرآن گذاشتند، وضع جامعه و نحوه رفتار با مردم قانون‏ خواه و مؤمن را تأیید می‏ کنند؟ منظور از آن دسته از فقیهانی هستند که وابسته به دنیا نیستند و ترسی از عناوین و القاب خویش ندارند و فروش رساله و آوردن خمس و زکات برایشان مهمتر از احکام خدا نیست و واهمه‏ ای از ارعاب و تهدیدها ندارند[!">».
گفتنی است، ترکمنچای قراردادی است که در 21 فوریه 1828 برابر 1 اسفند 1206 خورشیدی پس از پایان جنگ بین حکومت قاجاریه و دولت روسیه بسته شد و طی این قرارداد قلمروهای باقی مانده ایران از معاهده گلستان در قفقاز شامل خانات ایروان، مناطق تالش و اردوباد و بخشی از مغان و شروان به روسیه واگذار شد. باید پرسید آقای دستغیب، با چه منطقی جمهوری اسلامی ایران را با این همه سوابق درخشان در حفظ تمامیت ارضی و عزت ملی به بستن قراردادهایی بدتر از ترکمنچای متهم می کند بدون اینکه حتی بتواند به یک مصداق برای آن اشاره کند؟!
از سوی دیگر، مگر جمهوری اسلامی از سلاح های مدرن خود از جمله موشک های دوربرد، تانک های ساخته شده با فناوری روز دنیا، ناوهای رزمی، زیردریایی و ... برای سرکوب مردم استفاده کرده است؟! آیا اگر این توانایی بالای نظامی نبود، آمریکایی ها تا به حال ما را به سرنوشت عراق و افغانستان دچار نکرده بودند؟ اگر مملکت اسلامی به سلاح های مدرن نیازی ندارد پس آیه شریفه «و اعدو لهم ما استطعتم من قوه» برای چه نازل شده است؟
در کتاب تفسیر نمونه نوشته آیت الله مکارم شیرازی در مورد تفسیر این آیه شریفه آمده است: «در جمله کوتاه فوق یک اصل اساسى در زمینه جهاد اسلامى و حفظ موجودیت مسلمانان ، و مجد و عظمت و افتخارات آنان بیان شده است ، و تعبیر آیه به قدرى وسیع است که بر هر عصر و زمان و مکانى کاملا تطبیق مى کند.
کلمه قوة چه کلمه کوچک و پر معنائى است ، نه تنها وسائل جنگى و سلاحهاى مدرن هر عصرى را در بر مى گیرد، بلکه تمام نیروها و قدرتهائى را که به نوعى از انواع در پیروزى بر دشمن اثر دارد شامل مى شود، اعم از نیروهاى مادى و معنوى .
بنابر این علاوه بر اینکه باید از پیشرفته ترین سلاحهاى هر زمان به عنوان یک وظیفه قطعى اسلامى بهره گیرى کرد، باید به تقویت روحیه و ایمان سربازان که قوة و نیروى مهمترى است پرداخت .
از قدرتهاى اقتصادى ، فرهنگى ، سیاسى ، که آنها نیز در مفهوم قوة مندرج هستند و نقش بسیار مؤ ثرى در پیروزى بر دشمن دارد نیز نباید غفلت کرد.
جالب این است که در روایات اسلامى براى کلمه قوة تفسیرهاى گوناگونى شده که از وسعت مفهوم این کلمه حکایت مى کند، مثلا در بعضى از روایات مى خوانیم که پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) فرمود منظور از قوة تیر است .
و در روایت دیگرى که در تفسیر على بن ابراهیم آمده مى خوانیم که منظور از آن هر گونه اسلحه است .
و باز در روایتى که در تفسیر عیاشى آمده مى خوانیم که منظور از آن شمشیر و سپر است.
و بالاخره در روایت دیگر که در کتاب من لا یحضر آمده مى خوانیم : منه الخضاب السواد: یکى از مصداقهاى قوة در آیه موهاى سفید را به وسیله رنگ سیاه کردن است! یعنى اسلام حتى رنگ موها را که به سرباز بزرگسال چهره جوانترى میدهد تا دشمن مرعوب گردد از نظر دور نداشته است ، و این نشان میدهد که چه اندازه مفهوم قوة در آیه فوق وسیع است .
بنابر این آنها که تنها پارهاى از روایات را دیده اند و کلمه قوة را به یک مصداق ، محدود ساخته اند گرفتار اشتباه عجیبى شده اند .
ولى افسوس که مسلمانان با داشتن یک چنین دستور صریح و روشنى گویا همه چیز را به دست فراموشى سپرده اند، نه از فراهم ساختن نیروهاى معنوى و روانى براى مقابله دشمن در میان آنها خبرى هست ، و نه از نیروهاى اقتصادى و فرهنگى و سیاسى و نظامى.
به عقیده ما اگر این دستور بزرگ اسلامى (و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة ) به عنوان یک شعار همگانى در همه جا تبلیغ شود و مسلمانان از کوچک و بزرگ ، عالم و غیر عالم ، نویسنده و گوینده ، سرباز و افسر، کشاورز و بازرگان ، در زندگى خود آن را بکار بندند، براى جبران عقب ماندگیشان کافى است .
سیره عملى پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) و پیشوایان بزرگ اسلام نیز نشان میدهد که آنها براى مقابله با دشمن از هیچ فرصتى غفلت نمى کردند، در تهیه سلاح و نفرات ، تقویت روحیه سربازان ، انتخاب محل اردوگاه ، و انتخاب زمان مناسب براى حمله به دشمن و به کار بستن هر گونه تاکتیک جنگى ، هیچ مطلب کوچک و بزرگى را از نظر دور نمیداشتند.
معروف است که در ایام جنگ حنین به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) خبر دادند که سلاح تازه مؤ ثرى در یمن اختراع شده است ، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) فورا کسانى را به یمن فرستاد تا آن سلاح را براى ارتش اسلام تهیه کنند!.
در حوادث جنگ احد مى خوانیم که پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) در مقابل شعار بت پرستان اعل هبل ، اعل هبل سربلند باد بت بزرگ هبل ... شعار کوبنده تر و نافذترى به مسلمانان تعلیم داد تا بگویند الله اعلى و اجل : خدا برتر و بالاتر از همه چیز است، و در برابر شعار ان لنا العزى و لا عزى لکم : بت بزرگ عزى براى ماست و شما عزى ندارید بگویند: الله مولانا و لا مولا لکم : خداوند ولى و سرپرست و تکیه گاه ماست و شما تکیه گاهى ندارید.
این نشان میدهد که پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) و مسلمانان حتى از تاثیر یک شعار قوى در برابر دشمن غافل نبودند، و بهترین آنرا براى خود انتخاب مى کردند.
دستور مهم فقهى اسلام در زمینه مسابقه تیراندازى و اسب سوارى که حتى برد و باخت مالى را در زمینه آن تجویز کرده ، و مسلمانان را به این مسابقه دعوت نموده است ، نمونه دیگرى از بینش عمیق اسلام در زمینه آمادگى در برابر دشمن است».
لازم به ذکر است، در روزها و هفته های اخیر و با نزدیک شدن به انتخابات مجلس مواضع آقای دستغیب علیه نظام اسلامی و سیاه نمایی اوضاع کشور در سخنان ایشان به شکل قابل تاملی افزایش یافته که جام نیوز در خبرهای پیشین خود به آن پرداخته بود
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مرداد 1390ساعت 10:3  توسط   | 

13ابان

عضو افراطي و مستعفي حزب مشاركت مجددا ادعاي «جنبش سبز، رأس ندارد و همه مديران آن هستند» را به باد انتقاد گرفت و گفت اين چيزي جز هرج و مرج سياسي نيست.
عباس عبدي درگفت وگو با يك نشريه دانشجويي و درباره اين اظهارنظر كه «شما در مصاحبه با يك نشريه آلماني نداشتن رهبر براي جنبش سبز را امري مسخره خوانديد» گفت: چنين چيزي ]ادعاي موسوي[ امكان ندارد كه همه رهبر جنبش باشند. اين بازي با كلمات و بي محتوا كردن كلمات است. جنبش هاي آنارشيست هم رهبري داشتند. در يك جنبش دموكراسي خواه، رهبري وجود دارد اما در چارچوب دموكراتيك اعمال مديريت مي كند. بنابراين نفي و بلاموضوع كردن آن چيزي جز هرج و مرج سياسي نيست.
وي همچنين ادبيات مخالفان را تهييجي و احساسي و جايگزين ادبيات عقلايي شده توصيف كرد و درباره جنبش اصلاحات هم گفت: اين جنبش در سال 79 و در خوش بينانه ترين حالت در سال 1381 از سوي رهبري آن زمينگير شد و تحركي نداشته كه بتوان آن را جنبش ناميد. جنبش سبز به نحوي پاسخي به جنبش اصلاحات و نه ادامه آن بود. زيرا اين تصور پيش آمده بود كه با اصلاحات نمي توان راه به جايي برد.
يادآور مي شود عبدي از طراحان سناريوهاي افراطي نظير خروج از حاكميت، عبور از خاتمي و تغيير قانون اساسي بود. اصلاح طلبان افراطي حزب مشاركت با عمل به ايده هاي كساني چون عبدي خود را در بن بست و انزواي كامل قرار دادند. خاتمي ادعاي تغيير قانون اساسي را كه عبدي مطرح كرده بود، خيانت توصيف كرد. عبدي اكنون در حالي با تردستي و زيركي زبان به نقد افراطي گري و هيجان زدگي كساني چون موسوي و گردانندگان فتنه سبز مي پردازد كه خود يكي از تبليغ كنندگان شيوه هاي آشوبگري، راديكاليسم و تقابل خياباني با نظام بوده است.
عبدي در انتخابات سال 88 و در راستاي تقسيم كار افراطيون به شاخه اي كه از كروبي حمايت مي كردند (در كنار كساني چون كرباسچي، سحرخيز، جميله كديور، رضوي فقيه و...) پيوست و در ستاد كروبي به ايفاي نقش در جهت راديكاليزه كردن وي پرداخت.
برخي سايت هاي خبري با اشاره به احتمال ازسرگيري انتشار روزنامه توقيف شده هم ميهن( به مديرمسئولي غلامحسين كرباسچي دبيركل كارگزاران ) خبر داده اند كه سردبيري روزنامه مذكور به عبدي سپرده شده است. سردبيري هم ميهن پيش از توقيف به عهده محمد قوچاني بود. به گزارش «جرس» هم ميهن اولين بار در سال 79 به همراه برخي روزنامه هاي ديگر و به عنوان پايگاه مطبوعاتي دشمن توقيف شد

.

وزير اطلاعات با بيان اين كه يكي از آسيب هاي كشور در فتنه 88 مسئله شخصيت زدگي بود تاكيد كرد كه ريشه تمام فتنه هاي دشمن به عدم تبعيت از ولايت برمي گردد.

حجت الاسلام «حيدر مصلحي» ديروز در اولين همايش مشترك مسئولان و هاديان سياسي نيروهاي مسلح كه به ميزباني عقيدتي سياسي ارتش جمهوري اسلامي برگزار شد، گفت: امروز تمام حركت هاي دشمن در فضاي مجازي زير ذره بين بر و بچه هاي بدنه وزارت اطلاعات است و اين بدنه ايده هاي مختلفي براي مقابله با كارهاي دشمن در اينترنت و به ويژه در بخش شبكه هاي اجتماعي داشته است كه در اين زمينه بسيار موفق بوديم و اولين اجراي اين ايده ها در سفر مقام معظم رهبري به قم بود و ان شاءالله در آينده نزديك اين مساله را به صورت سراسري پيگيري خواهيم كرد.
وي در بخشي از سخنان خود با اشاره به اين كه فتنه هاي دشمنان عمدتاً به بحث عدم تبعيت از ولايت برمي گردد، افزود: در همين رابطه فتنه منتظري را ببينيد. منتظري در زمينه ولايت فقيه كتاب داشت و بحث هاي قابل توجهي در زمينه ولايت داشته است، ولي اظهارات وي در فتنه اخير در مورد مساله ولايت را ملاحظه كرديد. در فتنه بني صدر و فتنه هايي كه در دوران دفاع مقدس شكل گرفت جرياني آدم هاي اين فتنه را مديريت كرده است و در همين فتنه اخير نيز مساله اي كه خيلي از آن استفاده كردند، مساله مبارزه با ولايت فقيه بود.
شخصيت زدگي ، بلاي فتنه 88
وزير اطلاعات همچنين با اشاره به تاكيد مقام معظم رهبري بر دوري از شخصيت زدگي اظهار كرد: مقام معظم رهبري در فرمايشاتشان در قم راه را بسيار باز كردند و بايد توجه كنيم كه ما نبايد شخصيت زده باشيم. يكي از بلاهاي ما در فتنه اخير، همين مساله شخصيت زدگي بود به طوري كه وقتي براي بسياري از خواص، جريان فتنه را تشريح مي كرديم آن ها نمي توانستند در برابر برخي شخصيت ها موضع درستي بگيرند چرا كه دچار همين آفت شخصيت زدگي بودند.
مصلحي با بيان اين كه مشكل كساني كه در اين جريانات از اول انقلاب تا به حال مديريت شدند، بحث ولايت فقيه است، گفت: يكي از شخصيت هايي كه هنوز نتوانسته است از همراهي خود با جريان فتنه دست بردارد در جلسات خصوصي خود مي گويد كه من حتي در زمان حيات امام نيز به ايشان نامه نوشته و گفته بودم كه با ولايت فقيه نمي شود حكومت داري كرد و بايد در اين زمينه با مراجع صحبت و آن ها را قانع كرد. آيا انتهاي اين مساله چيزي جز جدايي دين از سياست است؟ چرا كه مقوله ولايت فقيه جزو دين است.
وي در ادامه با تاكيد بر اين كه جنگ نرم دشمن تهاجمي نيست بلكه تدافعي است، تصريح كرد: انقلاب اسلامي هجمه سنگيني عليه استكبار به راه انداخت و بسياري از كشورهاي دنيا و انديشمندان دنياي استكبار را تحت تاثير قرار داده است. بدين ترتيب ابتدا امام بود كه جنگ نرم را عليه استكبار طراحي كردند و در واقع جنگ نرم امام، اسلام ناب بود و مي بينيم كه دشمن در مقابله با اين مساله هميشه با از دست دادن انديشمندان خود مواجه شده است.
اجتماع بهائيت با انجمن حجتيه
در فتنه اخير
وي با بيان اين كه دشمن در جنگ نرم خود از همه توانش استفاده مي كند، افزود: در بحث فتنه، يكي از نكات قابل توجه اين است كه مجموعه اي كه فتنه را مديريت مي كرد به هيچ وجه مجموعه اي نبود كه قبل از انتخابات شكل گرفته و طراحي كرده باشد، بلكه اين مساله يك سابقه 20 ساله دارد. موسسات و سازمان هايي كه با جمع قابل توجهي در فتنه اخير به عنوان محوريت كار حضور داشتند در واقع به دنبال فرصت مي گشتند و با طراحي هاي خود به ويژه در شبكه مجازي و شبكه هاي اجتماعي درون آن، انتخابات دهم را بهترين فرصت ديدند. طراحي استكبار اينگونه بود كه انجمن حجتيه، بهاييت، نفاق، كمونيست، ضد انقلاب و حتي مجموعه هاي دينداري كه همراه با انقلاب نبودند در اين مجموعه جمع شوند. به طوري كه اجتماع بهاييت با انجمن حجتيه در فتنه اخير بسيار قابل توجه بود.
وزير اطلاعات با اشاره به اين كه صهيونيسم پس از مسيحيت براي تحت تاثير قرار دادن اسلام برنامه ريزي كرده است، افزود: اگر صهيونيسم تلاش كرده است كه مسيحيت را با خودش همراه كند، امروز براي مذاهب مختلف اسلام نيز طراحي و برنامه ريزي كرده و مي كند به طوري كه وهابيت طراحي صهيونيسم است و تمامي اين ها براي مقابله با جنگ نرم امام صورت گرفته و بايد توجه كنيم كه محور جنگ نرم امام نيز ولايت است. چطور مي شود كساني كه زماني سينه چاك مقوله ولايت بودند امروز موضع جدي در مقابل آن مي گيرند؟ مشكل اينجاست كه اين جايگاه هنوز شناخته نشده است.
تابوشكني نياز امروز جامعه است
مصلحي اضافه كرد: اسنادي در دست است كه يك فرد فراري در رابطه با مقوله ولايت با مجلس خبرگان ما مكاتبه كرده است. حال چه كسي بايد جواب او را بدهد؟ چه اقدامي در اين رابطه صورت گرفته و چرا اقدامي صورت نمي گيرد؟ امروز مسيري كه مقام معظم رهبري طراحي كرده اند وضعيت را به گونه اي شكل داده است كه دولت نهم و دهم بر سر كار مي آيد و نظام در مسير درستي قرار مي گيرد و به اين ترتيب مقابله هايي كه با آن صورت مي گيرد يك مقوله كاملاً جدي است. يكي از نيازهاي جدي امروز كشور تابوشكني است و وقتي به ايشان مي فرمايند شخصيت محوري بايد كنار برود، ما هم بايد فضا را براي اين مساله فراهم كنيم.
جاه طلبي از موانع موجود
بر سر راه ولايت محوري است
وي با تاكيد بر اين كه جنگ نرم تدافعي دشمن قصد دارد عمود اصلي جنگ نرمي كه امام به راه انداخته است يعني ولايت فقيه را بزند، تصريح كرد: مقوله ولايت فقيه بايد براي نسل جوان امروز به درستي تبيين شود. در دو دوره در اين كشور اجازه نداده اند كه به اين مقوله پرداخته شود. در دوره اصلاحات بعضا اصلاحات آمريكايي دنبال مي شد و روشن بود كه آن ها به دنبال چه چيزهايي مي گردند. البته هنوز هم آنطور كه بايد و شايد به اين مقوله پرداخته نمي شود.
وزير اطلاعات جاه طلبي را از ديگر موانع موجود بر سر راه ولايت محوري برشمرد و عنوان كرد: شما در مساله زبير در صدر اسلام مي بينيد كه زبير پس از رحلت پيامبر و ظرف حدود 25 سال تغيير مشي قابل توجهي پيدا كرد. اين مساله چه دليلي جز جاه طلبي خود و جاه طلبي هاي آقازاده اش داشت. جاه طلبي مانعي در راه ولايت محوري است. يكي از طرح هاي قابل توجه سرويس ها و سازمان هاي استكباري، رفتن به سراغ آقازاده ها و منافقين هم نقش بسيار اساسي در اين زمينه ايفا مي كنند. ما به بخش ها و نتايجي در اين رابطه رسيده ايم و به برخي آقايان هم تذكراتي داده ايم. نفاق با همراهي سرويس هاي اطلاعاتي دنيا كارهايي انجام مي دهد و فعاليت هايي مي كند و همانطور كه در دوران دفاع مقدس كشورهاي مختلف استكباري از صدام حمايت مي كردند و در اين رابطه تقسيم كار داشتند، همان تقسيم كار امروز در رابطه با جنگ نرم صورت گرفته است.
خط دهي نفاق به مجلس ششم
مصلحي با بيان اين كه نفاق در بحث جنگ نرم خدمت بزرگي به استكبار مي كند، يادآور شد: يكي از مجموعه هاي مرتبط با ريگي كه از او براي مقاصد خود استفاده مي كرد، منافقين بودند و وقتي ريگي را دستگير كرديم به اين مساله اعتراف كرد. خط دهي بيش از 70درصد اتفاقاتي كه در مجلس ششم افتاد توسط نفاق صورت مي گرفت و اسناد اين مساله موجود است. به طوري كه ما حتي اسم داريم كه سرشاخه نفاق چطور با برخي از آقاياني كه امروز فرار كرده اند ارتباط داشته است. نكته قابل توجه ديگر در زمينه جنگ نرم دشمن اين است كه شخصيت ها و موسسات ديني ما به شدت در معرض تهديد جنگ نرم هستند.
پيش بيني اجراي طرح هدفمندسازي يارانه ها
با كمترين تنش
وي در ادامه سخنان خود به بحث هدفمند كردن يارانه ها اشاره كرد و با بيان اين كه بيشترين و بالاترين حجم كار و جلسات در رابطه با طرح هدفمند كردن يارانه ها انجام شده است، اظهار كرد:عمده تلاش دولت اين بود كه مردم در اين جراحي بزرگ اقتصادي درد كمتري احساس كنند. همين كه در مورد زمان اجراي اين طرح سرگرداني براي برخي از كساني كه مي خواستند اخلال كنند به وجود آمده بود و احتكارهاي چندين باره آنها به نتيجه نرسيد موفقيت بزرگي بود كه كسب شد و فرصت اخلال از آن ها گرفته شد؛ البته آن ها براي مقابله با اين طرح، طراحي هاي خاص خود را دارند و از عوامل داخلي هم در اين زمينه استفاده مي كنند و حتي ممكن است از درون خود نظام افرادي را واسطه كنند چرا كه اساسا يكي از مقوله هاي جنگ نرم اين است كه از افراد درون نظام و انقلاب استفاده مي كنند.
وزير اطلاعات ادامه داد: با برنامه ريزي هايي كه انجام شده، اجراي اين طرح كمترين تنش را خواهد داشت؛ البته نه اينكه هيچ تنشي به همراه نداشته باشد ولي نكته قابل توجه اين است كه نظرسنجي هاي صورت گرفته حاكي از همراهي خوب مردم با اين طرح است.
هدفمندسازي يارانه ها
نشانه بي اثر بودن تحريم هاست
وزير اطلاعات همچنين به بحث تحريم ها عليه ايران اشاره كرد و افزود: امروز دشمن دچار سرگرداني سنگيني است و پيغام و پسغام هايي كه مي دهند و نوع برخوردهايي كه آدم هاي اقتصادي دنياي استكبار دارند اين مساله را به خوبي نشان مي دهد. اكثر اقتصاددان هاي آن ها اعلام كردند كه اقدام ايران براي اجراي هدفمند كردن يارانه ها نشان مي دهد كه تحريم ها هيچ تاثيري نداشته است. امروز حتي كشورهايي كه جداگانه عليه ايران قطعنامه صادر كرده اند در يك استيصال بسيار سنگين قرار دارند.
بسياري از تجار خارجي به تجار ما اعلام كردند كه ما كاري به دولت خود نداريم و روابط خود را خواهيم داشت، البته دشمن زحماتي را براي ما ايجاد مي كند ولي با برنامه ريزي هايي كه انجام شده است، در بحث مقابله با تحريم ها در وضعي بسيار خوب و بهتر از گذشته قرار داريم.
اوج تحريم ها شكسته شد
مصلحي ادامه داد: در بحث بنزين، با يك حركت كوچك در وزارت نفت به خودكفايي رسيديم و حتي بنزين هم صادر مي كنيم و در بخش انرژي نيز موفقيت هاي بسياري داشته ايم و همسايگان ما به خوبي شاهد اين موفقيت ها هستند البته امروز اوج تحريم ها تقريباً شكسته شده است چرا كه استكبار و عوامل داخلي آنها اين طور مطرح مي كردند كه در نيمه دوم مهر ماه و نيمه اول آبان ماه اتفاقات سنگيني خواهد افتاد و تعابيري از اين قبيل به كار مي بردند كه جنوب تهران با شمال تهران يكي مي شود. ولي ديديم كه چنين نشد.
وزارت اطلاعات
تحت امر هيچ كس نيست
وزير اطلاعات در ادامه سخنان خود در پاسخ به پرسش كتبي يكي از حاضران اظهار كرد: اين گونه كه كسي فكر كند وزارت اطلاعات تحت امر شخص ديگري است و فرد يا افرادي در كار آن مداخله دارند، خيال خام و باطلي است، وقتي من وارد وزارت اطلاعات شدم بدنه اين وزارت را بسيار سالم و برخوردار از افراد ولايتمدار ديدم. در دوره يكي از رئيس جمهورهايي كه ادعاي قدري داشت، بدنه اين وزارتخانه 15جلد اسناد در رابطه با مفاسد آن تشكيل دادند و البته اين امر كه اين اسناد و پرونده ها به نتيجه نرسيد و يا مديران آن از به نتيجه رسيدن اين اسناد جلوگيري كردند، مسئله جداگانه اي است ولي به هر حال بدنه اين وزارتخانه به دنبال اين مي گشت كه مديراني ولايتمدار بر سر كار باشند.
مصلحي افزود: در دوره اصلاحات، همين بدنه با اقدامات بسيار قابل توجهي، با آن دوره مقابله داشتند و اين در حالي بود كه مديران آن با اين مسئله همراه نبودند. در رابطه با فتنه اخير همين بدنه پيش بيني هايي كرده و هشدارهايي داده بود ولي متاسفانه به راحتي از كنار آن عبور كردند. در بحث فتنه و به ويژه در مقوله شبكه مجازي اين بدنه موفقيت هاي بزرگي كسب كرد به طوري كه حتي اوباما در گزارش خود به كنگره آمريكا اعلام كرد كه در اين زمينه شكست خورده اند چرا كه اين شبكه ها به خوبي توسط بدنه وزارت اطلاعات شناسايي شد و ما به اقتدار بسيار بالايي در اين زمينه رسيديم
تقدير از نيروي هوايي ارتش
وزير اطلاعات در پايان با تقدير از نيروي هوايي ارتش در مسئله دستگيري عبدالمالك ريگي گفت: در مسئله دستگيري ريگي اغلب فقط به بحث دستگيري او توجه كردند و به موفقيت نظامي آن توجهي نشد. شما نگاه بكنيد هواپيمايي كه از دوبي قصد داشت به سمت قرقيزستان برود چه زمان كوتاهي داشت تا به آسمان بندرعباس برسد ولي در همين زمان كوتاه هواپيماي ما بالاي سر آن حاضر شدند و آن را مجبور به فرود آمدن كردند كه اين حركت هواپيماهاي نيروي هوايي يك موفقيت بزرگ نظامي محسوب مي شود.
حجت الاسلام علي سعيدي، نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران نيز در اين همايش طي سخناني با برشمردن فتنه هاي گوناگوني كه نظام طي 30 سال گذشته با آن مواجه شده گفت: دشمن امروز به دنبال سربازگيري از داخل نظام است و براندازي در قالب جنگ نرم را در دستور كار دارد.

حجت الاسلام مصطفي پورمحمدي عصر امروز سه شنبه در جلسه پرسش و پاسخ دانشجويان دانشگاه اميرکبير که در محل آمفي تئاتر مرکزي اين دانشگاه برگزار شد در پاسخ به سئوال يکي از دانشجويان در رابطه با اتهامات وارد شده در مناظره هاي انتخاباتي درباره برخي از مسئولان کشور گفت: تا جايي که من از زيرمجموعه هاي قضايي خبر دارم مدرک، سند يا گزارشي در خصوص اين اتهامات که در مناظره ها مطرح شد، ارائه نشده و البته اين سئوال جدي است که چرا اين مدارک به دستگاه قضايي جهت رسيدگي ارسال نشده است.
وي افزود: بايد به سمتي برويم که سخنان خود را مستند کرده و به گونه اي مطالب خود را در منظر عمومي بيان کنيم که بتوان با استناد به مدارک مربوط به آن متخلفين را تحت تعقيب قرار دهيم.
پورمحمدي تصريح کرد: البته من از سوي سازمان بازرسي کل کشور اعلام مي کنم که آماده ايم هرگونه مدرک و مستندي ارائه شود مورد تعقيب و بازرسي قرار بدهيم.
رئيس سازمان بازرسي کل کشور در رابطه با قضاياي پيش آمده در بازداشتگاه کهريزک گفت: ما يک ماه قبل از دستور مقام معظم رهبري گزارش مفصلي را از اين بازداشتگاه تهيه کرده و به مسئولان عالي ارسال کرديم و چندي بعد نيز گزارشي خدمت مقام معظم رهبري رسيد که رهبر انقلاب به سرعت دستور تعطيلي اين بازداشتگاه را صادر کردند.
وي در پاسخ به سئوالي درباره نحوه نظارت بر قوه قضائيه گفت: شکايات بسياري از قضات در دادسراي عالي قضات مورد رسيدگي قرار مي گيرد و علاوه بر آن حفاظت قوه قضائيه نيز نظارت خود را بر اجراي قانون در قوه قضائيه دارد.
طرح نظارت سازمان بازرسي بر قوه قضاييه در 1414 صفحه
پورمحمدي به برخي از فعاليت هاي سازمان بازرسي در نظارت بر امور اداري قوه قضائيه اشاره کرد و گفت: يکي از طرح هاي نظارتي سازمان بازرسي طرح جامع نظام اطلاعات و آمار قوه قضائيه است که در 1414 صفحه و با بررسي 70 هزار برگ گردش اداري پرونده ها را مورد بررسي قرار داده است و در 30 مرکز استان از 5 هزار مراجعه کننده، 4 هزار قاضي و کارمند قوه قضائيه نظرخواهي شده است و همچنين 22 هزار نفر ساعت کار در اين مورد انجام شده که اگر از يک دستگاه اجرايي مي خواستيم اين بازرسي ها را انجام دهيم صداي آنها در مي آمد.
اطلاعت جديد درباره پرونده شهرام جزايري
پورمحمدي با اشاره به پرونده شهرام جزايري گفت: يکي از مواردي که ما اخيرا در پرونده قضايي وي به آن رسيده ايم اين است که او بجاي پرداخت جريمه‌ اي که به آن محکوم شده است درحال فروش دارايي‌هاي خود بوسيله سندسازي است که پرونده اي هم در اين زمينه تشکيل شده است.
رئيس سازمان بازرسي کل کشور در پاسخ به سئوال ديگري در رابطه با علت عدم برخورد با سران فتنه گفت: در برخي از مسائل بايد توجه داشت که برخورد جدي، نه تنها عاملي براي رفع فساد نمي شود بلکه خود فتنه آور است که نبايد انجام شود.
وي در ادامه با بيان اينکه ما پرونده هاي بسيار زيادي از طيف هاي مختلف سياسي را در دست داريم ، افزود: از بالاترين سطح تا پائين ترين سطح به تمامي آنها بدون محدوديت رسيدگي خواهد شد و هيچ مصلحت انديشي در برقراري عدالت نبوده و معتقديم که بالاترين مصلحت انديشي اجراي عدالت است.
گزارش سازمان بازرسي از سفرهاي استاني آماده شد
پورمحمدي در پاسخ به سئوالي درباره پروژه هاي عمراني دولت گفت: ما به تناسب و تناوب بر تمامي پرونده ها نظارت داريم و آنها را کنترل و بازرسي مي کنيم و همچنين اگر لازم بود در معاملات حضور پيدا کرده و در صورت مشاهده ضرر و زياني معامله را باطل اعلام مي کنيم.
وي براي نمونه به سفرهاي استاني اشاره کرد و خاطرنشان کرد: در رابطه با سفرهاي استاني چندين بازرسي را انجام داده و گزارشي نيز از اجرا يا عدم اجراي مصوبات استاني را تهيه کرده ايم که اين گزارش را به مقامات مسئول ارسال مي کنيم.
رئيس سازمان بازرسي کل کشور تاکيد کرد که سازمان بازرسي در زمينه پيشگيري از جرم متمرکز شده و سعي دارد که قبل از وقوع جرم اقدامات لازم را صورت دهد تا هزينه اي از اين بابت متوجه کشور نشود.
لازم به ذکر است در ابتداي اين نشست پورمحمدي رئوسي از بيانات امام راحل درباره قضاوت و تاثير قضاوت کارآمد بر اصلاح جامعه را بيان کرد

شبكه بي بي سي وابسته به وزارت خارجه انگليس عملاً بخش فارسي شبكه يورونيوز را هم قبضه كرده است.

به دنبال لو رفتن ماهيت شبكه هاي «جرس» و «رسا» كه توسط «حلقه لندن» و با همكاري برخي عناصر افراطي مشاركت و كارگزاران مديريت مي شوند و نيز با عنايت به تابلو بودن شبكه تلويزيوني BBC، عناصر ضدانقلاب خارج نشين به صرافت افتادند كه پروژه عمليات رواني از خارج كشور را در پوشش شبكه اي عام تر (اروپايي-يورونيوز) پي بگيرند. به همين دليل نيز از يك سال پيش راه اندازي بخش فارسي يورونيوز در كميسيون اروپا تصويب شد و نيل اوريلي مدير بخش «انگليسي» يورونيوز مامور راه اندازي آن و جذب همكاران شد

مدير بخش انگليسي يورونيوز هم در اولين قدم يكي از همكاران بي بي سي فارسي طي دهه گذشته (ماريا سرسالاري) را به عنوان سردبير يورونيوز فارسي معرفي كرد. اين در حالي است كه در اين پروژه انگليسي، شماري از اعضاي بي بي سي فارسي در كنار برخي همكاران حلقه جرس (نظير ابراهيم. ن و حسين-ب و...) و نيز برخي همكاران راديو زمانه و روزنت و شماري از عناصر فراري حزب مشاركت كه در قالب سايت نوروز و... فعاليت مي كردند، به خدمت فرا خوانده شده اند.

روز گذشته در حالي كه نيل اوريلي در گفت وگو با راديو زمانه تصريح مي كرد «ما 12 ماه پيش با كميسيون اروپا قرارداد كاري مان را امضا و آگهي استخدام را منتشر كرديم»، ماريا سرسالاري در همان گفت وگو مدعي شد «يورونيوز فارسي يك موسسه خصوصي است و بودجه آن از پول ماليات يا درآمدهاي ديگر تامين نمي شود»! نيل اوريلي مي گويد «ما كارهاي مربوط به زندگي 18نفر را به عنوان شوراي سردبيري در ليون فرانسه انجام داديم و در حال استخدام آنها هستيم».

گفتني است شبكه انگليسي بي بي سي(ارگان رسمي وزارت خارجه) - به همراه زايده آن «جرس»- در بحبوحه فتنه و آشوب خياباني سال 88 تلاش گسترده اي را براي بازسازي كودتاي انگليسي-آمريكايي 28 مرداد 1332 و در پوشش عمليات آژاكس 2 انجام داد و ارتباط وثيقي با برخي اعضاي ستاد موسوي و حزب مشاركت (نظير رهنورد و شكوري راد و...) و ستاد كروبي برقرار كرد. از آن طرف نيز مهاجراني وزير ارشاد دولت خاتمي، در اوج آشوب ها به عنوان ريپورتر و خبرنگار بي بي سي عمل مي كرد.

طبيعي بود كه با فرو نشستن غبار فتنه، نه حيثيتي براي بي بي سي باقي مانده باشد و نه براي حلقه جرس. طراحي پوششي به نام يورونيوز فارسي در چنين وضعيتي صورت گرفت.
يادآور مي شود راديو زمانه تيتر گزارش خود درباره يورونيوز را به عنوان غلط انداز «قندپارسي به يورونيوز مي رود» اختصاص داده است!

                شنیده شده :ابوفتنه در پاسخ به سئوالی در باب شرکت در مراسمات استقبال از مسئولین نظام  گفت ، این کار تائید ظلم و ستم وسرکوب معترضین و فجایعی است که در زندانها روی می دهد پس این عمل حرام است ، سئوال کننده پرسید آیا این فتوای است ، ابوفتنه پاسخ داد من برحسب شرایط می گویم و می دانم که نظر غالب مجتهدین از جمله حضرت آیت الله صانعی هم همین است ، مجددا از ایشان سئوال شد که آیا این نظر به حضور در راهپیمایی ها و تظاهرات هایی همانند سالگرد انقلاب و امثالهم هم تسری دارد ، ایشان فرمودند بله شامل می شود و تا شرایط برهمین منوال باشد و اینها از کرده خود توبه نکنند حلیت نخواهد داشت

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 8:44  توسط   | 

528

یک منبع آگاه از ورود فرقه سبز به فاز علمیاتی برای نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی خبر داد.
وی ،با بیان اینکه برخی مهره های سفید فرقه سبز برای نامزد شدن در برخی شهرستان ها مورد بررسی قرار گرفته و ازهم اکنون شرایط تلقین و بسترسازی های ذهنی در حال انجام در مناطق مورد اشاره آن ها می باشد،گفت: فتنه گران در تلاش هستند با مشغول ساختن نیروهای اصولگرا به یکدیگر و ایجاد نزاع میان قوای سه گانه در شرایط بدون رصد،کارهای خود را پیش برده و به فعالیت پنهان خود دربرخی استان ها ادامه دهند.
این منبع آگاه همچنین با بیان اینکه جریان فتنه در برنامه ریزی خود این نکته را نیز موردتوجه قرارداده که در صورت عدم اقبال عمومی و یا رد صلاحیتها چه باید کرد،اظهارداشت:فتنه گران به تصریح تاکید کرده اند که در صورت عملی نشدن برنامه های خود برای حضور درمجلس باید به صورت پنهان به سراغ مهره های جریان انحرافی اصولگرایان رفت چرا که این مهره ها عبورکننده از بسیاری از الزامات خواهند بود،الزاماتی که آن ها به سبب عبور ازآن ها از ملت طرد شده اند.
وی ادامه داد:فرقه سبز معتقد است وجود نماینده های این جریان انحرافی اصولگرایان شکل دیگری از پی گیری مطالبات آن ها می باشد.



 

 

 

ارتباط عضو طیف غیر قانونی علامه با منافقین

فلسفه ایجاد دفتر تحکیم وحدت در دهه ۶۰ ایجاد یک اتحادیه از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بر علیه جریان های معاند و منافق نظام بود.اما پس از به سر کار آمدن دولت محمد خاتمی و آغاز انحرافات فکری در جریان اصلاح طلب به آرامی جریانات دانشجویی و به خصوص دفتر تحکیم وحدت از فلسفه وجودی خود فاصله گرفتند و رو به فعالیت بر علیه نظام آوردند.امری که دیگر بر کسی پوشیده نیست همسویی این مجموعه با معاندین نظام و بیگانگان است.

در سالها اخیر اما اتفاقی عجیب رخ داد و آن ارتباط ارگانیک اعضاء طیف غیر قانونی علامه با منافقین بود.همکاری با یک گروه تروریستی لکه ننگی بود که به سادگی قابل پاک کردن نبود.در این بین عده ای نقش برجسته تری داشتند.

عباس حکیم زاده دبیر سیاسی این تشکیلات غیر قانونی و از حامیان مهدی کروبی در انتخابات یکی از مهمترین رابط های این مجموعه با منافقین است.وی  که روابط غیر اخلاقی متعددی دارد و در این زمینه شهرت! بسیاری برای خود دست و پا کرده، از همکاران سایت “خبرنامه امیر کبیر ” بود و اخبار و اطلاعات کذب را با دریافت پول جهت تخریب چهره نظام در اختیار منافقین قرار می داد.

سایت “خبرنامه امیرکبیر ” که با ادعا و عنوان ارگان رسانه‌ای انجمن اسلامی‌دانشجویان دانشگاه امیرکبیر آغاز به کار کرد، به تدریج در اختیار گروهک منافقین قرار گرفته و در نقش یک پایگاه اطلاعاتی، ‌اهداف و برنامه‌های این گروهک را در حوزه دانشجویی و جذب دانشجویان رادیکال، ‌اخراجی و تعلیقی در دستور کار خود قرارداد.

حکیم زاده در سالهای اخیر با حفظ ارتباط سازمانی اش با سرپل منافقین در این سایت خدمات شایانی از جمله خبر سازی ، شایعه پراکنی بر علیه نظام، جذب دانشجویان و ترغیب آنها به اقدامات رادیکال به این سازمان ارائه کرده است.

گرداننده اصلی این مجموعه و فردی که هدایت حکیم زاده و دوستان اش را در دست دارد فردی است به نام “رضا یونسی ” از دانشجویان اخراجی دانشگاه امیر کبیر.

“رضا یونسی ” اکنون در سوئد اقامت دارد، سوابق خود و خانواده‌اش زوایای پنهان این ارتباط را بیش از پیش روشن می‌سازد.پدر وی “یوسف یونسی ” در سال ۱۳۶۳ دستگیر و به دلیل اقدامات تروریستی و عضویت در سازمان منافقین به ۱۲ سال زندان محکوم شد، اما پس از پس از تحمل سه سال زندان، در سال ۶۶ مورد عفو قرار گرفته و از زندان آزاد می‌شود.

مادر رضا، “جلیله.‌د ” می‌باشد که از فعالان سازمان مجاهدین خلق بوده است. گفته می‌شود عنصر اصلی در پیوستن خانواده “رضا ” به این سازمان خاله وی “زیبا. د ” بوده و در حالی که عضویت شورای مرکزی منافقین در فرانسه را در کارنامه خود داشته، سال ۸۷ براثر سرطان در پاریس فوت می‌کند.

“زیبا. د ” که برادرش “مجید ” در سال ۶۰ و شوهرش درعملیات مرصاد معدوم شده بودند، ‌به سبب ارتباطات با حلقه اصلی منافقین، تلاش وافری را برای عضویت دیگر اعضای خانواده به این گروهک سامان داد، ‌به نحوی که دایی‌ها، ‌خاله‌ها و شوهرخاله‌های “رضا ” را نیز به عضویت منافقین درآورده بود.

رضا یونسی پس ازآنکه فعالیت اش را در سال‌های ۸۲، ۸۳ در نشریه خبرنامه امیر کبیر متمرکز می‌سازد به آرامی‌ارتباط را با منافقین از طریق خاله اش” زیبا” در فرانسه آغاز و به عنوان یک سمپات دانشجویی اطلاعات محیط‌های دانشگاهی را منتقل می‌ساخته است.وی درهمین حال همزمان با حضور در سایت خبرنامه امیرکبیر هسته ای ۱۵ نفره از دانشجویان و دوستان نزدیک اش را تشکیل داده و تقسیم کار برای سرویس دهی به این گروهک را کلید می زند.

همچنین پس از ارتباط گیری با زیبا- ‌خاله اش- در سال ۸۵ به سوئد سفر کرده و ارتباطات اش را با تیم داخل کشور برقرار می‌کند.وی برای جذب این افراد از روش تطمیع استفاده کرده وضمن وعده مساعدت‌های مالی به این دانشجویان از ارائه تسهیلات برای تحصیل در اروپا سخن به میان آورده بود.

عباس حکیم زاده یکی از نزدیک ترین افراد به رضا یونسی و به واقع مهمترین عضو طیف غیر قانونی علامه در جهت پیاده سازی منویات شیطانی این سازمان تروریستی در دانشگاه هاست.

 

 

 

 

 

حقيقتش من از اولش هم انقلابي نبودم

شجريان در اعتراض به پخش تصوير مبارك امام خميني (ره) بر روي تصنيف «ايران اي سراي اميد» به بي‌بي‌سي فارس مي‌گويد: «آن آهنگ يك حالت رستاخيزي را در جامعه نشان مي‌دهد اما ديدم كه اينها روي اين آهنگ تصوير آقاي خميني را نشان مي‌دهند كه دارد از پله‌هاي هواپيما پايين مي‌آيد، خب من اين آهنگ را براي ايشان نخواندم كه! و ديدم كه صدا و سيماي جمهوري اسلامي دارد از آهنگ‌هاي من سؤاستفاده اينجوري مي‌كنند.

 

مدتي است كه پخش نشدن دعاي ربنا با صداي محمدرضا شجريان از صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران و در لحظات افطار به دغدغه اول و سوژه داغ برخي رسانه‌ها مبدل شده است.

اگر نگاهي گذزا به تيترهاي خبري اين رسانه بيندازيم خواهيم ديد ده‌ها تحليل و تفسير و يادداشت در چرايي پخش نشدن ربنا نوشته‌اند و يادداشت‌هاي رنگارنگ فراواني در تعريف و تمجيد از اين خواننده موسيقي سنتي بيان كرده‌اند و به نوعي از رسانه ملي خواسته‌اند اين اثر را در شبكه‌هاي راديو و تلويزيون براي مردم پخش كند، اما در لابه‌لاي تمامي يادداشت‌هاي نوشته شده نكته‌اي كه پنهان مانده و يا نويسندگان سعي در پنهان نمودن اصل ماجرا داشته‌اند، دلايل اصلي پخش نشدن صداي شجريان است كه در گزارش تحليلي پيش رو به واكاوي اين موضوع خواهيم پرداخت.

*در اردوگاه دشمنان تابلودار
در جريان انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري سال 1388، محمدرضا شجريان به عنوان خواننده‌اي مطرح شكوه و شكايت خود را به دامان بيگانگان برد و با مصاحبه‌هاي متعددي كه با شبكه‌هاي بيگانه انجام داد، خود را كاملا در اردوگاه دشمنان تابلودار نظام جمهوري اسلامي قرار داد.
مصاحبه‌هاي شجريان با بي‌بي‌سي فارسي، صداي آمريكا، سي‌ان‌ان، تلويزيون استراليا و ... به خوبي نشان داد كه شجريان هيچگونه اعتقادي به مباني اصلي نظام جمهوري اسلامي كه بر آمده از خواست و اراده عمومي ملت ايران است ندارد، به گونه‌اي كه در مصاحبه تيرماه سال 1388 با شبكه بي‌بي‌سي فارسي به نوعي مواضع دولت دهم را به انتقاد گرفت و هتاكي‌هاي فراواني را نثار شخص رييس جمهور قانوني مردم ايران كرد. وي در مصاحبه ديگر با همان شبكه كشور بريتانيا اين بار نه رييس جمهور بلكه مستقيما حضرت امام خميني (ره) آن يار سفر كرده را در تيررس سخنان نسجيده خود قرار داد و از اين كه صدايش بر تصاوير پياده شدن امام راحل از هواپيما در سال 1357 از تلويزيون پخش مي‌شود به شدت انتقاد كرد و اعلام كرد كه من اين آهنگ را براي ايشان نخوانده‌ام!
با مروري بر سخنان شجريان با رسانه‌هاي ضدانقلاب و مخالف جمهوري اسلامي شايد بهتر بتوان به عمق تفكر ضدانقلابي اين خواننده موسيقي سنتي پي برد.
شجريان در سال 1388، روز 15 شهريور ساعت 20 به وقت تهران در گفت‌وگوي مستقيم با شبكه تلويزيوني صداي آمريكا و در برنامه دو روز اول گفت: «واقعا اين انتخابات نبايد نتيجه‌اش به اين شكل در مي‌آمد. من فكر نمي‌كنم اينها بعد از اين بتوانند مملكت را اداره كنند، فقط مي‌توانند كنترل كنند و كار ديگري نمي‌توانند بكنند!»
شجريان در همين مصاحبه در پاسخ به سؤال يكي از بينندگان صداي آمريكا كه از او پرسيد آيا اگر در تهران هم بوديد حاضر به انجام با صداي آمريكا مي‌شديد، مي‌گويد: «بله، اگر در تهران هم بودم اين مصاحبه را مي‌پذيرفتم.»
مجري برنامه رضا فرهودي هم با زيركي تمام در لابه‌لاي سؤالات هنري و موسيقي، مسايل سياسي را نيز مطرح مي‌كرد كه به گفته كارشناسان، صداي آمريكا بهترين بهره‌برداري را از شجريان در راستاي مقاصد ضد ايراني خود برد.
مصاحبه شجريان با صداي آمريكا نشان داد كه اين خواننده كه قرار است متعلق به همه مردم باشد اينك از يك طرف به عروسك خيمه شب بازي دشمنان نظام و انقلاب اسلامي مبدل شده و از طرف ديگر به تريبوني براي مقاصد آشوب‌طلبان بدل گرديده است.
اما اين همه ماجراي شجريان نبود، بلكه او راه جديدي را آغاز كرد كه مصاحبه با بي‌بي‌سي، سي‌ان‌ان و شبكه تلويزيوني استراليا به نوعي چهره پنهاني خود را به خوبي نشان داد.

* شجريان: هراسي از زندان ندارم
مصاحبه شجريان با بي‌بي‌سي فارسي و در برنامه مستند «پژواك روزگار» لايه‌هاي انحرافي ديگري از افكار وي را براي همگان مشخص كرد.
وي كه در پژواك روزگار با صادق صبا، عامل صهيونيستي در شبكه تلويزيوني استعمار پير گفت‌وگو مي‌كرد كاملا نشان داد كه هيچگونه اعتقادي به انقلاب اسلامي و نظام اسلامي ايران كه بر آمده از خواست و اراده ملت بزرگ كشورمان است ندارد. انقلابي كه در به ثمر رسيدن آن هزاران هزار خون پاك جوانان به پاي آن ريخته شد و جنگ تحميلي هشت ساله و رشادت‌هاي متعدد مردم در ايستادگي هاي نهال انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني (ره) را پشت سر خود دارد.
اين مصاحبه كه روز يكشنبه بيست‌وششم ارديبهشت ماه سال جاري 1389 از شبكه بي‌بي‌سي فارس پخش شد شجريان را چهره‌اي ضدانقلاب و مخالف صددرصد جمهوري اسلامي نشان داد.
بخشي از سخنان شجريان با بي‌بي‌سي فارس را بخوانيد: «حقيقتش من از اولش هم انقلابي نبودم ولي دور و بر من همه‌اش افرادي بودند كه گرايش سياسي و چپي داشتند و مجبور بودم توي آن بچه‌ها باشم، چون اطراف من همه سياسي حرف مي‌زدند»
شجريان در اعتراض به پخش تصوير مبارك امام خميني (ره) بر روي تصنيف «ايران اي سراي اميد» به بي‌بي‌سي فارس مي‌گويد: «آن آهنگ يك حالت رستاخيزي را در جامعه نشان مي‌دهد اما ديدم كه اينها روي اين آهنگ تصوير آقاي خميني را نشان مي‌دهند كه دارد از پله‌هاي هواپيما پايين مي‌آيد، خب من اين آهنگ را براي ايشان نخواندم كه! و ديدم كه صدا و سيماي جمهوري اسلامي دارد از آهنگ‌هاي من سؤاستفاده اينجوري مي‌كنند.»
شجريان در بيان گوشه ديگري از اعتقادات خود به حكومت اسلامي ايران در پاسخ به سؤال خبرنگار بي‌بي‌سي درباره دلايل اجراي اثر «بيداد» كه در سال 1361 اجرا شده، مي‌گويد: «بعد از چهار سال از به ثمر رسيدن انقلاب ديدم كه قول‌هايي كه داده شد كو؟ چرا دروغ گفتند و ... من هم خواندم ياري اندر كس نمي‌بينم ياران را چه شد»
شجريان در ادامه همين مصاحبه در پاسخ به صادق صبا رييس بخش فارسي بي‌بي‌سي كه از او مي‌پرسد اصولا نگران نيستيد كه حكومت ايران بخواهد با شما برخورد كند يا شما را بازداشت كنند، مي‌گويد: «نه، چه برخوردي بكنند؟ اصلا از زندان و بازداشت هراسي نيست!»
شجريان در همان مصاحبه مدعي مي‌شود كه در جامعه ايران يك خشم فرو خورده عليه جمهوري اسلامي وجود دارد و معقتد است كه مردم و حكومت در برابر يكديگر ايستاده‌اند.
با اين حال اگر محمدرضا شجريان و مواضع سياسي او تا قبل از اين مصاحبه، انتقاد به دولت دهم محسوب مي‌شد، اما اظهارات صريح و بي‌پرده او در مستند پژواك روزگار در بي‌بي‌سي فارسي به خوبي نشان داد كه مشكل ايشان فقط روي كار آمدن دولت دكتر محمد احمدي‌نژاد نيست بلكه او از ابتدا نيز با اصل جمهوري اسلامي و نظام ولايت فقيه مخالف بوده و در اين مدت شايد فرصت اعلام مواضع صريح خود را نيافته است.
البته تناقض‌‌گويي‌هاي فراواني هم در نظرات شجريان در اين برنامه وجود دارد. محمدرضا شجريان در گفت‌وگو با بي‌بي‌سي توضيح مي‌دهد كه در زندگي‌اش هيچ‌گاه گرايش سياسي خاصي نداشته ولي مي‌گويد كه هميشه با خواسته‌هاي مردم براي آزادي و دموكراسي هم‌سو بوده است، يعني از يك طرف خود را خارج از چارچوب‌هاي تعريف شده سياسي به حساب مي‌آورد و از طرف ديگر تندترين انتقادات خود را به رئيس جمهور و نظام جمهوري اسلامي بيان مي‌كند.

* گريه شجريان پشت دوربين شيطان بزرگ
محمدرضا شجريان با در آميختن هنر موسيقي سنتي و آواز با سياست آن هم از نوع اپوزيسيون خارج‌نشين ضدانقلاب به ريزش هواداران خود دامن زد، به گونه‌اي كه گفته مي‌شود خيل عظيمي از طرفداران خود را با مواضع ضدانقلابي از دست داده است.
محمدرضا شجريان در روز يكشنبه بيست‌وسوم خرداد 1389 و به مناسبت سالگرد بيست‌ودوم خرداد سالگرد شكست فتنه‌گران از ملت ايران، اينبار با شبكه تلويزيوني سي‌ان‌ان به گفت‌وگو پرداخت و در جلوي دوربين تلويزيون شيطان بزرگ گريه كرد و عليه جمهوري اسلامي ايران مواضع تندتري اتخاذ نمود.
شجريان به سي‌ان‌ان گفت: «در طول 31 سال گذشته حتي يك هفته يا يك روز هم احساس شادي نكردم!»
وي با سياه‌نمايي از وضعيت داخلي ايران مردم را اقشاري بدبخت و بيچاره ترسيم كرد كه گرفتار رژيم ديكتاتوري شده‌اند.
شجريان به سي‌ان‌ان گفت: «من هر جاي دنيا كه مي‌روم و مي‌بينم كه مردم خوشحال و شاد هستند دوست دارم، ولي در كشور خودم وقتي مي‌بينيم يك زن بدون پشتيبان در كنار خيابان مجبور به سيگارفروشي است ... من اين صحنه‌ها را نمي‌توانم ببينم.... (و اشك شجريان جاري مي‌شود.)
شجريان در گفت‌وگو با سي‌ان‌ان، هنر را ابزاري سياسي عليه حكومت‌ها و خصوصا جمهوري اسلامي ايران مي‌داند و مي‌گويد: «هنر در ذات خود يك نوع اعتراضه، براي همين حكومت‌ها، وقتي هنر پا به عرصه تقابل مي‌گذاره از اون وحشت دارند و مي‌ترسند!...»

* شجريان در تلويزيون استراليا: بايد دين از سياست جدا شود!
دامنه مصاحبه‌هاي شجريان با رسانه‌هاي ضد انقلاب هر روز وسيع‌تر و گسترده‌تر مي‌شود تا جايي كه پاي جناب شجريان حتي به شبكه اس. بي.اس استراليا هم باز شد و اين بار استاد آواز ايران پا را از سياست هم فراتر نهاد و مستقيما دين ملت مسلمان ايران را نشانه گرفت و خواستار جدايي دين از سياست شد. همان شعاري كه سال‌هاي سال است دشمنان بيروني و برخي فريب خوردگان داخلي آن را تكرار مي‌كنند.
شجريان در تلويزيون استراليا گفت: «30 سالي است كه مذهب در سياست وارد شده و حكومت را به دست گرفته و نتيجه بسيار بدي داشته است! و همه! به اين باور رسيده‌اند كه بايد دين و مذهب از سياست جدا شود...»
شجريان در پاسخ به سؤال خبرنگار شبكه تلويزيوني اس.‌بي.‌اس استراليا درباره اين كه با خواندن آواز دخترش در برابر مردان و ترانه‌هاي سياسي خود آيا قصد دارد با اين كارها با جمهوري اسلامي دهن‌كجي كند، مي‌گويد: «آن‌ها راه خودشان را مي‌روند و مي‌گويند قوانين الهي است و قابل تعويض نيست ... آنها كار خودشان را مي‌كنند و ما هم كار خودمان را مي‌كنيم.»
ديدگاه‌ها و اظهارنظرهاي محمدرضا شجريان عليه دين و مذهب و نظام جمهوري اسلامي و رييس‌جمهور قانوني در رسانه‌هاي ضد‌انقلاب، آنچنان با آب و تاب تمام پخش مي‌شد كه گويي شجريان هنر خود را مديون غربي‌ها است. اين در حالي است كه كه اگر زندگي شجريان از آغاز تاكنون را مرور كنيم خواهيم ديد كه در سال‌هاي آغازين انقلاب اسلامي سال 1357 او در يك منزل استيجاري در يكي از نقاط تهران زندگي مي‌كرد. طبق گفته خودش در گفت‌وگو با بي‌بي‌سي فارسي، برنامه مستند پژواك روزگار - اما اينك او به عنوان يكي از مردان ثروتمند ايراني محسوب مي‌شود.
كارشناسان امور فرهنگي و هنري معتقدند كه شجريان تمامي ثروت‌هاي هنري و مادي و معنوي خود را مديون انقلاب اسلامي است، چرا كه با وقوع انقلاب 1357 بساط بسياري از خوانندگان كوچه بازاري و سنتي برچيده شده و در واقع ميدان فعاليت به دست شجريان و يكي دو نفر ديگر افتاد و صدا و سيما نيز در معرفي او به مردم نقشي به‌سزا ايفا كرد.

* ربناي شجريان چرا پخش شود؟
با سيري كه در مواضع يكسال‌و‌نيم اخير محمدرضا شجريان داشتيم و بخش‌هايي از گفت‌وگو‌ها و ديدگاه‌هاي صريح وي درباره سياست و مذهب را بيان كرديم، حال جاي اين سؤال اساسي باقي است، فردي كه هيچگونه اعتقادي به نظام جمهوري اسلامي ندارد چرا و به چه دليلي بايد صداي او از رسانه ملي پخش شود؟
شجرياني كه با مواضع ضد انقلابي خود به نوعي وطن فروشي را در رسانه‌هاي جهان به عينه به نمايش گذاشت و در هر كشوري و در هر رسانه‌اي طبل رسوايي جمهوري اسلامي را به زغم خويش نواخت و حتي اوج بي‌اعتقادي خود را به امام امت، آن مراد ملت ايران نشان داد، چه ضرورتي دارد كه صداي چنين فردي كه با صراحت به باورهاي اعتقادي مردم ايران تاخته است، اينك در پاي سفره ارزشمند افطار پخش شود و به راستي چرا بايد ملت ايران با صداي فردي كه به ارزش‌هاي آنها خيانت و توهين كرده است، روزه خود را افطار كنند؟
در يكي از يادداشت‌هايي كه چند روز پيش در يك روزنامه مدعي اصلاح‌طلبي به چاپ رسيده بود، نويسنده ميان هنر شجريان و مواضع سياسي او تمايز قايل شده بود و خواسته بود كه مسئولان اين دو مقوله را با هم مخلوط نكنند! اين در حالي است كه جناب شجريان اين دو مقوله را آنچنان با هم مخلوط كرده كه اينك به هيچ عنوان نمي‌توان ميان آنها نقطه تمايزي قايل شد. مگر مي‌شود صداي ربناي شجريان آن هم در لحظه افطار را شنيد اما به ياد انتقاد او به پخش تصوير امام خميني (ره) بر روي آهنگ‌هايش نيفتاد؟ مگر مي‌شود پس از يك روز روزه‌داري، در لحظه افطاري صداي شجريان را بشنويد اما ياد مواضع ضدانقلابي او شما را آزار ندهد؟
بر همين اساس با صراحت تمام مي‌‌توان اذعان كرد كه امروز افرادي خواستار پخش صداي ربناي شجريان از صدا و سيماي جمهوري اسلامي هستند كه كمترين اعتقادي به نظام و انقلاب اسلامي ندارند چرا كه اگر كمترين دلبستگي به جمهوري اسلامي در هر فردي وجود داشته باشد بدون شك تحمل شنيدن صداي شجريان آن هم در لحظه افطار را ندارد و اميدواريم كه رسانه ملي، همچنان كه تاكنون اين صدا را پخش نكرده همچنان بر اين موضع خود استوار و پا برجا بماند

 

 

 

 

گزارشی‌از جلسات آسیب شناسی سبزها

آسیب شناسی جریان سبز توسط برخی از عناصر دانشگاهی و در لایه ای نزدیک به یکی از کاندیداهای اصلاح طلبان دردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

درجلساتی که به منظور آسیب شناسی جریان سبز تشکیل شده ،حاضرین با تاکید بر اصلاح نگاه ها به این جریان بر «کور بودن»،«هیجانی بودن»،«شلوغی بیش از اندازه صحنه» تاکید کرده و بر «بی هدف بودن» و « بی ایمان وبی آرمان» جریان تصریح شده است.
همچنین در این جلسات یکی از افراد حاضربا تاکید براین که گرایش های مارکسیستی در این جریان غلظت فراوانی یافته گفته است،برای بخش زیادی از حامیان ما تنها آمدن و مبارزه مهم است واصالت به مبارزه است نه هدف.
فرد یادشده در ادامه تصریح کرده است که رفتارهای کنترل نشده و عدم مواضع صریح باعث شده که دوگانه میان ما و نظام شکل گیرد که نتیجه اولیه آن پیوند ما با براندازان رسمی نظام است.
وی در همین راستا خواستار تدوین خواست ها و خطوط مشخص برای این جریان شده که با مخالفت یکی دیگر از افراد حاضر در این جلسه مواجه شده است.فرد مخالف در این زمینه گفته است که در صورت مشخص کردن اهداف ما با ریزش مابقی حامیان خود که حتی از مخافین نظام نیز هستند روبرو می شویم و برای ایجاد موج تهییجی و جبهه ساختن تمامی مخالفین و منتقدین نیازمند به همه گرایش ها هستیم.
فرد مزبور در ادامه روشن شدن زوایای اصلی اهداف این جریان را یک اشتباه استراتژیک خوانده و گفته است،ما باید به شیوه نشان دادن «کوه یخی» پایبند باشیم.همین کوه یخی است که طرف مقابل را وامی دارد که از ما تخمین نداشته باشد.چرا که آنها با کلیتی وهمی روبرو می شوند که حدودش را نمی‌شناسند و از پیامدهای احتمالی‌اش برآوردی ندارند.
در همین میان یکی دیگر از حضار نیز با اشاره به مانیفست ایجاد شبکه های مقاومت تصریح کرده است،ما فقط به دنبال آن هستیم که با شبکه سازی برای خود شادمانی زودگذر درست کنیم اما من می گویم که با صرف تلنبار کردن آجرها نمی‌شود خانه ساخت. فقط جنبیدن نمی تواند جنبش ایجاد کند. جنبش نیاز به متن دارد، نیاز به میثاق، نیاز به ایمان دارد.
وی همچنین با اشاره به اظهارات یکی از حضار که خواستار مرزبندی با طیف های مخالف نظام شده بود ،اظهار داشته است یک آسیب ما هم اتفاقا همین است که در دید مردم این جنبش اصیل نبوده و در جهت منافع ملی و آبادی میهن نیست مردم فکر می کنند که این جریان ابزاری برای رسیدن به منافع شخصی است.استراتژی کوه یخی دیگر جوابگوی ما نمی باشد.باید باورکنیم این استراتژی با شفاف سازی طرف مقابل در حال آب شدن است باید مراقب باشیم ،خود ما را آب نبرد.
دراین میان گفته می شود که بررسی این آسیب ها باعث شده است که این جلسات با برخورد های چندی میان افراد حاضر در این جلسه با توجه به مواضع افراطی تعدادی از این افراد روبرو شده و بی فرجام تاکنون به پایان برسد.

 

 

 

آقاي خاتمي؛ انتقاد با براندازي فرق دارد

 


 
اخيراً رئيس جمهور سابق كشورمان با گروه‌هايي از دوستانش ديدار و درميان آنها سخناني مي‌فرمايند كه برخي جملات آن در رسانه‌ها منعكس مي‌شود.
 
يكي از اين جملات اخير ايشان كه با استقبال شديد رسانه‌هاي مدعي اصلاحات و همچنين بي بي سي و صداي آمريكا و ... روبرو شده، چنين است: «در حكومت‌هاي خودكامه انتقاد يعني براندازي»
 
رئيس جمهور سابق كشورمان در اين جمله ايهام‌دار و كنايه‌آميز مشخص نكرده‌اند كه منظورشان از «حكومت‌هاي خودكامه» دقيقاً كدام حكومت در جهان امروز است و چه كشوري مصداق اين جمله ايشان بوده است اما اگر برخي مخاطبان اين سخن، تصور كنند اين جمله كنايه‌آميز به جمهوري اسلامي ايران برمي‌گردد، محض اطلاع شان بايد يادآوري شود در ايران امروز، انتقاد با براندازي تفاوت كاملاً روشن و شفافي دارد.
 
ما در پايگاه اينترنتي الف با شديدترين الفاظ به مسوولان اجرايي طراز اول كشور انتقاد مي‌كنيم. ما به عنوان يك رسانه، با تمام توان جلوي تصميمات و رفتارهاي غيرقانوني آقاي احمدي نژاد مي ايستيم و با صريح ترين بيان ممكن دروغگوها و منافقان رسوخ كرده در حكومت را رسوا مي كنيم، اما كسي از انتقادهاي ما تلقي براندازي ندارد چرا كه در چارچوب قانون و مستند به قانون انتقاد مي كنيم.
 
برخلاف جمله اخير غيرشفاف و ايهام دار آقاي خاتمي، «براندازي»؛ تعريف و مصداق مشخص دارد. براندازي يعني «طراحي و اجراي برنامه‌اي براي تغيير حكومت از روش‌هاي غيرقانوني» اين برنامه مي‌تواند از مسير اقدام مسلحانه و يا از طريق نرم باشد. منظور از براندازي نرم يا كودتاي نرم، استفاده از انواع رسانه‌ها براي فضا سازي دروغ، ايجاد شايعه و فريب گسترده افكار عمومي براي اقدام به نافرماني مدني و اعمال انواع فشارها بر نهادهاي رسمي و قانوني براي اجراي خواسته‌هاي طراحان براندازي يا كودتاي نرم است.
 
براندازي با انتقاد تفاوت روشن دارد. اكنون چند نمونه اقدام به براندازي اعم از سخت يا نرم را يادآوري مي‌كنيم شايد حافظه‌ آقاي خاتمي بخاطرشان بياورد كه سال گذشته چه در چه فاجعه‌ خيانت باري نقش آفريني كرده‌اند:
 
*ايجاد شايعه درباره پيروزي قطعي مهندس موسوي و ارسال گسترده شايعه فوق به موبايل‌هاي شهروندان، مصداقي از يك عمليات براندازي نرم است.
 
*اينكه يك نامزد انتخابات ساعت 23 روز انتخابات خود را در جمع خبرنگاران پيروز قطعي؛ «پيروز قطعي» انتخابات معرفي كند، در شرايطي كه در اكثر شهرهاي بزرگ هنوز صندوق‌ها بازنشده بود، مصداقي از يك عمليات براندازي نرم است.
 
*اينكه نامزد معترض به نتيجه انتخابات بجاي شكايت به ناظر رسمي و قانوني انتخابات و ارائه سند براي ادعاي تقلب، هواداران خود را به اعتراض خياباني دعوت كند، مصداقي از يك عمليات براندازي است.
 
*وقتي عده‌اي اوباش درون يك تجمع اعتراضي (25 خرداد- خيابان آزادي) نفوذ مي‌كنند و به شكلي سازماندهي شده به يك مركز نظامي حاوي اسلحه حمله مي‌كنند، اين تدارك براي عمليات براندازي مسلحانه است...
 
آقاي خاتمي، تفاوت انتقاد و براندازي را متوجه شديد؟
 
ظاهراً تعلل دستگاه قضايي در محاكمه سران كودتاي سال 88 آنها را گستاخ و طلبكار هم كرده است.
 
نخير آقاي خاتمي، حتي اگر اين دنيا هم بخاطر همكاري‌تان با سران كودتا محاكمه نشويد، ننگ همكاري با براندازان و ننگ بازيگري به عنوان مهره‌اي از كودتاي انگليسي آمريكايي سال 88 تا قيام قيامت و تا پل صراط بر پيشاني شما حك شده‌است و اين دنيا و دنيا بايد جوابگوي كارهايتان باشيد.
 
نظام جمهوري اسلامي خيلي نجابت كرد كه عملكرد دوستان شما در سال 88 را «فتنه» ناميد چرا كه آن كارها و مصداق‌هايي كه اشاره شد، چيزي بيش از فتنه و دقيقاً مصاديق يك عمليات كودتا و براندازي بود.
 
آقاي خاتمي، درست است كه برخي مسوولان سينه گشاده‌اي در برابر انتقاد ندارند و بعضاً منتقد را منكوب مي‌كنند- روشي كه امروز دولت با منتقدان باند مشايي و رحيمي پيش گرفته است- اما انتقاد با براندازي كاملاً فرق دارد. لطفاً مغالطه نفرماييد.



 

 

 

بازخوانی چرخش‌های 180 درجه‌ای و رنج از عدم تعادل

چگونه نوری‌زاد منافق شد؟

"همانگونه که امریکا در طوفان های آخرالزمانی و در سیلاب عظیمی که به راه افتاده غرق خواهد شد، ما نیز اگر از اسلام و ولایت فقیه و حقیقت فاصله بگیریم و از کشتی نجات ولایت خارج شویم، غرق خواهیم شد و کسی وجود و بقاء ما را تضمین نکرده است."

 این بخشی از یک مقاله محمد نوری زاد در روزنامه کیهان است که در سلسله مقالاتی با عنوان  "جهان پس از آمریکا" در دهه 70 منتشر می‌شد.

اما امروز حکایت  مواضع محمد نوری زاد شنیدنی است. وی در بخشی از نامه های توهین‌آمیزش که روز گذشته نیز ششمین آن‌ها را خطاب به رهبر انقلاب منتشر شد، ادعا می‌کند:

ـ انقلاب اسلامی در این 30 سال به موفقیت دست پیدا نکرده و نتوانسته است که مدینه فاضله‌ای که وعده‌اش را می‌داد، بسازد.

ـ مسئولین نظام و اطرافیان آن‌ها، مقصر اصلی در عدم توفیق انقلاب اسلامی هستند.

ـ مردم از اطراف نظام پراکنده شده‌اند و خدا هم حکومت اسلامی را دوست ندارد!

ـ ما دوستان خود را در جهان از دست داده‌‌ایم و خیلی‌ها با ما دشمن‌اند.

ـ بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری، این حکومت بود که که مردم را کشت و خانه‌ها را تخریب کرد و سوزاند و اموال را به غارت برد و…

ـ دوستان واقعی نظام جمهوری اسلامی آقایان موسوی، خاتمی و کروبی هستند نه احمدی‌نژاد، حداد عادل، لاریجانی و…

از لابلای این جملات می توان فهمید که نوری زاد درک صحیحی از انقلاب اسلامی ندارد چرا که انقلاب اسلامی به عنوان یک انقلاب زمینه‌ساز و آماده‌گر برای آن واقعه بزرگ به شمار می‌رود و اگر از عدالت و پیشرفت و سعادت سخن می‌گوید، عدالت در مقام زمینه‌سازی است نه عدالت تام و مطلق.

امام خمینی (ره) هم که علی الظاهر هنوز نوری زاد خود را پیرو ایشان می‌داند، درباره هدف اصلی انقلاب اسلامی می فرماید: «مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست، انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچم‌دارى حضرت حجت (عج) است». (صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۳۲۷)

تأثیرپذیری نوری‌زاد از القائات روشن‌فکران و معاندان او را کاملاً از کسوت یک منتقد مستقل و آزاداندیش خارج می‌سازد. او مکرراً مطالبی را به مسئولان گوشزد می‌کند که پیش از وی بارها از زبان روشن‌فکران غرب زده و معاندان بیان شده است. در واقع، بیش‌تر مطالب نامه‌های نوری زاد چیز جدیدی نیست و لازم نبود که این همه زحمت به خود بدهد و قلم‌فرسایی کند و خیال کند که شاهکار کرده ‌است!

همچنین سرگشاده نوشتن این‌گونه نامه‌ها به معنای تکیه بر مواضع معاندان و همراهی با آنان برای فشار بر نظام است نه خیرخواهی حقیقی. انقلابیون ساده‌لوح نیستند که تمسخر حکومت اسلامی، قضاوت‌های غیرمنصفانه، ذهن‌خوانی‌های غلط، تهمت قتل و جنایت به نظام و دروغگویی‌های دیگر، اتهام قدرت‌طلبی به ارکان نظام و خلاصه، خوشحال کردن دل توطئه‌گران را به حساب خیرخواهی بگذارند! آن چه از مقایسه بخش‌های اهم و مهم نامه‌ها آشکار می‌شود، کج‌روی فکری، بی‌بصیرتی و اسلام‌ناشناسی و کینه‌توزی نوری‌زاد را می‌رساند که با چاشنی ابراز محبت و نرمش به عنوان یک تاکتیک عوام فریبانه همراه شده است.

نکته ای که لازم است به آن اشاره کنیم این است که اگر “خدا حکومت اسلامی را دوست ندارد" آنگونه که نوری‌زاد مدعی است، پس چرا وی نگران نظام اسلامی است؟

اما چرخش‌های 180 درجه‌ای نوری‌زاد به یک سال اخیر محدود نمی‌شود. به بخشی از نامه وی به آیت الله مصباح یزدی در سال ۷۹ که در روزنامه کیهان نوشته شده است، توجه کنید:

«با تو هستم: ای چراغ راه خوبی ها، ای مصباح! تو هم در شهادت مستغرقی. اگر شهید به یک تیر و ترکش به مقام شهود و شهادت می رسد، تو هر روز و هر ساعت به تیری و ترکش از خدا بی خبران و معاندان و فتنه گران و جاسوسان شهید می شوی. ما اشتعال تو را می بینیم. کسی که چشم هدایت به تو دارد، راه را گم نمی کند و در هزار توی نسبت ها زمین گیر نمی شود. هر چه نسبت شما با خوبی ها و درخشندگی ها و اصالت ها و بایستگی ها بیشتر است، نسبت آنانی که به صورت شما تیغ می کشند، رو به قهقراست.

حضور شما برای آنها تنگی نفس می آورد. آنها، به همه یا هیچ معتقدند.

همین امروز، روزنامه‌ی رسالت، شکوه کرده بود که فلان حزب، در تصاحب کرسی های مجلس، جناحی عمل کرده است و به چند صدایی مدعای خود اعتنایی نکرده است. باید گفت برادران، شما از پوشال آیا می توانید اراده‌ی استقامت کنید؟ و یا مگر از یک عنصر فریب کار، می‌شود انتظار صدق و درستی داشت؟ که اگر بله، خود این اراده و انتظار بر باد است. راز این همه هجمه به شما در چیست؟ آیا زبانم لال از این که می بینند شما با اجانب در ارتباطید، در خود می گدازند؟ یا از این که بساط اقتصاد کشور را به پیسی و دریوزگی در انداخته اید؟ یا جمعیت جوان کشور را در بطالت متوقف کرده اید؟ یا نیک براون جاسوس را به سفیر کبیری آورده اید؟ یا وضعیت صنعت و کشاورزی کشور را به فلاکت انداخته اید؟ یا مواد مخدر را مثل نقل و نبات در دسترس خاص و عام گذارده اید؟ یا در مجامع بین المللی از لباس خود تخلیه شده اید؟ یا مخاطب صریح جاسوس ها شده اید؟ یا اداره‌ی کشور را به امان خدا وا نهاده اید؟ یا سنگ آزادی به سینه کوفته اید و دهان مخالفان دوخته اید؟ یا معیشت مردمان را به خون جگرشان آمیخته اید؟ یا شکاف هولناک طبقاتی را باعث شده اید؟ یا از مجامع وابسته و غیر وابسته به دولت های استکباری چراغ سبز دیده اید؟ راستی چرا با شما مخالفند؟ چرا چشم دیدن شما و گوش شنیدن استدلال های محکم شما را ندارند؟ بگویم علت همه‌ی این مخالفت ها، تنهاد در این است که شما در جانبداری از اصالت ناب شیعه پرچم ولایت برداشته اید.

آری عزیز ما، گناه شما، همچون اسلاف شما، در همین است. شما اگر زبانم لال مثل آن روحانی نمای کنفرانس برلین، زیستی مواج و شکل پذیر داشتید، حالا چشم و چراغ آنها بودید و حجم روزنامه هایشان را از مراتب علم و فهم و هوشمندی و فرزانگی و آینده نگری خود پر کرده بودند. آنها به همان نسبتی که به غرب دل داده اند، از شما و امثال شما دل بریده اند.

شما و امثال شما، مانع گسترش و ظهور این نسبت وابسته‌اید. حزب توده، در تمامی سال‌های عمر بعد از انقلاب خود نسبت خود را با شوروی سابق انکار می کرد و بر سر این انکار، جدل نیز می کرد. بعدها که جاسوسی این حزب آشکار شد، نسبت ها از مدار خدمت، به ورطه‌ی خیانت منتقل شد. همان گونه که عین همین نسبت، امروزه در باره‌ی نهضت آزادی صدق می کند.

یعنی نسبت نهضت آزادی با امریکا، همان نسبت حزب توده است به شوروی سابق. منتها شکیل‌تر و تر و تمیزتر و متناسب با مذاق موازین کارسازی شده‌ی بین المللی.

عمده زخم هایی که این روزها به تن شما می نشیند، از همین ناحیه است. دقیقا به یاد دارم در مصاحبه‌ی کیانوری، رهبر حزب توده با شهید بهشتی، کیانوری با سماجت و وقاحت تمام، از شأن خدوم حزب توده سخن گفت و اطلاق خیانت را از جانب شهید بهشتی رد کرد و رجوع به مجامع حقوق بشری را تهدید کرد. چند سال بعد، آن گاه که شهید بهشتی به راه خود رفت و کیانوری نیز به راه خود و دست های آلوده و مزدور کیانوری و حزب توده برملا شد، همین فیلم را مجدداً از تلویزیون خودمان پخش کردند. کیانوری با استدلال و استحکام، نسبت حزب توده را با شوروی رد می کرد و بر اصلاح طلبی و توسعه و جامعه‌ی مدنی پا می فشرد.

حالا نیز همان روند ادامه دارد. کار درست و به ظاهر مستحکم! نفوذی های نهضت آزادی در دولت، بستر فحاشی را به اسم روزنامه و نشریه فراهم کردند و دلارهای آمریکا و نقشه ها و طرح های سیا در برپایی قتل های زنجیره ای و فضاحت کوی دانشگاه،خوراک و جاهت و مطرح شدن برایشان آورد…»

در مجموع می‌توان گفت که محمد نوری‌زاد کسی است که از "عدم تعادل" رنج می‌برد. نه به آن دوران که در جلسات عمومی، رهبری نظام را "سیدی و مولای" خطاب می‌کرد و نه به اکنون که خود را بالاتر و فهیم‌تر از همه می داند. البته وی به خیال خود می‌خواهد این عدم تعادل را به حساب فراجناحی و منطقی بودن خود بگذارد اما غافل از آن‌که این ترفندها هم هرگز نمی‌تواند و نتوانسته که بر عدم تعادل فکری و روحی او سرپوش بگذارد. نوری‌زاد گرفتار جریان فتنه قبل و پس از انتخابات شد و فتنه‌زده شد و نامه‌هایش هم تاریک و فتنه‌زده است. این نامه‌ها به شکلی متفاوت، امتداد همان خط توهم سران فتنه از موسوی تا خاتمی است که سطحی‌نگری‌ها، تهمت‌ها و دروغ‌ها و خیانت ها را با ادعای خیرخواهی بیان می کن


 

 

 

جاسبي رفتني شد

با پايان 28 سال مديريت عبدالله جعفرعلي جاسبي بر دانشگاه آزاد، بزودي سرپرست جديد اين دانشگاه معرفي مي‌شود.


ب هيئت مؤسس دانشگاه آزاد به زودي سرپرست جديد دانشگاه آزاد را معرفي مي كند.
حميد ميرزاده دبير هيات موسس به عنوان گزينه مورد علاقه و پيشنهادي اكبر هاشمي رفسنجاني براي سرپرستي اين دانشگاه است. دوره سرپرستي موقت بوده و رئيس جديد بايستي پس از طي مراحل قانوني با تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي تعيين شود.
برخي اعضاي هيات موسس بنا دارند مراسم مفصل و پرهزينه‌اي را با هزينه دانشگاه آزاد براي تجليل از عبدالله جعفرعلي جاسبي برگزار كنند.
  عبدالله جعفرعلي جاسبي كه از زمان تأسيس دانشگاه آزاد تاكنون رياست اين دانشگاه را برعهده داشته است، به دليل برخي عملكردها و همچنين اتهاماتش در زمينه‌هاي مختلف من‌جمله عملكردش در ايام فتنه و بسياري موارد ديگر مورد انتقاد گسترده فعالان دانشجويي، كارشناسان و خانواده‌هاي دانشجويان محصل در دانشگاه آزاد قرار گرفته بود.برخي فعالان دانشجويي نيز به واسطه انتقاد از جاسبي در سال‌هاي اخير با شكايت دانشگاه آزاد به دادگاه فراخوانده شده‌اند.
مسئول هيئت تحقيق و تفحص از آموزش عالي كشور در مجلس هفتم نيز نسبت به عدم همكاري دانشگاه آزاد با اين هيئت به شدت انتقاد و گزارشي افشاگرانه را در خصوص اين دانشگاه منتشر كرد كه با واكنش شديد مسئولان اين دانشگاه روبرو شد.

 

 

 

پرونده وقف اموال دانشگاه آزاد بسته شد

هيئت فقهي كه مأمور بررسي وقف اموال دانشگاه آزاد از نظر شرعي شده بود، اين وقف را غيرشرعي دانست.

اين تيم كه متشكل از كارشناسان فقهي و حقوقي است پس از بررسي‌هاي گسترده به اين نتيجه رسيد كه وقف اموال دانشگاه آزاد از نظر شرعي "جايز نيست. "

بر اساس اين گزارش، هيئت مؤسس دانشگاه آزاد چهارم شهريور 1388 در جلسه‌اي تصميم گرفت كه اموال اين دانشگاه را وقف كند.

اين تصميم هيئت مؤسس دانشگاه آزاد پس از آن صورت گرفت كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي تصميم بر آن داشت تا با اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد، اموال اين دانشگاه، نحوه تعيين رئيس و برخي موارد ديگر مربوط به دانشگاه آزاد اسلامي را مورد بررسي قرار دهد.

از اين روي، اقدام مسئولان دانشگاه آزاد براي وقف اموال اين دانشگاه با واكنش و مخالفت حقوقدانان، كارشناسان و اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي قرار گرفت.

برخي منتقدان، اين اقدام مسئولان دانشگاه آزاد را مصداق "قانون‌داني و قانو‌ن‌شكني " و راهي براي فرار از قانون‌مند شدن عنوان مي‌كردند.

همچنين اعضاي شوراي عالي انقلاب تأكيد مي‌كردند كه هرگونه اقدام در خصوص اموال دانشگاه آزاد بايد به تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي برسد.

از ديگر سو، تصويب طرحي در مجلس شوراي اسلامي كه طبق آن با وقف اموال دانشگاه آزاد موافقت شده بود، با اعتراض گسترده كارشناسان و فعالان دانشجويي روبرو شد.

اين طرح از سوي شوراي نگهبان نيز مغاير با شرع شناخته شد.

برخي نمايندگان كميسيون آموزش مجلس عباس‌پور تهراني برادر همسر عبدالله جعفرعلي جاسبي و رئيس كميسيون آموزش مجلس شوراي اسلامي و عباسعلي نورا رئيس منطقه 7 دانشگاه آزاد و نماينده زابل در مجلس شوراي اسلامي را مقصران تصويب اين طرح مي‌دانستند.

برخي اعضاي كميسيون آموزش مجلس شوراي اسلامي معتقد بودند كه عباس‌پور تهراني نمايندگان مجلس را در تصويب اين طرح "فريب " داده است.

اعضاي كميسيون آموزش مجلس در پي اين اقدام عباس‌پور خواستار بركناري وي از رياست كميسيون آموزش مجلس نيز برآمدند كه در نهايت به گفته يكي از اين اعضا، عباس‌پور با دادن "تعهد " رئيس اين كميسيون باقي ماند.

پس از اين ماجراها، يك كميته متشكل از كارشناسان حقوقي و فقهي براي بررسي موضوع وقف اموال دانشگاه آزاد تشكيل شد كه در نهايت اين كميته وقف اموال دانشگاه آزاد را مغاير با شرع تشخيص داد.

 

 

 

جزئیاتی از همکاری جریان فتنه و ملی - مذهبی ها

در ادامه همکاری های تشکیلاتی جریان فتنه و ملی – مذهبی ها، سرکشی های استانی برخی نمایندگان اصلاح طلب از تشکل های رو به خاموشی ملی – مذهبی افزایش یافته است.

این سرکشی ها که با محوریت برخی زنان اصلاح طلب صورت می گیرد در راستای فعال سازی تشکل های ملی- مذهبی در برخی استان ها می باشد.
در همین راستا شنیده می شود که دراین جلسات محورهای زیر توصیه شده است:
1- جلسات را مخفی و مستمر برگزار کنید
2- نشریه داخلی ایجاد کنید و به افرادی خودی بدهید و بیرون نرود
3- بحث ارتباط با خارج از کشور را جدی دنبال کنید
4- تاکید بر شروع فعالیت مجدد
5- حداقل ده هزار نیرو باید جمع آوری شود
6- کسانی که جامعه شناسی درس خوانده اند گروه تحقیقاتی تشکیل دهند

گفتنی است آگاهان سیاسی براین باورند که ریش شدید حامیان فرقه سبز موجب شده که این جریان به دنبال ائتلاف با گروهایی بورد که خود شرایطی بدتر از آنان را تجربه می کنند.
در همین حال بنظر می رسد این سرکشی های استانی برای محک زدن وضعیت فعلی ملی- مذهبی دربرخی استان ها،برآورد از وضعیت نیروی انسانی و روحیات و توانایی آنان و نیز ابلاغ های اولیه برای همکاری ها بوده است.

 

 

 

برنامه جدید فتنه گران و غرب برای ناامنی اجتماعی ایران

ایجاد ناامنی های امنیتی و سیاسی توسط امریکا و عوان و انصارش در داخل و خارج یکی از شیوه های بوده که همیشه آنها به دنبال آن بودند تا با ایجاد ناامنی نظام جهوری اسلامی را با مشکل مواجه سازند.

در این راه آمریکا برای رسیدن به این هدف از هر اقدامی برای برهم زدن امنیت ملت ایران استفاده می‏کند. اتفاقاتی که طی هفته‏های اخیر در سیستان و بلوچستان و کردستان رخ داده، همچنین حوادث و انفجارهای ماه پیش و در کنار اینها اقدامات و تحریم های شورای امنیت سازمان ملل، به روشنی گواه آن است که آمریکا و متحدان این کشور، از گسترش نفوذ و ارتقای جایگاه ایران در منطقه و جهان نگرانتر شده و اقدامات خود را برای برهم زدن امنیت ملی ایران تسریع کرده‏اند.
از سالها پیش، آمریکا برای سلب امنیت ملت ایران، توافقات گسترده ای را با گروههای تروریستی انجام داده است.
این گروهها که عبارتند از: سازمان منافقین، گروه پژواک ، گروه پ ک ک. گروه موسوم به جندالله، گروه خلق عرب و ... گروههای یاد شده، گروه‏های عملیاتی آمریکا هستند که مستقیماً به اقدامات تروریستی مانند کشتار مردم از طریق انفجار بمب، حمله به پاسگاههای نظامی در مناطق مرزی، هدف قراردادن نظامیان غیرمسلح در شهر (مانند انفجار اخیر در سیستان و بلوچستان)، ناامن کردن استانهای مرزی مانند آذربایجان غربی، کشتار مردم غیرنظامی برای ایجاد رعب و وحشت و اخاذی از اهالی و ... می‏پردازند. اما پس از ناکامی های اخیر آمریکا در رسیدن به اهداف خود که همان ایجاد ناامنی در ایران بود این کشور رویکرد جدیدی را در استراتژی های خود انتخاب کرده است.
در این تاکتیک جدید که امریکا همیشه با استفاده از گروه های ضدانقلاب و معاند مسلح سعی در ایجاد ناامنی های سیاسی و امنیتی داشت با رویکرد جدید خود نه تنها این گروه های تروریستی را بلکه برخی از اراذل و اوباش و سارقان حرفه ای را به ایجاد ناامنی های اجتماعی سوق داده است. به طوریکه طی چند روز اخیر اخبار ناامنی های اجتماعی در کشور شدت یافته است. به طور مثال افزایش تولید مواد مخدر، افزایش قاچاق کالا و ارز و به طور ملموس هفته های اخیر سرقت از طلا فروشی ها رشد قابل توجهی داشته است.
اهداف پشت پرده از ایجاد ناامنی های اجتماعی
آمریکا در یک هماهنگی کامل با سران فتنه این سناریو را طراحی نموده و اجرای بخش عملیاتی آن را برعهده گرفته است و بخش تبلیغاتی آن برعهده رهبران فتنه و رسانه های آنها می باشد.
آمریکا با ایجاد ناامنی های اجتماعی اهداف زیر را دنبال می نماید:
1- تخریب و فاقد کارایی نشان دادن نیروی انتظامی
2- ناتوان نشان دادن دولت در تأمین امنیت
3- القاء وجود فقر و بیکاری که زمینه ساز ناامنی های اجتماعی نظیر سرقت می باشد.
4- بی ثباتی اقتصادی در حوزه های مختلف
5- نارضایتی تراشی مردمی
این مجموعه اهدافی است که از سوی امریکا دنبال می شود تا در انتها بتواند به جامعه جهانی و افکار عمومی در داخل کشور اثبات نماید که تحریم ها اثر بخش بوده و توانسته است نظام را به زانو درآورد .البته این اهداف بدون کمک سران فتنه و رسانه های آنها امکان پذیر نمی باشد.


 

 

 

 

دفاع همسر موسوی از دیکتاتور خونریز عراق

زهرا رهنورد در اظهاراتی توهین‌آمیز، نظام جمهوری اسلامی ایران را با حکومت "صدام حسین" مقایسه کرده و صدام را بهتر از مسئولان ایران دانسته است!

 همسر میرحسین موسوی که سابقه ارائه تئوری‌های جالبی را در کارنامه خود دارد، جدیدترین نظریه خود را خطاب به هفت نفر از مجرمان حوادث سال گذشته عنوان کرده است.

زهرا رهنورد که از سوی شوهرش به عنوان روشنفکرترین زن ایران معرفی شده، اعضای محکوم شده احزاب توقیف شده "مشارکت" و "مجاهدین" را به سبب نوشتن نامه ای به قوه قضاییه علیه سپاه پاسداران، "هفت دلاور" نامیده است.

همسر مصطفی تاج‌زاده هم صبح امروز شوهر خود و دیگر نویسندگان این نامه را "قهرمانان ملی" نامیده است.

خانم رهنورد همچنین در سخنانی جالب این نامه را ندای حق‌طلبی مردم دانسته که از "حلقوم" این افراد بلند شده است!

وی چندی پیش هم با استفاده از همین ادبیات جالب، خواستار آزادی زنان از "هلفدونی" شده بود!

البته زهرا رهنورد در پایان این سخنانش، در اظهاراتی توهین‌آمیز، نظام جمهوری اسلامی ایران را با حکومت "صدام حسین" مقایسه کرده و دیکتاتور سابق عراق را بهتر از مسئولان ایران دانسته است.

حمایت سران جریان فتنه از اعضای "مشارکت" و "مجاهدین" در راستای کاهش فشار افکار عمومی بر نویسندگان نامه مذکور ارزیابی شده است.

سران مجاهدین و مشارکت پس از نگارش نامه خود به قوه قضاییه، با اعتراض شدید فعالان سیاسی مواجه شده اند.
 

 

 

 

اولتیماتوم موسوی به سران پنهان و نیمه پنهان فتنه

سازهای ناموزون در جریان فتنه موجب  رد و بدل های پیام هایی میان برخی سران و لایه های پنهان ونیمه آشکارفتنه شده است.

در پی عدم همراهی برخی از افراد و چهره های موثردر جریان فتنه در ماه های اخیر با میرحسین موسوی و فعال سازی تشکیلات موازی تحت عناوین مختلف بویژه شاخه ای استانی بنیاد باران،میرحسین موسوی پی به بروز این شکاف برده و از هم اکنون پیام هایی را به برخی لایه ها و افراد موثر جبهه اصلاحات ارسال کرده است.
ایفای نقش تقسیم کار شده و هدف گذاری شده،حضورموثر در جریانات و موضع گیری ها،عدم سازش مواردی بوده که گفته می شود مورد تاکید موسوی بوده است.
ازدیگر سو موسوی به برخی دیگر از عوامل پنهان فتنه نیزانتقادهایی مبنی برعدم التزام آن ها به حمایت هایشان از جریان سبزارسال کرده است.
در همین زمینه گفته می شود میرحسین موسوی اخیرا به این افراد اولتیماتوم داده که درصوتر تداوم این رویه و عدم التزام آنها به تعهداتشان، به تنهایی راه را ادامه خواهد داد و سازشکاران را افشا خوهاد کرد.
منابع آگاه در این زمینه معتقدند هشدار موسوی در این شرایط فارغ از عبور حامانیش از وی به دلیل نزدیکی برخی از آن ها به نظام بوده و وی خواهان موضع گیری شدید اللحن و حمله آن ها به تمام ارکان نظام می باشد.
،یکی از توهمات میرحسین موسوی که تاکنون وی از آن رنج می برد تلاش برای خیابانی کردن شرایط می باشد که این مساله با اطلاع دوستان وی نیز رسیده ولی انها تحرکات خیابانی را پایان یافته عنوان کرده اند.



 

 

 

اعتراف کروبی به دو واقعیت مهم

مهدی کروبی که در انتخابات سال گذشته کمتر از یک درصد آرای شرکت کنندگان را به دست آورد به خاطر همراهی با جریانات ضد انقلاب و طرح اتهامات بی اساس به نظام از سوی طرفداران، لقب یکی از سران فتنه را دریافت کرد در مصاحبه با روزنامه انگلیسی گاردین به دو واقعیت مهم اعتراف کرد.


وی در پاسخ به این سئوال که جایگاه شما در میان مردم چگونه است با ناراحتی اعلام کرد من هر جا پا می گذارم با هواداران نظام مواجه می شوم که مرا مورد شماتت و سرزنش قرار می دهند.

کروبی در این مصاحبه همچنین در پاسخ به سئوالی درباره وضعیت جنبش فتنه و علت عدم تحرک این جنبش در ماه های اخیر گفت دیگر امکان اینکه هواداران این جنبش بتوانند به خیابان ها بیایند وجود ندارد و ما باید به سمت کارهای فرهنگی و روشن کردن افکار عمومی برویم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 15:49  توسط   | 

513

تقدیر بالاترین از میرحسین بخاطر شباهت سخنانش با بختیار!

او در ایام انتخابات ابتدا جمهوریت نظام را که همان زیر بار نرفتن رای ملت بود مورد خدشه قرار داد و این مرتبه متهم کردن نظام به استبداد دینی و حمله به اسلامیت نظام!


میرحسین موسوی یکی از سران فرقه سبز در سخنرانی اخیر خود که هر از چند گاهی برای خالی نبودن عریضه ایراد می کند و هر بار با این اظهارات جرم خود را سنگین تر می کند این بار با متهم کردن نظام به استبداد دینی سعی کرد باردیگر اسلامیت نظام را زیر سوال ببرد و پازل خود را در نفی و رد فرموده امام راحل «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد» را تکمیل نماید.

او در ایام انتخابات ابتدا جمهوریت نظام را که همان زیر بار نرفتن رای ملت بود مورد خدشه قرار داد و این مرتبه متهم کردن نظام به استبداد دینی و حمله به اسلامیت نظام!

که این اقدام وی مثل دیگر بار سبب شد تا دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب از این سخنان این چنینی شاد شوند و سخن مهلک بختیار معدوم که 31 سال پیش به اعتقاد و اعتماد ملت ایران به اسلام و روحانیت توهین کرده بود و آن را دیکتاتوری نامیده بود بپردازند.

در این رابطه سایت  ضد انقلابی بالاترین یکی از اصلی ترین پایگاه دروغ پراکنی این حرف نخست وزیر امام را با سخنان بختیار نخست وزیر شاه معدوم مقایسه کرد و از میرحسین به خاطر شباهت سخنانش با سخنان 31 سال پیش بختیار تقدیر کرد!!!


 

 

voa و راديو فردا خاصيتي ندارند فقط پول مي خورند

 

 

كميته روابط خارجي سناي آمريكا

voa و راديو فردا خاصيتي ندارند فقط پول مي خورند

كميته روابط خارجي سناي آمريكا در گزارشي، شبكه هاي صداي آمريكا و راديو فردا را به رغم هزينه هاي هنگفت آنها، بي خاصيت و ناكارآمد دانست.

، كميته روابط خارجي سناي آمريكا در گزارشي با عنوان «پخش بين المللي راديو و تلويزيون آمريكا، آيا كسي آن را مي شنود؟» به بررسي عملكرد رسانه هاي خارجي آمريكا در حوزه ديپلماسي عمومي در جهان پرداخته است.
در گزارش كميته روابط خارجي سناي آمريكا آمده است: روابط آمريكا با مردم ايران بسيار پيچيده است.
اين گزارش اضافه كرد: شبكه صداي آمريكا (VOA) با ارائه امكاناتي مخصوص گوشي هاي آيفون و همچنين گوشي هاي جديد اندرويد/گوگل به صاحبان اين نوع گوشي ها در ايران اين امكان را داد كه تصاوير خود را مستقيما از گوشي ها به شبكه خبري فارس «صداي آمريكا» ارسال نمايند. بدين ترتيب هر كسي كه از اين گوشي ها داشته باشد تبديل به يك روزنامه نگار مي شود. اين مسئله از اهميتي اساسي براي صداي آمريكا برخوردار است.
كميته روابط خارجي سناي آمريكا در گزارش خود آورده است: علاوه بر بخش فارسي صداي آمريكا كه برنامه هاي خود را از واشنگتن پخش مي نمايد، «راديو آزاد اروپا/راديو آزادي» مستقر در پراگ نيز برنامه هايي به زبان فارسي از «راديو فردا» پخش مي كند. برنامه هاي «راديو فردا» آميزه اي از اخبار و سرگرمي است. بيش از نصف برنامه هاي اين شبكه راديويي به پخش اخبار و برنامه هاي اطلاعاتي به مانند مصاحبه و مستند اختصاص دارد و در حدود 45درصد باقيمانده نيز صرف برنامه هاي فرهنگي و موسيقي مي شود. راديو فردا برنامه هاي خود را از طريق ايستگاه موج AM مستقر در امارات متحده عربي چندين ايستگاه راديويي موج كوتاه و همچنين اينترنت پخش مي كند.
در ادامه اين گزارش آمده است: علي رغم دشمني و كينه واضحي كه رژيم ايران در مقابل برنامه هاي آمريكا احساس مي كند اما برخي منتقدين اين نوع برنامه ها معتقدند بخش فارسي صداي آمريكا تبديل به «صداي ملاها» شده است زيرا وقت برنامه را در اختيار دو مفسر قرار مي دهد كه ديدي انتقادي نسبت به سياست هاي آمريكا در قبال ايران دارند و همچنين معتقد به امتناع بخش فارسي شبكه خبري صداي آمريكا از پخش نظرات مختلف هستند.
اين گزارش اضافه كرد: آنها معتقدند بخش فارسي صداي آمريكا، راديو فردا و ديگر ايستگاه هاي راديو تلويزيوني مورد حمايت آمريكا چيزي جز نوعي «رسانه مهاجرين» نيستند. پرسنل اين رسانه ها كساني هستند كه به زور ازخانه هاي شان بيرون رانده شده اند بنابراين نمي توانند و نمي خواهند كه چيزي جز بدترين جنبه هاي كشور مادري شان را ترسيم نمايند. در نتيجه بينندگان بلافاصله از ديدن برنامه هاي آنها امتناع مي كنند زيرا آنها را «سخنگويان» دولت آمريكا مي پندارند.
براساس اين گزارش، گروهي ديگر چنين استنباط مي كنند كه ماهيت يك طرفه خدمات ارائه شده، باعث مي شود توانايي برنامه هاي خبري آمريكا براي جلب مخاطب محدود شود، زيرا تنها افرادي كه از قبل مخالف رژيم بوده اند، بيننده چنين برنامه هايي خواهند شد. حال اگر شبكه هاي فارسي آمريكا تنها بر روي جنبه هاي منفي تاكيد كنند، مخاطبين از اين روند تكراري خسته شده و جذب منابع خبري ديگر مي شوند.
اين گزارش در نهايت پيشنهاد كرد كه بخش راديويي صداي آمريكا در چند موج همزمان، پخش دوباره برنامه هاي تلويزيوني بخش فارسي صداي آمريكا و يك ساعت برنامه روزانه صداي آمريكا متوقف گردد تا بدين ترتيب در حدود يك ميليون دلار صرفه جويي گردد.


 

 

وحشت و نگراني در تل آويو از انتقال اسرار نظامي اسرائيل به تهران

 

وحشت و نگراني در تل آويو از انتقال اسرار نظامي اسرائيل به تهران

گزارش هاي متعدد حكايت از آن دارد كه به تازگي «انتقال بي سروصداي اطلاعات نظامي به ايران» به مهم ترين دغدغه مقام هاي رژيم غاصب صهيونيستي تبديل شده است.

از چند هفته قبل به طور مرتب گزارش هايي دريافت مي شد كه دستگاه ضد اطلاعاتي اسرائيل-نظامي و غيرنظامي- نخست به تكاپو افتاده است تا دريابد چرا نشتي هاي اطلاعاتي از درون دستگاه اطلاعات ارتش (امان)، سرويس امنيت داخلي (شاباك) و سرويس اطلاعات خارجي (موساد) اينقدر زياد شده و دائما منابع ايراني اخباري منتشر مي كنند كه قاعدتاً نمي تواند منشأيي جز دسترسي آنها به مطالب طبقه بندي شده درون سيستم هاي نظامي و امنيتي اسرائيل داشته باشد.
به عنوان نمونه رسانه هاي ايراني اواخر سال 88 يك گزارش كاملاً طبقه بندي شده از شاباك را منتشر كردند كه تحقيقات درباره چگونگي درز آن هنوز به هيچ سرانجامي نرسيده است. آن گزارش برآورد امنيتي اسرائيل براي سال 2010 نام داشت و مشتركاً توسط مركز تحقيقات شاباك و سازمان تحقيقات و بررسي هاي موساد نوشته شده بود.
اين سند كه به بررسي چالش هاي اساسي رژيم صهيونيستي در سال 2010 اختصاص دارد براي نخستين بار به صراحت تاكيد مي كند غرب در تلاش هاي خود براي متوقف كردن ايران موفق نخواهد شد و حتي اگر آمريكا بتواند اجماعي بين المللي براي حمايت از تحريم ها عليه ايران بوجود بياورد باز هم تاثيري نخواهد داشت. آن گزارش تاكيد مي كرد اسرائيل بايد به لحاظ رسانه اي گزينه نظامي را بزرگ كند تا بتواند اروپا و آمريكا را به اعمال تحريم هاي سخت تري عليه ايران وادار نمايد و حتي اگر كار به ضرورت درگيري هم رسيد آن را روي ميز آمريكا قرار بدهد نه اينكه خود داوطلب اجراي آن باشد؛ امري كه اين گزارش تاكيد مي كند تقريباً محال است و ادامه مي دهد: «اسرائيل بايد فكر حمله نظامي انفرادي به ايران را به طور كامل كنار بگذارد».
در حالي كه تحقيقات مقام هاي اسراييلي براي فهم چگونگي درز اين سند هنوز به هيچ سرانجامي نرسيده، افشاي اخبار بيشتري از فعاليت هاي محرمانه نظامي و امنيتي آنها توسط ايران يا اطلاع يافتن ايران از برخي پروژه هاي آنها كه به تازگي در دست اجرا بوده ولي به سرعت خنثي شده به شدت به نگراني اسرائيلي ها افزوده است.
يك كارشناس امنيتي در اين مورد به كيهان گفت: «احساس اسرائيلي ها در چندماه گذشته اين است كه دست آنها براي ايران «رو» شده و بسياري از شبكه هاي خود را كه در همسايگي ايران خصوصاً شمال عراق و جنوب پاكستان بوجود آورده بودند، تقريبا يكباره از دست داده اند.
اخيرا منابع اسرائيلي گزارش هايي منتشر كرده اند كه وجود اين نگراني را كاملا تاييد مي كند.
در همين رابطه، خبرگزاري رويترز در گزارشي به قلم «دان ويليامز» با اشاره به انتصاب رئيس جديد سازمان اطلاعات ملي تركيه كه به ادعاي صهيونيست ها فردي طرفدار ايران است اعلام كرد: ايهود باراك وزير دفاع اسرائيل ابراز نگراني كرد تركيه كه زماني متحد وفادار تل آويو بود اسرار اطلاعاتي اسرائيل را در اختيار ايران قرار دهد.
اين سخنان باراك بي اعتمادي اسرائيل را به تركيه نشان مي دهد كه منافع خود در منطقه را تغيير داده است اين اظهارات خصوصي و فاش شده باراك در اين باره ترديد بوجود مي آورد كه اسرائيل تا چه اندازه مي تواند يا قادر است روابط نزديك خود را با آنكارا از سر گيرد.
براساس اين گزارش ايهود باراك 25 ژوئيه در نشستي غيرعلني با رهبران جامعه اسرائيل باز تركيه را دوست و شريك مهم راهبردي خواند و در عين حال گفت كه هاكان فيدان رئيس جديد سازمان اطلاعات ملي تركيه دوست ايران است.
راديو ارتش اسرائيل نيز به نقل از سخنراني باراك اعلام كرد: اسرار زيادي از اسرائيل در اختيار تركيه است و فكر اين كه اين اسرار حالا بگوييم در چند ماه آينده براي ايراني ها فاش شود بسيار آزاردهنده است.
وزارت جنگ اسرائيل از اظهارنظر در اين باره خودداري كرد.
«هاكان فيدان» 42 ساله كه در روز 27 ماه مي امسال به رياست سازمان اطلاعات ملي تركيه رسيده است، پيش از اين ، معاون امور خارجي نخست وزير و همچنين نماينده تركيه در سازمان بين المللي انرژي اتمي بوده است. البته در اين باره بايد گفت كه همين وجود فيدان در سمت نمايندگي تركيه در سازمان بين المللي انرژي اتمي بود كه باعث شد تركيه تلاش هايش را براي از بين بردن بن بست در مذاكرات ايران و غرب دوچندان كند.
در همين راستا موضوع ديگري كه باعث نگراني مقامات رژيم صهيونيستي شده است، مسئله «جنگ اطلاعاتي با حزب الله لبنان» است.
روزنامه لس آنجلس تايمز در اين باره نوشت: تل آويو به تلاش هاي جاسوسي خود در لبنان شدت بخشيده است.
اين روزنامه در شماره ديروز خود در مقاله اي با عنوان «چه كسي در جنگ اطلاعات با حزب الله پيروز مي شود» نوشت: موشه يعلون معاون نخست وزير اسرائيل در اكتبر دو هزار و نه تاييد كرد كه اسرائيل به تلاشهاي جاسوسي خود در لبنان به علت اقدامات حزب الله شدت بخشيده است و اين اقدام را پس از آن متوقف خواهد كرد كه اين گروه مسلمان شيعه خلع سلاح شود.
اين جنگ اطلاعات همچنان ادامه دارد اسرائيل تلاش مي كند به درون حزب الله نفوذ كند وحزب الله نيز با كمك دولت لبنان درصدد خنثي كردن آن است.
«افراييم كام» كارشناس اطلاعاتي اسرائيل در اين باره گفت: حزب الله هدف آساني نيست حزب الله يك سازمان بزرگ نيست بلكه سازماني است كه از بخش هاي متعدد شكل گرفته است كه كار نفوذ به آن را دشوار مي سازد. اين سازمان همچنين سازماني ايدئولوژيك و مذهبي است كه اين مسئله نيز مانعي در راه نفوذ به آن است.
در بخش ديگري از اين گزارش با اشاره به توانمندي حزب الله لبنان در دستگيري جاسوسان اسرائيلي به نقل از «گاد شيمرون» جاسوس سابق موساد آمده است: اينكه تاكنون هيچ جاسوس ارشدي از حزب الله بازداشت نشده است به اين معنا نيست كه چنين جاسوس هايي وجود ندارند.
لس آنجلس تايمز در پايان نتيجه گيري مي كند كه اگر نخواهيم كه بگوئيم حزب الله لبنان پيروز نبرد اطلاعاتي با اسرائيل است قطعا نمي توان ادعا كرد كه تل آويو برنده اين نبرد است.


 

 

خوش رقصی مهاجرانی برای حمله نظامی آمریکا به ایران

 

خوش رقصی مهاجرانی برای حمله نظامی آمریکا به ایران

حلقه ماسونی لندن با وجود تظاهر به وطن دوستی، از این که آمریکا و غرب خواستار مذاکره با ایران شده اند، ابراز خشم کرد و از آنها خواست به تشدید فشارها علیه ملت ایران ادامه دهند.

ارگان رسانه ای این حلقه- جرس- ضمن تحلیلی گله مندانه نسبت به آمریکا و غرب نوشت: دولت های غربی با ادبیاتی بشردوستانه به دنبال آن هستند که با دولت ایران علی رغم نقض حقوق بشر و حمایت از تروریسم، به گفت وگو و مذاکره بپردازند و گویی هیچ راه دیگری ]؟![ برای رفع این همه تنش و برخورد در منطقه وجود ندارد. تحریم می کنند و تهدید، دولت ایران هم گویی به خوبی می داند که آنها چگونه به تعارفات خود می پردازند و ارزشی برای هیچ یک از رفتارهای غرب قائل نمی شود.

سایت وابسته به مهاجرانی و کدیور با لحنی تماما ضد ایرانی ادامه می دهد؛ غرب به خوبی از نقش ایران در برهم زدن امنیت منطقه خبر دارد و بارها به آن اشاره کرده و به تعارفات و تهدیدات خود می پردازد. از سویی سنگ مخالفان را به سینه می زند و از سوی دیگر خواهان گفت وگو با دولتی است که مخالفان را سرکوب کرده است. دولت در موقعیت شکننده ای است(؟!) و دولت های غربی به راحتی می توانند این کوه مشکلات و بانی فتنه در منطقه را از سر راه خود بردارند. اما چیزی که همیشه مطرح می شود ملاحظات سیاسی است که کشورهای غربی با آن روبرو هستند. غرب و شرق در پی وضع تحریم های بیشتر هستند و دولت ایران هم به این تحریم ها می خندد و به راحتی برنامه های خود را دنبال می کند و باز هم دولت آمریکا پیام می فرستد که حاضر است با دولت ایران گفت وگو کند. در اینجا باید گفت آقای اوباما تکلیفتان را با خودتان روشن کنید. رئیس جمهور آمریکا بداند که شکل این نوع رفتار به وضوح نشان دهنده فشار آمریکا و غرب برای ماندن و کنار آمدن با نظام دیکتاتور ایران است. آقای اوباما چرا در لحظه ای که تحریم ها را مطرح کرده اید و هنوز زمان لازم است تا نتیجه آن نمایان شود، با چهره ای بشردوستانه به دولت ایران پیام مذاکره می فرستید؟ چرا این همه فشار و عجله برای نشستن بر سر میز مذاکره دارید؟

به گزارش کیهان، جرس در پایان نوشت: این رفتارها جز این را در ذهن تداعی نمی کند که غرب با بقا و ماندن رژیم کنار آمده. اوبامای عزیز! از قدیم گفته اند شترسواری دولا دولا نمی شود و این رسم شترسواری نیست.

گردانندگان این سایت، البته توجه نکرده اند که آنها فقط موظف به سواری دادن به اربابان خود هستند نه بیشتر و این اربابان هستند که تشخیص می دهند کی و چگونه و چه قدر از آنها سواری بگیرند. از آن طرف هم امثال دولت اوباما در برابر جمهوری اسلامی درمانده شده اند که مجبور به درخواست مذاکره می شوند. بنابراین شما داغ اربابانتان را تازه نکنید، هرچند که معلوم است اذعان به اقتدار جمهوری اسلامی از سوی قدرت هایی که شما نوکری شان را می کنید، چقدر برای امثال شماها عذاب آور است.

 

 

با اين همه كشورهاي مخالف مي شود ايران را تحريم كرد؟!

 

ليبراسيون: با اين همه كشورهاي مخالف مي شود ايران را تحريم كرد؟!

ليبراسيون با اشاره به تصويب تحريم هايي عليه ايران در اتحاديه اروپا نوشت: كشورهاي اروپايي از تحريم هاي آمريكا كه از سال 1979 عليه ايران در بخش گاز و نفت در حال اجرا هستند الهام گرفته اند

روزنامه ليبراسيون چاپ فرانسه تاكيد كرد هيچ كشوري غرب را در تحريم عليه ايران همراهي نخواهد كرد.
ليبراسيون با اشاره به تصويب تحريم هايي عليه ايران در اتحاديه اروپا نوشت: كشورهاي اروپايي از تحريم هاي آمريكا كه از سال 1979 عليه ايران در بخش گاز و نفت در حال اجرا هستند الهام گرفته اند.
اين روزنامه در عين حال تاكيد كرد: متاسفانه تنها غربي ها شامل آمريكا، اروپا و استراليا و كانادا سياست تحريم ها را اجرا كرده اند اما نه روسيه، نه چين، نه هند و نه برزيل قرار نيست كه به ديگران بپيوندند. مثل تركيه كه با وجود آن كه كانديداي ورود به اتحاديه اروپاست، اما به دنبال ميانجيگري با برزيل بود و از اين به بعد درگير گسترده تر كردن تاثيراتش در منطقه. در همان اتحاديه اروپا نيز، اين سياست شور و شوقي استثنايي اي، نه در ايتاليا و نه در سوئد، ايجاد نكرده است. كارل بيلدت، وزير امور خارجه سوئد ديروز گفت «آمريكايي ها از سال 1979 تحريم هايي عليه ايران وضع كردند كه هيچ تاثير بزرگي نداشت و هم اكنون دارند از آن هم فراتر مي روند.»

 

 

گفته ها و نگفته ها درنامه عروس امام به سید حسن خمینی

 

گفته ها و نگفته ها درنامه عروس امام به سید حسن خمینی

 

در این نامه حتی به بعضی از خاطرات سید حسن و امام اشاره شده ، اما هیچ اشاره ای به وصیت حاج احمد پدر سید حسن نشده است.

 

در سالهای نه چندان دور مردم ایران اسلامی ، رهبر و مرادی را از دست دادند که از صمیم قلب به او عشق می ورزیدند. پس از ارتحال حضرت امام ، با دیدن چهره ی اعضای بیت ایشان ، به خصوص آقای سید حسن خمینی یاد و خاطره ی آن عزیز سفر کرده و یادگارش در دلها زنده می شد . اما جریانهای بعد از انتخابات و حضور آقای سید حسن خمینی در محافلی که مردم انقلابی انتظار آن را نداشتند باعث دلخوری و آزردگی خاطر دوستداران انقلاب و امام شد.

در روزهای اخیر نامه ای از طرف خانم فاطمه طباطبایی به فرزندش سید حسن منتشر شد که از جهات مختلف قابل تامل است.

در این نامه از سید حسن خواسته شده :" تلاش کن همواره در راه راست، ثابت قدم بمانی و حقیقت را فدای مصلحت نکنی؛ زیرا که هیچ مصلحتی با حق و حقیقت هم‌سنگ نیست." این در حالی است که سید حسن خمینی در روزهای اخیر همه را به صبر دعوت کرده بود.

نکته قابل تامل دیگر اینکه در این نامه حتی به بعضی از خاطرات سید حسن و امام اشاره شده ، اما هیچ اشاره ای به وصیت حاج احمد پدر سید حسن نشده . وصیتی که حاج احمد اینگونه نوشته بود:" به حسن و برادرانش اين توصيه را مي‌نمايم كه هميشه سعي كنند در خط رهبري حركت كنند و از آن منحرف نشوند كه خير دنيا و آخرت در آنست و بدانند كه ايشان موفقيت اسلام و نظام و كشور را مي‌خواهند. " انتظار از عروس مکرمه امام این بود که این وصیت مهم را در نامه ی خود یادآور شوند و با راهنمایی های خود از نفوذ جریان خلاف راه ولایت در بیت امام جلوگیری نمایند.

 

 

بيانيه مهم احزاب درباره‌ شرايط كشور

 

بيانيه مهم احزاب درباره‌ شرايط كشور

جمعي از احزاب و تشكل‌ها درباره‌ شرايط كنوني كشور و منطقه بيانيه‌اي منتشر كردند.

 متن اين بيانيه به شرح زير است:

ملت رشيد و متدين ايران اسلامي، در هفته‌هاي اخير با برخي رويدادهاي حساس داخلي و خارجي مواجه هستند كه با توجه به اهميت موضوع، مردم فهيم و انقلابي و نيز نخبگان و مسوولان متعهد و خدوم نظام را به بازشناسي و همگرايي در رويكردهاي منسجم ملي و فراملي با بهره‌گيري از رهنمودهاي مقام معظم رهبري كه همواره با تدبير جامع و ژرف‌بيني همراه بوده است دعوت مي‌كنيم.

مهندسي انقلاب اسلامي با معماري ديني خميني كبير و مشاركت عميق و گسترده مردمي فراتر از روندهاي رايج در عصر كنوني بنيان نهاده شد كه احياكننده دين خدا و حاكميت مردم تحت تعاليم اسلامي بر سرنوشت خويش و بسترساز پيشرفت در عرصه‌هاي گوناگون كشور است.

اين نظام با نيل به آزادي، استقلال سياسي و دفاع همه جانبه از اسلام و ايران عزيز در مسير ظرفيت‌ها و استعدادهاي فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي همراه با صيانت از دستاوردهاي سياسي و دفاعي و علمي تداوم دارد و متناسب با عظمت اين نهضت الهي و گستره ‌سايه آن براي ملت‌هاي تحت ستم دنيا همچون نسيمي رهايي‌بخش از دنياي كفر و ظلم، الهام‌آفرين است.

دشمنان خدا امروز از يك سو با ظرفيت‌ها و تجارب نسل‌هاي انقلاب، دفاع مقدس و استعدادهاي نسل جديد انقلاب در ايران اسلامي مواجه‌اند و از سوي ديگر تعميم عطر اسلام و انقلاب و ايجاد نشاط در قلوب ملت‌ها را مي‌بينند، بر همين اساس شتابزده تمام توان پيدا و پنهان خود را به كار بسته‌اند و هر روز با استراتژي و تاكتيك‌هاي جايگزين و جديد و تعويض نقاب، سوداي توقف، تزلزل و مقابله با نظام و آرمان‌هاي انقلاب و موج بيداري اسلامي و بحران‌سازي در منطقه را دنبال مي‌كنند.

تداوم جنجال عليه فعاليت‌هاي هسته‌اي صلح‌آميز، ماجراجويي و تشديد فشارهاي جهاني از طريق تحريم‌هاي يك جانبه غرب، صدور قطعنامه‌هاي غير منطقي و ضد ايراني و تهديدات گوناگون، حمايت از برخي نارضايتي‌ها و اقدامات عليه امنيت و فضاي رواني كشور مانند انفجار اخير زاهدان، بهره‌برداري از جريان‌هاي افراط و تفريط براي تزريق تفرقه، تنش و تداوم فتنه در فضاي سياسي اجتماعي همراه با روحيه دادن به اردوگاه متزلزل جبهه نفاق و ضد انقلابيون بخشي از اقدامات آشكار دشمنان است كه با ساير اقدامات غيرآشكار و احتمالي و نيز فشار به ملت‌ها و متحدان ايران در منطقه نشان دهنده سنگين‌تر شدن كفه‌ مولفه‌ها و متغيرهاي خارجي در تحولات كشور در مقايسه با سال گذشته مي‌باشد.

در اين ميان با عمل به تاكيدات صريح و هوشمندانه رهبر فرزانه انقلاب مبني بر مرزبندي آشكار و قاطع با دشمنان و شبكه‌هاي توطئه و فتنه و نيز تحكيم وحدت، قانون مداري، بصيرت، تقويت آمادگي‌ها در برابر ترفندها و انواع فشارهاي احتمالي استكبار و صهيونيسم و ضمن تلاش براي پيشبرد برنامه‌ها و اهداف فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي با كار و همت مضاعف و هماهنگي اركان نظام و با اتكا به تفكر بسيجي و فرهنگ ايثار مي‌توان نظام و كشور را در عبور كم هزينه و پيروزمندانه از اين دسيسه‌ها و خصومت‌ها ياري كرد.

معتقديم تبعيت و اهتمام صادقانه به تحقق رهنمودهاي جامع و حكيمانه رهبري بدون برداشت‌هاي گزينشي و منفعت‌طلبانه از وظايف و تكاليف ديني، سياسي و انقلابي تمام مسوولان، سياستمداران، نخبگان و آحاد مردم با تاكيد بر لزوم ترجيح دادن منافع ملي بر منافع گروهي و شخصي است و هشدار مي‌دهيم غفلت، سستي و انحراف از هنجارهاي منطبق با اصول و ارزش‌هاي نظام و انقلاب اسلامي توسط هر شخصيت حقيقي و حقوقي و در هر عرصه عمومي، اجرايي، قانون‌گذاري، ديپلماسي، سياسي، اجتماعي و بين‌المللي مغاير با مطالبات ملت و هم سويي ناخواسته با پروژه‌هاي آشكار و پنهان دشمنان خواهد بود.

هم چنين از قواي سه گانه انتظار مي‌رود منطبق بر مصالح كلي نظام، زمينه مشاركت و همكاري همه معتقدان به نظام و انقلاب اسلامي را با مشي جذب حداكثري فراهم نمايند و دچار اين اشتباه نشوند كه بدون مشاركت ملي مي‌توانند وظيفه خطير دفاع مدبرانه، كارآمد و كم هزينه از منافع ملي و نظام را انجام داده و كشور را به پيشرفت و اهداف مقدسش برسانند، زيرا تحقق اهداف بلند نظام اسلامي مستلزم تلاش همگان توام با وحدت با محوريت ولايت همه وفاداران به انقلاب اسلامي با سليقه‌هاي گوناگون مي‌باشد و به عبارت ديگر وحدت و حضور در صحنه به عنوان رمز پيروزي انقلاب، رمز بقاي آن نيز مي‌باشد.

اولويت ملي ما در كم كردن فاصله بين همه وفاداران و ملتزمان به ولايت، قانون اساسي و نظام اسلامي در گفتار، رفتار و مشاركت موثر در تشكيل جبهه ايستادگي در برابر صف‌بندي و سلسله فشارهاي گوناگون دشمنان است تا با كمترين هزينه ممكن از فضاي تهديد و چالش‌هاي خارجي، با عزمي متحد و تدابيري كارآمد در صيانت از حقوق هسته‌اي و منافع ملي و موقعيت منطقه‌اي و جهاني، عبوري پيروزمندانه همانند گذشته در سال جاري داشته باشيم.

حزب توسعه و عدالت ايران اسلامي، جمعيت آبادگران جوان، حزب نيك‌انديشان ايران اسلامي ، حزب سبز، جمعيت خدمتگزاران- انجمن بين‌المللي جنبش ضد صهيونيستي- مجمع اسلامي آرمان ملت ايران و خدمتگزاران ايران اسلامي تشكل‌هاي امضا كننده اين بيانيه هستند.

 

 

کروبی«سر»شناس ترین سران

 

طنز:کروبی«سر»شناس ترین سران




مهران موزونی

با سلام به شنوندگان فتنه پرس ،
پس از بیانات آقای جنتی ، مبنی بر دریافت یک میلیارد دلار توسط یکی از سران فتنه از دستان مبارک ملک عبدالله و اعتراض شدید الحن شیخ باطله ... ببخشید شنوندگان عزیز..اشکال از فرستنده بود لطفا به گیرنده هاتون دست نزنید...شیخ اصلاحات به سخنان آقای جنتی.

بر آن شدیم تا با این نابغه ی دوران که سالهای سال تجربه مجلس داری دارند داشته باشیم.

خب جناب آقای کروبی باعرض احترام و ادب به محضر شما
سوال اول : در بیانات آقای جنتی ، اسمی از شما و اصولا هیچکس دیگر نبود وصرفا لفظ « سران فتنه » بکار گرفته شده بود. آیا شما با این موضع گیری ، رسما لقب « یکی از سران فتنه» را قبول نکرده اید؟

پاسخ : شما اول بفرمایید چرا بافتنه پُرسی رفتار می کنید؟ خداوند میزان فتنه رو بیکران و همه جوره در اختیار بندگان خودش قرارداده تا هر کی هر چقدر دلش میخواد توش غرق بشه ، نه اینکه کسی بیاد و نگاهش به فتنه رو فقط« پُرسی» بکنه. به نظر من پُرس فقط زیبنده ی همون رستورانهای بین راهیه .
- ....؟؟!

- نه شما هیچی نگو....چون من هنوز وقت دارم ، خلاصه اینکه تابلویی که روی میکروفونتون نصب کردید ایراد داره .

مثلا می تونید بجای «فتنه ی پُرسی» بنویسید «فتنه ی خرواری» یا چه می دونم ... « فتنه ی هزار سر»

- حضرت شیخ ، اجازه بفرمایید ، اینی که می بنید pors نیست..press هست یعنی بنگاه خبری فتنه.

- خب اینو از اول می گفتید...دروغ چرا ؟ تا قبر آ...آ..آ..آ من خودم سالها رئیس مَیلس بودم و میدونم کار خبر چیه و چه جوری باید با خبر شد.

- اگر ممکنه سوال رو جواب بدین.

- بله داشت یادم میرفت..ببیند کل مشکل من با حرفهای اقای جنتی توی « سَرِشه »

- متوجه نمیشم

- برادر من ، ظاهرا شما ادم « سرشناسی » نیستی.

- نه حاج آقا ، بنده آدم گمنامی هستم.

- دیدی آقاجان؟ دیدی شما فقط فرق pors  با peres رو بلدی؟ مرد حسابی منظور من از «سرشناس» که سرشناس نیست...سرشناسه آقاجان.سرشناس

- عذر میخوام از شنوندگان محترم..احتمالا شما هم مانند بنده گمی گیج شدید..در ادامه مصاحبه روشن میشه منظور این دانشمند محترم.

- تموم شد؟ ادامه بدم؟

- ببخشید آقای کروبی...بفرمایید!

- عرض میکردم که من خودم سالها توی مَیلس بودم و کل سرها رو میشناسم. دروغ چرا ؟ تا قبر ..آ..آ..آ..آ هر چی

 

 

تحریم ایران و اهدف اپوزیسیون

 

تحریم ایران و اهدف اپوزیسیون

تحریم های جدید آمریکا علیه ایران که از آن به عنوان اهرم فشار آمریکا برای پیشبرد اهداف وموضع اپوزسیون برده می شود ، توسط موسسات پژوهشی مورد بررسی قرار گرفته و نتایج جالبی از آن استنتاج شده است .

به گزارش «جوان آنلاین»،این موسسات که عمدتا زیر مجموعه تشکل های نظامی وامنیتی آمریکا هستند ، اعلام داشته اند:مستمسک های آمریکا برای اعمال تحریم های بیشتر ایران هیچ حوزه هدف مشخصی ندارد ، چرا که اگر تضعیف ایران بواسط فشارهای اقتصادی و در نهایت تسلیم ایران مد نظر بوده است ، بنا به شواهد ودلایل بسیار می توان گفت که ایران اقتصاد خودرا تحت فشار های خارجی وتحریم های چند سال اخیر ساماندهی و شکوفا نموده است و باضریب رشدی که برای این اقتصاد پیش بینی می شود بعید است تحریم ها تاثیر چندانی داشته باشد .
و اگر عملیات نظامی و ترتیب بندیهای معمول وتحت فشار قرار دادن و اجرای طرح های استاندارد در گرفتن مقاومت ورساندن به پائین ترین درجه از ضعف و در نهایت عملیات نظامی و حذف حکومت هدف باشد ، باید یاد آوری کرد که ایران به هیچکدام از حریفهای جنگی آمریکا شباهت ندارد و سابقه مقاومتی این کشور می رساند که راهبرد آمریکا اشتباه و هدف تعیین شده علط می باشد ، در فرض بعدی اگر هدف حمایت از اپوزسیون داخل و اصلاح طلبان ایران بوده باشد ، باید اذعان نمود که دستاوردی نصیب آمریکا نخواهد شد ، چرا که مقاومت داخلی در برابر جمهوری اسلامی صفر می باشد و موضع گیری ها وصداهای مخالفی که از عناصر ناراضی گاها بگوش می رسد ، کاملا در احاطه وتحت کنترل ایران قرار داشته و دلایل بسیاری وجود دارد که اثبات می کند ، ایران از این تحرکات اعتراضی به عنوان فیلتر اطمینان و روزنه ای برای تنفس مخالفینش استفاده می نماید .
این موسسات در ورای استدلال های بسیار زیادی که در باب اشتباه بودن راهبرد آمریکا در برابر ایران طرح می کنند ، در نهایت به آمریکا توصیه می نمایند که با یک شیب آرام مناسبات خودرا با ایران بهبود بخشیده و ایران را باور داشته باش

 

 

اشتباه استراتژیکی که نباید تکرار شود

 

اشتباه استراتژیکی که نباید تکرار شود

 

چند سالی است که جریانی در عرصه سیاسی اجرایی کشور فعال شده که در مقاطع مختلف چندین ویژگی اساسی از خود بروز داده است:

1- عدم اعتقاد به دین به عنوان راهکار نهایی و علاج درد مدیریت کشور
2- عدم التزام عملی به ولایت فقیه
3- عوامفریبی به هر قیمت از متوسل شدن به هنرمندان تا سوء استفاده از مهدویت

این جریان که بر مبنای سه گانه "سکولاریسم - ولایت ناپذیری - ابتذال" شکل گرفته است، تلاش دارد؛ با کشیدن رویه ای از ظواهر مذهبی و مهدوی بر اعتقادات خود، سکولاریسم را بپوشاند، با دروغ گویی های مکرر و توجیهات مضحک، ولایت ناپذیری خود را توجیه کند و به بهانه توجه به فرهنگ، عوامفریبی هنری فرهنگی اش را بپوشاند.
خوشبختانه با روشنگری های سالیان گذشته رسانه های اصولگرا، علی رغم عدم توجه تاسف بار برخی مقامات اجرایی، خطر حرکت ضدمبانی انقلاب این جریان تاحدود زیادی برای افکار عمومی روشن شده است. با این وجود، حرکت ضدانقلابی بالقوه و تاحدودی بالفعل، هنوز از پای ننشسته و به امید تحولات احتمالی آتی، تلاش های خود را برای مطرح ماندن در عرصه مدیریت کشور ادامه داده و روز به روز نیز در حال شدت بخشیدن به این تلاش هاست.
اما در حالی که جریان منحرف تمام تلاش خود را برای مطرح شدن در رسانه ها و جلب توجه افکار عمومی انجام می دهد و در این مسیر از هیچ اقدامی حتی تغییرات خلاف قانون اساسی در نهادهای اطلاع رسانی ابا ندارد، اشتباه استراتژیک صدا و سیما در میدان دادن به این جریان هیچ توجیهی ندارد.
سیمای جمهوری اسلامی که بنابر پیمایش های میدانی، خوشبختانه طی هفته های گذشته تاحدود زیادی توانسته خطر نفوذ فرهنگ خانواده برانداز غربی را خنثی کند، نباید و نمی تواند به هر بهانه و هر توجیهی از تلاش برای جذب منابع گرفته تا راضی کردن مقامات دولتی یا هر عذر احتمالی دیگر، فضای رسانه ای را برای طرح این عناصر فراهم کند و تریبون به این افراد بدهد.
فتنه دوم که شاید بزرگتر از فتنه اول باشد در راه است و جاده انقلاب در مسیر پرافتخار خود به یکی دیگر از گردنه های تند و صعب العبور رسیده است. وظیفه صدا و سیما هوشیاری دادن به عابران این جاده است نه مهیاکردن زمینه غفلت و خواب آلودگی و سقوط عده بیشتر به دره انحراف.

در این مسیر، همانگونه که با حامیان جریان انحرافی در هر پست و مقامی اتمام حجت می کنیم و خواستار جداکردن صف آنها از این جریان هستیم، تکرار اشتباهات مرگبار از سوی صدا و سیما را نیز پذیرفتنی نمی دانیم

و البته به فضل خدا، انقلاب از این مانع نیز خواهد گذشت.

 

 

مدعيان اصلاحات ،ناهاربامعاويه نمازباعلي(ع)

 

مدعيان اصلاحات ناهاربامعاويه نمازباعلي(ع)

سخنگوي فراكسيون اقليت مجلس و وزير صنايع دولت اصلاحات در اظهارنظرهاي جداگانه مدعي اعتقاد و التزام اصلاح طلبان به رهبري و ولايت فقيه شدند.
قنبري سخنگوي اقليت مجلس در گفت وگو با «شفاف» اظهار داشت: اصلاح طلبان همواره معتقد به رهبري بوده اند اما عده اي مي خواهند ميان اصلاح طلبان و رهبري شكاف ايجاد كنند.
وي افزود: استراتژي رهبري همواره در جذب حداكثري و دفع حداقلي بوده است. رهبري در راستاي وحدت گام برمي دارند اما عده اي نمي خواهند اين وحدت صورت بگيرد.
به گفته وي «اصلاح طلبان همواره معتقد به رهبري بوده و مشكلي در پيروي از رهبري در هيچ برهه زماني نداشته اند اما مخالفان اصلاحات سعي در شكاف اندازي دارند.»
اسحاق جهانگيري وزير صنايع دولت خاتمي هم در گفت وگو با فردا اظهار داشت: «پاسخ رهبر انقلاب يك استفتا در خصوص التزام به ولايت فقيه بسيار راهگشاست.»
رهبر معظم انقلاب در پاسخ به استفتائي درباره التزام به ولايت فقيه فرموده اند: «ولايت فقيه به معناي حاكميت مجتهد جامع الشرايط در عصر غيبت است و شعبه اي است از ولايت ائمه اطهار- عليهم السلام- كه همان ولايت رسول الله- صلي الله عليه وآله- مي باشد و همين كه از دستورات حكومتي ولي امر مسلمين اطاعت كنيد، نشانگر التزام كامل به آن است.»
جهانگيري ادامه داد: در خيلي از قوانين كشور يكي از شرايط پذيرش مسئولان التزام به ولايت فقيه است و تا حالا كسي تفسير دقيقي نكرده بود كه مفهوم و مصداق التزام به ولايت فقيه چيست. اما مقام معظم رهبري به خوبي اين مصداق را روشن كردند.
جهانگيري گفت: چون تفسير درست و دقيقي از التزام به ولايت فقيه نشده بود، ممكن بود مسئولان مختلف به وقت نياز تفسير خود از اين اصل قانوني را لحاظ كرده و براساس تفسير شخصي آنها، برخي از مديران و چهره هاي كارشناس و نخبه كشور از حلقه مديريتي، با توجيه مخالفت با ولايت فقيه حذف شوند. فكر مي كنم رهبر انقلاب با اين نظر خود، يك گره قانوني را گشودند و بسيار روشن گفتند كه اطاعت از دستورات حكومتي براي التزام داشتن به ولايت فقيه كفايت مي كند.
جهانگيري در پاسخ به اين سؤال كه به نظر شما آيا اصلاح طلبان از اين نظر رهبر انقلاب استقبال مي كنند، گفت: برداشت خود من اين است كه اين نظر بسيار راهگشاست و بسياري از مشكلات را رفع مي كند.
عضو دولت اصلاحات ادامه داد: اين طبيعي است كه بعد از هر انتخاباتي جرياني كه نتوانسته اكثريت را بدست آورد، نيازمند يك ارزيابي و بررسي نقاط قوت و ضعف خود باشد و تا مدتي حضور پررنگي هم در عرصه نداشته باشد. چرا كه بايد با بررسي نقاط ضعف و قوت به فكر آينده باشد.
سخنگوي افراطي اقليت مجلس و وزير صنايع دولت اصلاحات در سخنان خود اشاره اي به اين حقيقت نكرده اند كه سران جبهه مدعي اصلاحات و طيفي از عناصر سوء آنها علنا در اردوكشي و آشوب خياباني جبهه استكبار، نقش آتش افروزانه و پيشقراولي ايفا مي كردند و در خدمت علني دشمنان ملت ايران قرار گرفته بودند به نحوي كه تذكرات، هشدارها و نهي جدي رهبر معظم انقلاب نيز در آنها اثر نكرد تا آنجا كه با ريزش مداوم عقبه انساني، در نقش ياغي و راهزنان مستاصل پديدار شدند و هنوز هم كه هنوز است با مباني انقلاب، قانون اساسي و ولايت فقيه معارضه مي كنند و شايسته مجازاتند. قنبري و جهانگيري در قبال حمايت علني آمريكا، رژيم صهيونيستي و برخي دولت هاي بدنام اروپايي از سران آشوب طلب جبهه اصلاحات نيز هيچ واكنشي نشان ندادند و حاضر نشدندسران فتنه را محكوم كنند.

نظرات بینندگان

 

 

پيوند فارسي 1 و گروهک تروريستي منافقين!

 

پيوند فارسي 1 و گروهک تروريستي منافقين!

  پس از آن که ماهواره هاي مختلف همکاري خود را با شبکه غير اخلاقي «فارسي1» قطع کردند، اين شبکه از طريق همان ماهواره اي در روند پخش قرار گرفت که شبکه تلويزيوني گروهک تروريستي منافقين هم از آن پخش مي شود.
شبکه فارسي1 که مدتي است دچار اختلال در سيستم سرويس دهي شده است، به تازگي بر روي ماهواره اي که شبکه مخصوص گروهک تروريستي منافقين را پخش مي کند قرار گرفته است.
گفته مي شود اين شبکه که با پخش سريال هاي خاص و غير اخلاقي مخاطبان زيادي را در ايران هدف قرار داده است، هم اکنون با قرار گرفتن بر روي اين ماهواره جديد به نوعي نقش يک مبلغ را براي شبکه گروهک تروريستي منافقين بازي مي کند.
گفتني است شبکه فارسي1 توسط شرکت پخش خاورميانه Broadcast middle east با سرمايه گذاري مشترک گروه موبي و کمپاني نيوزکورپوريشن اداره مي شود.
طبق گزارش هاي منتشر شده ارزش کل دارايي هاي نيوزکورپوريشن تا سپتامبر 2009 مبلغي حدود 55 ميليارد دلار و درآمد سالانه آن تقريبا 30 ميليارد دلار مي باشد.
پخش شبکه فارسي1 از همان ماهواره اي که گروهک تروريستي منافقين کوردل در آن به تبليغات شوم خود عليه نظام اسلامي مي پردازند بيش از پيش اهداف پليد اين تلويزيون وابسته به صهيونيستها را آشکار مي سازد.

 

 

اولین حرکت جریان فتنه در سال89 برای تشکیل شبکه های اجتماعی

 

اخبار رسیده حکایت از آن دارد که تقسیم نقش جریان فتنه برای نقش آفرینی در فضای سیاسی کشور با مشکلاتی مواجه شده است.
جریان فتنه که طی یک تقسیم کار تصمیم گرفته بود که موسوی و کروبی لایه تند رو را هدایت کرده و خاتمی با اتخاذ رویه ای معتدل خود را به نظام نزدیک گرداند با اعتراض های خاتمی نسبت به برخی تحرکات غیر قابل کنترل موسوی و خاتمی روبرو شده است.
درهمین راستا گفته می شود که خاتمی برای فعالیت های مستقل خود به دنبال زمینه سازی برای احیای جریان اصلاحات می باشد و برفعال ساختن بنیاد باران و تاسیس شعب استانی این بنیاد تاکید کرده است.در همین زمینه گفته می شود رایزنی هایی با اصلاح طلبان در استان ها انجام شده و قرار است در اولین گام شعبه استانی این بنیاد در زنجان تاسیس شود.


 

 

مدعی بی‌سواد خواستار مناظره شد!

 

مدعی بی سواد خواستار مناظره شد!

کاظمینی بروجردی که پیش از این به جرم ادعای کذب مبنی بر مرجعیت و ارتباط با امام زمان (عج) دستگیر و در زندان به سر می‌برد، در نامه‌‍ای به مسئولان نظام آنان را به مناظره تلویزیونی دعوت کرده است!

 کاظمینی بروجردی که پیش از این به جرم ادعای کذب مبنی بر مرجعیت و ارتباط با امام زمان (عج) دستگیر و در زندان به سر می‌برد، در نامه‌‍ای به مسئولان نظام آنان را به مناظره تلویزیونی دعوت کرده است!

وی در نامه خود نوشته است: من بارها از علما و تئوریسین‌های مذهبی و سیاسی خواسته‌ام در یک مناظره زنده تلویزیونی، مستندات خود را ارائه دهند و ما نیز برهان روشن و ادله قاطع خویش را عرضه داریم تا دنیا بهتر قضاوت کند.

به گزارش رسالت، گفتنی است کاظمینی بروجردی که گذشته از ادعاهای نیابت امام زمان (عج)، به منظور فریب مردم، خود را فرزند آیت‌الله العظمی بروجردی جا می زد و به رغم بی سوادی و اقرارهای خود مبنی بر سوءاستفاده از مریدان، پس از فتنه ای که در سال 87 راه انداخت و اراذل و اوباش را در اطراف محل زندگی خود در تهران مستقر و به ایراد مطالبی موهن می پرداخت، دستگیر وبه زندان افتاد، ابراز ندامت کرد و از مسئولین و مردم تقاضای عفو و بخشش کرد.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389ساعت 12:1  توسط   | 

4027

حضور جدید بهائیان در ایران

اطلاعات و اسناد جدیدی در خصوص ارتباطات و عاملان پنهان فرقه ضاله بهائیت در ایران بدست آمده است.

  بر اساس بررسی های صورت گرفته بر روی پرونده فعالیتهای بهائیان دستگیر شده طی دو سال گذشته،بویژه بهائیان دستگیر شده در روز عاشورا ،اسنادی از ارتباطات،عاملان پنهان و نحوه فعالیت های این فرقه ضاله بدست آمده است.
گفته می شود،اسنادی در رابطه با نفوذ این افراد در برخی صنایع،برخی صنوف ،ارتباط گیری و نفوذ در بدنه برخیngo ها حضور برخی مرتبطین آن ها در برخی ادارات، ارتباط با یکی از چهره های مشهورحقوقی و گرویدن فرزندان وی به این فرقه ضاله و...کسب شده و برای بررسی دقیق تر مورد توجه ویژه قرار گرفته است

 

 

خاتمی:فتنه 88 معلول کینه های 20 ساله

 

 

امام جمعه موقت تهران در همایش ملی امنیت و انضباط اجتماعی، با اشاره به بحث جنگ نرم و تهاجمات فرهنگی گفت: امروزه فتنه‌گران به دنبال آن هستند که با ایجاد جنگ نرم، مردم را از پیام‌های انقلاب جدا کنند.

  آیت‌الله سیداحمد خاتمی با بیان این مطلب افزود: آن‌گاه که دشمنان از طریق جنگ نرم به اهداف خود نمی‌رسند به جنگ سخت که همان استفاده از توپ و تانک و استفاده از نیروی نظامی است روی می‌آورند و در انقلاب اسلامی دشمنان ابتدا از جنگ سخت شروع کردند و هنوز به ماه دوم پیروزی انقلاب اسلامی نرسیده بودیم که جنگ‌های قومیتی علیه انقلاب اسلامی آغاز شد.
وی ادامه داد: جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران از سال 59 آغاز نشده است بلکه آغاز جنگ علیه ایران از سال 58 در حالی که چند ماه از پیروزی انقلاب می‌گذشت آغاز شد.
امام جمعه موقت تهران در ادامه با اشاره به حوادث و جنگ‌های قومیتی در کردستان، ترکمن صحرا و آذربایجان، یادآور شد: تا زمان جنگ تحمیلی دشمنان انقلاب علیه مردم و دولت اسلامی شش کودتا تدارک دیدند که همگی آنان به لطف خدا ناکام ماند.
بقیه در ادامه مطلب...



:. ادامه مطلب .:

 

 

لاریجانی:من به موسوی تبریک نگفتم

 


لاریجانی:من به موسوی تبریک نگفتم

  هفته گذشته روز چهارشنبه ساعت 15 جمعی از دانشجویان فعال در دانشگاهها دیداری با علی لاریجانی داشتند که وی درخصوص مسائل مختلف از جمله حوادث پس از انتخابات ، عملکرد دولت و دانشگاه آزاد نکاتی را مطرح کرد.آنچه در جلسه گذشته است از زبان یکی از دانشجویان حاضر در جمع در ادامه می آید.


لاریجانی در این جلسه در خصوص تجمع دانشجویان در برابر مجلس گفت:استاندار تهران با ایشان تماس گرفته اند و گفته اند بسیج دانشجویی از ما مجوز کتبی گرفته بود ولی ما آن را تلفنی بخاطر تماس وزیر اطلاعات با استاندار مبنی بر اینکه این تجمع به صلاح نیست، لغو کردیم .
لاریجانی همچنین مدعی شد که برخی از مسئولین سپاه نیز به ایشان گفته اند که ما با بسیج دانشجویی تماس گرفتیم و درخواست لغو تجمع را داشتیم . 
لاریجانی چندان با این تجمع موافق نبود و اعتقاد اشتند راه های بهتری برای حل مساله وجود داشت و گفتند که من از اول هم با این مصوبه مخالف بودم و قبلا هم به طراحان آن تذکر داده بودم و اصلا خودم در جلسه به منشی اشاره کردم که اخطار قانون اساسی را اشاره کن تا من هم آن را تایید کنم تا به نوعی مانع از تصویب آن شویم .
ایشون جو مجلس رو بعد از اون تجمع به ضرر بسیج دانست اگرچه اشاره کرد که نمایندگان اینقدر ولایتمدار هستند که اگر بازهم مصوبه ای برای سپاه یا بسیج نیاز باشد، به سرعت اون را تصویب خواهند کرد.
لاریجانی، از برخی شعارها مثل مجلس جاسبی گرا یا ... نیز مقداری شاکیت داشت و گفت اصلا مجلس اینطور نیست و دغدغه اصلی نمایندگان بخاطر حوزه های نمایندگی خودشان است که سریعتر در آنها دانشگاه آزاد تاسیس گردد تا در واقع محیط حوزه نمایندگیشان علمی تر شود .
ایشون همچنین از اینکه این تجمع در بی بی سی فارسی پخش شد نیز ابراز ناراحتی کرد و با آوردن آیین نامه مجلس و خواندن بندی از آن ادعا داشتند که قانونا ایشان نمی توانسته اند، آن مصوبه را از دستور مجلس خارج کنند و باید رای نمایندگان خواسته می شده است .
بقیه در ادامه مطلب...



:. ادامه مطلب .:



 

 

جرئیاتی از 8 محور توافق شده جریان فتنه با ضد انقلاب

 

جرئیاتی از 8 محور توافق شده جریان فتنه با ضد انقلاب

اخبار دریافتی از شدت گرفتن هماهنگی جریان فتنه با سیاست ها و برنامه های ضد انقلاب خارجی حکایت دارد.

  تحریکات در بازار تهران ، عملیات تروریستی در زاهدان وتهدیدهای اقتصادی ونظامی آمریکا و... بخشی از طرح هماهنگ آمریکا برای ایجاد ناامنی در ایران می باشد ، که گروه های مختلفی از جمله گروهک ها ، ضد انقلاب فراری وجریان فتنه نقش آفرین آن می باشند.
برهمین اساس گفته می شود مهمترین بخش این سناریو که به جریان فتنه واگذار شده تعمیم مخالف خوانی ها وسیاسی کردن اعتراضات صنفی می باشد .در همین حال شنیده شده که برخی از برنامه های فتنه گران درچارچوب این هماهنگی عبارت است از:
1- بازتاب تحرکات صورت گرفته و انعکاس جهانی این اعتراضات
2- حمایت در صحنه با حضور و اعلام همبستگی با آنها .
3- ایجاد تریبون برای طرح خواسته های آنها
4- اطلاع رسانی و ممانعت ازخاموش شدن تحرکات آنها با ایجاد امواج رسانه ای .
5- ایجاد موج محکومیت های جهانی
6-کمک فکری وعملی در گسترش ابعاد اعتراضات و طرح مطالبات جدید .
7- ملاقات حضوری برای نمایندگان اصناف و رهبران جنیش سبز .
8- موضع گیری رسمی وعلنی در حمایت جنبش سبز از اصناف .
گفتنی است مصوبات مزبور با دورویکرد دامن زدن به مسائل صنفی وسیاسی کردن آن و گسترده نمودن دامنه این اعتراضات ومنطبق بر خطوطی می باشد که جریان فتنه در سال گذشته وبرای سراسری کردن شرارت ها و اجرای طرح براندازی نظام با الگو از انقلاب 57 دنبال می کرده است .
مطلعین معتقدند ، تلاش جریان فتنه برای بهره برداری از این اعتراضات صنفی ره بجایی نخواهد برد ، چرا که اصناف محترم بازار هوشیار تر این می باشند که دشمن بخواهد از آنها بر علیه نظام استفاده نماید .



 

 

یارکشی موسوی و خاتمی در وقت اضافه!

 

 

پس  از رسانه ای شدن اختلافات  بین میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی   ومتعاقب آن اظهارات تند دوطرف بر علیه یک دیگر ، وکشیده شدن این مطلب به رسانه ها و به میان هواداران خود و بخصوص محافل ولابی های خارج از کشور؛ سیل اتهامات از سوی تند روها به حمایت از موسوی نثار خاتمی گردید! و خاتمی به خیانت و سازشکاری متهم  گردیده است!

برخی ا زچهره های پشت پرده با وحشت ازاینکه این اختلافات در مقطع فعلی موجب وخیم تر شدن و اضمحلال کامل جنبش می گردد و از سوی دیگر توان جمع کردن تبعات آن را ندارند  بدنبال چاره جویی افتاده اند.
این گزارش می افزاید: با مامور کردن یکی از چهره های موثر  کمیته صیانت از آرا به عنوان نماینده اصلاحات وبا ترتیب دادن جلسه فوری با حضورموسوی و موسوی بجنوردی(پدر زن سید حسن مصطفوی)  و بررسی اختلافات و شنیدن سخنان ودلایل موسوی ومستندات اتهاماتی که به خاتمی نسبت داده شده ، بلافاصله در جلسه دوم با حضور خاتمی و فائزه هاشمی شرکت نموده و به مصداق جلسه اول مطالب و دفاعیات و در مقابل انتقادات خاتمی وفائزه هاشمی نسبت به موسوی را استماع نموده اند .
شنیده ها حاکی ا زآن است که  جمع بندی این دوجلسه  در حضور مرد خاکستری اصلاحات و یا بازیگر پنهان مورد قضاوت قرار خواهد گرفت  .
گفته می شود  حضور موسوی بجنوردی در طیف موسوی و فائزه هاشمی در تیم خاتمی  نشانه بارز انشقاق و تصمیم دوطرف به جدا کردن خط خود از یکدیگر می باشد. ذکر این نکته ضروری است که مهدی کروبی به صورت کامل از جمع مشورتی حذف شده است!




 

 

توافقهای جریان انحرافی اصولگرایان با واسطه های دوم خردادی

 

توافقهای جریان انحرافی اصولگرایان با واسطه های دوم خردادی

 

نماینده جریان انحرافی در میان اصولگرایان دیدارهای منظم خود با حلقه واسطه یکی از گروه های مطرح دوم خردادی را برگزار می کند.

در این جلسات که هرهفته در ساختمانی واقع در یکی از مناطق شمالی تهران واقع در میرداماد برگزار می شود موضوعات مختلفی برای جریان سازی در فضای سیاسی کشور با هدف گذاری مناسبات و معادلات سیاسی آینده مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.
گفته می شود تلاش برای یارگیری از میان رسانه ها با وعده های مالی،راه اندازی رسانه های جدید،تقسیم کار برای ایجاد موج ها در مناسبات مختلف،استفاده از پتانسیل گروههای دوم خردادی برای نفوذ در برخی صنوف و سطوح فرهنگی – اجتماعی و...از جمله محورهای جلسات نماینده جریان انحرافی با حلقه واسطه گروههای دوم خردادی می باشد.
شنیده ها حاکی از آن است که (ط.ه) به نمایندگی از جریان انحرافی اصولگرایان تا کنون دیدارهایی با (الف.ج) از عناصر برجسته یک حزب دوم خردادی داشته است و از طریق وی پیغامهایی برای برخی بزرگان این جریان ارسال شده است.

 

 

"مرد نقابدار" فتنه

 

"مرد نقابدار" فتنه

در حالی که در جریان فتنه سال 88 چهره های پنهانی که سال ها در مخالفت با نظام جمهوری اسلامی نقاب از رخ آن کنار زده شد،ولیکن شخصیت های دیگری هستند که تاکنون به نقش آنان در بسیاری از اقدامات رادیکال و آشوب آفرین اشاره ای نشده است.

،این افراد که سهم آنان در فتنه سال 88 کمتر از شخصیت هایی همچون مرد خاکستری اصلاحات و برخی دیگر از همفکران آنان نیست،همواره در دو چهره به ایفای نقش مشغول بوده و برنامه های تشکیلاتی خود را دنبال می کرده اند.
یکی از این چهره ها «مرد نقابداری » است که همواره سعی کرده است در عرصه سیاسی کشور چهره ای معتدل از خود به نمایش بگذارد،اما در تشکیلاتی که وی در آن عضو می باشد به عنوان یک «مهره تحریک» شناخته شده و رادیکال ترین مواضع را اتخاذ و بر پی گیری آنها تاکید می کند.
وی که همواره نقش جفت تشکیلاتی مرد خاکستری اصلاحات را ایفاء می کند،به دلیل حضور خود در یکی از نهادها نقش انتقال دیدگاه های تشکیلات خود در این نهاد را به عهده داشته و فعالیت معکوس دراین زمینه را هم پی گیری می نماید.
فرد مزبور که در جریان آشوب های سال گذشته بر اتخاذ روش های رادیکال تاکید می کرد در همین حال به فعالیت های اقتصادی نیز مبادرت کرده و اقدام به خرید ساختمانی در منطقه قیطریه به قیمت تقریبی یک میلیارد و پانصد میلیون تومان کرده بود.
این مرد نقابدار همچنین از جمله  چهره های مورد خطاب  یکی از سران فتنه در درگیری لفظی شدید با مرد خاکستری اصلاحات بود که به وی و سایر دوستانش اعتراض شدیدی کرده بود.
این چهره شکست خورده انتخابات در جلسه مذکور با انتقاد از برخی نزدیکان مرد خاکستری اصلاحات به وی گفته بود: " متاسفانه دوستان همه دم از مبارزه می زنند ولی وقتی پای عمل و گذشتن از منافع مادی می شود همه کنار میکشند. مبارزه با عافیت طلبی سازگاری ندارد. آقایان باغهای جماران را به زور و با روشهای مختلف تصاحب کرده اند حالا امروز دم ازمبارزه و حق مردم میزنند. مگر آقای «...» که ادعای ارتباط نزدیک با «...» است در اوج بحران سال گذشته به فکر خرید و فروش زمین نبود.من که چیزی ندارم از دست بدهم چه مادی و چه معنوی همه وضعیت اقتصادی من را می دانند و تا آخر ایستاده ام. شما فکری به حال دوستانتان بکنید."
در مجموع گفتنی ها در مورد مرد نقابدار بسیار است و پرداختن به آن نیازمند فرصت های مناسبت تری می باشد و به زودی جوان آنلاین ابعاد پنهان زندگی مرد نقابدار را مورد بررسی قرار خواهد داد..

 

 

راهبرد کثیف ترور پس از شکست در نبرد اطلاعاتی

 

راهبرد کثیف ترور پس از شکست در نبرد اطلاعاتی

سناریونویسی امریکا ‌‌و حامیانش برای کشورهای مستقل به گونه‌ای که اعتبار بین‌المللی دولت و ملت ضد نظام سلطه زیر سؤال رود، ‌‌استراتژی چندین ساله جهانخواران به شمار می‌آید. ‌‌نمود عینی چنین استراتژی خبیثانه‌ای را به سادگی می‌توان در تلاش‌های نافرجام ایالات متحده امریکا ‌‌برای مخدوش‌سازی فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران پیدا کرد.

‌‌چنان‌که سال گذشته با ربودن شهرام امیری پژوهشگر ایرانی، ‌‌وی را برای تأیید ادعاهای امریکا ‌‌در خصوص خطر فناوری هسته‌ای ایران شکنجه، ‌‌تحریک و تطمیع کردند. ‌‌اما پس از 14 ماه، ‌‌هفته گذشته شهرام امیری به ایران بازگشت و پرده‌های دیگری از چرایی و چگونگی ربایش او برای جامعه جهانی افشا شد. ‌‌با این حساب تیر دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی امریکا ‌‌اگرچه به سوی خودشان بازگشت و به اعتبار درونی و جهانی آنان اصابت کرد، ‌‌اما هنوز 20 ساعت از ورود امیری به ایران نگذشته بود که خبر دو انفجار قوی در مقابل مسجد جامع زاهدان تیتر اول بسیاری از رسانه‌ها شد. ‌‌بنابراین دو موضوع شکست دستگاه‌های اطلاعاتی امریکا ‌‌و انفجار در زاهدان شاید در نگاه نخست بی‌‌ربط و ارتباط با یکدیگر جلوه کند، ‌‌ولی طبق روش تحقیق در مسائل استراتژیک اگر این موضوعات به همراه نکات دیگری از این قبیل کنار یکدیگر قرار گیرند، ‌بی‌‌تردید چهره کریه و سرخورده امریکا ‌‌بیش از پیش نمایان و ارتباطات اعمال خصمانه مستکبران روشن‌تر می‌شود. ‌

فتنه 88 و احساس آسیب پذیری ایران

‌پس از فتنه‌ای که در سال 88 به بهانه انتخابات رخ نمایاند، ‌‌هزینه‌های گزافی اعم از مادی و معنوی بر نظام جمهوری اسلامی تحمیل شد. ‌‌این موضوع دولتمردان نظام سلطه را ترغیب کرد تا جنگ نرم علیه ایران را شدت بخشند. ‌‌راه‌اندازی شبکه گسترده مجازی علیه اهداف متعالی جمهوری اسلامی، ‌‌تشکیک در افکار عمومی و بزرگنمایی حوادث، ‌‌تصویب بودجه‌های میلیاردی و قطعنامه چهارم شورای امنیت برای مهار ایران نمونه‌های اندکی از هزاران نیرنگی است که در یک سال اخیر دشمنان جمهوری اسلامی اتخاذ کردند تا بتوانند آنچه را که در کشورهایی همچون گرجستان و اوکراین آزموده بودند، ‌‌در ایران نیز بیازمایند و نتایج مثبت آن را مدال افتخاری بر گردن خود قرار دهند. ‌‌ولی با وجود شکست زودهنگام مستکبران و خروش ملت علیه فتنه‌گران، ‌‌گویا امریکا ‌‌همچنان بر آن تصور است که جمهوری اسلامی در گذر از فتنه، ‌‌خسته و ملول شده و در برابر تلنگری از غرب آسیب‌پذیر است! اقدامات هماهنگ ایالات متحده با فتنه‌گران شاهد این مدعاست. ‌‌ولی آنچه بیش از همه موارد حائز اهمیت است، ‌‌نتیجه خطای آزمون‌های مکرر غرب برای براندازی نظام جمهوری اسلامی است که حقیقتاً خشم آنان را برانگیخته و لذا شکنجه یکساله شهرام امیری برای تأیید کردن نظرات غرب، ‌‌دور از ذهن نبود. ‌‌ولی اینکه چرا چند ساعت پس از ورود این پژوهشگر ایرانی به خاک میهن، ‌‌دو انفجار مهیب در زاهدان رخ می‌دهد، ‌‌پرسشی است که در ادامه پاسخ آن روشن‌تر داده خواهد شد. ‌

بی‌اعتباری امریکا ‌‌حاصل پروژه بی‌‌ثبات‌سازی ایران

ربایش شهرام امیری پژوهشگر ایرانی در زمینه مسائل هسته‌ای بی‌‌تردید در ادامه پروژه بی‌‌ثبات‌سازی ایران بود که سال‌هاست از سوی غرب پیگیری می‌شود. ‌‌چنان‌که به گفته این پژوهشگر «آنها (امریکایی‌ها) می‌خواستند در یک مصاحبه تلویزیونی با یکی از شبکه‌های خبری امریکا ‌‌ادعا کنم که فرد مهمی در برنامه هسته‌ای ایران بوده و به درخواست خودم به امریکا ‌‌پناهنده شدم و در این فرآیند پناهندگی، ‌‌یک سری مدارک و اسناد مهم را از کشورم به همراه یک لپ‌‌تاپ که حاوی اسرار محرمانه برنامه هسته‌ای نظامی ایران است، ‌‌به امریکا ‌‌منتقل کردم. ‌»

سناریوسازی امریکا ‌‌درباره برنامه‌های هسته‌ای ایران البته تکراری است و این مورد تازه‌ای نبود که با شکست مواجه شد. ‌‌در اجلاس اسفندماه 1386 شورای حکام آژانس نیز در حالی که آخرین گزارش البرادعی از حل و فصل مسائل فیمابین ایران و آژانس حکایت می‌کرد و صدور قطعنامه جدید شورای امنیت سازمان ملل-1803- مبنای حقوقی و فنی نداشت، ‌‌به ناگاه اعضای شورای حکام به یک جلسه فوق‌العاده فراخوانده شدند و فیلمی را که امریکایی‌ها مدعی بودند از لپ‌تاپ شخصی یک مسئول هسته‌ای ایران به دست آورده‌اند، ‌‌برای حاضران به نمایش گذاشته شد؛ ‌

چند آزمایش انفجاری که به صورت انیمیشن تهیه شده بود. ‌‌تعدادی اسلاید درباره پروژه نمک سبز که هیچ نشانه‌ای از تأسیسات هسته‌ای ایران در آن دیده نمی‌شد و چند اسلاید دیگر که بخشی از عملیات نصب کلاهک جنگی روی یک موشک را نشان می‌داد. ‌‌اما در آن اسلایدها کمترین اثر و نشانه‌ای که حاکی از وقوع ماجرا در ایران باشد به چشم نمی‌خورد. ‌‌بنابراین همانطور که ماجرای پناهندگی شهرام امیری از پایه و اساس دروغ بود، ‌‌کذب بودن این ماجرا نیز برای افکار عمومی در جامعه جهانی محرز شد. حال دولت امریکا ‌‌اگرچه تلاش می‌کند با جنگ روانی تمامی این موارد را واقعی جلوه دهد و پروژه بی‌‌ثبات سازی ایران را با شدت بیشتر در پیش گیرد، ‌‌اما تلاش آنان در عمل شکست خورده و برای دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی‌شان چیزی غیر از بی‌‌آبرویی و بی‌‌اعتباری بین‌المللی باقی نگذاشته است. ‌

اشراف اطلاعاتی ایران بر توطئه‌های غرب

‌در سه مورد می‌توان اوج اشراف و توان اطلاعاتی سربازان گمنام امام زمان (عج) را ملاحظه کرد: ‌‌

1- دستگیری عبدالمالک ریگی شرور شرق کشور، ‌‌کسی که ده‌ها تن از ایرانیان و شیعیان را به شهادت رساند، ‌‌مورد اولی است که می‌توان از آن به اوج قدرت دستگاه‌های اطلاعاتی ایران پی برد. ‌‌ریگی در اعترافات خود به ارتباط با نیروهای امریکایی و عوامل ناتو و سازمان سیا اشاره کرد. ‌‌این آبروریزی برای ایالات متحده که همواره شعار حقوق بشر سر می‌داد، ‌‌به قدری سنگین بود که با غضب فراوان تنها راه خروج از عصبیت را تغییر فرمانده امریکایی در افغانستان دانست، ‌‌چراکه او در مراقبت از ریگی به عنوان مهره امریکایی‌ها موفق نبود. ‌

2- آزادسازی حشمت‌الله عطارزاده دیپلمات ربوده شده ایرانی در پاکستان که در اوایل سال جاری رخ داد، ‌‌یکی دیگر از مواردی است که به طور موازی قدرت اطلاعاتی ایران از یک طرف و ضعف و شکست دستگاه‌های امنیتی امریکا ‌‌و وابستگانش را از سوی دیگر اثبات می‌کند. ‌

3- و در نهایت آزادی شهرام امیری که سال گذشته در پی انجام مناسک حج از سوی سازمان‌های جاسوسی امریکا ‌‌و عربستان ربوده شد، ‌‌مدال افتخاری است که امروز بر سینه پاک سربازان گمنام امام زمان (عج) جای می‌گیرد. ‌‌

آزادی امیری که شاید خودش هم باور نمی‌کرد به این زودی پای در خاک وطن گذارد، ‌‌بیش از همه دستگاه‌های امنیتی و جاسوسی امریکا ‌‌را متحیر کرده است. ‌‌لذا آنان اگرچه امروز سعی دارند با موضوع دستگیری سه جاسوس روس که البته پس از هفته‌ها هنوز واقعیت و ماهیت آن معلوم نیست، ‌‌به نوعی مانور تبلیغاتی بدهند و سیستم‌های اطلاعاتی خود را قوی اعلام کنند، ‌‌اما ادامه اقدامات ناجوانمردانه آنان در ایران نشان دهنده آن است که امریکا ‌‌از اوج عصبانیت ناشی از شکست‌ها، ‌‌برای چندمین بار به جرزنی در عرصه سیاست روی آورده است. ‌

حادثه زاهدان، بازی کثیف امریکا‌حال پاسخ به این پرسش آسان است که چرا چند ساعت پس از ورود پژوهشگر ایرانی به خاک میهن، ‌‌دو انفجار مهیب در زاهدان رخ می‌دهد. ‌بی‌‌تردید شکست‌های امریکا ‌‌در مسائل امنیتی و اطلاعاتی این سرخوردگی را برای آنان ایجاد کرده است که چطور با این هزینه‌های هنگفتی که سالانه برای جاسوسی صرف می‌کنیم، ‌‌اما نه فقط نتوانسته‌ایم جمهوری اسلامی 30 ساله را از پای درآوریم، ‌‌بلکه در برابر اراده این نظام قوی در منطقه خاورمیانه هر روز طعم تازه‌ای از شکست را می‌چشیم. ‌‌با این وصف طبیعی است که سرخوردگی‌های امریکا ‌‌بازی کثیفی همچون ترور را به بار آورد و آن شود که در زاهدان و مقابل مسجد جامع این شهر مشاهده شد. ‌‌از سوی دیگر در خون غلتیدن ده‌ها تن از شیعیان را می‌توان در دایره اهداف و عملیات روانی و تبلیغات سوء نظام سلطه برای راه‌اندازی دعواهای مذهبی و قومی در مناطق مرزی ایران گنجاند.

 

 

فعالیت صوفیانه به سبک صهیونیست ها!

 

فعالیت صوفیانه به سبک صهیونیست ها!

فرقه ضاله صوفیت در یکی از محله های کرج و در دل این شهر در حال انجام فعالیت گسترده ای است. 
 
در چند سال اخیر فرقه ضاله صوفی گری، علی اللهی در شهرهای مختلف در حال فعالیت بوده اند که در پی تخریب مسجد ضرار صوفیان در قم متحد می شوند و دست به تجمع گسترده می زنند که در این تجمع همه صوفیان کشور حضور فعالی داشتند که نهایت با دخالت نیروی انتظامی این شورش به اتمام می رسد.

دست اندرکاران این فرقه ضاله وقتی دیدند در شهر مقدس قم جایی برای فعالیت باقی نمانده تصمیم گرفتند مکان خود را تغییر دهند و به مکانی بروند که به پایتخت نزدیک تر باشد که در فتنه های آتی هم حضور موثری داشته باشند.

این فرقه در حال حاضر در یکی از محله های کرج که در دل این شهر واقع شده است در حال فعالیت هستند.

لازم به ذکر است این اشتباه همان اشتباهی است که مسوولین استان قم در سالهای گذشته انجام دادند و اجازه فعالیت این فرقه را دادند که منجربه یک شورش بزرگ در این شهر شد که اگر مسوولان کرج توجه لازم را نداشته باشند این حادثه با شدت بیشتری در این شهر تکرار خواهد شد.

در همین رابطه گزارش خبرنگار ما  نشان می دهد این فرقه اخیرا با استفاده از روش های صهیونیستی ، تصمیم به تصرف یک محله در کرج کردند وهمه ساکنین محل را با اذیت وآزار مجبور به فروش منزلشان کردند به طوری که مادر شهیدی که با دختر خود در آن محله سکونت می کرد و حاضر به فروش خانه نبودند چندین بار در شبانه روز مورد آزاد و اذیت قرار گرفتند که نهایتا در یک شب تاصبح که مورد آزار قرار می گیرند مجبور به فروش خانه و ترک آن محل می شوند.

مدتی پیش یکی از روحانیون قم نیز که قصد سخنرانی در این محله را داشت  با حضور حامیان این فرقه مواجه می شود و پس از درگیری تعدادی از همراهان این روحانی را مورد  ضرب و جرح قرار می دهند که موجب مجروح شدن تعدادی از آنها می شود.

گفته می شود تا به حال چندین مورد نسبت به وجود این گروهک غیرقانونی به مسئولین شهر هشدار مردمی داده شده است، ولی هیچ توجه ای از سمت و سوی مسوولین به این امر صورت نگرفته است.
 

 

 

وصیت‌نامه خواندنی عضو سازمان منافقین

 

وصیت‌نامه خواندنی عضو سازمان منافقین

 

خانواده باقرزاده یک خانواده مشهدی است که تمام اعضای آن (حتی پدر و مادر پیر خانواده) عضو فعال سازمان منافقین بوده اند اما دو نفر از آنان از این سازمان جدا شدند: طاهره باقرزاده و محمد باقر باقرزاده.

محمد باقر باقرزاده پس از دستگیری در سال 1364 به دلیل جرایم ارتکابی و اجرای عملیات های گروهک تروریسیتی منافقین، محکوم به اعدام شد ولی با وجود این، در زندان تحت تأثیر قرار گرفته و متنبّه و تائب شد. او حتی در وصیتنامه اش (که چند دقیقه پیش از اعدام نوشته است) هم به این امر اشاره نموده است. این در حالی است که اگر او تحت شکنجه و ... از سازمان منافقین ابراز برائت کرده بود دیگر لحظاتی قبل از اعدام نمی بایست دوباره بر این امر تأکید کند چرا که بالاتر از سیاهی که رنگی نیست!

طاهره باقر زاده در کتاب خاطرات خود در باره این برادرش نوشته است که خیلی از افراد حاضر در تشکیلات [سازمان منافقین]، و به خصوص رهبری این جریان، محمد باقرزاده را خوب می شناسند. وی پس از دستگیری نه تنها اطلاعات مرا حفظ کرد و خانه محل استقرار خودش را نیز نداد که در حقیقت حتی کوچک ترین کار اطلاعاتی هم نکرد و در همه مقاطع پایبند به حفظ اصول و ارزشها بود. اما همین فرد، هنگام اعدام، در وصیتنامه اش، کتباً و بدون هیچ گونه لرزشی، با شهامت و اعتقاد راسخ می نویسد: مرگ بر رجوی.

طاهر باقرزاده سپس متن کامل این وصیت نامه خواندنی را درج کرده که به این شرح است:

«بسم الله الرحمن الرحیم
انّا لله و انّا الیه راجعون
اشهد ان لا اله الّا الله و اشهد انّ محمداً رسول الله و اشهد انّ علی ولی الله و اشهد انّ تسع معصومین من ذریة حسین (علیه السلام) اولیاءالله سلام الله علیهم
وصیت نامه اینجانب محمد باقر باقرزاده
پدر و مادرم، در این آخرین لحظات عمر وصیتنامه ام را خطاب به شما می نویسم. در درجه اول از اینکه نتوانستم برای شما پسر خوبی باشم معذرت می خواهم و امیدوارم مرا ببخشید. من در طول عمرم سعی کردم حتی الامکان در جهت رضای خدا حرکت کنم، ولی به دلایل متعدد هر بار گرفتار اشتباهات و گمراهی هایی شدم ولی خدا را شکر که بالاخره برادران سپاه پاسداران را موجب و وسیله ای برای هدایت من قرار داد که با دستگیری ام از اوج ظلالت و گمراهی نفاق و شرک رهایی یافته و به سوی خورشید ولایت فقیه رهنمون شدم.
من همچنانکه در صحبت های قبلی ام به شما گفته بودم، مدتی بعد از دستگیری، از سازمان منافقین برگشته و به تدریج به لطف خدا به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه معتقد شدم. در مورد سرنوشتم، شما هیچ کدورتی به دل نگیرید. به هر حال سرنوشت به دست خداست و اگر خیری در زندگی من بود، حتماً خداوند مرا زنده نگه می داشت. "عسی أن تکرهوا شیئاً و هو خیر لکم و عسی أن تحبوا شیئاً و هو شر لکم".
 شاید اعدام من وسیله ای برای مغفرت و آمرزش من باشد و به این ترتیب به رحمت لایتناهی خداوندی امید بیشتری داشته باشم.
شما هم صبر کنید که صبر به خاطر خدا اجر و پاداش زیادی دارد و از این بابت هیچ کدورتی نسبت به جمهوری اسلامی به دل نگیرید و بدانیدکه مسئول سرنوشت من دردرجه اول نفسانیات و هواهای نفسانی و اشتباهات خودم و در درجه بعد سازمان منافقین و در درجه اول رهبر خائن آن و شخص رجوی بوده است.
پدرم، اگر یادتان باشد یک شب در تیر ماه 60 در هنگام خروج با ماشین از منزل رضا در خیابان هدایت، با ماشین همسایه مقابل تصادف کردید و قرار شد که خسارت آن را بپردازیم که متأسفانه من دیگر نتوانستم بپردازم، به این خاطر برای آنکه دِینی به گردن من نباشد تقاضا دارم حتی الامکان به آن منزل مراجعه کرده و خسارت مربوطه را پرداخت کنید.
پدرم و مادرم شما از سوی من از هر کس که حقی به گردن من دارد حلال بودی بطلبید.
من تقاضا دارم در صورت امکان جسدم به مشهد مقدس انتقال یافته و در صحن [حرم مطهر] امام رضا (علیه السلام) دفن شود و یا در یکی از قبرستان های مشهد، و درغیر این صورت در قبرستان مسلمین (بهشت زهرا) یا محل دیگر.
پدرم و مادرم حتی الامکان هرگاه فرصتی پیدا کردید در بعد از ظهرهای جمعه برای من سوره الرحمن را تلاوت کنید. وسایل من شامل یک کیسه پلاستیک محتوی لباس هایم می باشد. حدود دو هزار تومان پول دارم که اگر حق تصرف برای من قائل هستید پول هایم را به عنوان کمک به جبهه بپردازید.
الله اکبر- خمینی رهبر- مرگ بر ضد ولایت فقیه- مرگ بر منافقین- مرگ بر رجوی
محمد باقر باقرزاده
2/2/1364 (اول شعبان 1405)»

طاهر باقر زاده سپس به مطلبی اشاره کرده است که نمونه ای است از میزان صداقت سازمان منافقین:
«وقتی در سال 64 کاظم [دیگر برادر خانواده که در همان وقت عضو شورای مرکزی سازمان منافقین و ساکن خارج از کشور بود] از من خواست تا شرحی از وضعیت محمد در همه ابعاد بنویسم، من وصیتنامه اش را برایش فرستادم و نوشتم "تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل". و جالب است که این موضوع در تشکیلات مطرح نمی شود، و با تمجید از محمد، به عنوان "یک مجاهد خلق پایبند به رهبری سازمان و اهداف آن" زندگی نامه اش را از رادیو مجاهد پخش می کنند و از او با نام شهید یاد می کنند.»
(قدرت و دیگر هیچ، خاطرات طاهره باقرزاده، انتشارات اطلاعات، صفحات182 تا 185)


 

 

درخواست‌های BBC از سفارت انگلیس در تهران

 

درخواست‌های BBC از سفارت انگلیس در تهران

کارگزاران دستگاه امنیتی انگلیس و بی‌بی‌سی دست نیاز خود را به سوی وزارت امور خارجه انگلیس دراز کرده و از سفارت خود در تهران تقاضاهایی داشته اند.

 با افشای نیت سوء دولت تونی بلر در خصوص اخبار دروغ مرتبط با ایران توسط سفیر سابق این کشور در تهران و همچنین کمبود اخبار ضد جمهودی اسلامی ایران در بنگاه شایعه پراکنی بی‌بی‌سی و شکست مأموریت‌های این رسانه‌ها در جنگ نرم علیه ایران، کارگزاران دستگاه امنیتی انگلیس و بی‌بی‌سی وادار شدند دست نیاز به سوی وزارت امور خارجه انگلیس دراز کرده و از سفارت خود در تهران بخواهند با جمع آوری اخبار اجتماعی و فرهنگی ایران دور تازه‌ای از خبرسازی و رخنه فرهنگی و ساختارشکنانه را در جامعه ایران بویژه جوانان و نوجوانان فراهم سازند.

در تقاضانامه‌ای که از سوی بی‌بی‌سی به وزارت امور خارجه انگلیس ارسال شده، پیگیری در بازار نشر ایران بویژه ترجمه، اخبار تئاتر و سینما بخصوص سیاه نمایی جامعه ایران پس از انقلاب، آسیب‌های اجتماعی، چالش های اقتصادی و حتی پوشش و رفتارشناسی نسل جوان ایران بصورت جدی مورد توجه قرار گرفته است.

حمایت از گروههای موسیقی زیرزمینی
بر اساس گزارش جهان، در این درخواست همچنین جمع آوری اخبار در خصوص گرایش به موسیقی و اشاعه فرهنگ غربی در ایران و خوانندگان جوان زیرزمینی نیز موزد توجه قرار گرفته و از سفارت خانه‌های انگلیس در کشورهای همسایه ایران بویژه کشورهای حوزه خلیج فارس خواسته شده است از ایرانیان مسافر و مقیم این کشورها بیشتر در خصوص بافت ها فرهنگی و اجتماعی ایران اطلاعات جمع آوری شود.

رخنه در دانشگاهها و نشریات دانشجویی
رخنه هرچه بیشتر به دانشگاه‌های ایران، توجه به نشریات دانشجویی و شکار اطلاعات از طریق اینترنت با حیله‌های تازه و فراتر از آن بدست آوردن فیلم‌های کوتاه جوانان ایرانی و فیلم‌های مستند از دیگر تقاضاهای بی‌بی‌سی از دستگاه دیپلماسی انگلیس در ایران است.
اخیراً بی‌بی‌سی فارسی با افزایش نگاه خود به مسایل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ایران فصل تازه‌ای از تخریب و توطئه علیه جمهوری اسلامی ایران را آغاز کرده است.
شایان ذکر است، در جریان فتنه پس از انتخابات یکی از مسؤولین مهم سفارت انگلیس در تهران در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی ایران بشدت فعال بوده و در این راه گروهی از اتباع ایران را به استخدام خود درآورده بود. با این وجود با تنگ شدن حلقه‌های جاسوسی مرتبط با انگلیس و در هم شکستن جریان فتنه، فرافکنی دستگاه شایعه پراکنی لندن اکنون به اوهام و خیالات منتهی شده است.

 

 

ماموريت جديد مسجد جامعي براي اصلاح طلبان

 

ماموريت جديد مسجد جامعي براي اصلاح طلبان

شنیده ها حاکی ازآن است که نفوذ به بیوت مراجع و علما به عنوان راهبرد اصلی اصلاح طلبان در شرایط کنونی مطرح شده است.

بنابراین گزارش جریان تندرو اصلاحات مراجع را به سه دسته تقسیم کرده است؛یک دسته از مراجع پیر مردهایی هستند که از روی هم رساله چاپ می کنند و در مسائل سیاسی دخالت نمی کنند، دسته دوم هم مراجعی هستند که بر علیه اصلاح طلبان و جنبش سبز موضعگیری می کنند. دسته سوم مراجع هم کسانی هستند که همراه با جنبش سبز و اصلاحات می باشند .

در همین راستا و با توجه به نیاز جریان اصلاحات به حمایت مراجع از آنها تصمیم گرفته شده احمد مسجد جامعی از اعضای شورای شهر که به لحاظ سوابق فردی و خانوادگی از شرایط مناسبی برای مذاکره و برخورد با علما برخوردار می باشد بعنوان مذاکره کننده با علما و مراجع سفرهایی به بیوت این افراد در قم و شهرهای مختلف داشته باشد.

گفته می شود نفوذ و جذب مراجع به هرقیمتی از ماموریتهای تعریف شده برای این فرد می باشد.


 

 

مجاهدين خلق شريك استراتژيك ماست

 

موساد: مجاهدين خلق شريك استراتژيك ماست

ما نيروهاي كرد معارض عراقي را در اسرائيل و كردستان آموزش داده ايم و برخي از آموزش هاي ما به اين افراد نيز در پادگان سازمان مجاهدين (منافقين) صورت گرفته است.

رئيس دفتر سازمان جاسوسي موساد در كردستان عراق هم به ارتباط بين رژيم صهيونيستي و گروهك منافقين اعتراف كرد.
هر چند منافقين تاكنون ارتباط هاي گسترده اي با رژيم اشغالگر قدس داشته اند اما همواره به دليل حساسيت عمومي مردم نسبت به اين رژيم، تلاش كرده اند از رسانه اي شدن و پرداختن به ابعاد ديدارهاي خود با مقامات اطلاعاتي رژيم صهيونيستي پرهيز كنند.
با اين حال بعد از افشاگري هاي رسانه اي فراوان بالاخره «اليعيزر تسفرير»، رئيس دفتر سازمان جاسوسي موساد در كردستان عراق در گفت وگو با راديو ارتش اين رژيم دست هم پيمانان خود را رو كرد و گفت: ما نيروهاي كرد معارض عراقي را در اسرائيل و كردستان آموزش داده ايم و برخي از آموزش هاي ما به اين افراد نيز در پادگان سازمان مجاهدين (منافقين) صورت گرفته است. اين به آن دليل است كه مجاهدين خلق همواره شريك راهبردي اسرائيل بوده است.
البته ديدار مريم رجوي با جدعون مائير سفير رژيم صهيونيستي درايتاليا در جريان سفرش به رم، حمايت وي از افسانه هولوكاست، پوشش و حمايت ماهواره اي اسرائيل براي پخش برنامه هاي تلويزيوني منافقين، ارتباط رسانه اي ميان منافقين و اسرائيل كه با در اختيار گذاشتن اطلاعات جاسوسي هسته اي ايران توسط اسرائيل و رسانه اي كردن آن توسط منافقين كه همچنان ادامه دارد و مسائلي از اين دست، از جمله موارد شاخص ارتباط ميان اين گروهك و رژيم اسرائيل است كه بارها در رسانه هاي گروهي به آن اشاره شده اما واكنش منافقين در اين خصوص تكذيب بوده و مسئولان اسرائيلي نيز ترجيح مي دادند در مقابل انتشار اين اخبار سكوت كنند ولي اين بار بالاخره مقام امنيتي رژيم صهيونيستي سكوت را شكست و از ارتباط نزديك موساد با منافقين پرده برداشت.
گفتني است كه در سال 58 راديو بغداد در يك تفسير خبري از سازمان منافقين تجليل و تقدير كرده بود كه اين اقدام دولت عراق با واكنش شديد منافقين روبرو شد و تيتر اول نشريه مجاهد- ارگان منافقين- به انكار اين ارتباط اختصاص يافت كه در آن صدام را ديكتاتوري بي رحم و خونريز ناميده بودند، اما دو سال بعد رسماً به عراق نقل مكان كرده و به عنوان بخشي از ابواب جمعي ارتش عراق در خدمت صدام قرار گرفتند.


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389ساعت 22:38  توسط   | 

0423

بعد از  انتشار خبر پخش بیانیه آقای هاشمی مبنی بر صدور بیانیه به مناسبت آخرین حضور در نماز جمعه، فائزه هاشمی به شدت نسبت به تقدیر و تشکر هاشمی از مقام معظم رهبری در خصوص رفع مشکلات و تدبیر ایشان ابراز مخالفت شده است

 

 

بیانیه ای جدید از هاشمی رفسنجانی

 

برابر برخی شنیدها دفتر آقای هاشمی در حال تهیه بیانیه ای به مناسبت آخرین حضور ایشان در نماز جمعه تهران می باشد . قرار است در این بیانیه بر محورهای مطرح شده از سوی آقای هاشمی در نماز جمعه مذکور که در تقویت و همسویی با جریان فتنه مطرح شد تاکید گردد. ضمنا از رفع بعضی از خواسته ها توسط مقام معظم رهبری تقدیر وتشکر گردد. برابر همین گزارش مقرر است در این بیانیه نسبت به وضعیت فعلی کشور (سیاسی و اقتصادی) به شدت سیاه نمایی و اوضاع کشور بشدت بحرانی تلقی شود.

 

 

 

دیدار مهدی هاشمی و محمد رضا خاتمی در آلمان

 

دیدار مهدی هاشمی و محمد رضا خاتمی در آلمان

مهدی هاشمی و محمد رضا خاتمی برادر رئیس جمهور سابق در آلمان با یکدیگر ملاقات کردند.

به گزارش بیست و سی ( بمب خبری ) ، بر اساس منابع موثق در خارج از کشور  چند روز قبل در جریان سفر محمد رضا خاتمی به کشور آلمان ، در شهر مونیخ  با مهدی هاشمی دیداری داشته است .

بنابراین گزارش ؛ محمد رضا خاتمی به همراه زهرا اشراقی به منظور ملاقات با دختر و دامادش که ساکن لندن می باشند و برای تفریح در  آلمان به سر می بردند راهی این کشور شده اند .

شنیده ها از آن حکایت دارد که محمد رضا خاتمی در این سفر ضمن دیدار با مهدی هاشمی ، یک خانه نیز در شهر مونیخ آلمان خریداری کرده است .

 

 

اظهارات شبیه جوک موسوی

 


میرحسین موسوی که سال گذشته هتاکان به امام حسین و روز عاشورا را انسان های خداجو خوانده بود دیروز در اظهاراتی متفاوت و گمراه کننده گفت:شعار جنبش سبز ادامه دهنده راه امام حسین و حضرت عباس است.

  وی بدون اشاره به اینکه چطور ممکن است آمریکا و رژیم صهیونیستی و شبکه های ضد انقلاب از جنبشی که راه ائمه را دنبال می کند حمایت کنند اظهار داشت:این ایستادگی‌ها سختی‌هایی دارد، اما بدانیم که وعده قرآن است که ان مع العسر یسری، با سختی گشایش است و ما این گشایش را در جامعه خود و در حوزه عمومی امروز ملاحظه می کنیم. علی رغم تحمل سختی‌ها، زندان‌ها، کشتارها، فشارها و کهریزک‌ها امروز نشاطی در میان ملت به ویژه جوانان برای میل به جامعه‌ای عادلانه و فارغ از ظلم و جور دیده می‌شود 


میرحسین موسوی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان این که «دروغ و ظلم و قانون‌ستیزی مشروعیت نظام را ذوب می‌کند» و «ظلم باقی ماندنی نیست»، هدف از جنبش سبز را حاکمیت آرای مردم برشمرد.



 

 

پائولو کوییلو، عرفان‌های نوپدید، آرش حجازی، ندا آقاسطان

 

پائولو کوییلو، عرفان‌های نوپدید، آرش حجازی، ندا آقاسطان و چند قصه دیگر...

سعيد مستغاثي روزنامه نگار و منتقد سینمایی در نوشته‌اي تحليلي به بررسي بخشي از سير زندگي پائولو کوییلو نويسنده برزيلي، افكار انحرافي وي و روند ورود و ترجمه آثار او در ايران به‌طور گسترده توسط آرش حجازي فرد مظنون به مشاركت در قتل ندا آقاسلطان پرداخت.

به گزارش رجانيوز، مستغاثي در اين نوشته به سفر پائولو کوییلو به ايران در دوره وزارت مهاجراني و استقبال وزير وقت فرهنگ از او در فرودگاه اشاره كرده و نگاه کوییلو درباره ايرانيان و نظام ايران را مرور مي‌كند:

شاید برای کسانی که خواننده ترجمه های آثار پائولو کوییلو در ایران هستند، نام آرش حجازی، آشنا باشد. همان مترجم انحصاری داستان های نویسنده برزیلی و دارای مجوز رسمی از شخص کوییلو برای این ترجمه ها (که این مجوز را همراه دستخط پائولو کوییلو در مقدمه اغلب کتاب‌هایی که از وی ترجمه و انتشار داده، درج کرده است) و البته از مؤسسین انتشارات کاروان. (از راست: آرش حجازی، پائولو کوییلو و عطاالله مهاجرانی)

اما یک گروه دیگر نیز با نام آرش حجازی آشنا هستند (که البته گروه وسیع تری را تشکیل می دهند) همان گروهی که به دلايل مختلف بیش از یک سال است، ماجرای قتل مشکوک زنی به نام ندا آقا سلطان را تعقیب می کنند. بله آرش حجازی همان به اصطلاح پزشکی است که ظاهراً چند روز پیش از حادثه مرگ ندا آقا سلطان به ایران آمده و در لحظه اصابت گلوله به آن زن، گویا در چند قدمی او قرار داشته و اصلی ترین شاهد ماجرا بوده و بعد هم به ادعای خودش برای نجات ندا از مرگ   تلاش‌هایی به خرج  داده که پس از لحظاتی با اطمینان یافتن از مرگ وی دست از آن تلاش ها کشیده و از صحنه خارج شده است! (تحقیقات بعدی و از جمله صحبت های استاد موسیقی ندا آقا سلطان معلوم کرد که وی در آن صحنه فوت نکرده، همچنان زنده بوده و پس از انتقال با اتومبیل و در بیمارستان دار فانی را وداع گفته است!)

دو روز بعد چهره همین جناب آرش حجازی بر صفحه تلویزیون شبکه های مختلف تلویزیونی خارج کشور مشاهده شد (سرعت ایشان در خروج از کشور هنوز مورد بحث محافل مختلف است!) که در مصاحبه های متعدد حرف هایی زد (از جمله اصابت گلوله به ندا از جلو، یا برخورد گلوله به آئورت او و یا نحوه تشریح صحنه و...) که نادرستی اکثر آن‌ها توسط تحقیقات انجام شده یا صحبت‌های سایر شاهدان ماجرا و یا حتی حرف های بعدی خودش معلوم شد.

بگذریم، اما چند درصد از خوانندگان ترجمه های آرش حجازی از آثار پائولو کوییلو می دانستند، وی همان کسی است که در ماجرای قتل ندا آقا سلطان حضور داشته است؟ و برعکس، یعنی چند درصد از خیل آدم هایی که قضیه قتل ندا آقا سلطان را تعقیب کردند، می دانستند (یا به این موضوع اهمیت دادند) آرش حجازی یعنی کسی که ظاهراً خود را مطلع‌ترین و نزدیک‌ترین فرد نسبت به حادثه مذکور قلمداد کرده، مترجم و ناشر رسمی آثار پائولو کوییلو بوده است؟ این درحالی است که تقریباً تمامی شبکه های خارجی انعکاس دهنده مصاحبه های آرش حجازی به مترجمی وی و ارتباطش با پائولو کوییلو کمترین اشاره را داشته و یا اصلاً به آن توجهی نشان ندادند! (یا نگارنده و خیلی های دیگر نشنیدند؟!) این درحالی است که این شبکه ها معمولاً کمترین و بی اهمیت ترین فعالیت ادبی و هنری سوژه هایشان را به کوس و کرنا می زنند ولی درمورد آرش حجازی منحصراً به اینکه وی پزشک بوده و در صحنه حضور داشته، پرداختند!

اما با اینکه پائولو کوییلو شاید چهره آشنایی برای بسیاری از خوانندگانش در ایران باشد، بد نیست براساس اسناد و مدارک موجود (از جمله زندگینامه رسمی و مصاحبه هایش)، بعضی ناگفته ها درباره وی بازگو شود و افکارش اندکی تحلیل شود، تا بلکه مقصود حقیر از این مطلب حاصل آید.

پائولو کوییلو از همان دوران نوجوانی نسبت به دین و مذهب، دچار تنفر شد و به دلائل اختلالات روانی در سن 17 سالگی دو بار در بیمارستان روانی ریودو ژانیرو بستری شد که برای درمانش به کررات از شوک الکتریکی استفاده کردند.

پائولو کوئیلو پس از رهایی از بیمارستان به یک گروه تئاتر پیوست و کارهای پراکنده ای در مطبوعات انجام داد. تماشاگران اغلب نمایش‌هايي که گروه وی انجام می دادند، محتوای آن تئاترها را کاملا ضد اخلاقی و مروج فساد و... خواندند. در پی آن، پدر کوئیلو، به‌دلیل حالات اسکیزوفرنیک، او را برای سومین بار در بیمارستان روانی بستری کرد. کوئیلو مدتی از دارو استفاده کرد و سپس به استفاده از مواد مخدر روی آورد. وی مدت پنج سال به مواد مخدر و توهم‌‌زا به شدت معتاد بود. او ابتدا کوکائین و سپس مواد روان گردان و پیوت و مسکالین و ماری جوانا و برخی دیگر از مواد افیونی را مصرف می کرد. همچنین به شدت به مشروبات الکلی معتاد بوده و همچنان معتاد است و مدتی هم در جنبش هیپی گری برزیل سر کرد. شاید از همین روست که اگرچه در آثارش به شدت مدعی عشق و عاشقی است اما تنها تجربیاتش از عشق و عاشقی، 3 بار ازدواج ناموفق بوده است!

پائولو کوییلو چندی هم در زندان به سر برد، چراکه به همراه دوست آهنگسازش رائول، اقدام به چاپ مجموعه داستان‌های کمدی سکسی به نام کرینگ‌ها كرد و آفرینش این آثار را راهی برای رسیدن انسان‌ها به آزادی می دانست.

تاثیر  استفاده از مواد مخدر و توهم زا و مشروبات الکلی در آثار کوئیلو به وضوح نمایان است. همچنین تاثیر نگرش مارکسیستی نیز در نوشته‌هایش هویداست. (او مدتی هم در دهه 60 شیفته افکار کارل مارکس و انگلس و ارنستو چه گوارا بود). درباره‌ی نگاه او به خدا و معاد و وحی  دقت  زیادی لازم  است. او خدایی را ترسیم می كند که چون خدای تورات، گناه می کند و از کرده خود پشیمان می شود! در زمینه وحی و پیامبری، در رمان "کوه پنجم" با اثر پذیری از کتاب عهد قدیم ایلیای نبی کافر می شود و خشم ونفرت خود را آشکار می کند.

یکی از وجوه تفکرات به اصطلاح عرفانی کوییلو، جانشین كردن "احساس خوب" به جای "معیار اخلاقی" است. درحالی که به باور روانشناسان، ممکن است پدیده هایی در لحظه به انسان، احساس خوبی بدهند ولی پیامدهای تباهی آوری داشته باشند. حتی فیلسوفان نهیلیسم مانند "اپیکور"، وقتی از لذت ها صحبت می کنند، صراحتا از دنباله روی هر لذتی که احساس خوبی نتیجه اش است، نهی می کنند. یعنی معیار کوییلو حتی از زاویه نگاه نهیلیسم غربی نیز قابل پذیرش نیست.

ویژگی دیگر شبه عرفان کوییلو آن است که بدون توجه به جهت و هدف و غایت، بر هیجان تاکید دارد، چون ملال زندگی اومانیستی را می بیند. اما اینکه این هیجان از کجا می آید و چه غایت و نهایتی دارد، معلوم نیست و روانشناسان براین باورند که چنین ابهامی می تواند انسان را به ورطه فاجعه بارترین مفاسداجتماعی و اخلاقی بغلتاند.

آثار و اندیشه های پائولو کوییلو، اساساً شریعت گریز بوده و او سعی دارد از طریق ادبیات، این نوع تفکر را اشاعه دهد، اگرچه برخی از ناقدان ادبی، وی را حتی نویسنده ادبی نیز نمی دانند، از آن رو که عرفان توده ای را ترویج می کند. عرفانی که می گوید در آن رسیدن به مقصد آسان است و خداوند اشتباهات انسان را می بخشد، همانگونه که انسان اشتباه‌های خدا را می بخشد! یعنی کوییلو خدایی را ترسیم می کند که چون خدای تورات، (نعوذ بالله) گناه می کند و از کرده خود پشیمان می شود!

از همین رو برخی از صاحب نظران، پائولو کوییلو را متعلق به نوعی از جریان معنویت منسوخ اومانیستی می دانند که به شدت مورد توجه نظام سلطه بوده وتوسط رسانه های وابسته تبلیغ و ترویج می شود. معنویتی که فاقد شریعت است و بر آموزه های مسیحیت یهودی شده (یا همان صهیونیسم مسیحی) تأکید دارد و از همین رو بیشتر مورد عنایت نظام سلطه است تا در مقابل موج بیداری اسلامی قرار گیرد. شاید از همین رو، وی از اعضای دائم کنفرانس (داووس Davos)) به شمار می آید که هر سال با حضور شخصیت های مهم سیاسی و اقتصادی قدرت های غربی و کشورهای پیرامونی تشکیل می شود. سخنرانی پائولو کوییلو در همین کنفرانس داووس به سال 2001 و در جمع سرمایه داران بزرگ درباره نوع عرفانی که ترویج می کند، باعث شد تا شیمون پرز (از سران صهیونیسم و نخست وزیر سابق اسراییل) از وی تجلیل به عمل آورده و بگوید:

«معنویتی که شما مبلغ آن هستید، در خاورمیانه برای ما بسیار مفید است و ما بدین شیوه می توانیم با تروریسم مقابله کرده و صلح و آرامش یهودیان را در کشور خود حکمفرما کنیم...»

اگرچه رابطه پائولو کوییلو و کانون های صهیونیستی بسیار مستحکم تر از این بوده است. خود وی در مصاحبه ای که در 19 دسامبر 2007 با نشریه "فوکوس مونیخ" انجام داد، به رابطه گسترده اش با این محافل اشاره کرد. کوییلو در آن مصاحبه گفت:

«برای 10 سال است که عضو  مرکز شیمون پرز برای صلح (Shimon Perez Center for Peace) هستم. این نهادی است که به خود آقای پرز مربوط است و تلاش هایی که برای برقراری صلح در خاورمیانه انجام می شود را سازمان می دهد..."! (لابد از نظر جناب کوییلو جنایات جنگی اسراییل در قانا و غزه و لبنان هم از همین نوع تلاش های برای صلح به شمار می آید!)

پائولو کوییلو پیش از این نیز به دعوت نخست وزیر رژیم صهیونیستی، به عضویت بنیاد شورای مدیران بنیاد پرز (Governors' Council of the Peres Foundation) درآمده بود و از همین رو هم  در یکی از سفرهایش از دست شیمون پرز به خاطر خدماتش به عالم ادبیات و عرفان، جایزه دریافت كرد! در همان مراسم، شیمون پرز آرزو کرده بود که آثار کوییلو در تمام دنیا منتشر شده و بیشترین مخاطب را داشته باشد.

بنابر آماری که از سوی برخی مراکز انتشاراتی غرب ارائه شده، انتشار آثار کوییلو  پس از "کتاب مقدس" بیشترین هزینه و سرمایه را در دنیا به خود اختصاص داده و به همین دلیل  از گسترده ترین چاپ و توزیع  جهانی برخوردار بوده است! شاید از همین رو در اواسط دهه 70 در ایران نیز، یک موسسه انتشاراتی با نام "کاروان" برای چاپ و نشر کتاب های پائولو کوییلو تاسیس شد که یکی از اصلی‌ترین موسسین آن، آرش حجازی بود. به نوشته وب سایت خود کوییلو، وی اولین نویسنده‌ای بود که در سال‌های پس از انقلاب، حقوق ترجمه و انتشار آثارش را واگذار کرد و حق التالیف گرفت و نخستین نویسنده غیر مسلمان بود که پس از انقلاب و در سال 1379 به ایران مسافرت کرد و مورد استقبال برخی مسئولین فرهنگی ایرانی از جمله وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی ( عطاالله مهاجرانی) قرار گرفت!

پائولو کوییلو در مصاحبه با نشریه "فرانکفورتر روندشائوی" آلمان در تاریخ 7 ژوییه 2000، مطالبی را گفته است که اشاره به آنها شاید برخی از اهداف سفر وی به ایران را روشن گرداند.

کوئلیو ضمن اظهار شگفتی از استقبال دولتی در فرودگاه مهرآباد، به طور ضمنی فرهنگ ایرانیان را  کهنه معرفی کرده و به صورت تحقیرآمیز می گوید:

«آغوش آن‌ها به سوی تازگی گشوده بود و همان هنگام، کم کم توانستم درکشان کنم. ایرانیان مشتاق شنیدن نظرات دیگران بودند. در سفر ده روزه‌ام به تهران، بارها و بارها با این حقیقت روبه‌رو شدم که ایران به سوی گفت و گو گام برمی‌دارد»!

وی در ادامه مصاحبه اش، وضعیت ایران را فضایی مملو از خفقان و دیکتاتوری معرفی کرده و از روشنفکرانی که در ایران بر علیه نظام جنگیده اند! (افرادی مانند اکبر گنجی، سروش و...که اینک در سازمان ها و مؤسسات صهیونیستی علیه ایران فعالیت دارند) حمایت خود را اعلام كرده و دلیل خود را از سفر به ایران حمایت از موفقیت های نسبی آنان اعلام می کند.

او می گوید: «...سال‌ها بود که نومیدانه امیدوار بودم به ایران بیایم. اما نمی‌شد... نباید از یاد ببریم که در ایران، روشنفکران بسیاری، نومیدانه برای یک آزادی فرهنگی جنگیده‌اند و مایل به تبادل عقاید هستند. برخی از این روشنفکران بازداشت شده‌ یا به قتل رسیده‌اند.... پیش از سفر، در طول سفر و بعد از سفر خود، از ماجرای ممنوع شدن انتشار چندین روزنامه در ایران آگاه شدم. روشنفکران و نویسندگان تهدید شدند، بازداشت شدند یا کشته شدند. اما موفق شدند درهای ایران را از لحاظ فرهنگی بگشایند و موفقیت آنها به حمایت ما نیز احتیاج دارد. دلیل سفر من به ایران این بود...»

از آن پس کتاب های پائولو کوییلو به نحو وسیعی در ایران ترجمه و به اشکال گوناگون و با کمترین قیمت توسط همین انتشارات کاروان و با حمایت های یارانه ای مسئولین وقت وزارت ارشاد چاپ و توزیع شد، به طوری که خود کوییلو در همان مصاحبه سال 2007  با "فوکوس مونیخ" می گوید:

«...دو کشوری که کتاب های من بیشترین خواننده را دارد، ایران و اسراییل است و این نشان می دهد که همه چیز از دست نرفته است...»

و یکی از عوامل مهم این اتفاق، آرش حجازی نام دارد که دومین عامل شهرت بین المللی او، ماجرای  قتل ندا آقا سلطان است که حجازی خود را اصلی ترین و نزدیکترین فرد آن حادثه می داند. ماجرایی که تقریباً بیش از کتاب های پائولو کوییلو، در بوق رسانه های وابسته به محافل نظام سلطه جهانی قرار گرفت تا به قول شیمون پرز، شاید بخشی از مشکل آنها (در اینجا هژمونی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی؟) را در خاورمیانه حل کرده و باعث شود صلح و آرامش بیشتری برای اشغالگران صهیونیست فراهم آید!

 

 

اهميت خواندن دعا در ماه شعبان

 


اهميت خواندن دعا در ماه شعبان

«اين دعاهايى که در ماهها هست، در روزها هست، خصوصاً، در ماه رجب و شعبان و ماه مبارک رمضان، اينها انسان را همچو تقويت روحى مى‏کند- اگر کسى اهلش باشد، ماها که نيستيم- همچو تقويت روحى مى‏کند و همچو راه را براى انسان باز مى‏کند و نور افکن است براى اينکه، اين بشر را از اين ظلمتها بيرون بياورد و وارد نور بکند که معجزه آساست.

به اين دعاها عنايت بکنيد. گول بعض از نويسنده‏ها و امثال کسروى(2) را نخوريد که ادعيه را تضعيف مى‏کردند؛ اين تضعيف، تضعيف اسلام است، نمى‏فهمند اينها، بيچاره‏اند. نمى‏دانند در اين کتاب چه چيزها هست، همان مسائل قرآن است با لسان ديگرى که لسان ائمه باشد.

لسان قرآن يکجور زبان است، زبان دعا يکجور زبان است، زبان علما و عرفا و اينها هم يک زبان ديگر است.

آنکه سبکبار مى‏کند انسان را و از اين ظلمتکده مى‏کِشد او را بيرون و نفْس را از آن گرفتاريها و سرگشتگيهايى که دارد خارج مى‏کند اين ادعيه‏اى است که از ائمه ما وارد شده‌اند.

ائمه ما- عليهم صلوات اللَّه- که تقريباً همه‏شان گرفتار به يک ابرقدرتهايى بودند که نمى‏توانستند يک کارى را انجام بدهند شاخص، علاوه بر آن هدايتهاى زيرزمينى که مى‌کردند اين ادعيه‏شان براى تجهيز مردم بود، برخلاف آن دولتهاى قاهرى که بودند.
همين ادعيه بودند که اشخاص وقتى که ادعيه را مى‏خواندند قوّت روحى پيدا مى‏کردند و سبکبار مى‏شدند و شهادت براى آنها هَيِّن و آسان مى‏شد.

اين ادعيه در ماه مبارک رجب و خصوصاً در ماه مبارک شعبان اينها مقدمه و آرايشى است که انسان به حسب قلب خودش مى‏کند براى اينکه مهيا بشود برود مهمانى؛ مهمانى خدا، مهمانى‏اى که در آنجا سفره‏اى که پهن کرده است قرآن مجيد است و محلى که در آنجا ضيافت مى‏کند مهمش «ليلة القدر» است و ضيافتى که مى‏کند ضيافت تنزيهى و ضيافت اثباتى و تعليمى [است‏]».(3)

و در جاي ديگر مي گويد: « ادعيه‏اى [را] که در اين ماه مبارک؛ ماه معظم شعبان وارد شده است و پس از آن در ماه مبارک رمضان وارد شده است بخوانيم و درش تدبر کنيم».(4)

مناجات شعبانيه

آن عارف زاهد و عاشق، آن واصل کامل در جاي جاي سخنانش از مناجات شعبانيه مي گويد، و مردم و مسؤولان را به خواندن و تدبر در فراز هاي اين دعاي پر بها دعوت و سفارش مي کند: «من نديده‏ام در ادعيه، دعايى را که گفته شده باشد همه امامها اين دعا را مى‏خواندند، در دعاى شعبانيه اين هست؛ اما من يادم نيست که در يک دعاى ديگرى ديده باشم که همه ائمه اين را مى‏خواندند. اين مناجات شعبانيه براى اين است که شما را، همه را مهيا کند براى «ضيافة اللَّه».»(5)

ايشان در جاي ديگر مي فرمايد: «مناجات شعبانيه از مناجاتهايى است که کم نظير است؛ مثل دعاى ابو حمزه که از حضرت سجاد وارد شده است، آن هم کم نظير است و اين هم کم نظير است. دعاى کميل در شعبان وارد شده است و يکى از ادعيه‏اى است که در پانزده شعبان، شب پانزده شعبان خوانده مى‏شود، مشتمل بر اسرارى است که دست ما از آن کوتاه است. از ائمه هدى‏ ادعيه‏اى وارد شده است که مضامين آنها را بايد تأمل کرد، و آنهايى که اهل نظر هستند، اهل معرفت هستند بر آنها شرح کنند؛ آنها را به مردم ارائه بدهند، اگرچه هيچ کس نمى‏تواند آن چيزى [را] که به حسب واقع هست، شرح کند»(6)

آن عارف وارسته در مورد عظمت مناجات شعبانيه اين گونه مي‌گويد: « مناجات شعبانيه از بزرگترين مناجات و از عظيمترين معارف الهى و از بزرگترين امورى است که آنهايى که اهلش هستند مى‏توانند تا حدود ادراک خودشان استفاده کنند.»(7)

يا مي‌فرمايد: « اگر نبود در ادعيه الّا دعاى مناجات شعبانيه، کافى بود براى اينکه امامان ما، امامان بحقند؛ آنهايى که اين دعا را انشا کردند و تعقيب کردند.

تمام اين مسائلى که عرفا در طول کتابهاى طولانى خودشان يا خودشان مى‏گويند در چند کلمه مناجات شعبانيه هست، بلکه عرفاى اسلام از همين ادعيه و از همين دعاهايى که در اسلام وارد شده است از اينها استفاده کرده‏اند.

اين دعاهاست که به تعبير بعض از مشايخ ما (8) مى‏فرمودند که «قرآن، قرآن نازل است، آمده است به طرف پايين و دعا از پايين به بالا مى‏رود، اين قرآن صاعد است.»
معنويات در اين ادعيه- آنى که انسان را مى‏خواهد آدم کند، آنى که اين افرادى که اگر سر خود باشند از همه حيوانات درنده‏تر هستند- اين ادعيه با يک زبان خاصى که در دعاها هست اينها اين انسان را دستش را مى‏گيرد و مى‏بردش به بالا، آن بالايى که من و شما نمى‏توانيم بفهميم، اهلش هستند.»(9)

همچنين: « مناجات شعبانيه از مناجات‏هايى است که اگر انسان دنبالش برود و فکر در او بکند، انسان را به يک جايى مى‏رساند. آن کسى که اين مناجات را گفته و همه ائمه هم به حسب روايت مى‏خواندند، اينها، آنهايى بودند که وارسته از همه چيز بودند، مع ذلک آن‏طور مناجات مى‏کردند، براى اينکه خودبين نبودند. هرچه بودند اين‏طور نبوده که خودش را ببيند که، حالا من امام صادق‏ام ديگر، نه، امام صادق مثل آن آدمى که در معصيت غرق است مناجات مى‏کند، براى اينکه مى‏بيند خودش هيچ نيست و هرچه هست نقص است و هرچه هست از اوست. هرچه کمال است از اوست، خودش چيزى ندارد. هيچ يک چيزى ندارند، انبيا هم هيچى نداشتند. همه هيچ‏اند و اوست فقط، همه هم دنبال او هستند، همه فطرت‏ها دنبال او هستند، منتها چون ما محجوبيم، نمى‏فهميم که ما دنبال او هستيم؛ آنهايى که مى‏فهمند، آنها وارسته مى‏شوند و مى‏روند سراغ همان معنا. اين کمال انقطاعى که خواستند، اين کمال انقطاع همين است که از همه اين چيزهايى که هستش، اصلش به کنار باشند.»(10)

«مناجاتى که در ماه شعبان هست و من در نظر ندارم که در هيچ يک از ادعيه گفته شده باشد که ادعيه مال همه ائمه است. اين دعاى شعبان، مناجات شعبان، مناجات همه ائمه است و در اين، مسائل بسيار هست، معارف بسيار هست و ادب اينکه انسان چه جور بايد با خداى تبارک و تعالى مناجات کند. ما غافليم از اين معانى که وضع چى است. شايد بعضى از جُهّال ما هم اينطور اعتقاد دارند که اين ادعيه وارد شده و اين چيزهايى که از ائمه وارد شده است اينها تشريفات است. مى‏خواهند ما را ياد بدهند و حال اينکه مسئله اين نيست، مسئله اين است که در مقابل خدا ايستادند آنها، آنها مى‏دانند که در مقابل چه عظمتى ايستادند، آنها معرفت دارند به خداى تبارک و تعالى و مى‏دانند چه کنند و مناجات شعبانيه از مناجاتهايى است که اگر يک نفر انسان دلسوخته، يک عارف دلسوخته- نه از اين عارفهاى لفظى- بخواهد اين را شرح کند و شرح کند از براى ديگران، بسيار ارزشمند است و محتاج به شرح است، چنانچه همه ادعيه ائمه- عليهم السلام .»(11)

اميد است با ياري جستن از خداوند متعال، در ماه شعبان، ماه پيامبر(ص)، انس با دعا در دل هاي ما ايجاد شده و با خواندن دعاهاي وارده از ائمه اطهار(ص)، و تدبر در آن ها، آمادگي، سعادت و توفيق حضور در مهماني عظيم الهي را بيابيم.


 

 

جزئیاتی از انتقال رهبری سبزها به خارج از کشور

 

جزئیاتی از انتقال رهبری سبزها به خارج از کشور

فعالیت های رادیکال و معارض با نظام اتاق فکر لندن جریان سبز باعث شده که تمهیداتی از سوی عناصر اصلی این جریان برای کنترل این اتاق فکر اندیشیده شود.
به گزارش«جوان آنلاین»،پس از آنکه اعضای اتاق فکر لندن جریان سبز شامل اکبر گنجی،محسن کدیور،عبدالعلی بازرگان،عبدالکریم سروش و عطاء الله مهاجرانی به دفعات مواردی همچون تشکیک در وجود امام زمان(عج)،زیر سوال بردن علنی افکار و اندیشه های امام (ره) و...را مطرح کرده اند،این موارد مورد بررسی عناصر موثر جریان سبز قرار گرفته و نسبت به ادامه این وضعیت ابراز نگرانی شده است.
گفته می شود دراین بررسی ها با اشاره به این که وجود این اتاق فکر در لندن عملا ذهنیت تاثیر گذاری آن بر رهبران داخلی جنبش را تقویت می کند،تصریح شده است که حرف ها و نقطه نظرات افراد این اتاق که به شکل رادیکال در حال بیان است تنها ایجاد هزینه برای ما در داخل کشور است و متاسفانه با توجه به این که حامیان ما هم به حرف آنها گوش می دهند لذا باید در این زمینه دست به اقداماتی زد.
گفته می شود در همین زمینه بنا به محوریت مشارکت – سازمان مجاهدین انقلاب پیشنهاد شده است که بخشی از رهبری جریان سبز به خارج از کشور انتقال یافته و دو هدف رسما پیگیری شود.اول ، سروسامان دادن به نیروهای خارج از کشورو کنترل و مدیریت اتاق فکر لندن و دوم ،ارتباط گیری مستقیم و مطلوب تر با عناصر خارجی .
همچنین شایان ذکر است دو نفر از عناصر موثر جریان اصلاحات و جنبش سبز کاندیدای سفر به خارج از کشور شده و قرار است با بررسی پیشنهاد های اولیه و بررسی وضعیت این دو فرد زمینه مسافرت این افراد و کلید زدن این پروژه زده شود.




 

 

از حکومت دینداران تا اسلام لیبرال

 

از حکومت دینداران تا اسلام لیبرال

هنگامی که محمد خاتمی صحنه کارزار انتخابات دهم را به میرحسین موسوی سپرد و خود از گردونه خارج شد، خیلی‌ها از اینکه در صورت احتمال ضعیف پیروزی موسوی، جریان تندرو اصلاحات با محوریت مجاهدین و مشارکت در حاشیه قرار خواهد گرفت و جریان چپ دهه شصت که هنوز نوای روحبخش امام (ره) را گم نکرده بود مسلط خواهد شد، ابراز رضایت می‌کردند، اما عده‌ای دیگر حضور موسوی را خطرناک‌تر از خاتمی می‌دانستند چرا که به قول ابطحی، موسوی هندوانه در‌بسته بود و معلوم نبود طی 20 سال زاغه‌نشینی سیاسی چه دگردیسی در افکار و رفتارش ایجاد شده است.

زیست مسلمانی یا جمهوری مسلمانان
آن روزی که در اولین نشست خبری‌اش شعار خود را «زیست مسلمانی» اعلام کرد، کسی متوجه نشد او چه می‌گوید و منظور او از زیست مسلمانی، ترجمه به‌روز شده «حکومت دینداران» در مقابل «حکومت دینی» و «جمهوری مسلمانان» در مقابل «جمهوری اسلامی» است. دو اصطلاحی که منافقین خلق و ملی ــ ‌مذهبی‌ها در اول انقلاب آن را برای تخطئه حکومت ولایی مطرح کردند و کسی با‌خبر نشد جزوه «زیست مسلمانی» موسوی که هیچ گاه انتشار عمومی نیافت، حاصل اتاق فکر مشاوران او طی 10 سال گذشته برای تئوری‌سازی مقابل تئوری ولایت فقیه حضرت امام (ره) بود، اگرچه به خاطر عدم استقبال از شعارهای اولین نشست خبری‌اش مجبور شد دست به دامن مجاهدین، مشارکت و ملی ــ مذهبی‌ها شود تا برایش خلق واژه کرده و مفهومی بسازند تا با یک شبه‌گفتمان ‌مدرنیته در مقابل تفکر دولت اصولگرا بایستد.
حلقه 20 ساله به کمک می‌آید
با تجهیز ستادهای موسوی به غول‌های جنگ روانی مجاهدین و مشارکت حالا نوبت شاگردان مکتب کیان و حلقه مجاهدین بود که طی دو دهه فعالیت در مرکز تحقیقات ریاست جمهوری در دولت‌های سازندگی و «اصلاحات» تمامی سناریوها را برای مخدوش کردن حکومت ولایی آزموده و با استمداد از انقلاب‌های رنگی چند سال اخیر جهان در کشورهای بلوک شرق انواع راهکارها را پیاده کرده بودند. این حلقه حدود هشت سال سابقه تئوریک محض داشت که طی حاکمیت هشت ساله اصلاحات، تجربیات عملی به آن تئوری‌های نظری محض افزوده شده بود و حال آماده بودند تا تمامی تئوری‌های عملی و نظری خود را برای غالب کردن کاندیدای خود در اختیار بگذارند.
گفتمان سازی کاذب وضعیت ناامید کننده موسوی در نظرسنجی‌های فروردین و اوایل اردیبهشت 89 حلقه فکری او را به این نتیجه رساند که باید بتوانند به گفتمان‌سازی در مقابل گفتمان خدمت دولت نهم روی آورند و گرنه قافیه را باخته‌اند. اینجا بود که پیشنهاد تشکیل جنبش سبز به موسوی داده شد. با سوءاستفاده از رنگ سیادت، باورهای مذهبی مردم را بهترین فرصت برای خلق این گفتمان یافتند. البته برای جذب سایر اقشاری که گفتمان دینی کمرنگ‌تری داشتند، باید تعریف دیگری از جنبش سبز به آنان داده می‌شد. جنبشی که ایدئولوژی‌ ندارد و هرگونه ایدئولوژی غلط یا صحیح را می‌پذیرد. در این ایدئولوژی تکلیف جایگاهی نداشت، فقط حق بود که هر مسلکی می‌توانست با در آمدن در زیر چتر آن حق، نداشته خود را طلب کند.
ارائه شخصیتی کاتولیزه از امام (ره)
سناریوی دیگری که در اتاق فکر فتنه ریخته شد، معرفی کاندیدای اصولگرایان به عنوان کاندیدای بیت رهبری و موسوی به عنوان کاندیدای بیت امام (ره) بود تا بتوانند با القای این تقابل ساختگی از درون نیروهای انقلاب یارگیری کنند. اما از آنجا که جنبش بی‌هویت سبز میانه‌ای با گفتمان انقلابی امام (ره) نداشت ابتدا باید چهره‌ای از امام (ره) ارائه می دادند که هیچ گونه دافعه‌ای نداشت و همچون پاپ رهبر کاتولیک‌های جهان فقط جاذبه‌ دارد و نهایتاً نقش یک معلم اخلاق را بر عهده داشته‌اند که احدالناسی درجهان حتی منافقین، سلمان رشدی و‌... از ایشان نرنجیده است.
ارائه قرائت رحمانی از دین
پس از زیر سؤال رفتن جنبش سبز و فضاحت‌های روز قدس، 13‌آبان، 16 آذر و عاشورا که منجر به طرد این شبه جنبش از قامت سیاست این سرزمین بود، مسئولان جنبش باید سعی می‌کردند که با گفتمان جدید به میدان آمده و نسبت به جذب نیرو اقدام کنند. اینجا بود که قرائت رحمانی از دین توسط میرحسین و همسرش در رسانه‌های ضد انقلاب انتشار یافت و بلافاصله محمد خاتمی نیز یکی دو روز بعد در دیدار جمعی از هواداران خود آن را بازگو کرد، بدون اینکه توضیح کاملی راجع به این واژه جدید ارائه دهند و بگویند که منظورشان اسلام لیبرال است که الفاظ آن را زیباتر کرده‌اند تا در جامعه دینی ما قابل‌ هضم گردد. در قرائت رحمانی از دین دیگر ایجاد مرز میان داخل و خارج مطرح نبود. واژه استکبارستیزی در این تفکر جایی نداشت، این دین همانند عرفان‌های کاذب به جای تکلیف، مشتی حرکت‌های کاریکاتوری را تجویز می‌کرد که در هر کسی یا هر تفکری دافعه ایجاد نمی‌کرد.
جایگزین کردن محکمات و متشابهات
رهبر معظم انقلاب در اولین سخنرانی‌‌های خود در کسوت ولایت فقیه، محکمات اندیشه جاویدان امام را مطرح کردند اما کمتر کسی باور می‌کرد ایشان 20 سال بعد مجبور شوند روز 14 خرداد و در سالروز رحلت امام (ره) بار دیگر به تبیین محکمات و متشابهات اندیشه امام (ره) بپردازند تا به عده‌ای که محکمات آن حکیم فرزانه را رها کرده و با تمسک به برخی تشابهات، به نظام می‌تاختند بیاموزند دنیاطلبی، آنان را به بیراهه کشانده است.

 

 

بیانیه میرحسین موسوی در باره قطعنامه تحریم ایران

 

میرحسین موسوی یک متن رونویسی شده از تحلیل های رسانه های صهیونیستی درباره قطعنامه 1929 را به عنوان تحلیل خود از این قطعنامه منتشر کرد.
موسوی در این متن که سایت کلمه آن را منتشر کرده نوشت: «سرانجام و متأسفانه قطعنامه 1929 شورای امنیت صادر شد. قطعنامه و قطعنامه هایی که می توانست با تدبیر و عقلانیت بر کشور ما تحمیل نشود. تأکید بر این واقعیت نمک پاشیدن روی زخم نیست؛ بلکه از آن روست که تجاهل در این زمینه پیامدهای آن را وخیم تر خواهد ساخت. اینکه بگوئیم این قطعنامه چون یک دستمال استفاده شده است مصائب ناشی از سیاستهای پرهیاهو و عوامفریبانه را تخفیف نخواهد داد. البته در این میان، فحش و توهین به کشورهای دیگر ممکن است مصرف داخلی برای عده ای کم اطلاع داشته باشد اما در واقعیت بیرونی جز بدتر کردن اوضاع تأثیری نخواهد داشت». وی سپس در حالی که گویی از یک پروژه مشترک میان خود و غربی ها سخن می گوید، اضافه کرد: «برای اینجانب مانند روز روشن است که این قطعنامه بر امنیت و اقتصاد کشور ما اثر خواهد گذاشت».



 

 

من شایسته و لایق مرجعیت نیستم!

 

من شایسته و لایق مرجعیت نیستم!

اگرچه خدمت به مردم بویژه شیعیان مولای متقیان دارای ارج و منزلت بالایی در نزد خداوند باری تعالی می باشد امّا نباید از مقدمات بسیار مهم آن غافل بود.

شرایطی که بزرگان دین برای یک مسئول دینی و سیاسی ذکر کرده اند در دو امر خلاصه می شود:
1- اخلاص
2- تخصص

از اینرو بزرگان دین همواره از پذیرش مقام و منصب های که خود را در حد آن نمی دیدند فراری بودند و حتی اگر همه مردم اصرار بر پذیرش می نمودند از آنان انکار بود و بس. برخلاف برخی انسانهای قدرت طلب، قانون شکن و زیاده خواه که با همه انکار مردم از آنان اصرار است و بس!

در برخی کتب نقل شده است: پس از ارتحال ميرزاي شيرازي اول، هنگامی که براي قبول و پذيرش مرجعيت به آية الله حاج سيد محمد فشارکي مراجعه مي کنند او اینچنین جواب می دهد:

« من شايسته و لایق مرجعيت نيستم. زيرا رياست ديني و مرجعيت اسلامي به غير از علم فقه امور ديگري لازم دارد از قبيل: اطلاع از مسائل سياسي و شناختن موضعگيريهاي درست در هرکار. و اگر من در اين امر دخالت کنم به تباهي کشيده مي شود. براي من غير از تدريس کار ديگري جايز نيست.» و بدين گونه آن عالم وارسته مردم را به آية الله ميرزا محمد تقي شيرازي ارجاع داد.

امّا متاسفانه امروزه با توجه به اینکه برخی نه لایق خدمتند و نه کسی به سراغشان رفته، امّا آنچنان برای کسب قدرت و شهرت در عرصه سیاست و دین گریه و زاری نموده اند که صدای دوستان و نزدیکانشان نیز در آمده است! و جای تعجب دارد که با کمال بی شرمی تمام هواهای نفسانی و شیطانی خویش را مصلحت و خواست مردم معرفی می کنند!


 

 

شهرام امیری در دفتر حفاظت منافع ایران در واشنگتن

 

شهرام امیری کارشناس ربوده شده ایرانی به دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی ایران در واشنگتن پناه برد.
به گزارش واحد مرکزی خبر ، شهرام امیری کارشناس ایرانی ربوده شده توسط امریکایی ها ، ساعاتی پیش با مراجعه به دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی ایران در واشنگتن خواستار بازگشت سریع به تهران شد.
جزییات تکمیلی این خبر متعاقبا منتشر خواهد شد.



 

 

اعتراف سبزها به دروغ بودن ماجرای ترانه موسوی

 

 

پس از یک سال و درحالی که کروبی و یارانش تلاش کردند ترانه موسوی را به عنوان کشته حوادث پس از انتخابات نشان دهند، اخیرا رسانه وابسته به سبزها نوشت که ماجرای ترانه موسوی از ابتدا دروغ بود.

سایت آزادی بیان وابسته به سبزها اعتراف کرد که نزدیک به یک سال پس از انتشار شایعات و گزارشهای متناقض در باره بازداشت، تجاوز و سرانجام کشته شدن "ترانه موسوی " اکنون یک "منبع مطلع " می گوید این داستان از اساس ساختگی و جعلی است.
این سایت به نقل از یک منبع آگاه که نخواسته در گفت‌وگو با این سایت نامش فاش شود نوشت:من از طرق مختلف و با مراجعه به تمام اطلاعات موجود در وبلاگ‌های ایرانیان چپ، چریک آنلاین و زیرزمین کوشش کردم تا ردی از این فرد، خانواده، دوستانش، همکارانش و یا حتی اهالی روستایی که ادعا شد وی در آن دفن شده بیابم ولی هیچ مدرکی از اینکه اصولاً چنین فردی وجود خارجی داشته باشد در دست نیست.
این فرد مطلع در ادامه به این سایت گفت:من با منابعی که این سه وبلاگ معرفی می کردند تماس گرفتم، هیچ نشانی از منزل ترانه موسوی نبود، هیچ فردی با نام موسوی در آدرسی که یکی از این منابع مدعی بود منزل سابق این فرد است زندگی نمی‌کرد و جالب آن که داستان به شیوه فیلم‌های هندی هر بار تغییر می‌کرد و سوزناک‌تر می‌شد تا هر پیگیری به بن بست برسد. مثلاً در مرحله بعدی این وبلاگ‌ها عنوان کردند که خانواده از محل به شمال نقل مکان کرده‌اند و بعد پدر ترانه را هم در داستان خود مرحوم اعلام کردند.
گذشته از آنکه مطلقا حتی یک نفر هم پیدا نشد که ادعای دوستی با ترانه موسوی صاحب عکس منتشر شده و مقتول این داستان بکند، فردی هم که به عنوان شاهد ماجرا اعلام شد حرفهایی سرشار از ضد و نقیض‌گویی زد، ضمن اینکه این فرد در تاریخ مورد ادعا یعنی هفتم تیر سرکار خود حاضر بوده است.
در مرحله بعدی تمام آموزشگاه‌های آرایشگری، خیاطی، آشپزی و… در محدوده مورد نظر مورد مراجعه قرار گرفت و هیج یک از صاحبان این آموزشگاه‌ها وجود چنین فردی را تایید نکردند جالب اینکه یکی از منابع وبلاگی می گفت این عکس را از صاحب آموزشگاه آرایشگری در نزدیکی حسینیه ارشاد گرفته و دیگری مدعی بود که از منزل ترانه موسوی این عکس را "کش رفته است "!


 

 

سهم موسوی و یارانش در صدور قطعنامه علیه ایران

 

 

 

سایت "اسلیت" در 10 ژوئن می نویسد : سبزها معتقدند تحریم های سوختی ایران موجب تضعیف دولت ایران و تقویت آنها خواهد شد و مخالفت ظاهری میرحسین موسوی با تحریم ها اقدامی تاکتیکی از سوی وی می باشد.

بنا به تحلیل بسیاری از تحلیل گران تحریم های اخیر شورای امنیت سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی ایران وسپاه پاسداران انقلاب اسلامی و همچنین تحریم های یکجانبه سوختی آمریکا علیه ایران با چراغ سبزسران فتنه وبا هدف تقویت وحمایت از" فتنه گران سبز"در داخل کشور و تضعیف نهادهای انقلابی حامی نظام جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است.
به گزارش جهان ، با توجه به شکست و ناکارآمد شدن جریان فتنه پس از گذشت یکسال و در آستانه سالگرد این آشوب ها شورای امنیت سازمان ملل و آمریکا با اعمال تحریم هایی علیه جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران که وظیفه اصلی اش دفاع از انقلاب اسلامی است قصد دارند با دادن روحیه به جریان فتنه اقدام به تقویت و بازسازی این جریان مضمحل شده کنند.
گوشه ای از دلایل و شواهد این ادعا در ذیل آمده اند که از اعتراف خود رسانه های غربی گرفته شده اند:
سایت "اسلیت" در 10 ژوئن می نویسد : سبزها معتقدند تحریم های سوختی ایران موجب تضعیف دولت ایران و تقویت آنها خواهد شد و مخالفت ظاهری میرحسین موسوی با تحریم ها اقدامی تاکتیکی از سوی وی می باشد.
"گاردین" در مورخه 25 نوامبر : سبزهای ایران از تحریم دولت ایران که دشمن آنها است استقبال خواهند کرد و ما خواستار تحریم های بیشتر علیه دولت ایران هستیم.
"تایمز" در مورخه 23 نوامبر اذعان می دارد که دولت "اوباما" از طریق شبکه های عمومی و خصوصی چندین درخواست از سبزها دریافت کرده است که خواستار مقابله آمریکا با نقض حقوق بشرو سپاه پاسداران در ایران و اعمال تحریم های قوی تر و سریع تر علیه ایران هستند.
"تایمز" در 23 نوامبر در بخشی دیگر از قول محسن مخملباف خطاب به کاخ سفید می نویسد : ما برای آسیب زدن به نظام ایران خواستار تحریم های خاص داریم.
شبکه "ABC "در مورخه 14 ژوئن با اشاره به سالگرد آشوب های بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران و همزمانی آن با تصویب تحریم های جدید علیه ایران از سوی شورای امنیت می گوید : باید ببینیم این تحریم ها چه پیامی برای مردم ایران دارند .سپس این شبکه در ادامه به اعضای شورای امنیت سازمان ملل توصیه می کند برای تضعیف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که نقشی اساسی در ریشه کنی این فتنه ها داشت قبل از تصویب تحریم های جدید حوادث بعد از انتخابات ایران را مدنظر داشته باشند.
"فارین پالسی" در 1 آوریل : استراتژی آمریکا در قبال ایران باید چند سویه باشد و از تمامی اهرم ها بطور همزمان علیه ایران استفاده کند که این اهرم ها عبارتند از تحریم حمایت از سبزها و نهایتا اهرم اقدام نظامی .
سایت شورای سیاست خارجی آمریکا در در 25 ژوئن ضمن حمایت از اعمال تحریم ها می نویسد : امروز جنبش سبز که بقایای اصلاح طلبان سالهای گذشته هستند تنها راه و امید واقعی آمریکا برای حل و فصل دراز مدت مسئله هسته ای ایران هستند.
سایت "کانادایی ها" در ماه جولای : احمدی نژاد سعی می کند پول یارانه ها را در جیب فقرا بریزد و تحریم های آمریکا و شورای امنیت علیه ایران بیشترین آسیب ها را به این قشر فقیر جامعه که حامی احمدی نژاد هستند خواهد رساند لذا اعمال تحریم ها موجب تضعیف دولت و حامیان او می شود و تقویت سبزها.



 

 

فتنه گران همان حرف های دشمن را زدند

 

 

فتنه‌گرانی که سال گذشته اغتشاش به راه انداختند، می‌خواستند به انقلاب اسلامی آسیب برسانند و حرف دشمن ما را می‌زدند و ما باید در برابر اینها بایستیم.

به گزارش فارس، آیت‌الله حسین نوری‌همدانی شامگاه یکشنبه در دیدار اعضای هیئت‌های مذهبی استان کرمان اظهار داشت: خدمات شما مداحان از لحاظ فرهنگ اسلامی و مطالب اهل بیت (ع) بسیار نقش‌آفرین و تاثیرگذار است.
وی با بیان داستانی از زمان امام موسی کاظم (ع) و اعطای هدایایی زیادی از سوی این امام بزرگوار به مداحی که اشعاری را از واقعه عاشورا بیان کرده بود، افزود: هدف از این حرکت امام موسی کاظم (ع) این بود که مکتب عاشورا باید همیشه زنده بماند و الهام‌بخش برای شما باشد و درس‌های زیادی برای ما دارد.
نوری همدانی تصریح کرد: باید در زنده نگهداشتن مکتب عاشورا هر چه در توان داریم، انجام دهیم تا مکتب تذکر امام حسین (ع)، مکتب عاشورا و کربلا زنده بماند.
وی خاطرنشان کرد: کربلا و عاشورا مختص زمان و مکان خاصی نیست و همیشه در سطح جهان عاشورا و کربلا است و همواره در زمین یزید و یزیدیان علیه دین ما کار می‌کنند و در همه زمان‌ها و مکان‌ها حسینی‌ها نیز باید کار کنند تا مکتب هیهات من‌الذلة همیشه برقرار باشد تا عزت اسلام حفظ شود.
این مرجع تقلید اظهار داشت: در زمان ما انقلاب اسلامی به وجود آمد که در این زمینه باید توجه کنیم تا مداحی‌های ما همان روضه‌خوانی‌های 50 سال قبل نباشد، در حال حاضر باید مداحی‌ها براساس انقلابی که صورت گرفته، انجام شود.
وی افزود: باید مداحی ما طوری باشد که زمانی که شخصی به آن گوش می‌دهد، بفهمد که این مداحی در زمان انقلاب صورت گرفته و باید انقلاب، اهداف و ارکان آن در گفتار و تذکرات ما منعکس شود.
نوری همدانی گفت: باید افراد بدانند که این مداحی در زمانی بوده است که علاقمندان به انقلاب اسلامی در راه انقلاب گام برمی‌دارند و با دشمنان این انقلاب در حال جنگ سخت و جنگ نرم هستند.
وی با اشاره به چگونگی فراهم شدن زمینه‌های انقلاب اسلامی تصریح کرد: مردم ایران و همچنین مسلمانان جهان قرن‌ها زیر سیطره استکبار بودند و استبداد داخلی نیز بر مردم حکومت می‌کرد و رژیم‌های ارباب رعیتی با زر و زور بر مردم حکومت کرده و فرهنگ، سیاست و اقتصاد ما زیر سیطره آنها انتخاب می‌شد.
نوری همدانی با اشاره به اینکه این افراد مستبد انتخاب مردم نبودند، خاطرنشان کرد: کار این افراد خودکامگی، عیاشی و جمع کردن مال و ثروت بود و مردم ما تاوان لذت‌گرایی حاکمان را می‌داند.
وی اظهار داشت: در زمان حکومت افراد مستبد بر کشور، مردم دچار فقر فرهنگی، بی‌سوادی، جهل و غفلت و فقر مادی بودند و مطالعه تاریخ سلاطین به ما می‌گوید که این افراد چه‌قدر به مردم لطمه زدند و تاریخ استبداد تاریخی بسیار غم‌انگیز است.
نوری همدانی گفت: برای همین خداوند علمی حماسه‌آفرین، مخلص، متوکل به خداوند، شجاع و فقیه را به ما هدیه کرد که برای نجات مستضعفان و محرومان از زیر سیطره استکبار قیام کند.
وی افزود: امام خمینی (ره) فرمودند: «ما برای ایران کار نمی‌کنیم، ما برای کل جهان کار می‌کنیم و انقلابمان را به جهان صادر می‌کنیم.»
نوری همدانی تصریح کرد: امام خمینی (ره) با انقلاب اسلامی به مردم ما جرأت و خودباوری داد و از سوی دیگر مستکبران را در هم کوبید و این کار بسیار بزرگی است.
وی خاطرنشان کرد: ما باید بتوانیم فرهنگ انقلاب اسلامی را درک کنیم.
نوری همدانی ادامه داد: انقلاب اسلامی سه رکن اساسی دارد که یکی از این ارکان مردم هستند، مردم حرکت کردند، شهید دادند تا انقلاب اسلامی به وقوع پیوست.
استاد خارج حوزه علمیه قم افزود: دولتمردان باید برای این مردم کار کنند، مردمی که انقلاب کرده و اسلام ناب را به عرصه آوردند تا مشکلاتشان رفع شود، دولتمردان باید با ایجاد شغل، وسیله ازدواج جوانان، ارزانی و ... مردم را همیشه در صحنه نگه دارند و تامین امنیت و رفاه وظیفه مسئولان است.
این مرجع بزرگ گفت: نباید انقلاب اسلامی به دست نامحرمان بیفتد، مردم ما نگهبان انقلاب هستند.
وی تصریح کرد: رکن دیگر انقلاب اسلامی دین اسلام است، در زمان طاغوت و حکومت‌های گذشته دین اسلام در حاشیه بود، اما امام راحل اسلام ناب را به عرصه اجتماعی، اقتصادی و ... جامعه آورد.
نوری همدانی خاطرنشان کرد: ولی ‌فقیه نیز رکن دیگر انقلاب اسلامی است، در راس هر نظامی باید پیامبر، امام و یا نائب امام باشد، زیرا در غیر این صورت آن نظام دوباره به صورت قبل باز می‌گردد.
وی اظهار داشت: باید در راس حکومت پیامبر، امام و یا یک عالم برجسته، با تقوا، عادل، مدیر و مدبر، و شجاع باشد تا بتواند یک مملکت را در عرصه امروز جهان اداره کند و به لطف الهی امروز وجود آیت‌الله خامنه‌ای در کشور ما بر این مسند است.
نوری همدانی گفت: باید همه ما امروز برای حفظ انقلاب در صحنه باشیم و اسلام ناب، امر به معروف و نهی از منکر باید در تمام مجاری اجرا شود.
وی با اشاره به برکات و دستاوردهای انقلاب اسلامی افزود: برپایی حکومت اسلامی، ایجاد خودباوری و خوداتکایی در مردم از برکات انقلاب اسلامی است.
نوری همدانی تصریح کرد: در زمان طاغوت مردم ما از یک پاسبان می‌ترسیدند، اما امروزه در سایه انقلاب اسلامی و خودباوری مردم ما در مقابل آمریکا، رژیم صهیونیستی و استکبار جهانی قیام کرده‌اند.
وی خاطرنشان کرد: دستیابی به دانش هسته‌ای حاصل خودباوری و تجلی‌گاه اراده جوانان عزیز ایران اسلامی است، پیشرفت در صنعت نظامی و دفاعی و ساخت موشک و صنایع دفاعی، حفظ مرزهای آبی، خاکی و ... از دستاوردهای انقلاب اسلامی است.
نوری همدانی بیان داشت: در زمان قبل از انقلاب اسلامی علیه اسلام تبلیغ و گفته می‌شد که دین اسلام نظر خوبی در باره زنان ندارد، اما با پیروزی انقلاب اسلامی با روشنگری بیان شد که ارزش انسان به ایمان، اخلاق، جهاد و عمل صالح است که این امور در زن و مرد تفاوت ندارد و ارزش انسان چه زن و چه مرد به این امور است.
وی افزود: انقلاب اسلامی ایران پویا و با حرکت است و روزبه‌روز پیش می‌رود و در جهان جای خود را باز می‌کند و آسیب‌های فراوانی در کیمن انقلاب است که باید آنها را بشناسیم و با آنها مقابله کنیم.
این مرجع بزرگ گفت: فتنه‌گرانی که از سال گذشته اغتشاش به راه انداختند، می‌خواستند به انقلاب اسلامی آسیب برسانند و حرف دشمن ما را می‌زدند و ما باید در برابر اینها بایستیم و مقاومت کنیم.
وی با اشاره به آیه‌ای از قرآن کریم افزود: امروز روز استقامت است، کسانی که به ندای انقلاب اسلامی و امام راحل لبیک گفتند و پافشاری و ثبات قدم دارند، نه خوفی از آینده دارند و نه اندوهی بر گذشته می‌خورند.
نوری همدانی تصریح کرد: اگر استقامت کنید، دنیا از آن شما است و انقلاب اسلامی به ظهور صاحب‌الزمان (عج) منجر می‌شود.
وی خاطرنشان کرد: ما به وظیفه خود عمل می‌کنیم و باید وظیفه خود را بشناسیم، امام راحل فرمودند: «ما مامور به وظیفه هستیم نه به نتیجه.»

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389ساعت 12:33  توسط   | 

04019

گروهک تروریستی به دنبال مسئولان بسیج

يک گروهک تروريستي که اخيراً رپرتاژ آن از صدا و سيماي جمهوري اسلامي پخش شد؛ با صدور اطلاعيه‌اي از طرفداران خود خواسته تا در زمينه‌هاي مختلفي اقدام به جمع‌آوري و ارسال اطلاعات کنند.
به گزارش آتي؛ اين گروهک تروريستي که از طريق پايگاه مجازي و برخي سايت‌هاي همسو اطلاع‌رساني و ارتباط گيري مي کنند در دستورالعملي جديد از حاميان خود خواسته تا در زمينه محورهاي مختلفي اقدام به جمع‌آوري اطلاعات و اخبار کنند.

شناسايي کارکنان سپاه پاسداران، فرماندهان بسيج، افراد عضو بسيج و خانواده‌هاي آنان و شناسايي انبارهاي تدارکاتي سپاه و بسيج و شناسايي پايگاه‌هاي مقاومت بسيج از اهم برنامه‌هاي اين گروهک تروريستي است.

 

 

 

ماجرای کهریزک، آغاز تا پایان!

به نظر می‌رسد با رسیدگی نهایی به پرونده متهمان بازداشتگاه کهریزک و صدور حکم قصاص برای دو نفر از متهمان، نوبت رسیدگی به پرونده افرادی است که به قول رهبر معظم انقلاب "مساله اصلی" که زیر سوال بردن آبروی نظام اسلامی بود را رقم زدند.

 انتشار خبر صدور حکم قصاص برای دو نفر از مسئولان بازداشتگاه کهریزک که بعد از ناآرامی‌های سال گذشته مورد توجه قرار گرفته بود، مجددا نام این بازداشتگاه را بر سر زبان‌ها انداخت.

ماجرای کهریزک چه بود؟

در پی آشوب‌های خیابانی که بعد از اعلام نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری از سوی حامیان چند نفر از کاندیداها صورت گرفت، نیروی انتظامی و نهادهای مرتبط با آن تلاش کردند تا با دعوت این افراد به آرامش، اجازه سوء استفاده برخی جریانات ضدانقلاب از این حوادث را ندهند.

با این حال، به دلیل پافشاری برخی جریانات سیاسی بر حضور اغتشاشگران در خیابان‌ها و درخواست‌های مکرر مردم و شهروندان تهرانی برای مقابله با افرادی که امنیت جانی و مالی مردم را تهدید می‌کنند، نیروی انتظامی به برخورد با آشوبگران پرداخت.

در همین راستا، تعدادی از آشوبگران که در جریان اغتشاشات توسط پلیس دستگیر شدند، به بازداشتگاهی در حاشیه جنوبی شهر تهران به نام کهریزک منتقل شدند.

 

 

 حمايت منافقين از اراذل و اوباش تهران

 

 

يكي از سايت هاي وابسته به منافقين برخورد با اراذل و اوباش را گرداندن فقر ا و مفلوكين در محله هاي تهران، ناميد .

اين سايت خبري گروهك تروريستي منافقين برخورد با برهم زنندگان نظم و امنيت عمومي و كساني كه در سابقه خود اخاذي ، آزار و اذيت جنسي ، تجاوز به عنف ،قمه كشي و قتل را دارند را ضدبشري ، فاز جديد سركوب و عمل غير انساني خواند .
اين سايت وابسته به منافقين در واكنش به اظهار نظر سردار عليپور جانشين نيروي انتظامي در تهران در خصوص برخورد با اراذل و اوباش ، حمايت خود را از اراذل و اوباش اعلام كرد.
جانشين فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ پيشتر اعلام كرده بود : «برخورد با اراذل و اوباش به عنوان مهمترين اولويت برنامه عملياتي سال ۸۹ از سوي فرمانده انتظامي تهران بزرگ به كليه واحدها ابلاغ شده است. سردارعليپور گفت: از ساعت ۲۱روز دوشنبه هفتم تير ماه به كليه يگان هاي شركت كننده در طرح از جمله پليس اطلاعات و امنيت و يگان امداد آغاز اين عمليات ابلاغ شد.
عليپور افزود: اجراي اين طرح در ميدان شهيد نامجو، سبلان شمالي، خوش تقاطع مرتضوي - رودكي، هاشمي، ميدان ابوذر، ميدان مقدم، خيابان شهسواري، ميدان گلچين، دو راهي قپان، خيابان جيحون، انتهاي مالك اشتر، ميدان وحدت اسلامي و… توسط نيروهاي پليس در شب گذشته به مرحله اجرا درآمد.
وي با اشاره به دستگيري بيش از ۸۰ نفر، افزود: «تعدادي از اين اراذل و اوباش نامدار جهت عبرت سايرين و دلگرمي اهالي محل با دستور قضايي شب گذشته در محله خود گردانده شدند.
به گزارش وطن ،گروهك منافقين كه قتل 12هزار ايراني و اقداماتي از قبيل آدم ربايي ،سرقت از بانك ،بمبگذاري و تكه تكه كردن مردم و...را در پرونده اش دارد برخورد با قمه كش ها و زورگيرها و متجاوزين به ناموس مردم را ضد بشري خوانده و آنها را مفلوك و فقير دانست.


 

 

کروبی وسوئیس!؟

 

شنیده ها حاکیست که در مراسم عروسی "م.ح.د" فرزند"س دباغ" که اخبار آن در رسانه ها منتشر شده آقای کروبی در پاسخ به پرسش یکی از مهمانان که از اهداف سیاسی آینده وی سوال کرده بود پاسخ داد: از وضعیت رکود کنونی اصلاح طلبان و عدم اقبال مردم به پیگیری اهداف جنبش سبز خسته و سرخورده شده و قصد دارد در صورت اجازه خروج از کشور در سوئیس اقامت گزیده و سالهای بازنشستگی خود را در آنجا سپری کند. رئیس حزب اعتماد ملی در پاسخ به این سوال که آیا می دانید سوئیس یکی از گران ترین کشورهاست؟ با خنده ابراز کرده: آیا می دانید کسانی که نگران مسدود شدن حسابهای خود هستند در بانکهای سوئیس حساب دارند؟!

 

موسوي: مُرده باد سپاه، زنده باد لاريجاني!

 

سخنگوي موساد جديدترين بيانيه خود را صادر كرد

موسوي: مُرده باد سپاه، زنده باد لاريجاني!

سپاه نمی تواند برای تامین امنیت کشور مورد اعتماد باشد. با شرایط ناشی ازقطعنامه و تحریم ها[ي سپاه] بازبینی نقش سپاه و بسیج یکی از مهمترین اقداماتی است که نیروهای خیرخواه از هر جناح و دسته ای باید خواستارآن باشند.

سردسته كودتاچيان وابسته به سرويسهاي جاسوسي غرب پس از تصويب قطعنامه باج خواهانه و استعماري 1929 توسط اربابانش بيانيه جديدي عليه نظام جمهوري صادر كرد تا بار ديگر ثايت كند بدون ذره اي ترديد؛ موسوي سخنگوي ايراني صهيونيستهاي جهاني است.


موسوي در حمايت آشكار از آنهايي كه بر كرسي حاكميت كشورهاي آمريكا و انگليس و آلمان و ... تكيه زده اند نوشت:
«مگر تردید داریم که مسئولان کشورهاي غربي همواره منافع خود را در چهارچوب منافع ملی کشورشان تعریف می کنند و نه متاسفانه مانند سیاستمداران ما که منافع خود رابه جای منافع ملی جا می زنند.»


 اين كودتاچي ناكام در ادامه با تكرار حرفهاي مجري شبكه تلويزيوني بي بي سي فارسي مطابق خواست اربابانش در راستاي بزرگنمايي خطر تحريمهاي مشتي جنايتكار بين المللي افزود:
«برای اینجانب مانند روز روشن است که این قطعنامه بر امنیت و اقتصاد کشور ما اثرخواهد گذاشت. تولید ناخالص را پائین خواهد آورد، بیکاری را بیشتر خواهد کرد، مردم را در تنگنای مشکلات بیشترمعیشتی واجتماعی قرار خواهد داد و فاصله ما را ازکشورهای در حال رشد جهان بیشتر خواهد ساخت.کدام عقل سلیم است که نداند کشورما امروز پس از صدور قطعنامه آسیب پذیرتر و منزوی تر از گذشته شده است؟»


وي در ادامه ضمن مقايسه ايران با حكومتهاي ديكتاتور منطقه مثل عراق در زمان حاكميت صدام افزود:
«سرنوشت کشورهای دیگر در منطقه که در دام لفاظی های مغرورانه ومیان تهی دولتیانشان افتادند وسرنوشت شوم و ترحم برانگیزی پیدا کردند باید جلوی چشم همه ما باشد. »


موسوي كه گويا از بي محلي رسانه ملي به اربابان صهيونيستش خيلي كلافه شده بود در حالي كه خيلي دوست داشت او هم راه حل بدهد(!)‌ افزود:
« اولین وضروری ترین راه حل و حتی فوری ترین آن اطلاع رسانی صادقانه به ملت است. این حق مردم است که ماهیت قطعنامه و تحریم های دیگری که در حال افزوده شدن به آن است بشناسند. باید آنها بدانند این تحریمها چه اثری بر سفره آنها و روی نرخ بیکاری و تورم وتولید وپیشرفت کشورو امنیت می گذارد. صرفا گفتن اینکه این قطعنامه یک ورق پاره است مشکل مردم و کشور را حل نمی کند.»


از نكات جالب اين بيانيه (البته بي توجهي مردم به بيانيه هاي قبلي اين كودتاچي آماتور باعث شده كه بيانيه جديد وي در قالب يك مقاله در سايت اينترنتي كلمه منتشر شود) عصبانيت نماينده سيا و موساد از مقابله نظام اسلامي با رسانه هاي فتنه گر و مجري عمليات رواني سرويسهاي اطلاعاتي غرب است. موسوي در اينباره مي نويسد:
«بسیاری از ملت ما نمی دانند مسیری که با ندانم کاری و گزافه گوئی های بی مورد درآن افتاده ایم تاچه حد خطرناک است. اینکه کسانی بخواهند با بذله گوئی و رجزخوانی خیال خود ومردم را راحت کنند خیانت به مردم است. اگر این اقدام برای مسوولان کشور دشوار است حداقل رسانه های غیر دولتی آزاد (بخوانيد همان رسانه هاي سازمان سيا كه كودتاي پارسال را راه اانداختند) گذاشته شوند که بدون اغراق و دلسوزانه اطلاعات و تحلیل های لازم را به مردم انتقال بدهند.»

نكته ديگري كه خصوصا براي علي لاريجاني - كه اخيرا در حمايت از كارتل مالي جريان فتنه (دانشگاه آزاد) با تمام قوا در مجلس از خود مايه گذاشت – شايان توجه مي باشد، اعلام همپيالگي اين كودتاچي ورشكسته با خاتمي و حسن روحاني و آقايان هاشمي و خاتمي است. موسوي در اين زمينه مي نويسد:
«خطرآنچنان مهم است که به خاطرآن استفاده ازتجربیات ومنزلت شخصیت هائی چون جنابان هاشمی و خاتمی و روحانی و لاریجانی و… ضرورت داشته باشد. کیست که نداند اغلب مدیران برجسته و نیروهای زبده برای اداره کشور در شرایط بحرانی کنونی ازمدار تصمیم گیری ها و سیاستگزاری ها به کناری گذاشته شده ا ند؟ آیا این واقعیت آشکار، دلهره آور و شک برانگیز نیست؟»


كانديداي خشونت طلب انتخابات رياست جمهوري اخير كه شيمون پرز و نتانياهو و اوباما و ميلي بند و هيلاري كلينتون رسما از او به خاطر پيمودن راه مورد نظر سيا و موساد حمايت كرده بودند در ادامه در حالي كه از خارج شدن اسرار ملت ايران از دسترس كودتاگران وابسته به موساد ، شديدا عصباني به نظر مي رسيد افزود:
«چرا باید چند نفر پنهان از نظر مردم در مورد پرونده هائی که به سرنوشت همه ملت مربوط است تصمیم بگیرند؟»


موسوي به سياق فحاشي هاي يك ساله اخير بار ديگر دولت جمهوري اسلامي را به دليل پافشاري بر عزت ملي و مقابله با زياده خواهي هاي اربابانش به باد فحاشي گرفت و گفت:
«نتایج ناشی از تقلب انتخاباتی و سرکوبهای بعد از انتخابات ومصائب ناشی از سوء مدیریتها و فساد و دروغ و آشفتگی سیاستهای اقتصادی و فرهنگی منجر به بحران اعتماد به حکومت و فاصله گرفتن مردم از دست اندرکاران شده است. یک دولت نامشروع و سرکوبگر ودر حال جنگ با ملت خود نمی تواند در مقابل تهدیدات بیگانه مقاومت نماید. در چنین حالتی یا باید به بیگانگان باج دهد و یا کشور را در آستانه خطرات مهلک افکند.»


اما جالب ترين و البته عبرت آموز ترين بند اين بيانيه (عبرت آموز براي مسئولان هميشه ساكت دستگاه هاي قضايي و امنيتي كشور) به همنوايي آشكار اين فتنه گر ورشكسته با صهيونيستها در مقابله با تنها قدرتي كه توان برخورد قاطع با تعرضات هر مستكبري را دارد؛ يعني سپاه پاسدارن انقلاب اسلامي و بسيج مستضعفين، باز مي گردد. موسوي در حالي كه هدف تحريمهاي جديد صهيونيستهاي جهاني عليه ايران، تضعيف سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بوده است مي نويسد:
«سپاه امروز درگیر مسائل سوال برانگیزی است. از سویی اسلحه سپاه وبسیج به جای دشمن در مقابل مردم قرار گرفته است ودر سرکوب و دستگیری ها و بازجوئی ها ی نیروهای سیاسی و معترضین نقش درجه اول دارند و از سوی دیگر سپاه در حجم غیر قابل باوری درگیر مسائل اقتصادی است. سپاه نمی تواند برای تامین امنیت کشورو انقلاب مورد اعتماد باشد. ومتاسفانه در این معرکه ما شاهد زوال اعتبار قدیمی و پشتیبانی مردمی سپاه خواهیم بود. قابل پیش بینی است که با ادامه این روند سپاه به جای دفاع از کشور وانقلاب به دفاع از سازمان و تشکیلات خود بغلطد ویا به تمامی در اختیار یک قدرت مستبد و ضد مردمی قرار گیرد. از یاد نبریم نفرت مردم از نهادهای اقتصادی و امنیتی رژیم شاهنشاهی تا چه حد در ظهور و بروز خشم مردم موثر بود. با شرایط تحمیلی ناشی ازقطعنامه و تحریم ها بازبینی نقش سپاه و بسیج یکی از مهمترین اقداماتی است که نیروهای خیرخواه از هر جناح و دسته ای باید خواستارآن باشند.


گفتني است نمايش قدرت نظام جمهوري اسلامي در 9 دي و 22 بهمن 88 و نهايتا شكست نقشه كودتاي سبز خشم و همنوايي توئمان صهيونيستهاي جهاني و عناصر داخلي آنها را در پي داشته است. تا جايي كه اعمال تحريمهاي بي فايده عليه سپاه پاسداران و گُنده گويي هاي خشمگينانه امثال موسوي را در همين راستا مي توان ارزيابي كرد.

 

فشار صهيونيست ها به آمريکا براي اقدام عليه شبکه العالم

 

فشار صهيونيست ها به آمريکا براي اقدام عليه شبکه العالم

برخي از نمايندگان کنگره آمريکا درچارچوب کمک به رژيم صهيونيستي در صدد ارائه طرح پيگرد همکاري کنندگان با شبکه العالم هستند که به زعم آمريکايي ها به حمايت از مبارزان فلسطيني و مردم تحت محاصره غزه متهم است.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني شبکه العالم منابع نزديک به اعضاي کميسيون اطلاعات و دفاع کنگره امريکا اعلام کردند اين کميسيون به زودي طرح پيگرد و اقدام عليه افرادي که با شبکه عرب زبان العالم همکاري مي کنند را بررسي خواهد کرد ؛ زيرا اين شبکه در صدد يهودي ستيزي و حمايت از فلسطيني ها بر ضد رژيم اسرائيل است.

اين منابع افزودند : " همچنين قرار است طرح گنجاندن شبکه العالم در ليست حاميان تروريست ها به زودي براي تصويب به هيئت عمومي کنگره ارائه شود که در آن همچنين به وزارت خزانه داري توصيه خواهد شد اموال منقول و غير منقول شبکه العالم در بانک هاي آمريکايي توقيف شود."

پايگاه اطلاع رساني " العنکبوت " روز پنجشنبه به نقل از منابع آمريکايي نوشت : منابع آمريکايي به خبرنگاران عرب اعلام کردند اسرائيل آنها را در واشنگتن تحت فشار قرار داده تا شبکه العالم و ماهواره هاي پخش کننده برنامه هاي اين شبکه را تحريم کنند.

به گفته اين منابع ، درخواست هاي رژيم اسرائيل از امريکا در باره شبکه العالم به همراه مستنداتي ازجمله بخشي از برنامه هاي پخش شده از غزه است که در آن مبارزان حماس و جهاد اسلامي و فعاليت هاي ضد اشغالگري آنان عليه رژيم اسرائيل به نمايش گذاشته مي شود.

سازمانهاي صهيونيستي آمريکايي نيز نامه هايي به اعضاي کنگره ارسال کرده و خواستار فعاليت بر ضد العالم و قطع برنامه هاي اين شبکه شده اند .

اين سازمانها با استناد به اين موضوع که پخش برنامه هاي شبکه العالم به دستور سران کشورهاي مصر و عربستان و به دليل حملات تحريک اميز بر ضد اسرائيل و کشورهاي ميانه روي عرب ، ممنوع است ، خواستار تحريم آن توسط امريکا شدند .

مديران دو ماهواره عرب ست و نايل ست که تحت مديريت رياض و قاهره هستند ، در اقدامي براي جلب رضايت واشنگتن و تل آويو چندين ماه پيش بدون دليل پخش برنامه هاي شبکه العالم را قطع کردند.

اقدام عليه شبکه هاي حامي مردم فلسطين به ساير حاميان صهيونيست ها نيز سرايت کرده است و دراين چارچوب اتحاديه اروپا برنامه هاي شبکه المنار لبنان برروي ماهواره هاي اروپايي را به دليل ضد صهيونيستي بودن اين شبکه قطع کرد.

آمريکا نيز در اقدامي بي سابقه شبکه المنار را در سال 2007 ميلادي در ليست سازمانهاي تروريستي قرار داد.

 

حواشي داغ و تلخ نشست موسوي و خاتمي

 

حواشي داغ و تلخ نشست موسوي و خاتمي 

علي رغم تلاش رسانه هاي اصلاح طلب نشست اخير ميرحسين موسوي با سيد محمد خاتمي با حواشي و در فضايي تلخ انجام شد.


به گزارش رسالت در اين جلسه که هر دو سعي داشتند در قامت رهبري آشوب طلبان مواضع خود را بيان دارند، اما نتوانستند طرف مقابل را مجاب به تبعيت از سياست هاي خود نمايند. 

خاتمي در اين ديدار با ايراد انتقادات جدي به موسوي مبني بر اينکه مرزهاي اصلاح طلبان با ضد انقلاب خارج از کشور را به واسطه عملکرد خود بر هم زده است، مواضع زهرا رهنورد را مورد نقد جدي قرار داد و عملکرد رهنورد را مانند تريبون ضد انقلاب در منزل موسوي دانست. خاتمي از موسوي خواست در ظاهر مشي تعامل با نظام را پيش بگيرد تا بتوان در لايه هاي ديگر به چانه زني پرداخت.
 
موسوي نيز در مقابل خاتمي را به عدم ثبات و قاطعيت متهم کرد و تأکيد کرد جنبش سبز اختلافات جدي با اصلاح طلبان دارد و اگر اصلاح طلبان خود را با راهکارهاي جنبش سبز که دامنه شمول آن مرز و حدي ندارد تطبيق ندهند، نمي توانند براي خود حقي قائل شوند.
 
موسوي عملکرد8 ساله اصلاح طلبان با محوريت خاتمي را زمينه قدرت يافتن اصولگرايان دانست و به خاتمي گفت به ميخ هايي که بر تابوت اصلاحات کوبيده شده است نگاه کنيد تا از وضعيت خود ارزيابي مناسبي داشته باشيد.
 
موسوي پيشنهاد خاتمي را حرکتي نادرست خواند که عامل اصلي انحراف در اصلاحات به شمار مي رفت.

 

خیانت برای فشار بر ملت

 

خیانت برای فشار بر ملت

شنیده های خبرنگار جوان آنلاین حاکی ازآن است که اخبار مربوط به افتتاح پالایشگاه های تولید بنزین و وشمارش معکوس خودکفایی جمهوری اسلامی از واردات این فراورده نفتی ، بازتاب گسترده ای در میان محافل ضد انقلاب در خارج از کشور و اتاقهای فکر بالادستی جریان اصلاحات در داخل داشته است .بنابراین گزارش درحاشیه نشست یکی از چهره های برجسته اغتشاشات پس ازانتخابات 88 با جمعی از چهره های رسانه ای  که در سایتهای جرس و کلمه  و یکی ازخبرگزاریهای داخلی مشغول به فعالیت هستند ، پیرامون اخبار مربوط به در مدار قرار گرفتن پالایشگاه ها و بی نیازی نظام از واردات بنزین ، مطرح گردیده که نظام بلوف می زند و تا آنجا که ما می دانیم تا ده سال دیگر هم استطاعت و توان راه اندازی پالایشگاه ها و خودکفایی در این سوخت استراتژیک را ندارد .
در همین جلسه گفته شده نظام دلش را به ذخیره ها و مبادی غیر قانونی و قاچاق گرم نموده و مردم را فریب می دهد ، وظیفه ما اینست که این واقعیت !!! را افشاء و به مردم بگوئیم.
 گفته می شود یکی از حاضران که گویا به دنبال گرفتن انتقام از مردم برای رای ندادن به کاندیدای مورد نظر خود میباشد از روی سادگی مطرح می کند : اگرما بلوف دولت را روکنیم ، مسلما تحریم کنندگان با اطلاع از این مطلب فشار بیشتری وارد خواهند آورد ، پاسخ این فرد باخنده حضار و این جمله بوده است "النجاة فی الصدق".
این سخنان که بوی خیانت از آن به مشام میرسد در حالی است که کارشناسان امر معتقدند که نظام با آینده نگری مناسبی که داشته است از مقطع سهمیه بندی سوخت تا کنون ،با مدیریت و تدبیر صحیح اقدام به ساخت و گسترش پالایشگاه ها نموده است و بزودی شاهد در مدار قرار گرفتن این پالایشگاه ها خواهیم بود. از سوی دیگر در مورد برخی ا زچهره های مدعی  این سئوال مطرح می شود که این حدیث در باب چه کسانی صدق می کند و آیامنظور ایشان این نبوده است که این جریان برای نجات و مقبولیت پیش اربابان خارجی باید افشاگری کند و راستگویی را پیشه کند ! با این توجیه تمام جاسوس ها و خیانت کاران مشمول این حدیث می شوند و خواهند گفت برای نجات خود خیانت و جاسوسی می کنند!!!

 

 

برنامه ریزی بقایای فتنه گران برای 18 تیر

  پس از شکستهای پی د رپی  خیابانی جریان فتنه و تغییر رویکرد فتنه گران  و روی آوری به فریب کاریهای قانون مداری و به راه انداختن جنگ روانی ، فرسایشی به واسطه ریزش نیرو و انتظاراتی که جریان اصلاحات و شخص محمد خاتمی از جنبش سبز مبنی بر "تغییر استراتژی به سوی گفتمان اعتراضی و انتقادی" و به وجود آوردن فرصت برای بازسازی و اثبات موجودیت وورود به حاکمیت به شکل قانونی داشته است ، لایه های اصلی این اپوزیسیون که متشکل از منافقین ، سلطنت طلبان و سایر جریانات مطرود و فراری می باشند ، با عدم پذیرش این طرح و نافرمانی از جنبش سبز تصمیم گرفته است در سالگرد 18 تیر با اندک هواداران تشکیلاتی خود در دانشگاه ها تحرکات اغتشاشی به راه بیاندازند .
بنا براین گزارش  این لایه ها ، همان عناصر تند رویی هستند که تاکنون در پوشش فتنه گران سبز به غائله آفرینی می پرداخته اند و خالص ضد انقلاب محسوب می شوند وهرکدام نمایندگی گروهک های محارب را برعهده دارند .
این تحرکات علیرغم خواست سران فتنه و همانند لکه های اعتراضی 22 خرداد امسال می باشد ، که اثبات کرد که هواداران فتنه هیچکونه تمکینی از سران فتنه نداشته اند .
کارشناسان امر برخورد شدید با این عناصر را و جمع آوری آنها برای همیشه را تضمینی برای سلامت محیط های دانشگاهی می دانند و در ضمن عقبه های تشکیلاتی این جریانات در داخل نیز مشخص تر خواهد شد .
میرحسین و کروبی علاوه بر طراحی اقدامات جدید قصد صدور بیانیه ای تند و ساختار شکنانه دارند که البته این اقدام با مخالفت مشاورانشان مواجه شده است.
ازسوی دیگر شنیده های خبرنگار جوان آنلاین حاکی ازآن است  که مشاوران سران فتنه با توجه به شرایط فوق الذکر و با توجه به ریزش شدید نیروها و اینکه دیگر توان به صحنه کشاندن هواداران را به خیابان نداریم بهتر است از صدور بیانیه شدید الحن و تند خودداری شود و حتی برخی از مشاوران به وی توصیه کرده اند اصلاً بیانیه ای صادر نکند اما از شواهد پیداست که مهدی کروبی به این صحبت ها توجهی نکرده و قصد دارد در روز 18 تیر بیانیه صادر نماید.
گفته می شود زهرا رهنورد نیز به موسوی فشار می آورد که هرطور شده بیانیه ای صادر نموده و در آن به وضعیت دانشجویان اعتراض نماید ضمن اینکه در این بیانیه قصد دارند به وضعیت دانشگاه آزاد نیز گذری داشته باشند.

 

 

13 سال ؛ مواضع متناقض

 

جریان فتنه سال 88 هر روز که از آن سپری می‌شود در ذهن آحاد ملت کمرنگ‌تر شده و دیری نخواهد پایید که کورسویی از یک خاطره بیشتر در ذهن آنان باقی نماند. فتنه‌ای که حاصل توهم و عدم تمکین به قانون عده‌ای از خواص جامعه ماست که در ادبیات سیاسی ایران به اصلاح‌طلب شهره شده‌اند. طیفی که از سال 76 در کشورمان متولد شد و پس از چندسال رشد و نمو با ساختارشکنی‌ها و رفتارهای متناقض که می‌توان از آن به «نفاق جدید» یاد کرد، موجبات طرد خود از سوی توده مردم را فراهم ساخت و طی پنج سال گذشته انواع ترفندها را آزمایش می‌کند که حاکمیت گذشته را برای اجرایی کردن تئوری‌های زاویه‌دار خود با اصول انقلاب به‌دست آورد.

پارادوکس امروزی رهبر اصلاحات

پس از آنکه خاتمی مجبور شد تا به‌جای خود میرحسین موسوی را رهسپار رقابت در انتخابات کند و با شکست این جریان، آنان نتوانستند این شکست را تحمل کرده و با نافرمانی و اغتشاش‌طلبی سعی کردند نظام را به مبارزه بطلبند اما پس از چندماه فقط عده‌ای بهایی و سلطنت‌‌طلب از آن لشکر 13میلیونی برایشان باقی ماند که حتی جرأت خروج از منزل را نیز ندارند، حال خاتمی سخت در تلاش است تا آب رفته به جوی را برگرداند و با به حاشیه کشیدن نام جنبش سبز و موسوی و مطرح ساختن مجدد اصلاحاتی که خود رهبری آن را برعهده داشت، جایگاه حاکمیتی همفکرانش درنظام را فراهم سازد. بدین‌منظور حربه پیروی از خط امام و انقلاب را به‌عنوان نقابی جدید برگزیده‌اند تا شاید با این ترفند بتوانند جایگاه خود را در کشتی نظام محکم سازند. اما آیا واقعاً این طیف به اندیشه‌های مستحکم امام و انقلاب اعتقاد دارد یا این الفاظ، ماسکی است که اکنون مصلحت است بر چهره خود بزنند؟ برای کاوش حقیقت این امر بدنیست قدری به گذشته برگردیم و اندکی از اندیشه‌ها و رفتار شخص وی و دولت برآمده از اندیشه‌های او را بازخوانی کنیم.

حاکمیت اصلاحات و رواج ایسم‌های غرب

آن روزی که وزیر ارشاد دولت کوپنی که سالیانی بود درکتابخانه ملی منزوی شده بود با رأی تعجب‌آور، ردای ریاست‌جمهوری را برتن کرد کمتر کسی باور می‌کرد که وی و دولتش در تضاد کامل با گفتمانی که هم‌مسلکانش در زمان جنگ مطرح می‌کردند، به‌یکباره با استقبال از اندیشه‌ها و مکاتب غربی، به ادبیات رایج مرسوم انقلاب و امام پشت کند.مستقر شدن دولت اصلاحات پس از چندی روزنامه‌های زنجیره‌ای را برای نظام به ارمغان آورد که صفحات هر روز آنها پر بود از ترویج لیبرالیسم، اومانیسم، فمینیسم، پلورالیسم و... در مجموع هرمکتبی که برآمده از فرهنگ غربی بود تقدیس شده و فرهنگ دینی مبتنی بر وحی تخریب می‌شد. شخص خاتمی وادادگی خاصی نسبت به فرهنگ غرب داشت و تمام سعی خود را برای حاکمیت اسلامی سازش‌پذیر با مکاتب غربی به‌کار گرفت.روزنامه سلام سوم اردیبهشت 75 به نقل از خاتمی می‌نویسد: «توسعه به معنای امروزی‌اش میوه و یا شاخ و برگ درخت تمدن جدید است. اگر آن تمدن آمده توسعه هم خواهد آمد، به این معنا، سخن کسانی که می‌گویند ابتدا باید خرد غربی را پذیرفت تا توسعه بیاید سخن بیراهی نیست و این سخن را کامل کنم که علاوه بر خرد و بینش غربی باید منش غربی متناسب با این بینش را نیز پذیرفت.» خاتمی شهریور 78 می‌گوید: «شما برای اینکه بتوانید پیشرفت کنید راهی جز راه غرب ندارید و راه غرب یعنی پذیرش خرد‌غربی.»

اولویت آزادی بر دین در نگاه خاتمی

شاید بیشترین واژه‌ای که خاتمی طی 8 سال ریاست خود بر زبان راند، کلمه «آزادی» بود. البته آقای خاتمی هیچ پیشوند و پسوندی برای آزادی مطرح نمی‌ساخت تا هرکس از ظن خویش یار وی شود. اما وقتی سخن صریح او در دانشگاه تهران که گفت: «اگر دین هم در برابر آزادی قرار گیرد این دین است که باید محدود شود نه آزادی(!)» را می‌شنویم متوجه می‌شویم که آزادی موردنظر خاتمی برگرفته از اندیشه‌های ناب اسلام نیست بلکه او دقیقاً کلمه‌ای را بازگو می‌کند که طی قرن‌های اخیر تئوریسین‌های غرب برای مهار حکومت‌های دینی و اسلامی مطرح می‌سازند.

نگاه خاتمی به مقوله حجاب

اگر امروزه شاهد برخی ناهنجاری‌ها در باب حجاب و پوشش زنان هستیم، قطعاً نقطه جهش آن دولت اصلاحات است که اندیشه‌های خاتمی و اشخاصی مانند مهاجرانی بر وی حکومت می‌کردند. شاید برخی تصور کنند که این تغییرات اجتماعی و گذشت زمان است که باعث می‌شود در پوشش و باورهای اجتماعی تغییر ملموسی حاصل شود و دولت اصلاحات در این قصه دخیل نیست اما وقتی مصاحبه خاتمی با شبکه ان‌اچ‌کی را می‌خوانیم که می‌گوید: «اگر این حجاب و پوشش مانع حضور زن و بروز شخصیت زن شود، قطعاً مضر است... مشکل این نیست که زنان چگونه لباس بپوشند مشکل این است که زنان بتوانند در عرصه‌های مختلف حضور داشته باشند» با اوج نگاه زاویه‌دار او با مکتب اصیل اسلامی آشنا می‌شویم و البته اندیشه مهاجرانی وزیر ارشاد او تکمیل کننده این سخنان است که می‌گوید: «نظریه غیرت‌ دینی ویران‌کننده اندیشه و فرهنگ و تمدن است».

خاتمی و پیروی از سروش

وقتی مصاحبه معروف عبدالکریم سروش که از نظر خاتمی ملاصدرای زمان است درباره قرآن انتشار یافت خیلی با تعجب به آن می‌نگریستند، غافل از اینکه ریاست دولت اصلاحات که به قرآن سوگند یاد کرده بود که پاسدار اسلام و قانون اساسی باشد خود قرآن را قابل استناد نمی‌داند. وی در جمع زنان مشارکتی می‌گوید: «این سخن عبدالکریم سروش و مجتهد شبستری که وحی الهام بر پیامبر بوده و ماهیت قرآن بر ما آشکار نیست و نمی‌توان به آن استناد کرد، درست است...»

سکوت خاتمی درباره هتک حرمت حضرت امام (ره)

هنگامی که در 14 خرداد مردم عاشق امام با شعار علیه سران فتنه خواستار جدایی نوه امام از این عناصر می‌شوند، خاتمی و رفقایش آن را هتک حرمت امام و بیت معظم ایشان تعبیر می‌کنند و آه و فغان سرمی‌دهند که حتی حرمت امام نیز نگه داشته نمی‌شود. یا هنگامی که یک سایت گمنام مطلب طنزی درباره سید حسن می‌نویسد فریاد وا امامای رئیس دولت اصلاحات بلند می‌شود، اما وی اگر حافظه‌اش یاری کند حاکمیت او مواجه بود با صدها توهین و افترای زشت به امام راحل و او هرگز کوچک‌ترین اعتراضی به آنان نکرد، بلکه مورد حمایت همه‌جانبه ارکان دولت اصلاحات بودند. محمدرضا خاتمی اندیشه امام را قابل نقد می‌داند، گنجی از لزوم سپردن اندیشه امام به موزه سخن می‌گوید، دفتر تحکیم نورچشمی خاتمی با وقاحت تمام از لزوم محاکمه امام در دادگاه تاریخ به دلیل عبور از قانون اساسی سخن می‌‌گوید، در کنفرانس برلین زشت‌ترین اهانت‌ها به امام می‌شود، اما آیا آقای خاتمی و رفقایش این سخنان را نمی‌شنیدند، یا آنکه اندیشه امام را با اصلاحات موردنظر خود در تعارض می‌دیدند.

خاتمی و حاکمیت مردم

یکی از گفتارهایی که خاتمی مدام بر آن تکیه می‌کرد حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش بود. وی با سوء‌استفاده از جمله حضرت امام یعنی «میزان رأی ملت است» رأی مردم را حتی اگر در تعارض با وحی و آموزه‌های دینی بود در اولویت می‌دانست کما اینکه سال گذشته در روز انتخابات نیز وی در حسینیه جماران می‌گوید همگان باید به رأی مردم تمکین کنند اما وقتی که می‌بیند دموکراسی و مردم‌سالاری‌ای که وی مدام از آن دم می‌زد، به ضرر آنان تمام شد، با چرخش 180 درجه‌ای و شروع حرکت آنارشیستی و فاشیستی سعی کردند تا قدرت از دست رفته خود را به دست آورند، ولو با کشتار مردم و آسیب رساندن به نظام.

شریک جرم موسوی و کروبی خاتمی این روزها سعی می‌کند از خودشخصیتی مدافع نظام، معتدل و درون حاکمیت جلوه دهد تا با به حاشیه رفتن میرحسین و کروبی به دلیل رفتارهای ساختارشکنانه شان بار دیگر افسار شتر رمیده اصلاحات را به دست گیرد، اما کیست که نداند رئیس دولت اصلاحات با آنکه یقین داشت هیچ‌گونه تقلبی صورت نگرفته (و بدین‌خاطر نام تقلب را کمتر بر زبان‌ جاری ساخت) اما با سکوت و پشتیبانی از موسوی و کروبی آتش فتنه را شعله‌ور ساخت و حال که آتش فتنه با پتک جمهوریت خاموش شده و ظرفیتی برای آنان باقی نمانده از لزوم اتدال و وحدت نیروهای درون نظام سخن می‌گوید

دانلود فیلم

دانلود فایل ضمیمه

 

تشکیل اولین کمپ آقازادگان در مالزی

 

تشکیل اولین کمپ آقازادگان در مالزی

هرچند لغت نامه دهخدا را که مرورمی کنی به واژه «آقازاده» می رسی،پاسخ «زادگان مردان بزرگ» دریافت می کنی اما در ادبیات سیاسی و اجتماعی جامعه ایران بزرگ زادگانی که با استفاده از موقعیت و جایگاه سیاسی ،اقتصادی و حتی مذهبی و معنوی پدر،یک شبه راه صد ساله را می پیمایند و با بهره گیری از ارتباطات خاص موقعیت هایی کسب می کنند که دیرگان با سال ها کار و تلاش و تحصیل علم راهی به سوی آن ندارند.

هرچند پس از پیروزی انقلاب اسلامی این واژه خیلی قابل لمس نبود اما با شروع دوران سازندگی و به تبع آن برخی روابط ناسالم اقتصادی و زدو بندهای فراقانونی واژه آقازاده ها کم کم کم در سپهرادبیات سیاسی ایران به یک کلمه آشنا تبدیل شد و این طیف یک طبقه خاص و البته ویژه را در دهک های اجتماعی به خود اختصاص دادند.
طبقه ای که اگر نسب آنان مورد دقت قرار گیرد هر کدام آنان(به واسطه پدر) از دهک های مختلف اجتماع برخاسته اند و از روستاهای ایرانشهر و چابهار گرفته تا تا تجریش و شهرک غرب تهران اما این افراد حالا همگی در یک طیف و دهک جای می گیرند؛طبقه ای مرفه زاده،راحت طلب،برخوردار از امتیازات خاص اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی که البته از زمین و زمان هم طلبکارند و خود را میراث دارانحصاری ملکی می دانند که با تلاش و خون صدها هزار جوان ایرانی به بار نشسته است.

اقتصاد اولویت اول آقازاده‌هااین طبقه اجتماعی که راه ورود به حیطه اقتصاد کلان و نفوذ در پروژه‌های بزرگ برایش سهل‌الوصول است در درجه اول حوزه اقتصاد را به سایر حوزه‌ها ترجیح می‌دهند، چرا که این حوزه پولساز است و کم‌حاشیه و مانند حوزه سیاسی با فراز و نشیب فراوان و مواخذه دستگاه‌های نظارتی و مجلس و... مواجه نیست، بدین‌منظور این افراد سعی می‌کنند با ایجاد شبکه‌های اختاپوسی در عرصه اقتصاد و تشکیل شبکه‌های گسترده اقتصادی در کمترین فرصت ممکن به سرمایه‌ای دست یابند که برای مردم عادی حتی قابل تصور هم نیست. چنانچه از این افراد سؤال شود از کجا آورده‌اند، نبوغ و کیس بودن خود را به رخ می‌کشند و عدم وجود این مؤلفه‌ها در دیگران. غافل از اینکه جایگاه پدر است که نقش کاتالیزور برای فعالیت آنان دارد و با بهره‌گیری از این جایگاه به عنوان جاده صاف‌کن، با سرعت مافوق صوت در بزرگراه اقتصاد ناسالم تخته‌گاز می‌روند و ترمزی نیز برای حرکت خود تعبیه نمی‌کنند.

سیاست، پیش‌نیاز اقتصاد
این طبقه پس از چندسال تجربه در عرصه اقتصاد به این ‌نتیجه می‌رسند که برای مصونیت بخشی به فعالیت خود و تشکیل حیاط خلوت حوزه کاری نیازمند پیوند گسترده با سیاسیون هستند تا با پشتوانه آنان ابتدا ضریب امنیت کاری خود در داخل و خارج را ارتقا دهند و درثانی با رانت‌هایی که صاحبان قدرت برای آنان فراهم می‌کنند راه‌های جدید کسب سرمایه‌های هنگفت و غلبه ناعادلانه بر رقیبان را آزمایش کنند. از این‌روست که می‌بینیم این طبقه تافته جدابافته از خلق طی انتخابات سال گذشته با آوردن سرمایه عظیمی به ستاد انتخاباتی یکی از کاندیداها و حمایت همه‌جانبه از وی سعی می‌کنند با پیروزی بر رقیب عدالتخواه وی، آینده سیاسی و اقتصادی خود را تضمین کنند.

ظرفیتی بالقوه برای جنگ نرم علیه نظام
برخی آقازادگان مشغول تحصیل در خارج از کشور و سایرین از آنجا که شرایط محیطی به‌تدریج باورها و علایق آنان را تغییر داده و با تأثیرپذیری از محیطی که در آن زیست می‌کنند تمایلات سکولاریستی در آنان تقویت می‌شود و به همین ترتیب راه نفوذ سرویس‌های جاسوسی غرب در آنان افزایش می‌یابد و آنان آگاهانه یا ناآگاهانه در دام این سرویس‌ها قرار می‌گیرند. خصوصاً اینکه شرایط پس از انتخابات و عدم اطلاع صحیح خارج‌نشینان از تحولات داخلی باعث شد این تغییر نگاه آنها با اصول انقلاب زاویه بیشتری بگیرد و بستر فعالیت آنان علیه نظام فراهم‌تر گردد.

تشکیل اولین کمپ آقازادگان در مالزی
پتانسیل مناسب این طبقه خاص برای بهره‌گیری از آنان علیه نظام، سران فتنه و تئوریسین‌های آنان را بر آن داشت تا با ایجاد یک تشکیلات منسجم از حداکثر ظرفیت آنان بهره گیرند.
بدین‌منظور «اولین نشست هم‌اندیشی هسته‌ای سبز مالزی» چندی پیش با حضور این افراد و همچنین کسانی که از داخل به جمع آنان اضافه شدند تشکیل شد. طی توافقات صورت گرفته قرار است برخی آقازاده‌های داخل کشور و آقازاده‌هایی که در کشورهای مختلف زندگی می‌کنند با پیوستن به آنان یک تشکیلات قوی و انسجام یافته را تشکیل دهند و با این حربه که فعالیت در خارج از کشور محدودیت فعالیت در داخل را ندارد با فراغ بال به طراحی توطئه‌های مختلف علیه نظام اقدام کنند. از دلایل انتخاب کشور مالزی به عنوان نقطه هدف این تشکیلات می‌توان به عدم نیاز به ویزا، سهولت سفر به این کشور و نیز مجاورت معنوی با کشورمان اشاره کرد.

گسیل‌ پیک‌های مخصوص به سوی کمپ منافقین جدید
با توجه به اینکه دیگر سران فتنه عرصه‌ای در داخل کشور برای مانور دادن ندارند، کمپ‌هایی مانند کمپ مالزی را کورسوی امید خود در این شرایط مرگ و زندگی تصور می‌کنند. بنابراین باید سرمایه‌گذاری لازم روی این کمپ‌ها صورت گیرد. بدین‌خاطر چندی پیش (س.ع.س) فرزند (ف.ع.س) که به همراه مادر خود به مالزی سفر کرده پیش از ترک تهران با سران فتنه دیدار کرد و در حقیقت حامل پیام آنان برای کمپ منافقین جدید که باید آن را «پادگان اشرف 2» نامید، بود تا با تحریک آنان بتوانند طراحی‌های خود را جهت تحت تأثیر قرار دادن محیط داخل سریع‌تر عملی سازند چرا که معتقدند«اگر حرفی از بیرون به داخل بیاید مؤثرتر است».



 

برای سلامتی سران فتنه صلوات!

 

 سران فتنه که این روزها برای حضور در برنامه‌های مختلف به تکاپو افتاده و حضور خود به عنوان به اصطلاح زنده نگه‌داشتن جنبش سبزنام می‌برند،‌ در مراسم عروسی پسر"س" [پسر سروش دباغ، نوه عبدالکریم سروش]حاضر شدند تا به صحنه‌گردانی تمسخرباورهای دینی و اعتقادات مردم بپردازند.
"س" که ادعاهای وی درباره پیامبراسلام(ص) و قرآن و همچنین باورهای دینی مردم با بازتاب غیرتمندانه جامعه روبه رو شده و وی را وادار به خروج از کشور کرده است، در این مراسم با پیام تلفنی از سران فتنه استقبال کرد و به میهمانان بزم تمسخرآمیز فرزند خود خوشآمد گفت.
برپایه این گزارش در این محفل علاوه بر کروبی ، عباس عبدی و خاتمی و جمعی از عناصر معلوم‌الحال سیاسی از جمله تعدادی از اعضای گروهک نهضت آزادی و دیگر عناصر وابسته به غرب حضور داشتند.
موسوی نیز به این بزم دعوت شده بودند که تنها یک‌ساعت قبل از برگزاری آنان از حضور در این بزم عذرخواهی کردند.به این مراسم سید حسن خمینی نیز دعوت شده بود که در نهایت این دعوت را نپذیرفت و در مراسم اهالی فتنه شرکت نکرد. 
  پس از حضور خاتمی در این محفل، از شرکت‌کنندگان خواسته شد تا برای سلامتی " سران فتنه " صلوات بفرستند.
خاتمی و برخی دیگر از مطرودان مردم و نظام با قهقه‌های خود شرکت‌کنندگان را برای تمسخرباورهای دینی و اعتقادی جامعه ترغیب و تشویق می‌کردند

 

 

آیا علامه فضل الله سبز بود؟

 

آیا علامه فضل الله سبز بود؟

روز گذشته همزمان با انتشار خبر درگذشت عالم نستوه و مجاهد علامه فضل الله، جریان سبز امریکائی-وطنی تلاش کردند، به انحای مختلف و تهمت ها این مرجع عالیقدر را مخالف نظام و رهبری نشان دهند از نام ایشان هم بهره برداری سیاسی کنند.

در برخی از این سایتها دروغ های شاخ داری به علامه فضل الله نسبت داده شده است که خلاف همه سخنان و موضع ایشان در سالهای گذشته است.

مرور بخش هائی از مواضع این عالم جلیل القدر در همین رابطه قابل توجه است:

* مردم ایران در کنار رهبر خود باشند
- علامه فضل الله تاکید داشت: مردم ایران همواره در کنار دولت و رهبری اسلامی باشند و این پیام قاطعانه را به استکبار برسانند که ایران یک جبهه واحد و به هم پیوسته را در مقابل برنامه‌ها و توطئه‌های دشمنان برای بر هم زدن امنیت و از بین بردن حقوق استراتژیک آن تشکیل داده است.

*حوادث پس از انتخابات
- نظام جمهوری اسلامی ایران توانست حوادث پس از انتخابات را پشت سرگذارد و در داخل مقتدرتر شود و به مسائل اسلامی و مسئله فلسطین و روابط با کشورهای عربی با رویکردی باز برخورد کند.
وی با اشاره به دخالت‌های خارجی در حوادث پس از انتخابات ایران افزود: برخی طرف‌های بین المللی در اوضاع داخلی ایران دخالت کردند و برخی دیگر نیز برای تحمیل واقعیت جدید بر نظام جمهوری اسلامی و ایجاد تزلزل سیاسی و امنیتی در ایران طراحی کردند اما نتایج این‌گونه اقدامات در نهایت معکوس شد و جمهوری اسلامی قدرتمندتر از پیش شد.

*تضعیف ایران
علامه فضل‌الله همچنین به تلاش برخی رسانه‌های غربی برای تخریب چهره نظام جمهوری اسلامی ایران در افکار عمومی جهان اشاره کرد و گفت: اتفاقات پس از انتخابات در ایران باعث شد که این حوادث منفی بر دستآوردهای مثبت و بزرگ آن تأثیری نداشته باشد به‌ویژه اینکه نظام جمهوری اسلامی زمینه وسیعی برای آزادی و فعالیت آزادانه است اگرچه برخی رسانه‌های غربی و برخی دستگاههای اطلاعاتی سعی کردند چنین وانمود کنند که جمهوری اسلامی آزادی‌ها را سرکوب می‌کند و اتهام‌های کذب و باطلی را به ایران وارد کردند.
وی تصریح کرد: اوضاع جمهوری اسلامی در مسیر درست حرکت می‌کند و ایران بار دیگر توانست ویژگی و مشخصه دیگری به تجربه‌های خود اضافه کند و دشمنان را از نفوذ به صحنه داخلی خود باز دارد.

*برنامه هسته‌‌‌ای
مرجع شیعیان در لبنان همواره در خطبه‌های نماز جمعه که به امامت ایشان در مسجد الامامین الحسنین منطقه حاره حریک بیروت برگزار می‌شد از برنامه هسته‌‌ای صلح آمیز ایران حمایت می‌کردند:

- علامه فضل الله تاکید داشت: سیاست ساخت و در اختیار گرفتن تسلیحات هسته‌ای سیاست غربی و صهیونیستی است نه سیاست عربی و اسلامی.
علامه فضل الله ادامه داد: احمدی‌نژاد در کنفرانس نیویورک تاکید کرد که کشورش به دنبال دست یافتن به سلاح هسته‌ای نیست و سوال‌های زیادی را درباره اصرار این کشورها برای سرپوش گذاشتن بر سیاست تعمدی ابهام هسته‌ای در قبال رژیم صهیونیستی و سرپوش گذاشتن بر خطرات هسته‌ای زرادخانه‌های بزرگ اسرائیل و دیگر کشورهای هسته‌ای غربی مطرح کرد.

علامه فضل الله پس از امضای بیانیه سه جانبه تهران میان ایران، ترکیه و برزیل در زمینه برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای ایران بر اهمیت این بیانیه تاکید کرده و گفت که آمریکا و اسرائیل از این بیانیه شوکه شده‌اند، چون آنها فکر می کردند که سیاست‌های ایران از سوی اشخاص بی تجربه‌ای اداره می‌شود، اما ناگهان با این واقعیت روبرو شدند که سیاستمداران ایران افرادی کارکشته هستند.

*جایگاه ایران در منطقه
- علامه فضل‌الله پنجم خرداد ماه گذشته نیز در در دیدار با “غضنفر رکن آبادی ” سفیر جدید ایران در بیروت با درخواست از ایران برای پافشاری به حقوق ملی مشروع خود تصریح کرد گفت: ایران دیگر نماینده خود نیست، بلکه نماینده استقلال سیاسی در منطقه و جهان است و در خط بازدارندگی و حامی مقاومت و آزادیخواهان جهان قرار دارد و باید در تمام سطوح از آن‌ها حمایت کند.
وی تاکید کرد: ایران مرحله خطر را پشت سر گذاشته است و مرحله فشارها و تهدیدها را فراروی خود دارد.

*هشدار علامه فضل الله درباره فتنه‌های مذهبی
-علامه فضل‌الله: فتنه‌های مذهبی اهداف دشمن را تحقق می‌بخشد
وی افزود: استکبار برای تکمیل طرح خود در جهت سلطه بر پایگاه‌های استراتژیکی امت از طریق جنگ‌های رسانه‌ای و روانی، وحدت اسلامی را نشانه رفته است که هدف از آن برانگیختن گروهی از امت علیه گروه دیگر است.

 

 

این حادثه قلب مرا جریحه‌دار کرد

بعد از وقوع حادثه 18 تیر ماه 78 بعد از اظهار نظر مسئولان‌، گروه‌ها، احزاب و رسانه‌های جمعی، اقشار مختلف مردم در 21 تیر ماه 78 با مقام معظم رهبری دیدار کردند. در این دیدار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ضمن ابراز ناخشنودی از حمله به خوابگاه جوانان و دانشجویان و سفارش آنان به دشمن‌شناسی، از سردمداران خطوط و گرایش‌های سیاسی خواستند که پرداختن به قضایای بیهوده موجبات سوء استفاده دشمن را فراهم نیاورند.

متن بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسب واقعه‌ کوی دانشگاه به شرح ذیل است:

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحیم‏
برادران و خواهران عزیز؛ خیلی خوش آمدید. حرفهای گفتنی زیاد است؛ اما مطلبی که از نظر من مهمتر از همه است و ذهن مرا مشغول کرده، حمله به خوابگاه جوانان و دانشجویان است. این حادثه تلخ، قلب مرا جریحه‏دار کرد؛ حادثه غیر قابل قبولی در جمهوری اسلامی بود. حمله به منزل و مأوا و مسکنِ جمعی - بخصوص در شب یا در هنگام نماز جماعت - به هیچ وجه در نظام اسلامی قابل قبول نیست. جوانان این کشور - چه دانشجویان و چه غیر دانشجویان - فرزندان من هستند و هرگونه چیزی که برای این مجموعه‏ها مایه اضطراب و ناراحتی و اشتباه در فهم باشد، برای من بسیار سخت و سنگین است. هرکسی بوده، فرق نمی‏کند؛ چه در لباس نیروی انتظامی، چه در غیر آن. مسلماً با کسانی‏که در نظام جمهوری اسلامی تخلّف می‏کنند، باید برخورد شود؛ اما با کسی که تخلّفی نکرده است؛ کسی‏که در خانه خود در حال استراحت است، آن هم در محیط جوان دانشجویی، کار بسیار خطا و ناروایی است اگر برخورد شود.
این که صد نفر یا دویست نفر از کوی دانشگاه خارج شدند و حرفهایی زدند و شعارهایی دادند، بهانه و مجوّزی نمی‏شود برای این‏که کسانی، در هر لباس و با هر نامی، وارد آن محیط شوند و کارهای ناروایی انجام دهند؛ بخصوص وقتی که نام مقدّس نیروی انتظامی در میان می‏آید، عملی که موجب شود نیروی انتظامی بدنام گردد، قضیه را سخت‏تر می‏کند. شما می‏دانید که امروز نیروی انتظامی در اطراف کشور، در جاده‏ها، در مرزها، در برخورد با اشرار، چه جانفشانی‌هایی می‏کند و چه زحماتی می‏کشد. چقدر از اینها برای حفظ امنیت ما، جان خود را از دست می‏دهند. با این حال، به‏وسیله چند نفر عملی انجام شود که چهره این خدمتگزاران در نظر بعضی تیره گردد؛ آیا این انصاف است؟! یا آن طوری که نقل کرده‏اند، بعضی با آوردن نام مقدّس «یا حسین» و «یا زهرا» وارد اتاق دانشجوی بسیجی یا دانشجوی جانباز شوند و او را از خواب بپرانند، یا آن‏طور حوادثی را به‏وجود آورند؛ آیا این درست است؟! اینها قلب را می‏فشارد. این همه جوان مؤمن، عاشقان امام حسین، عاشقان فاطمه زهرا، در همه جای کشور، در خدمت اسلام، در خدمت کشور، در طول دوران دفاع مقدّس، در هر خطری که این کشور را تهدید کند، سینه سپر می‏کنند و وارد می‏شوند؛ اما بعد کسانی با استفاده از این نامها حوادثی را به‏وجود آورند. برای من، حادثه خیلی تلخی بود. البته من تأکید کردم که اطراف این حادثه تحقیق شود و بروند حادثه را درست بسنجند. قرار شد رئیس جمهور محترم و مسئولان، هیئت تحقیقی را تعیین کنند؛ من هم ممکن است خودم کسی را در این هیئت بگذارم.
من چند حرف دارم؛ یک حرف با دانشجویان، یک حرف با عموم ملت ایران، یک حرف، بخصوص با شما جوانان، یک حرف هم با دشمن. حرف من به دانشجویان این است که مراقب دشمن باشید؛ دشمن را خوب بشناسید؛ مبادا از شناسایی دشمن غفلت کنید. غریبه‏هایی را که در لباس خودی خودشان را در همه جا داخل می‏کنند بشناسید؛ دستهای پنهان را ببینید. هیچ کس به‏خاطر غفلت ستایش نمی‏شود. هیچ‏کس به‏خاطر چشمها را بر هم گذاشتن، مدح نمی‏شود. اگر بر آدم غافل ضربه‏ای وارد شد، اوّل کسی که مسئول و مذموم است، خود اوست؛ مراقب باشید. دانشجو، قشر فاخر و با ارزشی است. دشمن، دانشجو را هدف گرفته است. چند سال است سعی می‏کنند بلکه بتوانند دانشجویان را در مقابل نظام قرار دهند؛ اما موفّق نشدند؛ بعد از این هم موفّق نخواهند شد. اگر یک عدّه نفوذی خواستند از فرصتی استفاده کنند و از آب گل‏آلودی ماهی بگیرند - وارد اجتماع دانشجویان شدند و شعارهایی درست کردند و حرفهایی زدند - خیال نکنند که ما اشتباه خواهیم کرد؛ نه، ما اشتباه نخواهیم کرد. ما مخاطب و طرفِ خودمان را می‏شناسیم. دانشجو، فرزند ماست؛ متعلّق به ماست؛ متعلّق به این کشور است. دشمن است که می‏خواهد با نام دانشجو یا با نام نفوذ در میان دانشجویان، فساد و تباهی کند؛ خود دانشجویان بایستی هوشیارانه متوجّه باشند.
در یک چنین موقعیّت و فصل حسّاسی مثل این فصل سال - فصل امتحانات دانشجویی، فصل کنکور؛ که همه خانواده‏هایی که جوانی دارند، این فصل که می‏شود، همه همّت خودشان را می‏گذارند که جوانشان حواسش جمع باشد و بتواند در امتحان یا در کنکور موفّق شود - آن کدام دستی است، آن کدام دشمن آینده این مملکت و دانشگاه این مملکت است که این طور جوانان را به یک سمت انحرافی می‏کشاند، سرگرمی درست می‏کند و تشویق می‏نماید به این که سراغ درس و سراغ امتحان نروید؛ اجتماع کنید؟! اوّل کسی که این جا باید هوشیارانه چشم خود را باز کند و تصمیم بگیرد، خودِ دانشجوست.
به ملت ایران هم عرض می‏کنم؛ ای ملت بزرگ و شجاع که بیست سال است دشمنی را که انقلاب از این کشور بیرون راند، با قدرت پشت در نگه داشتید و نگذاشتید که این دشمن از هیچ منفذی وارد شود؛ به هوش باشید. این معنای حرفهای مکرّری است که من در این چند سال به ملت ایران و به مسئولان عرض کرده‏ام که دشمن درصدد نفوذ است. هر پنجره‏ای پیدا کند، وارد خواهد شد؛ هوشیاریتان را بیشتر کنید. دشمن، امنیت ملی ما را هدف گرفته است. امنیت ملی برای یک ملت، از همه چیز واجبتر است. اگر امنیت ملی نباشد هیچ دولتی نمی‏تواند کار کند؛ برای سازندگی، هیچ سنگی روی سنگ گذاشته نخواهد شد. وقتی که هرج و مرج و ناامنی باشد، هیچ مشکلی از مشکلات مملکت حل نخواهد شد؛ نه اقتصاد مردم، نه فرهنگ مردم، نه مسائل اجتماعی مردم، نه مسائل سیاسی مردم. وقتی امنیت نبود، همه اینها از بین خواهد رفت. دشمن این را هدف گرفته است. این را ملت ایران در همه جای کشور باید بفهمد؛ که البته می‏فهمد و می‏داند. بحمداللَّه ملت هوشیار است.
یک حرف هم به شما جوانان عرض می‏کنم. جوانان عزیز! شما امیدهای انقلاب و اسلامید. رفتار شما می‏تواند این مملکت را در جهت شکوفایی، با سرعت به پیش ببرد. وقتی جوان مملکت هوشیارانه، با تدبیر، با حلم و با توجه به موقعیتها، حرف بزند و تصمیم بگیرد و عمل کند، کشور گلستان خواهد شد. وقتی هیجانات کور، پا وسط بگذارند، دشمن فوراً استفاده خواهد کرد. بارها گفته‏ام، باز هم تکرار می‏کنم؛ من معتقدم که جوان مملکت بایستی در همه میدانها حضور و آمادگی داشته باشد؛ منتها با انضباط. این‏گونه حرکاتی که ملاحظه شد کسانی به دانشگاه حمله کنند، ناشی از بی‏انضباطی است؛ با هر نامی انجام گیرد، غلط و محکوم است. اگر با نام دفاع از دین هم انجام گیرد، غلط است؛ اگر با نام دفاع از ولایت هم انجام گیرد، غلط است. مگر من بارها نگفته‏ام در اجتماعات کسانی که مخالفند، هیچ کس نباید رفتار خشونت‏آمیز داشته باشد؛ چون این، دشمن را خوشحال می‏کند. بارها ما این حرف را گفتیم، چرا گوش نکردند؟! چرا گوش نمی‏کنند؟! حتّی اگر یک حرفی که خون شما را به جوش می‏آورد به زبان آورند - مثلاً فرض کنید اهانت به رهبری کردند - باز هم باید صبر و سکوت کنید. اگر عکس مرا هم آتش زدند و یا پاره کردند، باید سکوت کنید. نیرویتان را برای آن روزی که کشور به آن نیازمند است، برای آن روزی که نیروی جوان و مؤمن و حزب‏الّلهی باید در مقابله با دشمن بایستد، حفظ کنید، و الاّ حالا فرض کنیم یک جوان، یا یک دانشجوی فریب‏خورده‏ای هم حرفی زد و کاری کرد؛ چه اشکالی دارد؟ من از او صرف‏نظر می‏کنم.
و اما یک مطلب به دشمن می‏گویم؛ هر که هست و هرجا هست. دشمنان اصلی ما در سازمانهای جاسوسی، طرّاحان این قضایا هستند. این پولی که مجلس امریکا تصویب کرد که باید برای مبارزه با نظام ایران صرف شود، این پول و چندین برابر این پولها کجا مصرف شد؟! معلوم است؛ برای همین‏طور طرّاحیهایی مصرف می‏شود؛ شکّی نیست. این دشمنان بدانند که خواب برگشتن امریکا به این مملکت، یک خواب پریشان و غیرقابل تعبیر است. این عناصر داخلیِ حقیر، این عناصر سیاسیِ مطرود و منفور، که ملت اینها را مثل دندان فاسدی بیرون آورد و به یک طرف پرتاب کرد، هجده، نوزده سال است که کمین گرفته‏اند تا از ملت و از امام و از نام امام و از راه امام انتقام بکشند. اینها هم بدانند که اشتباه کردند؛ در همین قضیه هم اشتباه کردند، خودشان را لو دادند و چهره خودشان را مشخص کردند. درست است که به دستگاه اطّلاعاتی ما آن ضربه ناجوانمردانه را وارد کردند؛ به دستگاه انتظامی ما هم در این‏جا این ضربه را وارد کردند، اما عناصر خدمتگزار و سربازان مخلص و بدون نام و نشان جمهوری اسلامی، اطّلاعات را کسب می‏کنند و می‏فهمند که چه کسی در کجاست و چه‏کار می‏کند. نمی‏توانند این ملت را با این روشها از صحنه مبارزه در راه استقلالشان، در راه اسلام عزیزشان و در راه مبارزه با دشمنانشان عقب برانند.
یک نکته هم به این خطّ و خطوط سیاسی عرض کنیم. آقایانی که سردمداران خطوط سیاسی و گرایشهای سیاسی هستید، حالا برسید به این حرفی که ما می‏گوییم شما خودیها وقتی سر قضایای بیهوده این‏طور با هم درگیر می‏شوید، دشمن سوءاستفاده می‏کند؛ بفرمایید، این یک نمونه؛ دیدید دشمن چطور استفاده کرد؟! دیدید دشمن چگونه نیش خود را زد؟! این مسائل را کنار بگذارید. البته ما اصرار نداریم که همه یک طور فکر کنند؛ اما برای کار سیاسی و درگیری سیاسی، حدّی قائل شوید و خطّ قرمزی بگذارید. بی‏حساب و کتاب با هم مبارزه نکنید که آن‏قدر مشغول شوید که به دشمن اجازه دهید این‏طور بیاید و داخلِ این میدانها بشود. سرِ این قضیه قانون مطبوعات و سرِ قضایای گوناگون دیگر، چه جنجال و چه دعوایی به راه افتاد! همه‏اش مسائل خطّ و خطوط! برای چه؟ برای این که قانونی در مجلس تصویب می‏شود! من به یک جریان سیاسی خاص اشاره نمی‏کنم؛ خطاب من به همه است. برای من، آن خطّ و این خط و هر خطّ سیاسی و سلیقه سیاسی دیگر، تفاوت نمی‏کند. برای من، مناط و ملاک، راه خدا و راه امام و راه اسلام و حفظ کشور و رعایت مصالح مردم و حفظ آینده کشور مطرح است. برای من فرقی نمی‏کند که فلان کس متعلق به خطّ «الف» است، فلان کس متعلّق به خط «ب» است. من به همه عرض می‏کنم؛ شما هم هشیار باشید.
آخرین جمله را هم به امام و مقتدای خودمان ولیّ‏عصر ارواحنافداه عرض کنیم: ای سیّد و مولای ما! پیش خدای متعال گواهی بده که ما در راه خدا تا آخرین نفس ایستاده‏ایم. بزرگترین آرزو و افتخار بنده این است که در این راهِ پُرافتخار و پُرفیض و پُربهجت، جان خودم را تقدیم کنم. ان‏شاءاللَّه خداوند متعال شما را موفّق و مؤیّد بدارد.

والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‏

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم تیر 1389ساعت 12:26  توسط   | 

21

مخالفت حقیقت جو با حجاب 
پس از کشف حجاب فریبا داوودی مهاجر نوبت به فاطمه حقیقت جو رسیده که به تمسخر حکم قرآنی حجاب بپردازد.

پس از کشف حجاب فریبا داوودی مهاجر نوبت به فاطمه حقیقت جو رسیده که به تمسخر حکم قرآنی حجاب بپردازد.

به گزارش شبکه ایران،فریبا داوودی مهاجر خبرنگار روزنامه های اصلاح طلب که در روز محاکمه عبدالله نوری با دعوت از خبرنگاران اصلاح طلب تظاهراتی در مقابل دادگاه ویژه روحانیت به راه انداخت، پس از فرار به خارج و پناه بردن به دامن آمریکایی ها هفته گذشته فیلمی از مصاحبه او با یکی از شبکه های لس آنجلسی پخش شد که در مقابل دوربین تلویزیون کشف حجاب کرد و از زنان ایرانی هم خواست که تجربه او را تکرار کنند..

به گزارش کیهان فاطمه حقیقت جو که شاگر مکتب داوودی مهاجر است پس از فرار به خارج ابتدا چادر را کنار گذاشت و با توصیه آمریکایی ها با کت و دامن در انظار عمومی ظاهر شد. اخیرا وی در مصاحبه ای با صدای آمریکا گفته است این تصور غلطی است که برخی فکر می کنند اگر زنی حجاب نداشت از دایره پاکدامنی و عفت خارج شده است. من زنان بسیاری را می شناسم که حجاب ندارند اما عفیف هستند حقیقت جو در این مصاحبه ادعا کرد طرح حجاب و عفاف که در ایران اجرا می شود با هدف مقابله با جنبش سبز است زیرا زنان بدحجاب عنصر حیاتی جنبش سبز هستند!

ساخت کلیپ "ساختگی" لو رفت
تکاپوی یک گروه مشکوک برای تحریک افکارعمومی با هوشیاری مردم ناکام ماند.کاپوی یک گروه مشکوک برای تحریک افکارعمومی با هوشیاری مردم ناکام ماند.به گزارش  جهان یک گروه مشکوک با تجهیزات فیملبرداری در خیابان بالاور یکی از خیابان‌های اطراف چهارراه ولیعصر تهران درصدد ساخت کلیپی با موضوع درگیری و اغتشاشات خیابانی بودند که با هوشیاری مردم وادار به فرار شدند.
این گروه پس از فیلمبرداری از تابلوی خیابان‌های اطراف چهارراه‌ ولیعصر، در یکی از کوچه‌های خلوت خیابان بالاور با چهره‌پردازی از یک جوان با سروصورت خونین و صحنه‌پردازی از زدو‌خورد به اصطلاح خیابانی درصدد فیلمبرداری برآمدند که با هوشیاری مردم محل و عابران در مواجهه به پرسش‌های آنان مجبور به فرار از خیابان شدند.
مراکز ذی‌صلاح با استفاده از اطلاعات مردمی درصدد شناسایی این گروه مشکوک هستند.

امشب؛ پخش مستند شيرين عبادي

امشب رسانه ملي در گزارشي مستند به رونمايي از چهره واقعي يکي از عناصر فتنه پس از انتخابات مي پردازد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران گفته مي‌شود چندين مستند در مورد حقايق ناگفته فتنه پس از انتخابات در رسانه ملي آماده پخش است.در مستندات روشنگري گذشته به چهره واقعي فاطمه حقيقت جو، فريبا داوودي مهاجر، علي افشاري، محسن سازگارا ،عطاءالله مهاجراني و مايل لدين (کارگردان آمريکايي فعال در امور ايران) پرداخته شده بود.

هاشمی رفسنجانی در مدیریت فتنه نقش ممتازی داشته است

 

دکتر غلامحسین الهام در گفت و گو با برنا در باره انتخابات سال گذشته مطالبی را مطرح کرد.
برخی قسمتهای مهم این مصاحبه به شرح زیر است:
هاشمی رفسنجانی در مدیریت فتنه نقش ممتازی داشته است اما نه تنها وی پاسخگوی این مسئولیت نشد و کسی از وی مواخذه نکرد، بلکه برخی با ایجاد فضای مناسب سعی کردند ایشان قهرمانانه مدیریت برون رفت را تدارک دیده و خودش دوباره قهرمان شود.
برخی اظهارات بی‌پایه برای تخریب جایگاه شورای نگهبان و شخصیت جنتی مطرح شده در حالی که آقای جنتی شخصیتی معنوی، دینی، انقلابی و انسان با صلابتی است.ایشان در انتخابات شورای نگهبان هیچ وقت نظر شخصی اش را نه در صلاحیت ها، نه در صحت و نه در بطلان انتخابات، تحمیل نکرده است و در دوره دبیری اش در شورای نگهبان انتخابات را نظام مند کرد و معاونت اجرایی انتخابات و همچنین دفاتر نظارتی را تاسیس و نحوه کارکرد انتخابات را نهادینه کرد و آن را از اتکا به اشخاص به یک سیستم ونظام تبدیل کرد.
هاشمی اگر اشتباه کرده صریحا باید این اشتباه را با مردم در میان بگذارد و اصلاح کند، اما این تغییر مبنا و روش را ما نمی بینیم؛ بلکه ایشان در حال فرصت سازی است تا زیر چتر نفوذ ایشان و سابقه ای که دارد، جریان فتنه خودش را بازسازی کند.

كروبي و موسوي بايد تقاص خون پسرم را بدهند

پدر شهيد «ميثم عبادي» از شهداي حوادث پس از انتخابات گفت: تقاص خون پسرم را از كروبي و موسوي مي‌خواهم و اين 2 نفر بايد تقاص پس بدهند.

اصغر عبادي در گفت‌وگو با باشگاه خبري فارس «توانا» اظهار داشت: شهيد ميثم يك سال قبل از شهادتش دانش‌آموز بود و از سال گذشته كه من توانايي كار كردن را نداشتم، ترك تحصيل كرد و براي امرار و معاش در يك توليدي، كار خياطي انجام مي‌داد.
وي ادامه داد: در جريان‌هاي پس از انتخابات رياست جمهوري، ميثم يك شب قبل از شهادتش براي خواهرانش از رويداد‌هاي آن روزها تعريف مي‌كرد؛ من هم در جريان فعاليت‌ها و حضور وي نبودم.

پدر شهيد ميثم عبادي ‌گفت: روزي كه آقاي احمدي‌نژاد در ميدان وليعصر (عج) سخنراني داشت، ميثم به همراه دوستش با اتوبوس به مترو ‌رفتند و از آنجا به سمت ميدان هفت تير حركت كردند. در آن محل مكاني براي استقرار نبود و آنها به طرف شمال خيابان وليعصر(عج) ‌رفتند.
وي بيان داشت: ساعت 6 بعدازظهر دخترم با ميثم تماس ‌گرفت و از وضعيت وي سؤال كرد و میثم به او گفت: «يك ساعت ديگر به خانه بر مي‌گردم».
عبادي ادامه داد: نزديك ساعت 10 شب بود و منتظر بوديم كه ميثم به خانه برگردد تا اينكه يكي از مأموران با تلفن همراه ميثم با ما تماس گرفت و گفت كه ميثم تير خورده است و اكنون در بيمارستان جواهري بستري است.
اصغر عبادی بيان داشت: فوراً آماده شديم تا خود را به بيمارستان جواهري برسانيم؛ مسير را به خوبي بلد نبوديم و ساعت 1 بامداد به بيمارستان رسيديم قبل از اينكه ما به بيمارستان جواهري برسيم، ميثم به شهادت رسيده بود و پساز گذراندن مراحلي در پزشكي قانوني و نيروي انتظامي، پيكر او را به ما تحويل دادند.
عبادي با بيان اينكه بر طبق اعلام پزشك قانوني يك تير از فاصله نزديك به ناحيه شكم شهيد ميثم شليك شده بود، داشت: تيري كه از اسلحه به سمت ميثم شليك شده بود، از نوع سلاح‌هاي سازماني ارتش، بسيج و انتظامي نبود و پوكه آن تير در محل حادثه پيدا شد كه پوكه كوچكي بود.
وي در خصوص فرزند 17 ساله خود كه آخرين فرزند خانواده‌ است، اظهار داشت: ميثم از نظر انسانيت و صداقت خيلي خوب بود و خصوصيات خوب وي قابل توصيف نيست.
عبادی در خصوص مقصر اصلي فتنه‌هاي اخير، گفت: دشمنان ايران هميشه بيدارند و در اين ميان يك عده از هموطنان ما اشتباه كردند و چشم ما را گريان گذاشتند. مگر فرزند من كه يك گارگر بود چه گناهي كرده بود كه بايد در سنين نوجواني از اين دنيا برود.
عبادي اضافه كرد: در اغتشاشات سال گذشته عده‌اي به دنبال منافع خودشان بودند كه به خيابان‌ها رفتند و عده‌اي از روي ناآگاهي همراه شدند و عده‌اي هم احساس مي‌كردند در آينده چيزي نصيبشان مي‌‌شود كه در اين جريان حضور پيدا كردند.
وي با بيان اينكه سران فتنه تا به حال قبول نكرده‌اند كه مقصر اصلي هستند، بيان داشت: خداوند، حق چشم‌هاي گريان ما را از مسببان اين حادثه خواهد گرفت.
وی با بيان اينكه اين افراد از سال گذشته تاكنون به فتنه‌هاي خود ادامه مي‌دهند، افزود: نمي‌دانم هدف افراد از اين كارها چيست؟ ولي بدانند كه آنها به هيچ نتيجه‌اي نخواهند رسيد.
وي توصيه خود را به سران فتنه اين گونه بيان داشت: موسوي زماني در مملكت ما زحمت كشيد ولي فرزندشان هيچ گاه در حوادث اينجنيني كشته نشده كه وضعيت فعلي ما را به درستي درك كنند.
عبادي با اشاره به اينكه وحدت ملت موجب پيروزي و پيشرفت مملكت مي‌شود، ادامه داد: ما 31 سال است كه در مملكت اسلامي زندگي مي‌كنيم و در اين سال‌ها چندين دوره انتخابات داشته‌ايم كه هيچ كدام چنين جنجالي نداشته‌اند.
وي با بيان اينكه دولت نبايد در مجازات اين افراد كوتاهي كند، اضافه كرد: اين افراد به مملكت ما اين همه ضرر زدند و دولت نبايد سكوت كند.
پدر میثم عبادی افزود: ما به اندازه كافي مورد تهاجم و ظلم دشمنان خارج از كشور قرار گرفته‌ايم و اين افراد نبايد در داخل كشور كارهايي را انجام دهند تا دشمنان از اين جريان سوء استفاده كنند.
عبادي با بيان اينكه تقاص خون پسرم را از كروبي و موسوي مي‌خواهم و اين 2 نفر بايد تقاص پس بدهند، اضافه كرد: اين افراد وعده‌‌هاي دروغين دادند و همراهي كردن با اين افراد فايده‌اي ندارد.
وي كه از خانواده شهداء و ايثارگران است، ادامه داد: «شهيد علي امامي» دايي شهيد ميثم در عمليات «كربلاي 5» و در منطقه شلمچه به شهادت رسيد و بنده در دوران دفاع مقدس مسئوليت حمل و نقل مهمات و تجهيزات جنگي را بر عهده داشتم و شهيد ميثم نيز آمادگي شهادت را داشت.
شهيد ميثم عبادي داراي دو برادر و سه خواهر و ساكن منطقه جنوب تهران بود.

خاتمی: به ميرحسين پيغام بدهيد ماجراجويي نكند

محمد خاتمی در جمع گروهی از اعضای افراطی تحکیم موسوم به "طیف علامه"، بار دیگر از اختلافات خود با موسوی پرده برداشت و از آنها برای کنترل موسوی کمک خواست.

محمدخاتمی در این جلسه که به منظور استمزاج افراطیون موسوم به طیف علامه از سران اصلاحات درباره اقدامات مناسب در سالگرد فتنه تشکیل شده، به اعضای جلسه گفته است که به موسوی درباره مخاطراتی که با درخواست مجوز و تهدیدات بعدی‌اش، برای هواداران ایجاد می کند پیغام داده ام.

خاتمی در توضیح چرایی این "نگرانی" خود گفته است: از یک طرف مطمئنم که با توجه به شرایط موجود نمی‌توان مانند سال گذشته جمعیت قابل توجهی را وسط میدان آورد و از طرف دیگر هم خبر دارم که آستانه تحمل نظام برای تحمل شلوغی دوباره بسیار پایین است.

رئیس بنیاد باران که چندی پیش هم در جمع اعضای مجمع روحانیون با دلایل مشابه نسبت به همراهی اعضای این تشکل با موسوی در ماجراجویی‌هایش هشدار داده بود، ادامه داده است که به آقای میرحسین پیغام دادم که این درخواست را و اقدامات بعدی مرتبط با آن را لغو کند.

اما خاتمی که گویا از پذیرش در خواست خود از سوی موسوی ناامید شده، به این گروه از دانشجویان گفته است که شما هم بروید با میرحسین جلسه بگذارید واز او بخواهید که دست از این ماجراجویی بردارد.

موسوی و کروبی:راهپیمایی نداریم

میرحسین موسوی و مهدی کروبی با صدور بیانیه مشترکی اعلام کردند که در سالگرد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری راهپیمایی برگزار نخواهد شد.

، این تصمیم پس از آن اتخاذ شد که نمایندگان معرفی شده به وزارت کشور برای پیگیری اخذ مجوز راهپیمایی 22 خرداد گزارش اقدامات و نتایج به دست آمده را به این دو اعلام کردند
موسوی و کروبی از طرفداران خود درخواست کرده اند در راهپیمایی سالگرد انتخابات شرکت نکنند.

چهار گروهک تروریستی از موسوی حمایت کردند

چهار گروهک ضد انقلابی از جمله گروهک‌های "کومله" و "دمکرات" که در مرزهای غربی ایران مشغول اقدامات تروریستی هستند، با صدور بیانیه‌ای از میرحسین موسوی اعلام حمایت کردند.

به دنبال اعتراض میرحسین موسوی به اعدام پنج تروریست عضو گروهک پژاک، چندین گروهک تروریستی همسو با پژاک، ضمن تحسین آقای موسوی به دلیل این اقدامش، حمایت از وی را در دستور کار خود قرار داده اند.

بر پایه این گزارش، چهار گروهک ضد انقلابی از جمله گروهک های "کومله" و "دمکرات" که در مرزهای غربی ایران مشغول اقدامات تروریستی هستند، طی جلسه ای که در دفتر سیاسی حزب دمکرات برگزار کردند، با صدور بیانیه‌ای از میرحسین موسوی اعلام حمایت کردند.

این گروهک ها با اشاره به روند رو به رشد مخالفت میرحسین با جمهوری اسلامی، بویژه پس از اعتراض میرحسین به اعدام اعضای گروهک پژاک، اهداف محوری خود را با موسوی مشترک و او را گزینه ای مطلوب برای حمایت دانسته اند.

گفتنی است، میرحسین موسوی و همسرش ماه گذشته با صدور بیانیه های اعدام پنج تروریست عضو گروهک پژاک را "ناعادلانه" خواندند و به اجرای حکم قصاص درباره آنان اعتراض کردند

خاتمی: به ميرحسين پيغام بدهيد ماجراجويي نكند
محمد خاتمی در جمع گروهی از اعضای افراطی تحکیم موسوم به "طیف علامه"، بار دیگر از اختلافات خود با موسوی پرده برداشت و از آنها برای کنترل موسوی کمک خواست.
، محمدخاتمی در این جلسه که به منظور استمزاج افراطیون موسوم به طیف علامه از سران اصلاحات درباره اقدامات مناسب در سالگرد فتنه تشکیل شده، به اعضای جلسه گفته است که به موسوی درباره مخاطراتی که با درخواست مجوز و تهدیدات بعدی‌اش، برای هواداران ایجاد می کند پیغام داده ام.
خاتمی در توضیح چرایی این "نگرانی" خود گفته است: از یک طرف مطمئنم که با توجه به شرایط موجود نمی‌توان مانند سال گذشته جمعیت قابل توجهی را وسط میدان آورد و از طرف دیگر هم خبر دارم که آستانه تحمل نظام برای تحمل شلوغی دوباره بسیار پایین است.
رئیس بنیاد باران که چندی پیش هم در جمع اعضای مجمع روحانیون با دلایل مشابه نسبت به همراهی اعضای این تشکل با موسوی در ماجراجویی‌هایش هشدار داده بود، ادامه داده است که به آقای میرحسین پیغام دادم که این درخواست را و اقدامات بعدی مرتبط با آن را لغو کند.
اما خاتمی که گویا از پذیرش در خواست خود از سوی موسوی ناامید شده، به این گروه از دانشجویان گفته است که شما هم بروید با میرحسین جلسه بگذارید واز او بخواهید که دست از این ماجراجویی بردارد.

مسئول کانون رهپویان وصال شیراز نسبت به اطلاعیه و محکومیت میرحسین موسوی از اعدام دو عامل بمب گذاری حسینیه سیدالشهدء به شدت انتقاد کرد.

حجت الاسلام انجوی نژاد در جلسه هفتگی کانون فرهنگی رهپویان با اشاره به اطلاعیه و محکومیت میرحسین موسوی از اعدام دو عامل بمب گذاری حسینیه سیدالشهدا گفت: «پدر شهیدان انتظامی به نمایندگی از خانواده محترم شهدای رهپویان این شکایت را  به علت حمایت ایشان از دو  عامل بمب گذاری حسینیه سیدالشهدا ، کتبا و رسما به دستگاه قضایی اعلام کردند و ایشان مرا مدیون کرده اند که حتما این مطلب را اعلام کنم.»

وی ضمن انتقاد از رفتار سران فتنه نسبت به موضع گیریشان بیان کرد که سه سال است که که فریاد میزنیم چرا مجازات این افراد که در بمب گذاری نقش داشته اند طول کشیده  و اکنون پس طی مراحل قانونی مجازاتشان انجام شده و بعد اینها محکوم می کنند.

مسئول کانون فرهنگی رهپویان وصال با مخاطب قرار دادن میرحسین موسوی افزود: «اول تحقیق کنید بعد اعلامیه بدهید و محکوم کنید.»

انجوی نژاد با اشاره به موضع گیری فرماندار محترم شیراز نسبت به این بیانیه و دفاع از حق خانواده شهدای رهپویان از ایشان تشکر و قدردانی کردند

بیانیه مهم کروبی و موسوی در آستانه ۲۲ خرداد

میرحسین موسوی و مهدی کروبی طی بیانیه مشترکی اعلام کردند که راهپیمایی 22 خرداد برگزار نخواهد شد.

در این بیانیه آمده است: «در حالی که 48 ساعت به زمان پیش بینی شده برای راهپیمایی باقی نمانده است با عنایت به گزارش نمایندگان احزاب اصلاح طلب و نیز جهت حفظ جان و مال مردم اعلام می‌داریم راهپیمایی پیش بینی شده برگزار نخواهد شد.»
پیش از این هشت حزب اصلاح‌طلب از وزارت کشور درخواست کرده بودند تا مجوز برگزاری راهپیمایی را در سالگشت انتخابات ریاست جمهوری دهم صادر نماید.
مهدی کروبی و میرحسین موسوی در بیانیه خود تاکید کرده‌اند که درخواست احزاب اصلاح‌طلب تاکنون بی پاسخ مانده است

 

شهربانو امانی، درخواست مجوز راهپیمائی 22 خرداد را امضا کرد

به گزارش عصر امید ، تعدادی از احزاب اصلاح طلب در درخواستی که به امضای سران آن رسیده است ، برای روز 22 خرداد تقاضای برگزاری راهپیمائی نموده اند. در بین این امضا ها امضای نماینده سابق ارومیه یعنی خانم امانی دیده می شود. این نماینده اغفال شده سابق مجلس هیچ سنخیتی با دیدگاههای مردم ارومیه نداشته و ندارد و سوء استفاده ایشان از بیان کلمه ارومیه و ارومیه ایها و آذربایجان مایه شرمندگی می باشد.

مردم ارومیه سال گذشته از نظر تعداد راهپیمائیها در حمایت از ولایت فقیه رکورد بلامنازع زد و در واقع هر هفته در ارومیه تظاهرات بر ضد سران فتنه برگزار می شد.

يك خبر موثق حكايت از آن دارد كه درخواست مجوز براي راهپيمايي 22خرداد كه از سوي چند گروه مدعي اصلاحات به وزارت كشور ارائه گرديده با هدف و انگيزه رد اين درخواست تهيه شده است و سران فتنه اگرچه مطمئن بوده و هستند كه با درخواست آنها موافقت نمي شود ولي اين نگراني جدي را نيز دارند كه مبادا وزارت كشور با اين درخواست موافقت كند و بار ديگر خالي بودن دست آنها از هوادار به نمايش گذارده شود.
براساس يك گزارش كاملا موثق چند روز قبل موسوي و كروبي و خاتمي براي اتخاذ تصميم درباره 22 خرداد و چگونگي عبور از آن با يكديگر ملاقات كردند. در اين ملاقات اظهارنظرهاي متفاوت و متضاد گروه هاي حامي فتنه در خارج از كشور و برخي از دنباله هاي داخلي آنها مورد بحث قرار گرفت. تعدادي از حاميان بيروني معتقد بودند كه هرگونه اقدام آشكاري نظير حركت هاي خياباني، با توجه به كمبود چشمگير هوادار، مي تواند ادعاي فراگيري جنبش- بخوانيد فتنه- سبز را زير سؤال ببرد و ضربه ديگري علاوه بر 9 دي و 22 بهمن درپي داشته باشد- اخيرا به 14 خرداد نيز به عنوان يك شكست بزرگ ديگر براي- به اصطلاح- جنبش سبز اشاره مي كنند- و درمقابل اين ديدگاه، برخي از سايت هاي بيروني و حامي فتنه گران نيز، يك اقدام حداقلي براي نشان دادن حضور خود را ضروري مي دانستند. موسوي و كروبي و خاتمي در نشست مشترك خود- ابتدا موسوي و كروبي با يكديگر و سپس با خاتمي- نهايتا به اين نتيجه مي رسند كه در صورت اعلام راهپيمايي، اين حركت به علت فقدان هوادار درخور توجه شكست ديگري براي آنها تلقي شده و به انزواي بيشتر آنان منجر خواهد شد و از سوي ديگر چنانچه هيچ اقدامي صورت ندهند، نيز نشانه آن است كه خود به پايان عمر سياسي خويش اعتراف كرده اند و نهايتا با پيشنهاد خاتمي قرار مي شود، تعدادي از گروه هاي مدعي اصلاحات طي نامه مشترك و يا نامه هاي جداگانه از وزارت كشور براي راهپيمايي در روز 22 خرداد تقاضاي مجوز كنند و از آنجا كه به طور قطع و يقين وزارت كشور با اين درخواست مخالفت مي كند، بعد از اعلام مخالفت وزارت كشور، بيانيه اي تهيه كرده و اعلام كنند براي پيشگيري از سركوب هواداران به بهانه غيرقانوني بودن راهپيمايي، از انجام اين راهپيمايي در روز 22 خرداد منصرف شده ايم! خاتمي در ادامه توضيح مي دهد كه با اجراي اين طرح، اولا؛ در نگاه مردم به عنوان افراد قانون گرا(!!) معرفي مي شويم و ثانيا، پديده سرخوردگي و ريزش هواداران جنبش پوشيده باقي مي ماند و مي توانيم اعلام كنيم كه هواداران زيادي داريم ولي براي جلوگيري از سركوب آنها، حاضر به انجام راهپيمايي در 22 خرداد نشده ايم!
پيشنهاد خاتمي كه قبلا در جمع اختصاصي آنها و بعد از چند جلسه بحث و گفت وگو تهيه شده بود در نهايت با موافقت موسوي و كروبي روبرو مي شود. اما موسوي با نگراني مي پرسد: اگر نظام با راهپيمايي موافقت كرده و مجوز بدهد چي؟! در آن صورت بايد افرادي را به ميدان بياوريم و از آنجا كه چنين امكاني در اختيار نداريم و افراد بسيار اندكي حاضر به حضور در راهپيمايي خواهند شد، باز هم جنبش با ضربه جديدي روبرو مي شود و خاتمي به وي اطمينان مي دهد كه هرگز وزارت كشور مجوز صادر نمي كند و بالاخره براي محكم كاري بيشتر تصميم گرفته مي شود كه گروه هاي اصلاح طلب درخواست مجوز را به گونه اي ناقص- بدون ذكر كامل هويت گروهي و مسائل ديگري از اين دست- تهيه كرده و به وزارت كشور بدهند تا همين نواقص موجود در درخواست نيز بهانه ديگري براي رد درخواست آنها باشد و... سرانجام تصميم ياد شده به گروه هاي مدعي اصلاحات اعلام مي شود و آنها درخواست مجوز براي راهپيمايي 22 خرداد را به وزارت كشور تسليم مي كنند.
اكنون بايد منتظر بخش بعدي پروژه ياد شده بود. طي چند روز آينده سران فتنه بيانيه اي صادر كرده و در آن اعلام خواهند كرد كه چون وزارت كشور مجوز راهپيمايي نداده است براي پيشگيري از سركوب هواداران جنبش سبز(!!) در روز 22 خرداد هيچگونه راهپيمايي و تحرك خياباني نخواهيم داشت!!

موسوی و کروبی  چوب دو سر ... و بازی باخت باخت

آقای موسوی و آقای کروبی که در محافل بیگانه به رهبران مخالف جمهوری اسلامی مشهورند، در این بیانیه که ساعتی پیش منتشر شد،  از درخواستی که اردیبهشت ماه برای راهپیمایی در روز 22 خرداد مطرح کرده بودند، صرف نظر کردند.
آنان علت لغو این راهپیمایی را "گزارش نمایندگان احزاب اصلاح طلب" و آنچه "حفظ جان و مال مردم" نامیده، دانسته اند: اکنون در حالی که ۴۸ ساعت به زمان پیش بینی شده برای راهپیمایی باقی نمانده است با عنایت به گزارش نمایندگان احزاب اصلاح طلب و نیز جهت حفظ جان و مال مردم اعلام می داریم راهپیمایی پیش بینی شده برگزار نخواهد شد!
میرحسین و کروبی که پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم بدون توجه به قانون اساسی و رای مردم، با دشمن همسو شدند و به هواداران خود فرمان ایجاد ناآرامی در کشور را دادند، در ادامه این بیانیه هواداران را از آشوب پرهیز داده و به آنچه "مجاری کم هزینه تر و موثرتر" نامیدند، دعوت کرده اند: از مردم و معترضان می خواهیم خواسته و مطالبات به حق خود را از مجاری کم هزینه تر و موثرتری دنبال کنند.
موسوی و کروبی، همچنین اغتشاشات پرهزینه سال گذشته را که منجر به زخمی و کشته شدن صدها هموطن شد، راهپیمایی و حضور مسالمت آمیز دانسته اند.
اما آنان در حالی از لغو راهپیمایی مطرح شده سخن گفته اند که بزرگترین دغدغه سران داخلی و خارجی جریان فتنه از زمان مطرح شدن موضوع راهپیمایی در سالگرد انتخابات ریاست جمهوری دهم، ناتوانی در احیای فتنه و آشوب های سال گذشته اعلام شده است؛ به طوری که حتی بخشی از محافل خارج نشین حامی موسوی و کروبی، روز 22 خرداد را هم مثل دیگر مناسب های چند ماه اخیر مایه آبروریزی برای جریان مخالف نظام تعبیر می کردند.
شاید از همین رو بود که محمد خاتمی هم اخیرا در جلسه ای که به منظور استمزاج افراطیون موسوم به طیف علامه از سران اصلاحات درباره اقدامات مناسب در سالگرد فتنه تشکیل شد، به اعضای جلسه گفت که به موسوی درباره مخاطراتی که با درخواست مجوز و تهدیدات بعدی‌اش، برای هواداران ایجاد می کند پیغام داده ام.
خاتمی در توضیح چرایی این "نگرانی" خود گفته است: از یک طرف مطمئنم که با توجه به شرایط موجود نمی‌توان مانند سال گذشته جمعیت قابل توجهی را وسط میدان آورد و از طرف دیگر هم خبر دارم که آستانه تحمل نظام برای تحمل شلوغی دوباره بسیار پایین است.
 لبته سخن گفتن درباره مرگ فتنه سال گذشته،  بویژه پس از راهپیمایی های میلیونی روز 9 دی ماه و 22 بهمن آغاز شد که بعد از ناتوانی در ایجاد آشوب در مناسبت های وعده داده شده، پررنگ تر شد.
با این حال، موسوی و کروبی در پایان بیانیه امروز خود تلاش کرده اند که مانع از گسترش این تحلیل در میان هواداران باقیمانده خود و ایجاد فضای ناامیدی در میان آنان شوند.
این دو مدعی شده اند که جریان فتنه همچنان زنده و نشانه آن اعتراضاتی است که وجود دارد: علیرغم ادعاهای کرکننده رسانه به اصطلاح ملی صدا و سیما و مطبوعات حامی دولت مبنی بر تحلیل رفتن نیروهای جنبش اعتراضی مردم ایران، خود دست اندکاران و سیاستگذاران بیش از هر کس به این نکته واقفند که جنبش زنده است و افتخار واقعی از آن کسانی ست که علیرغم همه تهدیدها و مخاطرات، نا امنی ها، علم به عواقب احتمالی مالی و جانی هنوز از اعتراض بحقشان دست نکشیده اند.
   با توجه به واقعیات موجود و ریزش شدیدی که از سال گذشته دامن جریان فتنه را گرفته است، "سران فتنه برای پیش دستی از این رسوایی جدید(عدم استقبال هوادارانشان و قطعیت یافتن پاسخ منفی طیف های مرتبط با ایشان به فراخوان حضور در مراسم 22 خرداد) و علنی شدن دوباره فقدان جایگاه مردمی ایشان، بنا گذاشته‌اند که پس از تعیین ضرب الاجلی به استانداری تهران و وزارت کشور برای صدور مجوز راهپیمایی، روز پنجشنبه با بهانه قراردادن صادر نشدن مجوز، در اطلاعیه‌ای لغو این مراسم را اعلام کنند."
بر این اساس، به نظر می رسد تبلیغات گسترده ای هم که در هفته های اخیر از سوی محافل رسانه ای و بویژه اینترنتی بیگانه برای کشاندن آشوبگران به خیابان ها صورت گرفته، اثرگذاری خود را از دست داده باشد تا روزی که از آن به عنوان "آخرین فرصت فتنه 88" برای زنده ماندن یاد می شد،  مهر تاییدی بر نظریه "مرگ فتنه" شود

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم خرداد 1389ساعت 14:43  توسط   | 

20

سران فتنه: واي به حالمان اگر وزارت كشور موافقت كند!!

يك خبر موثق حكايت از آن دارد كه درخواست مجوز براي راهپيمايي 22خرداد كه از سوي چند گروه مدعي اصلاحات به وزارت كشور ارائه گرديده با هدف و انگيزه رد اين درخواست تهيه شده است و سران فتنه اگرچه مطمئن بوده و هستند كه با درخواست آنها موافقت نمي شود ولي اين نگراني جدي را نيز دارند كه مبادا وزارت كشور با اين درخواست موافقت كند و بار ديگر خالي بودن دست آنها از هوادار به نمايش گذارده شود.

براساس يك گزارش كاملا موثق چند روز قبل موسوي و كروبي و خاتمي براي اتخاذ تصميم درباره 22 خرداد و چگونگي عبور از آن با يكديگر ملاقات كردند. در اين ملاقات اظهارنظرهاي متفاوت و متضاد گروه هاي حامي فتنه در خارج از كشور و برخي از دنباله هاي داخلي آنها مورد بحث قرار گرفت. تعدادي از حاميان بيروني معتقد بودند كه هرگونه اقدام آشكاري نظير حركت هاي خياباني، با توجه به كمبود چشمگير هوادار، مي تواند ادعاي فراگيري جنبش- بخوانيد فتنه- سبز را زير سؤال ببرد و ضربه ديگري علاوه بر 9 دي و 22 بهمن درپي داشته باشد- اخيرا به 14 خرداد نيز به عنوان يك شكست بزرگ ديگر براي- به اصطلاح- جنبش سبز اشاره مي كنند.

درمقابل اين ديدگاه، برخي از سايت هاي بيروني و حامي فتنه گران نيز، يك اقدام حداقلي براي نشان دادن حضور خود را ضروري مي دانستند. موسوي و كروبي و خاتمي در نشست مشترك خود- ابتدا موسوي و كروبي با يكديگر و سپس با خاتمي- نهايتا به اين نتيجه مي رسند كه در صورت اعلام راهپيمايي، اين حركت به علت فقدان هوادار درخور توجه شكست ديگري براي آنها تلقي شده و به انزواي بيشتر آنان منجر خواهد شد و از سوي ديگر چنانچه هيچ اقدامي صورت ندهند، نيز نشانه آن است كه خود به پايان عمر سياسي خويش اعتراف كرده اند و نهايتا با پيشنهاد خاتمي قرار مي شود، تعدادي از گروه هاي مدعي اصلاحات طي نامه مشترك و يا نامه هاي جداگانه از وزارت كشور براي راهپيمايي در روز 22 خرداد تقاضاي مجوز كنند و از آنجا كه به طور قطع و يقين وزارت كشور با اين درخواست مخالفت مي كند، بعد از اعلام مخالفت وزارت كشور، بيانيه اي تهيه كرده و اعلام كنند براي پيشگيري از سركوب هواداران به بهانه غيرقانوني بودن راهپيمايي، از انجام اين راهپيمايي در روز 22 خرداد منصرف شده ايم!

خاتمي در ادامه توضيح مي دهد كه با اجراي اين طرح، اولا؛ در نگاه مردم به عنوان افراد قانون گرا(!!) معرفي مي شويم و ثانيا، پديده سرخوردگي و ريزش هواداران جنبش پوشيده باقي مي ماند و مي توانيم اعلام كنيم كه هواداران زيادي داريم ولي براي جلوگيري از سركوب آنها، حاضر به انجام راهپيمايي در 22 خرداد نشده ايم!

پيشنهاد خاتمي كه قبلا در جمع اختصاصي آنها و بعد از چند جلسه بحث و گفت وگو تهيه شده بود در نهايت با موافقت موسوي و كروبي روبرو مي شود. اما موسوي با نگراني مي پرسد: اگر نظام با راهپيمايي موافقت كرده و مجوز بدهد چي؟! در آن صورت بايد افرادي را به ميدان بياوريم و از آنجا كه چنين امكاني در اختيار نداريم و افراد بسيار اندكي حاضر به حضور در راهپيمايي خواهند شد، باز هم جنبش با ضربه جديدي روبرو مي شود و خاتمي به وي اطمينان مي دهد كه هرگز وزارت كشور مجوز صادر نمي كند و بالاخره براي محكم كاري بيشتر تصميم گرفته مي شود كه گروه هاي اصلاح طلب درخواست مجوز را به گونه اي ناقص- بدون ذكر كامل هويت گروهي و مسائل ديگري از اين دست- تهيه كرده و به وزارت كشور بدهند تا همين نواقص موجود در درخواست نيز بهانه ديگري براي رد درخواست آنها باشد و... سرانجام تصميم ياد شده به گروه هاي مدعي اصلاحات اعلام مي شود و آنها درخواست مجوز براي راهپيمايي 22 خرداد را به وزارت كشور تسليم مي كنند.

اكنون بايد منتظر بخش بعدي پروژه ياد شده بود. طي چند روز آينده سران فتنه بيانيه اي صادر كرده و در آن اعلام سبز خواهند كرد كه چون وزارت كشور مجوز راهپيمايي نداده است براي پيشگيري از سركوب هواداران جنبش (!!) در روز 22 خرداد هيچگونه راهپيمايي و تحرك خياباني نخواهيم داشت!!

فرمانده انتظامی تهران بزرگ از اجرای مانور ارتقای امنیت در پایتخت خبر داد

سردار حسین ساجدی‌نیا در گفت‌وگو با ایسنا، در رابطه با دلیل حضور نیروهای پلیس در خیابان‌های انقلاب و آزادی اظهار کرد: از ساعت 9 صبح امروز نیروهای عملیاتی پلیس تهران بزرگ در یک تمرین عملیاتی به منظور ارتقای امنیت جامعه حضور یافتند تا میزان آمادگی نیروها از جهت سرعت و دقت در ماموریت‌ها سنجیده شود.

وی ادامه داد: خوشبختانه ظرف 20 دقیقه ماموران در محل ماموریت حضور یافتند که این موضوع نشان دهنده چابکی و سرعت عمل نیروهای پلیس است.
فرمانده انتظامی تهران بزرگ با اشاره به اینکه ماموران پلیس امروز تا ساعت 12 ظهر در محل‌های موردنظر در خیابان‌ انقلاب و برخی میادین اصلی پایتخت مستقر هستند تصریح کرد: تمرین عملیاتی امروز برای مواقع خاص که نیاز به حضور پلیس است انجام می‌شود.

بزرگداشت شهداي مقابله‌كننده با فتنه از سوي نمايندگان مجلس
عضو كميسيون فرهنگي مجلس از برگزاري مراسم بزرگداشت شهداي مقابله‌كننده با جريان فتنه توسط نمايندگان ملت در تيرماه خبر داد.
حجت‌الاسلام حميد رسائي نماينده مردم تهران و عضو فراكسيون انقلاب مجلس شوراي اسلامي امروز چهارشنبه در حاشيه تجديد ميثاق نمايندگان با آرمان‌هاي بنيان‌گذار انقلاب اسلامي در جمع خبرنگاران با اعلام اين خبر، گفت: با توجه به اينكه نزديك به سالگرد ايام فتنه و كودتاي مخملي شكست خورده پس از انتخابات رياست جمهوري دهم هستيم و در طول اين مدت از افرادي كه در مقابله با اين جريان تلاش كردند و حتي برخي از آنان جان خود را در دفاع از ولايت از دست دادند متاسفانه به خوبي از آنان تجليل نشد، جمعي از نمايندگان ملت قصد دارند، مراسم بزرگداشت شهداي مقابله ‌كننده با جريان فتنه را برگزار كنند.
وي در عين حال زمان مكان قطعي اين مراسم بزرگداشت را به دليل نهايي نشدن اعلام نكرد اما اضافه كرد كه مراسم بزرگداشت شهداي مقابله‌ كننده با جريان فتنه و كودتاي مخملي شكست ‌خورده پس از انتخابات رياست جمهوري دهم در تير ماه در يكي از مساجد تهران برگزارمي‌شود.
رسائي ادامه داد: اين مراسم به منظور تجليل از جايگاه شهادت، دفاع از ولايت و به خصوص تجليل از مقام و منزلت كساني برگزار مي‌شود كه با تير بي‌بصيرتي خواص مردود شده به مقام رفيع شهادت نائل شدند.
وي با اشاره به ديدار روز گذشته نمايندگان با رهبر معظم انقلاب، اظهار داشت: در اين ديدار رهبر انقلاب به حضور آگاهانه و همراه با بصيرت مردم طي سال گذشته تاكيد و به نمايندگان يادآور شدند كه شما نمايندگان چنين ملتي بايد باشيد! از اين رو فكر مي‌كنيم كه شهدايي كه براي مقابله با جريان فتنه جان خود را از دست دادند و خانواده‌هاي آنها كه طي سال گذشته داغدار شده‌اند به منظور حفظ مصالح انقلاب در طول اين دوران، اين مظلوميت‌ها را تحمل كرده‌اند.
عضو فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس هم چنين، ابراز اميدواري كرد كه در اين مراسم اقشار مختلف مردم، مسئولين، گروه‌ها، شخصيت‌ها و همه كساني كه در مسير ولايت با تمام وجود حركت كرده و در اين مسير ايستادگي مي‌كنند، حضور پيدا كنند.
وي با بيان اينكه از خانواده شهداي مذكور تجليل مي‌شود، اين نكته را هم يادآور شد كه در اين مراسم از ميهمان ويژه‌اي كه در راستاي دفاع از ولايت از عنصر صبر و بصيرت در ايام فتنه و پس از آن بهره برد قدرداني مي‌شود.

وقتی جلبک وهمجنس باز و فاحشه و بهایی و.... هم عقیده می شوند!!

بیاد یه فرض باطل بکنیم آقای موسوی!!!

بزنه و خر بابابزرگ من بیفته و بمیره و جنبش گل و گشاد شما، به قدرت برسه!!

به نظر شما با این حجم انبوه عقاید مختلف، در تشکیل حکومت یه موقع دچار مشکل نشی!!

یه موقع همجنس باز نیاد موقع تشکیل حکومت بگه :" حاجی انا شریک

تحریم سخت ایران یا قرص آرام بخش برای آمریكا و فتنه گران؟!
رسانه های آمریكایی و صهیونیستی دیروز همزمان با بررسی قطعنامه تحریمی جدید در شورای امنیت، تاثیر این قطعنامه بر جمهوری اسلامی ایران را به چالش كشیدند.
این در حالی است كه هیلاری كلینتون دیروز مدعی شد ایران با مهم ترین تحریم ها روبرو خواهد شد. همزمان با كلینتون، رابرت گیتس وزیر دفاع آمریكا در لندن گفت: استراتژی ما در قبال ایران استفاده از دیپلماسی و فشار برای گوشزد كردن لزوم تغییر مسیر آن كشور از مسیر اشتباهی است.
با وجود این اظهارات، سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی در ارزیابی اقدام جدید آمریكا نوشت: كارشناسان براین باورند كه تحریم های جدید نخواهند توانست ایران را از ادامه برنامه هسته ای باز دارند. قطعنامه جدید حتی اگر به طور كامل تصویب شود و حتی اگر به طور كامل توسط همه كشورهای جهان اجرا شود، قادر نخواهد بود حكومت ایران را از ادامه شتاب فعالیت هسته ای بازدارد. ولی ارزش روانی و سیاسی دارد و احساس انزوا را القا می كند(!؟)
شبكه بی بی سی انگلیس نیز در ارزیابی تحریم های جدید گفت: بیش از 4 سال از زمانی كه شورای امنیت برای اولین بار قطعنامه ای در ارتباط با برنامه اتمی ایران صادر كرد، می گذرد. 3 قطعنامه قبلی در سال های 2006، 2007 و 2008 تصویب شده بود كه نتوانست ایران را از بخش های حساس برنامه هسته ای اش منصرف كند. تحریم تازه در واقع ادامه همان تحریم هاست و بار دیگر از آنچه آمریكا و متحدانش می خواستند خفیف تر است. متقابلاً ایران نشان داده كه در برابر فشارها مقاومت زیادی دارد.
بی بی سی از قول یك عضو موسسه تحقیقاتی «رند» در واشنگتن اعلام كرد: قطعنامه اخیر چندان هم قوی نیست و بیشتر از نظر نمادین مهم است. نمی توان گفت قطعنامه و تحریم باعث تضعیف ایران یا تضعیف اراده او در ادامه برنامه اتمی می شود.
روزنامه آمریكایی واشنگتن پست هم با اشاره به اینكه برای اولین بار چند عضو شورای امنیت نظیر تركیه و برزیل و لبنان علناً با تحریم ها مخالفت كرده اند، نوشت: اختلاف در شورای امنیت و مخالفت با تحریم جدید ایران بسیار شدید است. البته از آن طرف جمهوری اسلامی با بی اعتنایی به خواسته غرب درباره توقف غنی سازی، به فعالیت هسته ای خود ادامه می دهد.
واشنگتن پست نوشت: ایران با دیپلماسی خیره كننده خود در برابر فشار غرب ایستادگی می كند. این دیپلماسی از بروكسل تا توكیو امتداد یافته است.
روزنامه آمریكایی اضافه كرد: ایرانی ها همچنین با تغییر سیاست به سمت افزایش خودكفایی اقتصادی روی آورده اند و در مجامع بین المللی نیز جایگاهی برای خود دست و پا كرده اند. توانایی ایران در حوزه دیپلماسی نشانه زیركی ایران و متقابلاً نقصان آمریكا در برابر بازیگران جهانی است و با كمك ایران، واشنگتن را به چالش می كشند.
در حالی كه فشار بر كشتیرانی ایران بخشی از تحریم های مورد نظر را شامل می شود، روزنامه نیویورك تایمز برای دومین بار با عصبانیت تاكید كرد كه كشتیرانی جمهوری اسلامی ایران هم اكنون فشار آمریكا را دور زده است.
نیویورك تایمز تاكید كرد: ایران با تغییر نام مالكیت برخی كشتی های خود، این كشتی ها را در شبكه ای از اروپا تا آسیا گسترده و پنهان ساخته است. ایران برای اینكه از آمریكا یك قدم جلوتر باشد، از یك رشته ترفندها استفاده كرده است. نه فقط شامل تغییر پرچم و نام كشتی بلكه مالكان و مدیران آنها هم می شود. این باعث شده است كه فهرست سیاه آمریكا تا حدودی كارایی اش را از دست بدهد.
براساس این گزارش 73 كشتی خطوط كشتیرانی ایران تحت مالكیت یا كنترل شركت هایی هستند كه در فهرست سیاه آمریكا قرار ندارند و این در حالی است كه به جز در مورد 10 كشتی، وجود ارتباط میان صاحبان جدید و مالك قبلی كشتی ها یعنی خطوط كشتیرانی ایران ثابت شده است.
برخی خبرها حاكی از آن است كه صدور قطعنامه علیه ایران بیشتر جنبه تسكین و آرام بخشی برای زمامداران سرخورده آمریكا از یك سو، و بازسازی روحیه از هم پاشیده فتنه گران در ایران از سوی دیگر دارد.

رقیب ناكام آرای باطله این بار گفت قانون اساسی كج است! (خبر ویژه)
نفر پنجم انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته كه حتی نتوانست به اندازه آراء باطله رای جمع كند، گفت: قانون اساسی حتماً ایراداتی دارد و من بارها گفته ام یك كتاب است كه ایراد ندارد و آن قرآن است و آن هم ما مسلمان ها می گوییم، شاید غیرمسلمان به همین قرآن ما هم ایراد بگیرد.
كروبی در گفت وگو با سایت ضدانقلابی روزنت همچنین با اذعان به اینكه حضور آشوب طلبان «كمتر» شده و فتنه گران به نتیجه ای دست نیافته اند گفت: نباید در هر جنبشی به دنبال موفقیت آنی و لحظه ای بود، چه بسا كه باد آورده را باد می برد.
وی كه علی الدوام به خاطر حماقت ها و خیانت هایش مورد حمایت مقامات آمریكایی قرار داشته، گفت معتقدم علی رغم تمام وقایعی كه میان ایران و آمریكا رخ داده، باید رابطه برقرار شود.
این در حالی است كه وی همزمان در گفت وگو با سایت العربیه (العبریه) تصریح كرد: من طرفدار رابطه با آمریكا نیستم اما اصراری هم به دشمنی با آن ندارم. واقعیت این است كه ما از تحریك و دشمنی آمریكا سودی نمی بریم اما همزمان عقیده داریم آمریكا در منطقه خلیج فارس به دنبال گسترش سلطه خود است.
كروبی توضیح نداد كه چرا همین دولت سلطه طلب از فتنه سبز و شخص وی حمایت می كند و آنها را مبارزان راه آزادی و دموكراسی معرفی می نماید.
وی در عین حال با عقب نشینی از برخی اظهارات فاقد سند و خائنانه خود علیه جمهوری اسلامی درباره ادعای شكنجه و تجاوز گفت: من آنجا نبودم كه ببینم و من گفتم كه عده ای به سراغ من آمده اند و چنین گفته اند. به محض اطلاع سراغ آن افراد رفتند و آنها هم ترسیدند و فرار كردند یا ساكت شدند.
كروبی اگر چه چند هفته پیش تلاش كرده اعدام 5 عضو گروهك های تروریستی تندر و پژاك را به انتخابات نسبت دهد و از تروریست ها حمایت كند اما این بار تصریح كرد این افراد هیچ ارتباطی با من نداشتند و همه آنها ماه ها قبل از انتخابات در زندان بودند. من اطلاع دقیقی از فرآیند پرونده و حكم دادگاه اعدام شدگان ندارم(!) اما مطمئن هستم اصول انسانی در زمان اعدام آنها رعایت نشد.
این عنصر قدرت طلب و ساده لوح توضیح نداد كه با وجود بی اطلاعی از محتوای دادگاه، چرا از تروریست ها دفاع كرده است.
اظهارات كروبی درباره ایراددار بودن قانون اساسی و اینكه قرآن هم از نگاه مسلمان ها فاقد ایراد است، حاوی نكته ظریفی است و آن اینكه برخی حامیان وی در انتخابات گذشته از جمله آقای سروش كه چند قدم در انحطاط و سقوط از كروبی جلو زده اند، وارد حریم قرآن هم شده و ادعاكرده اند قرآن نه وحی الهی بلكه - نعوذبالله- تجربیات شاعرانه پیامبر(ص) و بنابراین نامقدس است. و البته كروبی اگر چه هنوز جرئت ندارد این موضع سخیف برخی حامیان خود را تكرار كند اما در عمل به سمت نفی و انكار برخی آیات الهی میل كرده است كه نظیر آن را در حمایت از عناصر محارب و مفسد فی الارض، دوستی با دشمنان علنی اسلام و قرآن، نفاق پیشه كردن و نقاب خیرخواهی و اصلاح طلبی بر چهره بستن، شایعه پراكنی و یأس آفرینی و فتنه گری، تأسیس مسجد ضرار در پوشش روزنامه و حزب و... جست و جو كرد.
كروبی در اظهارات تازه خود روشن نكرده كه به كدام قسمت از قانون اساسی ایراد دارد؟ جمهوریت و حاكمیت رای مردم، اسلامی بودن نظام، تاكید بر استقلال كشور یا...؟

خیمه شب بازی در «زیرزمین آن لاین»!
دو تن از سران فتنه ضمن ترتیب دادن یك مصاحبه زیرزمینی، اسم آن را كنفرانس خبری مشترك با خبرنگاران گذاشتند.
سایت های كلمه و سحام نیوز روز سه شنبه مدعی شدند: كروبی و موسوی در كنفرانس خبری مجازی با میزبانی «كلمه» شركت كرده و به سؤالات آن لاین و آف لاین سایت های ادوارنیوز، امروز، نوروز، جرس، كلمه، سحام نیوز و میزان (نهضت آزادی) پاسخ داده اند. این كنفرانس با استفاده از امكانات سایبری و به صورت مجازی برگزار شد.
ظاهرا این برنامه خانه تیمی در مدار «شبكه عنكبوت» آن قدر به هم ریخته و بی سرو سامان بود كه سایت های یاد شده با وجود انتشار عكس و خبر چند سطری مصاحبه كذایی از ظهر سه شنبه، تا ساعات پایانی غروب دیروز چهارشنبه نتوانستند خبر و فیلمی روتوش شده از اصل شبه مصاحبه عرضه كنند، حال آن كه مصاحبه آن لاین-مستقیم- در فضای اینترنت تعریف و اقتضائات خود را دارد و معلوم نیست این چه كنفرانس خبری آن لاینی است كه تا 36ساعت بعد هم امكان انتشار نداشته است.
سایت های مورد اشاره در خبر كوتاه كلمه و سحام نیوز، (جرس، نوروز، امروز، میزان و ادوارنیوز) به عنوان كلاهبرداران مجازی شناخته می شوند و در واقع محصولات یكدیگر را بازتاب می دهند تا در فضای مجازی چنین القا كنند كه شایعات ساخته شده چون از سایت های متعدد منتشر می شود، پس سندیت دارد!
آش پخته شده در زیرزمین خانه تیمی «كلمه» آن قدر شور بود كه بسیاری از سایت های ضدانقلاب آن را به استهزا گرفتند و یكی از آنها (خودنویس) نوشت؛ این جلسه بدون حضور نمایندگان رسانه های مستقل برگزار شد تا نتوانند سؤال های خود را بپرسند.
گاف های فراوان موسوی و كروبی در مواضع چند ماهه اخیر كه باعث رسوایی و بدنامی بیشتر آنها شده- از جمله در حمایت از تروریست ها و مردم خداجو خواندن حرمت شكنان روز عاشورا و...- دلیل اصلی سردرگمی و تاخیر در انتشار كپ زیرزمینی اخیر ارزیابی می شود.

پوتین : تحریم ها علیه ایران بی تاثیر است
نخست وزیر روسیه در گفت وگو با خبرگزاری فرانسه اعمال تحریم های جدید علیه ایران به منظور توقف برنامه هسته ای این كشور را غیرمؤثر ارزیابی كرد.
به گزارش فارس، «ولادیمیر پوتین » در گفت وگو با خبرگزاری فرانسه اعلام كرد: »اعمال تحریم علیه ایران بمنظور حل بحران هسته ای این كشور غیرمؤثر است.»
اظهارات پوتین در حالی صورت گرفت كه مسكو اخیرا موافقت خود را در خصوص صدور قطعنامه جدید تحریم ها علیه ایران اعلام كرده است. وی افزود: «آیا یك مثال از مؤثر بودن تحریم ها علیه ایران در دست دارید؟ در مجموع باید گفت كه تحریم ها غیر مؤثر است.»
نخست وزیر روسیه در ادامه تصریح كرد: »علیه كره شمالی تحریم اعمال شد اما برنامه هسته ای آن گسترش یافت و علاوه بر این تحت همین تحریم ها بود كه رهبران كره شمالی اعلام كردند كه به سلاح هسته ای دست یافتند.»
پوتین همچنین با تأكید بر ضرورت محتاط بودن روسیه در خصوص اعمال تحریم علیه ایران گفت: «من از جامعه بین الملل می خواهم كه از اتخاذ هرگونه موضع نسنجیده در قبال ایران خودداری كنند.»
وی افزود: «من در هر صورت با اعمال زور موافق نیستم و معتقدم نباید درباره آن صحبت كرد و معتقدم كه اعمال زور كمترین نتیجه مثبت را خواهد داشت.»

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم خرداد 1389ساعت 11:9  توسط   | 

19

موسوي، كروبي و خاتمي ديگر به نظام برنمي‌گردند

عباسي در خصوص سرنوشت سران فتنه به سرنوشت افرادي مانند بني‌صدر اشاره كرد و گفت: اين افراد اعلام خروج از نظام كردند و شما فكر نكنيد كساني مانند آقاي موسوي ، كروبي و خاتمي ديگر به نظام برمي‌گردند چرا كه خروج از نظام شاخ و دم ندارد. حسن عباسي رييس مركز دكترينال امنيت بدون مرز در حاشيه همايش فصل عبرت‌ها و بصيرت‌ها كه در مركز همايش‌هاي بين المللي صدا و سيما برگزار مي شود با حضور در جمع خبرنگاران در خصوص عبرت‌هاي حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري اظهار داشت نصيبحت من به مسئولين در خصوص خلاء بصيرت در ميان آنهاست كه اين بصيرت مي‌تواند بسترسازي براي خدمت رساني بيشتر به مردم باشد. عباسي افزود: مردم ما با بصيرت توانستند از اين امتحان سربلند بيرون بيايند و حق آنهاست كه زندگي بهتري داشته باشند و مسئولين نيز براي تحقق اين امر نيازمند بصيرت بيشتر هستند. وي بسياري از منازعات درون دستگاه‌ها را حاصل غفلت از عنصر زمان آگاهي دانست و تأكيد كرد: اين عدم بصيرت و زمان آگاهي و همراهي با مردم مي‌تواند زمينه سازي براي فروپاشي و زمين خوردن نخبگان و مسئولين شود. بنابراين آنها بايد هميشه همراه مردم و در راستاي منويات رهبري حركت كنند. وي همچنين ادامه داد: يكي ديگر از عبرت‌هاي اين وقايع يك سال اخير اين است كه نمي‌شود بر روي بسياري از خودي‌هايي كه مورد تأييد امام و بزرگان نظام بودند حساب كرد چرا كه ممكن است در مواقعي دست اين افراد با دشمن در يك كاسه باشد. عباسي ادامه داد: همچنين مردم نشان دادند هيچ عقد اخوتي با هيچكس نبسته‌اند و هر كجا كه ببينند مصالح ملي منويات رهبري و اسلام به خطر مي‌افتد و ناديده گرفته مي‌شود به افراد پشت خواهند كرد. وي ادامه داد: بايد بدانيم كه دشمن از هر راهي وارد مي‌شود و آمريكا اسرائيل و اروپا براي رسيدن به اهداف خود حتما به افرادي در درون نظام چنگ مي‌اندازند تا با مصادره آنها به اهدافشان برسند. وي ادامه داد: برخلاف صدر اسلام كه برخي مقدس تلقي شده و ماندند و علي (ع) را خانه نشين كردند امروز مردم ما مي‌دانند كه نبايد قداست‌هاي دروغين را بربتابند و بنابر فرموده امام راحل ميزان حال فعلي افراد است . اين كارشناس مسائل استراتژيك همچنين در خصوص اتفاقات 14 خرداد در مراسم ارتحال حضرت امام با بيان اينكه من در آن لحظه حرم نبودم و از تلويزيون نيز فيلم آن را نديدم تصريح كرد: بنابر آنچه كه شنيدم سخنران بايد براي آرام كردن فضا از توانايي‌هاي خود استفاده مي‌كرد. عباسي همچنين خاطرنشان كرد: هر چند من نمي‌توانم بر اين اقدام صحه بگذارم ولي مردم انتظار داشتند تا بيت حضرت امام مواضع خود را نسبت به مواضعي كه خط امام را مخدوش مي‌كند روشن كنند كه متأسفانه اين امر صورت نگرفت و اين اتفاقات رخ داد. وي همچنين درباره اظهار نظر برخي افراد مانند موسوي كه اين اقدام مردم در سالگرد ارتحال حضرت امام را عربده‌كشي و هتاكي ناميد گفت: وقتي اين آقايان از ترويست هايي كه در كشور اعدام شدند حمايت مي‌كند و هيچ‌گاه در طول يك سال اخير از مواضع حمايتي اسرائيل نسبت به خودشان اعلام برائت نكردند بنابراين مواضع اينها مانند بني‌صدر و رجبي است كه از نظام خروج كردند و مواضع اين آقايان ديگر داخلي نيست. عباسي همچنين در خصوص سرنوشت سران فتنه به سرنوشت افرادي مانند بني‌صدر اشاره كرد و گفت: اين افراد اعلام خروج از نظام كردند و شما فكر نكنيد كساني مانند آقاي موسوي ، كروبي و خاتمي ديگر به نظام برمي‌گردند چرا كه خروج از نظام شاخ و دم ندارد. وي همچنين در خصوص اقدام سايت رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در خصوص انتشار دو نامه كه يكي خطاب به امام و ديگري سال گذشته خطاب به رهبر انقلاب نوشته شده است اظهار داشت: آقاي هاشمي به عنوان يك شخصيت برجسته،‌رئيس مجمع تشخيص، رئيس مجلس خبرگان طبيعي است كه خاطرات خود را منتشر كند اما آنچه كه اهميت دارد مطالعه اين كنش‌هاست و بايد پرسيد كه چرا آقاي هاشمي در اين مرحله همراه با ولايت و مردم حركت نمي‌كند. وي با بيان اينكه نبايد زياد در اين خصوص كنكاش كرد و دنبال سر نخ بود گفت: ايشان سال قبل نامه‌اي خطاب به رهبر انقلاب منتشر كردند كه در آن صحبت از فوران درون سينه‌هاي مردم شده بود كه البته مردم حجم اين فوران را ديدند و طبيعتا قضاوت نيز يك سال بعد از نامه بر عهده مردم است.

 

 

 

هیچ تجمعی برگزار نخواهیم کرد !

شوکه شدن سران فتنه از همکاری وزارت کشور :

در کنفرانس خبری که سران فتنه برای رسانه های خود ترتیب داده بودند ، میرحسین موسوی کاندیدای شکست خورده انتخابات اعلام کرد که درخواست خود را برای راهپیمایی پس گرفته اند.

  شنیده ها حاکی از آن است که در این کنفرانس خبری میرحسین موسوی در پاسخ سوال خبرنگاران درباره راهپیمایی 22 خرداد گفت : « با بررسی همه جانبه این تصمیم و با توجه به فضای کنونی برای اینکه از این درخواست سوء استفاده نشود و همچنین حامیان جریان سبز با مشکل روبرو نشوند درخواست خود برای برگزاری راهپیمایی 22 خرداد را از وزارت کشور پس گرفته ایم و از همین جا اعلام می داریم هیچ تجمعی در 22 خرداد نخواهیم داشت اما مطالبات خود را به طرق دیگر دنبال می کنیم.»
سران فتنه که فکر می کردند وزارت کشور برای این راهپیمایی با آنان همکاری نخواهد کرد و می توانند از این عدم همکاری استفاده تبلیغاتی نمایند با جواب وزارت کشور شوکه شدند .
چندی پیش وزارت کشور در مورد درخواست راهپیمایی اصلاح طلبان برای 22 خرداد ، از آن ها خواست برای دریافت مجوز، شعار ها و بیانیه پایانی و یک نماینده را به وزارت کشور معرفی نمایند.

 

 

تحرکات فرقه دراویش به نفع جریان فتنه

 

 تحرکات فرقه دراویش به نفع جریان فتنه

اخيراً اعضاي فرقه دراويش  از ابتداي سال جاري  اقدام به فراخواني گسترده اعضاي خود نموده اند بطوريکه در جلسات برگزار شده آنان تعداد افراد شرکت کننده نسبت به گذشته بيشتر شده است .

 پس از برگزاري جلسه  نور علي تابنده از سران دراويش گنابادي  با برخي از اعضاي نهضت آزادي و ملي مذهبي ها و درخواست آنان مبني بر کمک به جنبش سبز براي برگزاري تظاهراتي در روز 22 خرداد، جذب نيرو و فراخواني اعضاي از اولويت هاي فعاليت کاري دراويش در چند وقت اخير مي باشد.

همچنين ا زسوي ديگر گفته مي شود رهبران  چند فرقه  صوفي گري به تازگي به هواداران خود توصيه نموده اند با توجه برنامه ريزي دولت جهت استخدام کارمند در ادارات مختلف بخصوص در آموزش و پرورش و علوم پزشکي، هريک از دراويش که حائز اين شرايط باشند مي بايست تلاش خود را براي استخدام در اين ادارات جهت پيگيري اهداف تصوف بکار بندند.تا از طريق نفوذ در دولت بتوانند برنامه هاي تشكيلاتي خود را دنبال كنند . ذکر اين نکته ضروري است که  پس از پايان رياست جمهوري خاتمي درسال 84 و همچنين همزمان با انتخابات88 و اغتشاشات پس از آن ، فرقه هاي مختلف دراويش نيز با حرکت در مسير اربابان خارجي خود فعاليتهاي سياسي عليه نظام جمهوري اسلامي را تشديد کرده اند.  

 

 

 

[

 

 

اختلافات بر سر 22 خرداد بالا گرفت

 

                   

خاتمي ازهواداران جنبش سبز انتقاد كرد

در ادامه بروز اختلافات عدیده میان سران فتنه شنیده شده که درآخرین جلسه یک تشکل روحانی(مجمع روحانيون) تاثیر گذار در جریان اصلاحات رئیس شورای سیاستگذاری (محمدخاتمي) این تشکل که پیش ازاین  در چرخشی تاکتیکی از دیگر سران فتنه به امید بازگشت مجدد به نظام جدا شده بود خواستار اتخاذ مواضعی آرام و بدور از هرگونه خشونت طلبی  در 22 خرداد ماه شد.

وی همچنین از عملکرد و برنامه ها و اقدامات صورت گرفته توسط هواداران جریان فتنه در سال گذشته انتقاد کرد و خواستار ارائه راه کارهای جدید برای برون رفت از وضعیت فعلی حاکم بر جریان فتنه گردید.

وی در این جلسه گفت:"نباید در سالگرد 22 خرداد بحثهای بی حاصل انتخابات سال قبل و ادعاهای غیر قابل اثبات مانند تقلب در انتخابات را مطرح و مجدداً فضا را امنیتی و متشنج کرد".

در همین جلسه مرد خاکستری اصلاحات (موسوي خوييني ها) که  برخی معتقدند بیشترین تاثیر را ایجاد برخی تندرویهای سران فتنه داشته است ضمن مثبت ارزیابی کردن تحرکات جریان فتنه در سال گذشته در موضعی مخالف با رئیس شورای سیاستگذاری این تشکل خواستار شدت بخشیدن و تکرار حوادث ماههای پس از انتخابات گردیده و اعلام داشت که از برخوردها نباید بترسیم و به فضای اعتراض در جامعه باید دامن بزنیم تا نظام وادار به امتیازدهی شود.

گفتنی است  تحرکات ضد دینی جنبش سبز در سال گذشته به ویژه اهانت به حضرت امام (ره) و حوادث روز عاشورا و کشته و زخمی شدن تعدادی از شهروندان باعث بروز اختلاف نظر جدی میان برخی اعضای  این تشکل شده و همین عوامل موجب شده که در موضعی انفعالی قرار گرفته و نتواند یک  رویه واحد و یک سیاست منطقی و مشخص در پیش بگیرد به گونه ای که مأموریت برخی از اعضای این تشکل برای نشان دادن اتحاد ظاهری  سران فتنه به نتیجه نرسیده است.

 

 

ترس فتنه گران از برخورد انقلابی مردم

 

ترس فتنه گران از برخورد انقلابی مردم

سران فتنه و عناصر پشت پرده فتنه انگیزان طی روزهای گذشته به جابجایی مداوم اسکان خود پرداخته اند.

یک منبع آگاه با اعلام این خبر،گفت:سران و پرده نشینان جریان فتنه که این روزها برای احیای جریان شکست خورده خود به فتنه انگیزی مشغولند،به دلیل بنا به توصیه نزدیکان خود چندین بار اسکان خود را تغییر داده اند.
این مقام آگاه دلیل این تغییر اسکان را نگرانی نزدیکان از برخورد انقلابی مردم عنوان کرد وگفت:گرچه فتنه انگیزان به توطئه های خود مشغول بوده و آخرین قمار خود را در حال رقم زدن هستند اما این قمار آخر برای آنان تبعاتی دارد که حداقلش اقدام انقلابی ملت خواهد بود.

 

 

تحصن در قم آخرین پیشنهاد فتنه گران

 

تحصن در قم آخرین پیشنهاد فتنه گران

فتنه گران طی جلسه ای فوری آخرین راهبرد خود را برای فتنه انگیزی با سوء استفاده از سید حسن مصطفوی مطرح کرده اند.

در این جلسه که با حضور تنی چند از اعضای مجمع روحانیون مبارز برگزار شده بود،به اتفاق از سید حسن مصطفوی درخواست کرده اند که وی به قم رفته و در آنجا تحصن نماید تا زمینه حضور مردم و هواداران ما در خیابان های شهرهای مشهد ، قم ، شیراز و ... فراهم گردد.
اعضای جلسه همچنین تاکید کرده اند که این اقدام باعث خواهد شد تا تعداد نفرات بیشتری در راهپیمایی روز 22 خرداد شرکت نمایند.
در این جلسه اعضاء بر این نکته تأکید داشتند که از ماجرای حرم امام(ره) باید نهایت استفاده را نمود و فضای جامعه را تندتر نمود تا از نظام بتوانیم امتیاز بیشتری بگیریم.
گفتنی است تا به حال هیچ گونه خبری مبنی برموافقت سید حسن مصطفوی با این پیشنهاد بدست نیامده است.
گفتنی است علی رغم تلاش همه جانبه فتنه گران برای ایجاد آشوب و اغتشاش در روز 22 خرداد رسانه های حامی فتنه نیز بارها اعتراف کرده اند که سران فتنه دیگر هیچ جایگاهی در بین مردم ندارند .

 

 

یکی از سران فتنه می خواهد اعلام توبه کند

 

یکی از سران فتنه می خواهد اعلام توبه کند.

خبرهای موثق حاکی از آن است که یکی از سران و دست اندرکاران وقایع 1 ساله اخیر  قصد دارد اعلام توبه کند.

وی که پیشتر از این سعی کرده است که خود را از محافل فتنه دور نگهدارد و یا با حضور خود در بیم آنان  در برخورد با مواضع تند آنان مقابله کرده .

وی  از آنان بخاطر به چالش کشاندن جریان اصلاح طلبی انتقاد نموده / در مقابل  سران فتنه نیز از او  به تندی انتقاد می کنند و وی را متهم به سازش و معامله با نظام متهم می نمایند / اما در واقع وی با توجه به رهنمودهای مقام معظم رهبری در نمازجمعه بهشت زهرا و با ملاک قرار دادن قانون/ و ناراحتی ازاتفاقات پیش آمده و کشته و زخمی شدن افرادی از دو طرف در وقایع اخیر قصد دارد با اعلام توبه و برائت ازجریان فتنه به دامان نظام اسلامی وولایت باز گردد .

 

 

 

اختلافات بر سر 22 خرداد بالا گرفت!

 

اختلافات بر سر 22 خرداد بالا گرفت!

در ادامه بروز اختلافات عدیده میان سران فتنه شنیده شده که درآخرین جلسه یک تشکل روحانی تاثیر گذار در جریان اصلاحات رئیس شورای سیاستگذاری این تشکل که پیش ازاین  در چرخشی تاکتیکی از دیگر سران فتنه به امید بازگشت مجدد به نظام جدا شده بود خواستار اتخاذ مواضعی آرام و بدور از هرگونه خشونت طلبی  در 22 خرداد ماه شد. وی همچنین از عملکرد و برنامه ها و اقدامات صورت گرفته توسط هواداران جریان فتنه در سال گذشته انتقاد کرد و خواستار ارائه راه کارهای جدید برای برون رفت از وضعیت فعلی حاکم بر جریان فتنه گردید.

وی در این جلسه گفت:"نباید در سالگرد 22 خرداد بحثهای بی حاصل انتخابات سال قبل و ادعاهای غیر قابل اثبات مانند تقلب در انتخابات را مطرح و مجدداً فضا را امنیتی و متشنج کرد".

در همین جلسه مرد خاکستری اصلاحات که  برخی معتقدند بیشترین تاثیر را ایجاد برخی تندرویهای سران فتنه داشته است ضمن مثبت ارزیابی کردن تحرکات جریان فتنه در سال گذشته در موضعی مخالف با رئیس شورای سیاستگذاری این تشکل خواستار شدت بخشیدن و تکرار حوادث ماههای پس از انتخابات گردیده و اعلام داشت که از برخوردها نباید بترسیم و به فضای اعتراض در جامعه باید دامن بزنیم تا نظام وادار به امتیازدهی شود.

گفتنی است  تحرکات ضد دینی جنبش سبز در سال گذشته به ویژه اهانت به حضرت امام (ره) و حوادث روز عاشورا باعث بروز اختلاف نظر جدی میان برخی اعضای  این تشکل شده و همین عوامل موجب شده که در موضعی انفعالی قرار گرفته و نتواند یک  رویه واحد و یک سیاست منطقی و مشخص در پیش بگیرد به گونه ای که مأموریت برخی از اعضای این تشکل برای نشان دادن اتحاد ظاهری  سران فتنه به نتیجه نرسیده است

 

 

 

درخواست راهپيمائي با جعل امضاي احزاب اصلاح طلب !

 

درخواست راهپيمائي با جعل امضاي احزاب اصلاح طلب !

فعالان تعدادي از گروههاي مذكور اعلام كرده اند كه از محتواي نامه ارسال شده به وزارت كشور مطلع نيستند!

 

 گروه‌هاي مدعي اصلاح‌طلبي در قالب گروه هشتگانه اصلاح‌طلب پس از انتشار خبري مبني بر ارائه درخواستي از سوي كروبي و موسوي به وزارت كشور نسبت به اين موضوع به شدت واكنش نشان داده‌ واين موضوع دامنه اختلافات ميان آنان را گسترش داده است.

مسئولين و فعالان تعدادي از گروههاي مذكور اعلام كرده اند كه از محتواي نامه ارسال شده به وزارت كشور مطلع نيستند و موافق با برگزاري چنين تجمعاتي نخواهند بود.
فعالان سياسي جريان موسوم به اصلاحات تاكيد كرده اند ازانچه در متن اين درخواست امده است هيچ گونه اطلاعي ندارند و تنها دو گروه تند رو جريان فتنه كه در معرض انحلال مي باشند اين تصميم را القا كرده اند.
گفتني است پيش از اين نيز بارها جريان هاي تندرو و رو به انحلال اصلاح طلب بيانيه هايي را با نام و عناوين گروههاي 22 گانه دوم خرداد منتشر كرده بودند كه مورد تكذيب قرار گرفت.
درحالي كه سركردكان مشاركت و مجاهدين مطلع هستند كه مطمئنا دولت با ارائه چنين مجوزهايي موافقت نخواهد كرد اين اقدام بيش ازآنكه يك حركت حزبي و سياسي تلقي شود مي تواند به مثابه ادامه تفرقه جويي و فتنه جويي ارزيابي شود.
خبرهاي رسيده حاكي ازان است كه برخي از گروههايي كه نامشان در درخواست صدور مجوزذكر شده است فاقد اركان حقيقي حزبي مي باشند.
بطور مثال سه گروه از مجموعه هشت گروهي كه وجود دارد اساسا فاقد دبير كل مي باشند.
اين درحالي است كه طبيعتا بيانيه ها و درخواست هاي حزبي مي بايست به امضاي دبير كل رسانده شود.
بنظر مي رسد كه جريان فتنه و گروههاي راديكال در صدد هستند تا از ظرفيت نامهاي خالي از محتوا و هويت حقيقي حزبي چند گروه براي نمايش وضعيت حداكثري دروغين استفاده كنند.
پيش ازين نيز بارها شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بيانيه هايي را منتشر كرده بود كه از نظر فعالان و مسئولين حزبي گروههاي موسوم به اصلاح طلب فاقد صحت و واقعيت بوده است.
از قرار معلوم اين نامه ها و بيانيه ها توسط چند فرد مشخص نگارش شده و به ساير گروهها تحميل رسانه اي ميشود ، حال آنكه هيچ گاه در جلسات شوراي مركزي اين احزاب درباره چنين اقداماتي سخني به ميان نمي آيد.

 

 

ویژه نامه رمز عبور 2

 

آنهایی که ویژه نامه رمز عبور 1 را دیده بودند، حتما برای رمز عبور ۲ لحظه شماری می کنند ...

«رمز عبور ۱» ویژه نامه سیاسی - تاریخی روزنامه ایران بود که در آخرین روزهای اسفند ۸۸ منتشر شد و محور آن بررسی تاریخ ۳۰ ساله انقلاب اسلامی بود و  استقبال از آن بگونه ای بود که کمتر از ۲ ساعت پس از توزیع آن در کیوسک های روزنامه فروشی، به اتمام رسید.

 با گذشت قریب به ۳ ماه از انتشار رمز عبور ۱، ویژه نامه رمز عبور ۲ که به نوعی مکمل نسخه قبلی آن می باشد روز ۴شنبه در سراسر کشور به عنوان ضمیمه رایگان روزنامه ایران توزیع خواهد شد. طبیعی است با توجه به استقبال خوانندگان برای تهیه آن باید تا قبل از ساعت ۸ صبح به روزنامه فروشی ها مراجعه نمود لذا دوستان طی روزهای بعد از ارسال اس ام اس و ... مبنی بر دریافت ویژه نامه خودداری کنند چرا که دفعه قبل خودم نیز به سختی توانستم یک نسخه از آن را بدست آورم!

رمز عبور ۲ در بیش از ۲۰۰ صفحه، روایتی است از تاریخ ۳۰ ساله انقلاب اسلامی. مطالبی که برخی از آنها برای بار اول منتشر می شود و از منابع تاریخی به حساب می آیند ...

 

 

جمعیت سرگردان دنبال کیک و ساندیس

 

خبر های خواندنی از تحلیل جریان فتنه از سالگرد ارتحال امام راحل

جمعیت سرگردان دنبال کیک و ساندیس

از هر 100 نفر 10 نفر هم گوش نمی دهند، یکی دنبال اینه کجا کیک و ساندیس می دهند یکی دنبال جا برای پیک نیک هست، خانواده‌ها درگیر گرفتن صف برای گرفتن غذاهای حکومتی هستند، ضلع غربی حرم درگیری بدی بین یه سری جوان برای صف غذا اتفاق افتاده.

پس از حضور میلیونی مردم در مراسم سالگرد ارتحال بنيانگذار کبیر انقلاب، کاربران سایت بالاترین که از این حضور گسترده به شدت عصبانی و ناراحت شده بودند مطابق معمول با انتشار لینک‌هایی به دروغ پراکنی و توهین به مردم و رهبری پرداختند.


به گزارش «طلبه بلاگ»، این عصبانیت تا آنجا پیش رفت که طرفداران جنبش سبز با انتشار اخبار مضحکی حضور گسترده‌ی مردم را برای گرفتن ساندیس و آب معدنی عنوان کردند.  این در حالی است که سران این جنبش مدت‌هاست دم از عدم همراهی مردم با طرح‌های آنان می‌زنند.

نکته جالب اینجاست که ادعاهای متناقض کاربران بالاترین در حالی مطرح می‌شود که برخی جمعیت حاضر در مراسم سالگرد حضرت امام را بسیار کم عنوان کرده‌اند؛ در حالی که برخی مدعی شده‌ا‌‌ند که تعداد دومیلیون و پانصد هزار آب معدنی تنها برای بسیجیان تدارک دیده شده است.

آنچه در ذیل می خوانید برخی از مطالب منتشر شده‌ی سایت بالاترین در چند ساعت اخیر است.

هر بسیجی هشتاد هزار تومان برای حضور در تهران!

برای هر بسیجی که روز چهاردهم و پانزدهم خرداد ماه از شهرهای دیگر به تهران آمده است هشتاد هزار تومان تعلق می گیرد.یک منبع آگاه در ستاد اقامه نماز جمعه تهران به خبرنگارآژانس ايران خبـــــــر گفت: «برای هر بسیجی که از شهرهای دیگر برای برگزاری مراسم مرگ خمینی به تهران اعزام شده است هشتاد هزار تومان داده می شود».

وی افزود: «این پول از بیت المال برای بسیجی ها در نظر گرفته شده است و بیش از سیصد هزار بسیجی از شهرهای مختلف با ثبت نام به تهران آمده اند. ضمن اینکه تعدادی نیز بدون ثبت نام به تهران آمده اند. این بسیجی ها قرار است روز جمعه و شنبه در اعتراض به آنچه که بدحجابی می دانند هم تجمع کنند.»
 
این منبع آگاه درادامه گفت : «این افراد که یک روز زودتر به تهران آمده اند تصمیم داشتند روز پنجشنبه در اعتراض به بدحجابی در تهران تجمع کنند که خامنه ای با این اقدام مخالفت کرده و قرار شده که روز جمعه و شنبه این اقدام را انجام دهند.»

جمعیت سرگردان دنبال کیک و ساندیس

دوست بنده مسئول بسیج یکی از ادارات الان تماس گرفت گفت جمعیت بیرون از صحن اصلا قابل نمایش دادن نیستند کسی توجه نمی کنه.

از هر 100 نفر 10 نفر هم گوش نمی دهند، یکی دنبال اینه کجا کیک و ساندیس می دهند یکی دنبال جا برای پیک نیک هست، خانواده‌ها درگیر گرفتن صف برای گرفتن غذاهای حکومتی هستند، ضلع غربی حرم درگیری بدی بین یه سری جوان برای صف غذا اتفاق افتاده.

نظام نتوانست جمعیت مورد نظر خود را به مراسم بیاورد. مراسم حکومتی سالگرد مرگ (امام) خمینی با شکست مواجه شد. نظام که قصد داشت با آوردن نیروهای خود به اطراف مزار خمینی اقدام به برگزاری یک مراسم حکومتی گسترده کند، شکست خورد.

عدم حضور مردم در این برنامه با وجود تلاش بسیار حكومت برای سامان دهی های گسترده برای مسئولان برگزاری نیزغافلگیرکننده بود.

در حالی که قرار بود امروز حدود دومیلیون نفر در مراسم حکومتی حضور پیدا کنند اما جمعیت چندان نبود.

شکست برنامه‌ی نمایشی حكومت آخوندي

نظام نتوانست جمعیت مورد نظر خود را به مراسم بیاورد. مراسم حکومتی سالگرد مرگ  (امام)خمینی با شکست مواجه شد. نظام که قصد داشت با آوردن نیروهای خود به اطراف مزار خمینی اقدام به برگزاری یک مراسم حکومتی گسترده کند،شکست خورد.

عدم حضور مردم در این برنامه با وجود تلاش بسیار حكومت برای سامان دهی های گسترده برای مسئولان برگزاری نیز غافلگیرکننده بود.

در حالی که قرار بود امروز حدود دومیلیون نفر در مراسم حکومتی حضور پیدا کنند اما جمعیت چندان نبود.

ناوگان حمل ونقل عمومی که طی چند روز گذشته در اختیار نيروهاي سرکوب گر قرار گرفته بود نتوانست به اندازه ی کافی نیرو به در مزار خمینی فراهم بیاورد.

تلاش كارگزاران حكومتي با ناکامی مواجه شد به طوری که در مراسم سالگرد مرگ (امام) خمینی تنها همان جمعیت سنتی حاضر درنماز جمعه همراه با جیره خواران حكومت که از نقاط مختلف کشور به تهران امده اند در حال برگزاری است.

حكومت آخوندي نتوانست جمعیت مورد نظرش را به مراسم حکومتی بیاورد.این شکست مفتضحانه موجب سرافکندگی بسیجی ها شده است وحال شعار دادن ندارند.

با وجود تبليغات فراوان وبسیج همه ی امکانات حكومت نتوانست مردم را به این مراسم بیاوردتا مشخص شود حكومت حتی در بین طرفداران سنتي خود نیز دچار ریزش شدید شده است.

جناب احمدی نژاد متشکرم که تحريکمان کردي!

جناب احمدی نژاد متشکرم که تحريکمان کردي! آدمی که مستبد باشد یک اشتباه را آن قدر تکرار می کند تا گور خودش را بکند. احمدي نژاد هم با تکرار توهين هاي يک سال قبلش در مراسم سالگرد (امام) خميني دوباره بر آتش زير خاکستر دميد! فرصت را غنيمت بشماريد!

خرید دو میلیون و پانصد هزار آب معدنی برای بسیجی ها

یک منبع آگاه در ستاد اقامه نماز جمعه به خبرنگار آژانس ايران خبـــــــر گفت که : «ستاد اقامه نماز دو میلیون و پانصد هزار بطری آب معدنی برای بسیجی هایی که در نماز جمعه و مراسم روز ارتحال خمینی شرکت می کنند خریداری کرده است».

وی افزود: «برای رفاه حال این بسیجی ها امکانات دیگری نیز در نظر گرفته شده است»

دلیل اینکه جمعیت امروز میلیونی نبودند کشف شد: نبودن اسب تروا

جمعيت امروز با همه برنامه ريزي و حساب و كتاب و پول و نذري و بليط و قول و قرار ، حتي به يك پنجم جمعيت 22 بهمن با آنهمه بگير و ببند و تهديد و ارعاب هم نميرسيد ؟
ميدانيد چرا ؟ چون آنروز جنبش سبز در خيابان بود . امروز نبود . همين .

باور کنید ۸۰ درصد از هموطنانی که الان تو مراسم شرکت کردن به نون شبشون محتاج هستن

باور کنید ۸۰ درصد از هموطنانی که الان تو مراسم شرکت کردن به نون شبشون محتاج هستن. و متأسفانه مجبور هستن که برای به دست آوردن لقمه‌ای نان در این جور مراسم حکومتی شرکت کنند،باید واقع بین بود،من و شما هم اگر مثل خیلی‌ از اون‌ها بودیم ۱۰۰ درصد برای گرفتن ۸۰ هزار تومن که می‌تونستم باهاش ۳ کیلو گوشتی که الان ۵ ساله رنگشو ندیدم می‌خریدم ،با کلّه میرفتم.

قول میدهم شعار الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور امشب خواب را بر شما حرام کند
حال که اینگونه به میر حسین و تمامی ملت ایران بی حرمتی کردید.
حال که پای را از گلیم خویش بسیار فراتر نهادید.
منتظر ما باشید.
هم امشب با صدای رسای الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور و هم در 22 خرداد که قول می دهم جیره خواران شما در خیل جمعیت مردم ناپدید گردند.

 

 

لو کنت ایرانیة (کاش ایرانی بودم)

 

 

جالب است که ببینیم مردم منطقه،‌ در ٣١ ساله شدن انقلاب، چه نگاهی به ایران و ایرانیان دارند. سری به یکی از مهمترین سایت‌های خبری عربی می‌زنیم: «الجزیـــره».


«إیران تحتفل بذکرى ثورتها» (ایران سالگرد انقلابش را گرامی‌ می‌دارد) + تیتری است که این سایت قطری برای خبر جشن‌های انقلاب انتخاب کرده است. نگاهی به کامنت‌های خبر می‌اندازم:

 
یک عربستانی، که در مقابل پیشرفت علمی‌ ایران در دانش‌های انرژی هسته‌ای، ساخت و پرتاب ماهواره، شبیه‌سازی، روبات، لیزر، نانو و ... شگفت‌زده شده، می‌نویسد:

«انا لا أتفاجأ لو ان ایران اختبرت قنبله ذریه حتى من قبل ۵ سنوات ولا اتفاجأ انهم وصلوا المریخ و لکن الذی لا اصدقه و لایمکن حتى اتخیله ان العرب یستطیعون ان یصنعوا معجون اسنان او حتى عود کبریت فالى الامام ایها الشعب الایرانی العزیز اما نحن فلم یبقى لنا غیر الذل و الهوان و ...»

من غافلگیر نمی‌شوم اگر ایران  قبل از پنج سال دیگر بمب اتمی‌اش را آزمایش کند، و غافلگیر نمی‌شوم اگر آنها به مریخ بروند، اما آن چیزی را که تایید نمی‌کنم و حتی نمی‌توانم فکرش را بکنم این است که عــرب‌ها بتوانند یک خمیر دندان یا حتی چوب کبریت بسازند، پس به پیش بروید ای مردم عزیز ایران که برای ما چیزی جز ذلت و حقارت و ... نمانده است.


فاطمه از الجزائر می‌نویسد: کاش من هم یک ایرانی بودم:

«هزنی کلام السید نجاد شاهدت الخطاب مطولا على قناة العالم . یاریت یجرأ احد عربی ان یقول شیء قلیل من ما قاله. حتى اننى تمنیت لو کنت ایرانیة. انا اکره الاستسلام.»

سخنرانی (٢٢بهمن) احمدی نژاد مرا به لرزه انداخت، سخنرانی را به صورت کامل از شبکه العالم دیدم. ای کاش یک عرب جرات می‌کرد تا کمی ‌از چیزهایی را که او گفت بگوید. آرزو می‌کنم که ای کاش ایرانی بودم، من از تسلیم شدن بیزارم.


لیلى از مراکش می‌نویسد:

«الف مبروک للثورة الاسلامیة فی ایران. الف مبروک لکل الانجازات العلمیة و التقنیة ... الله معکم و نحن المضطهدین معکم ایضا، الى الامام.»

هزاران تبریک به انقلاب اسلامی ‌ایران، هزاران تبریک به موفقیت‌های علمی ‌و تکنولوژی ... خدا با شماست و ما مظلومان با شماییم ... به پیش بروید.


أحمد که از سخنان ضد آمریکایی مقامات ایرانی به وجد آمده، می‌نویسد:

«‌هاکذا هی الحریة ماأحلاها. أنا استمعت لکلمة نجاد الیوم التی تحدی فیها لغرب و یالها من کلمه و یاله من رجل و الله أن أحسد الإیرانیین علی‌هذه الحریة وصرت أستحیی من عروبتی و أتمنی أن یکون حکام العرب العملاء مثل حذاء نجد فقط لا أکثر. ألف ألف مبروک لکم یا أمتنا التی نعول علیها بعدما فقدنا من نعول علیه.»

این همان آزادگی است و چقدر شیرین است، من سخنان رئیس جمهور ایران را امروز (٢٢بهمن) شنیدم که غرب را تهدید می‌کرد، احسنت بر این سخنرانی، به خدا قسم به ایرانی‌ها به خاطر این آزادگی حسادت می‌ورزم و از عرب بودن خود شرمگین هستم، آرزو می‌کنم که کاش حاکمان عرب فقط مثل کفش رئیس جمهور ایران بودند نه بیشتر! هزاران هزار تحیت بر شما ای امت ما، که امید ما به شماست در زمانه ای که هیچ امیدی نداریم.



در کل، ١۴ نفر ١٨ کامنت گذاشته اند که با کسر ٢ ایرانی عرب، ١٢نفر غیر ایرانی درباره انقلاب ایران نظر داده اند.

از این مجموع، ٢ نفر (با دو کامنت) مخالف انقلاب هستند که یکی شان گرایش وهابی و ضدشیعی دارد و دیگری طرفدار رژیم سابق عراق است. ١ نفر (با دو کامنت) بی‌طرف است و ٩ نفر (با ١٢ کامنت) طرفدار انقلاب اسلامی ایران. البته برای آنکه به نتایجی کاملا دقیق برسیم به نمونه آماری گسترده ای نیاز است و این فقط مشتی است نمونه خروار.


سایت فرانس ٢۴ هم بخش عربی دارد. خبری زده با عنوان «ذکرى قیام الثورة الإسلامیة: الأحداث ساعة بساعة» (گزارش ساعت به ساعت رویدادهای تهران در سالگرد انقلاب اسلامی) اما در این گزارش، بزرگترین رویداد تهران در سالگرد انقلاب نادیده گرفته می‌شود.

در پایین خبر فقط یک کامنت وجود دارد، آن هم در حالگیری اساسی از این سایت فرانسوی:

 قاسم از کویت:

«انقلاب سقوط نمی‌کند، ۴ انگشت فاصله است بین حق و باطل (اشاره به فاصله چشم و گوش) و بین پوشاندن و پرده افکندن از حقیقت.

ای فرزندان سارکوزی! میلیون‌ها نفر برای پشتیبانی از انقلاب تظاهرات کردند ولی شما فقط بر روی کسانی که دوستشان دارید زوم می‌کنید، بله می‌دانیم که آرزوی شما نابودی نظام ایران است اما به زودی خواهید دانست که چه کسی ساقط می‌شود. ایران در مقابل شما تسلیم نمی‌شود، ای غربی‌ها! این رویاست که در طول تاریخ شما همیشه رئیس باشید و غیر شما بنده و مطیع»

این پیام‌ها، دقیقا همان چیزی است که آمریکا و غرب را از دست ایران به شدت عصبانی و هراسان کرده است. نهضت بیداری اسلامی‌ شدت گرفته و ایران به یک الگو برای کشورهای اسلامی تبدیل شده است.

امروز اقبال لاهوری، پرشورتر از هر روز، فریاد برمی‌آورد و مسلمانان جهان را به بیداری از خواب غفلت فرامی‌خواند:
«هر ذره این خاک گره خورده نگاهی است/ از هند و سمرقند و عراق و همدان خیز/ از خواب گران، خواب گران، خواب گران، خیز ...»

ایرانِ امروز، در جهان اسلام جریانی را رهبری می‌کند که به ایجاد تمدن بزرگ اسلامی ‌می‌اندیشد تا همانند عصر پدرانمان: ابن سینا و ابوریحان و خوارزمی ‌و فارابی و خیام و  ... بار دیگر چشمان چشم‌آبی‌ها را به عظمت علمی ‌و فرهنگی تمدن اسلامی‌ خیره سازد.

تا آن زمان که انقلاب ایران، پشتوانه مردمی ‌داشته باشد هیچ تهدید نظامی ‌کارساز نیست و این انقلاب همچنان به بیداری اسلامی‌ و تبلیغ ایستادگی در برابر زیاده خواهی‌های غرب خواهد پرداخت. بنابراین نخستین قدم برای حذف خطر بزرگ انقلاب ایران، حذف مردم از پشتوانه این انقلاب و بی‌اعتماد کردن و دلســرد کردن آنها است که در آن صورت با یک موشک می‌شود فاتحه انقلاب و بیداری اسلامی را خواند.

مدیران بی‌بی‌سی، voa و ... که در جنگ تحمیلی، خروار خروار بر سر ما بمب می‌ریختند، حالا هر روز نگران پایمال شدن حقوقمان در انقلاب شده‌اند. اینانی که در طول ٨ سال جنگ نابرابر، هزاران ندا را با دست‌های خودشان خفه کردند، حالا  دلشان برای رفتن یک ندای دیگر تنگ شده است.


دشمن مترصد است و لحظه به لحظه در انتظار سوژه‌. انتخاباتی برگزار شد. حضور ٨۵درصدی مردم در پای صندوق‌های رای انقلاب، به یکباره ضربه ای مهلک بود بر همه برنامه‌های غرب. در این میان، یک غفلـــت، ضربه‌ای بر پیکره انقلابی زد که قرار بود تمدن غرب را به چالش بکشاند.

اینکه یک نامزد از خانواده انقلاب، احتمال تقلب بدهد و اعتراض کند ملامتی ندارد، اما اینکه فقط با فاصله چند ساعت از پایان رای‌گیری و در یک فضای کاملا احساسی، با قاطعیت تمام اعلام کند تقلب شده است و قبل از بررسی علمی ‌دلایلش، هوادارانش را بر ضد نهادهای قانونی کشور به خیابان‌ها بکشاند، شایسته و زیبنده نامزدی نبود که بر قانونمداری و عقلانیت تاکید و از حاکم شدن روحیه قانونگریزی و هیجانی بر کشور، احساس خطر می‌کرد: «من با ایـن روحیه مخالفم.»

 لینک وبلاگ، یکی از 9 رای آقای موسوی، متعلق به نویسنده آن وبلاگ است


دلایل مطرح شده برای تقلب، توان آن را نداشت که ثابت کند در مقابل دیدگان 100,000 ناظر سه نامزد پیروز نشده، تقلبی با گستردگی 11,000,000 رای رخ داده است.

بسیاری از رای‌دهندگان به آقای موسوی از جمله دکتر جوادی‌یگانه (استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران) + ،‌ دکتر کواکبیان (مسئول ستادهای مردمی‌ایشان)، محمد اسفندیاری (چهره فرهنگی و حوزوی)، سعدالله نصیری (نماینده اصلاح‌طلب) و ... حاضر به پذیرش ادعای بزرگ و غیرعلمی تقلب نشدند.

با این وجود، حتی اگر تمامی صندوق‌های مورد نظر نامزد معترض هم ابطال می‌شد، فقط چند در صد از کل آرا، آن هم از هر ۴ نامزد باطل می‌شد.

 

 

 

خيانت جاسوس دو جانبه و حامي موسوي به ملت ايران

 

خيانت جاسوس دو جانبه و حامي موسوي به ملت ايران

 

جاسوس دو جانبه آمريكا و اسرائيل به خيانت هاي خود و يك حامي موسوي عليه ملت ايران اعتراف كرد.

 

عليرضا نوري‌زاده كه سال‌هاست با گرفتن مواجب از سازمان‌هاي جاسوسي آمريكا و اسرائيل همانند طوطي به تكرار ديكته‌هاي تنظيم شده عليه ايران در رسانه‌هاي غربي مي‌پردازد در جديدترين مصاحبه خود پرده از خيانت‌هاي خود و محسن سازگارا برداشت.
نوري زاده كه در كانال تلويزيوني گروهك تروريستي كومله ياوه سرايي مي‌كرد مدعي شد در ازاي دريافت مبلغ هنگفتي حاضر شدم مشخصات دو مركز تاسيسات هسته اي ايران را به سازمان سيا اطلاع دهم.
 وي مدعي شد اين دو مركز در جنوب غربي طبس و ديگري در103 كيلومتري جنوب غربي ميبندان است. اين خائن مردم ايران كه با حمايت دولت انگليس در لندن اقامت دارد در ادامه خيالبافي هاي خود گفته است اين دو مركز در عمق100 كيلومتري زير زمين قرار دارند و طوري ساخته شده اند كه با جرثقيل مي‌تواند هواپيما و بالگرد را كه آنجا پنهان شده اند به سطح زمين آورد!
نوري زاده سلطنت طلب در ادامه اين مصاحبه به خيانت محسن سازگارا حامي موسوي و جنبش سبز هم اشاره اي كرده و با افتخار تمام اعتراف كرد من و سازگارا به صورت پنهاني با مقامات روسيه مذاكراتي داشتيم كه موشك هاي اس300 را به ايران تحويل ندهند و تاثير مذاكرات من و سازگارا با مقامات روسيه چند هفته ديگر معلوم خواهد شد!

 

 

 

پیشنهاد به سیدحسن برای رهبری جریان فتنه

 

پیشنهاد به سیدحسن برای رهبری جریان فتنه

پس از اعتراض یکپارچه مردم به سید حسن خمینی در مراسم رحلت امام راحل، برخی از چهره های اصلی مجمع روحانیون مبارز به دیدار سیدحسن رفته و به وی پیشنهادهایی داده‌اند.

 این افراد با اشاره به عدم اقبال مردم به میرحسین موسوی و مهدی کروبی و سوخت شدن این دو چهره سیاسی، به سیدحسن پیشنهاد کرده اند، در راستای احیای پایگاه اجتماعی جریان اصلاح طلب، شخصا هدایت این جریان را به عهده بگیرد.

به گفته این اعضای مجمع روحانیون، با توجه به اعتراضات گسترده مردمی علیه موسوی و کروبی، این دو نفر دیگر برای رهبری جریان مناسب نیستند.

به همین دلیل آنان از سیدحسن خمینی خواسته اند که در اولین اقدام، به یکی از شهرهای مذهبی همچون قم رفته و زمینه های آشوب و ناآرامی را از این شهر تدارک ببیند زیرا به اعتقاد اعضای مجمع روحانیون، در این صورت، آشوب ها با ظاهر دینی و مذهبی همراه خواهد شد و احتمال جذب مردمی و خروج این جریان از انزوای کنونی وجود دارد.

با این حال، سید حسن خمینی به درخواست آنان پاسخی نداده است.

به نظر می رسد پاسخ وی به این درخواست منفی باشد چرا که به گمان سیدحسن، اگر او دست به اقدام عملی در مخالفت با مردم و نظام بزند، توجیهات کنونی‌اش را برای رد اعتراضات مردمی، از دست خواهد داد

 

 

زمان از دست رفت :شوک دیگری در راه است

 

با توجه به اینکه فتنه گران مترصد فرصتی برای ایجاد آشوب در کشور بودند بسیاری از حرکات آنها در این بازه زمانی قابل تحلیل می شود !

 

 

طبق اطلاعات بدست آمده مشخص شد چرا سید حسن مصطفوی اصرار داشت به هر شکل ممکن چند کلامی لفاظی کند. طرح درست کردن پیراهن عثمان توسط تیم ایشان قبلا برنامه ریزی شده بوده است ! بر طبق این برنامه قرار بود سید حسن با ابراز سخنانی تحریک آمیز واکنش جمعیت را برانگیزد تا در نهایت با موج سواری بر این  " کنش و واکنش جمعی "  کل مراسم تحت الشعاع قرار گرفته و از رول عادی خارج شود.

 حرکت به حق مردم شریف و دل آزرده ایران نسبت به وی برنامه را با تغییری مختصر مواجه می کند لذا ایشان تاکتیک مظلوم نمایی را در پیش می گیرد و با تیزهوشی صورت خود را جلوی رهبری می برد تا ایشان با وی رو بوسی کنند !!

 اما بعد از مراسم قرار می شود تاکتیک مظلوم نمایی با یک حرکت انتحاری تکمیل شود لذا ایشان به همراه آقای عنصاری با وزیر کشور و همراهان وی گلاویز شده و در حرکتی متمدنانه ! که حتما بیزاری اکثریت را هم در پی نداشته ! به صورت وزیر کشور ۳ سیلی و یک مشت حواله می کنند !

 طبق پیش بینی آنها می بایست صدمه یا زخمی بر ایشان می ماند تا پروژه " توسلی ۲ " به اجرا در می آمد ! اما این پروژه با متانت و تحمل کم نظیر وزیر کشور و همراهان ایشان مواجه می شود اما موج دوم که قرار بود در دفاع از بیت امام صورت گیرد در حال حرکت است.

 بر طبق این نقشه فتنه گون ٬ قرار است بیانیه ها و نامه های کثیری از طرف شخصیت های اکثرا دینی و به اصطلاح مرجع به ایشان نوشته شود و در نهایت با جلوداری آنها سران فتنه موضع گیری کرده و در نهایت درخواست دادن مجوز برای راهپیمایی در دفاع از بیت امام داشته باشند .

 در این نقشه زیرکانه مراجع به عنوان سپر بلای آنانی که خود را جنبش سبز می نامند قرار می گیرند به این صورت هزینه برخورد با آنها توسط نظام در راهپیمایی احتمالی بسیار بالا می رود .

فرمول جدید آنها سوء استفاده از احساسات دینی مردم است ! چیزی شبیه بازی با رنگ سبز و سیادت اما اینبار کمی پچیده تر !

 یک تیر و چند نشان ! هم چهره ضد نظام و امامی خود را بهبود می بخشند هم بدنه ساده و عوام را در تظاهرات احتمالی همراه می سازند ! و در نهایت بهانه راهپیمایی آنها برای ۲۲ خرداد به بهترین شکل جور می شود !

 باید در چند روز آینده بسیار هوشیار بود ! طبق اطلاعات کاملا موثق فتنه گران تصمیم گرفته اند به هر شکل ممکن به جامعه یک " شوک " وارد کنند لذا از دوستان خواهشمند است به هیچ وجه بهانه ای بدست آنها ندهند ! مواظب باشید روی موج یا زیر موج آنها قرار نگیرید !! از هر حرکت انفرادی یا بدون هماهنگی و خودسرانه پرهیز کنید !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت 21:21  توسط   |